کردها؛ امید یا ناامیدی به دولت روحانی

حق نشر عکس AFP

بیشتر تحلیل های قبل از انتخابات حول پیروزی نامزد اصولگرایان بود. اما حسن روحانی پیروز انتخابات شد.

پیروزی ایشان امیدها به اصلاح نظام سیاسی جمهوری اسلامی را دوباره زنده کرد. امیدی که باعث شد تا کردهایی که در انتخابات شرکت کردند به نامزدی خارج از گفتمان رسمی حاکمیت (یعنی آقای روحانی) رای بدهند.

هر چند احزاب و فعالان جامعه کرد در خارج کشور به طور یک صدا تحریم انتخابات را در دستور کار قرار دادند. اما نتیجه انتخابات هم صدائی قبل از انتخابات را به همراه نیاورد. بلکه همانند دوره قبل گروهی بر اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی پافشاری کردند و در مقابل عده ای دیگر نیز لزوم همراهی با فضای جدید را در دستور کار قرار دادند.

امید و ناامیدی به دولت روحانی دو نوع واکنش متفاوت را در پی داشت. امیدواران خواست خود را حول تغییر قانون اساسی سازماندهی کردند.

استدلال این گروه ناشی از تفکر استفاده از فضای حداقلی و گذار از شعار تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران است. در مقابل مخالفان طرح چنین مسئله ای را نتیجه موفقیت دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی می دانند.

چرا که روحانی همچون سایرین در جهت تثبیت نظام گام برخواهد داشت. در همان حال اگر اصلاحی در نظام سیاسی ایران صورت بگیرد، چیزی عاید کردها نخواهد شد.

بیش از شش ماه است که دولت روحانی سکان قوه مجریه این کشور را در دست گرفته است.

تلاشهای او جهت بازگشت امید به جامعه ایران از کم رنگ کردن تحریمهای بین المللی شروع شد و آنچه تا به حال شاهد آن هستیم توافق " ژنو " است. اما در عرصه داخلی نه تنها امید به کشور بازنگشته، بلکه میزان فشار و اعدام ها همچنان در بالاترین حد خود قرار دارد.

امیدواران به تغییر فضای داخلی همچنان امکان گشایش سیاسی در کشور را با استدلال بازگشت عقلانیت به سکان قوه مجریه پیگیری می کنند. اما ناامیدان رفتارهای دولت روحانی را در چارچوب توازان فراگیر تحلیل می کنند.

توازان فراگیر یکی از تئوریهای روابط بین الممل است که اصل را بر تغییر رفتار خارجی کشورهای جهان سوم قرار می دهد.

فرضی که " استیون دیوید " مطرح می کند حاکی از رویکرد سیستمی به نظامهای غیر دمکراتیک و ماندگاری آنها بر اساس ایجاد توازن در سطح بین المللی است.

پس هنگامی که سیستم از لحاظ بین المللی دچار بحران می شود و ماهیت وجودی آن به خطر می افتد سیاست خارجی از تکیه بر حمایت یکی از متحدان خود در جهت سازگاری با دیگران گام بر می دارد.

پس هدف اصلی امنیت سیستم و کم رنگ کردن فشارهای بین المللی است تا اصلاح آن در عرصه داخلی.

به هرحال آنچه تا به امروز از روحانی و دولت او در قبال اصلاح سیستم در عرصه داخلی و همچین نوع برخورد با کردها در ایران می بینیم، تلاشهای بی وقفه بین المللی و تداوم فضای قبل از انتخابات در داخل کشور است.

نتیجه منطقی چنین فضایی تقویت جبهه ناامیدان و تضعیف امیدواران به دولت یازدهم است.

امیدواران

امیدها به دولت روحانی برآمد سه دلیل اصلی است: اول تجربه دوره خاتمی و دوم جنبش مدنی در کردستان ترکیه و سر آخر فضای حاکم بر جنبش کردی در منطقه.

تصوری که از دولت روحانی ارائه می شود، حاکی از مقایسه دولت او با دوره محمد خاتمی است. امیدواران معتقدند که به واسطه حمایت اصلاح طلبان از دولت روحانی و همچنین نوعی از همگرائی روحانی و اصلاح طلبان قبل از انتخابات، دولت روحانی همانند اصلاح طلبان همت به توسعه سیاسی خواهد بست. پس باید فضای جدید را به مانند فرصتی دید که می توان جهت تقویت هویت کردی از آن استفاده کرد.

اگر فرضی را در حوزه تئوریهای مربوط به ناسیونالسیم بپذیریم و ملت را به مثابه جامعه تصوری تعریف کنیم. آنچه در حوزه پرسش کرد در منطقه روی می دهد،می تواند بطور نمایشی در افراد متعلق به هویت مذکور تاثیرگذار باشد.

پس آنچه در کردستان ترکیه در حال وقوع است این گمان را نزد کردها در ایران تقویت کرده است که می توان مدل مذکور را در ایران عملی کرد. به عبارتی دیگر تعقیب خواسته های هویت طلبانه کردها تنها از مسیر احزاب خارج از کشور نمی گذرد، بلکه جنبش مدنی در داخل کشور هم می تواند در مسیر نقش بارزی ایفا کند.

تحولات منطقه از سال ١٩٩٠ و بخصوص از سال ٢٠٠٣ به گونه ای بوده که بیشترین فرصت را برای کردها در عراق، ترکیه و سوریه فراهم کرده است.

به نظر نمی رسد آنچه برای هویت کردی در منطقه روی می دهد تاثیری در کردهای ایران نداشته باشد. پس می توان تصور کرد که فضای موجود انرژی لازم جهت تقویت خواستهای کرد را فراهم کند.

در مجموع امیدواران نیم نگاهی به جامعه مدنی و پتانسیل های موجود در جامعه ایران که آنرا حاصل انباشت دوره خاتمی و سرکوب اعتراضات سال ٨٨ است، دارند.

ناامیدان

ترور رهبران کرد، تداوم اعدام، شکست پروژه اصلاحات در ایران، سرکوب جنبش سبز و ماهیت سیستم سیاسی جمهوری اسلامی از جمله عواملی هستند که ناامیدان به دولت روحانی دست مایه استدلات خود قرار می دهند.

معادله روابط جمهوری اسلامی و ناامیدان، معادله ای دو طرفه است. از یک طرف جمهوری اسلامی طرفداران تغییرات بنیادی را گروهی می داند که در صدد براندازی جمهوری اسلامی هستند و نظام به هیچ شیوه ای سر سازگاری با آنها را ندارد.

در همان حال ناامیدان هم بر این اعتقاد هستند که تنها راه رسیدن به دمکراسی، بنیاد نهادن نظامی دمکراتیک ، سکولار و فدرال است که می تواند امنیت را برای هویت کردی به ارمغان بیارود.

در مجموع آنچه جبهه ناامیدان را همچنان مستحکم نگه داشته است، اصلاح ناپذیری و پافشاری جمهوری اسلامی ایران بر سیاست انکار تغییرات دمکراتیک است.

استدلال اصلی ناامیدان بر این اساس قرار گرفته است که جمهوری اسلامی که آماده نیست گامی در جهت نزیکان خود نظام گام بردارد، چگونه آماده خواهد شد که خواسته کردها را قبول کند. در همان حال اگر قرار باشد اصلاحاتی در جمهوری اسلامی صورت بگیرد، اصلاحات مذکور معطوف به خواست هویتها در ایران نخواهد بود.

در پایان آنچه این روزها افکار عمومی جامعه کرد را به خود مشغول کرده، پاسخ به این پرسش است که آیا باید به وعده های روحانی دل خوش کرد و منتظر ماند، یا او هم مثل دیگران تنها به فکر نجات جمهوری اسلامی است و تلاشهای او معطوف به تضمین ماندگاری نظام خواهد بود؟ به نظر می رسد که گذر زمان به این پرسش پاسخ خواهد داد.

اما آنچه عیان است جمهوری اسلامی به هیچ شیوه ای خواهان قبول یا تسلیم مدیریت کردها به خود کردها نیست. بلکه با بهره گیری از فضای داخلی، منطقه ای و بین المللی در جهت حفظ وضع موجود در کردستان ایران گام بردارد.

شرایطی که به نفع هیچیک از طرفین پیگیر منافع کردها در ایران نیست. در همان حال مشخص نیست که ادامه این شرایط به همبستگی کردها خواهید انجامید یا سردرگمی در اتخاذ بهترین راهکار.