کلنجار اوکراین با تاریخش

Image caption جمعیت از میدان استقلال پایتخت مانند یک موزه بازدید می‌کنند

حدود ۱۰۰ سال پیش، وقتی که ولادیمیر لنین به عنوان منادی همبستگی پرولتاریای جهان، فارغ از هر نوع تعلق قومی و نژادی و زبانی، نخستین هسته‌های یک «جهان – کشور» را شکل می‌داد، شاید هرگز به ذهنش خطور نکرده بود که روزی روزگاری به نماد تعلق قوم و زبانی خاص تبدیل خواهد شد، آن هم در کیف و شهرهای اطراف آن که روزگاری قلب تپنده نخستین دولت روس بود، موسوم به شاهیگری «روس کی یفی». البته در زمان‌های دور، ۱۱ قرن پیش. اما «چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند».

اکنون لنین در کیف و پیرامون آن به حامیانی نیاز دارد. از ماه دسامبر گذشته تا کنون ده‌ها تندیس لنین در سراسر اوکراین با سر به زمین خورده و متلاشی شده است، به دست افرادی که وابستگی امروز اوکراین به روسیه را تقصیر لنین می‌دانند؛ یا کسانی که بر موج شور و هیجان میدان استقلال کیف سوارند و می‌خواهند در این روزهای تاریخی، تا دیر نشده، از خودشان هم نشانی بگذارند و نام و خاطره آفریدگار شوروی را بی‌نشان کنند.

روز یکشنبه، ۲۳ فوریه، چند صد نفر از وفاداران پیشوای پرولتاریا در خارکیف، بزرگ‌ترین شهر شرق اوکراین، دورتادور مجسمه او را گرفته بودند تا از معدود یادگارهای شوروی دستکم این یکی را حفظ کنند. آن‌ها کسانی بودند که افزون بر پاسداری از میراث لنین، پایداری پیوند زبانی و فرهنگی و سیاسی اوکراین با زادبوم او را هم بایسته می‌دانند.

Image caption مراقبت از میدان و اطراف آن به تمام به عهده میدانداران است

این بار تندیس لنین از خشم و غیظی که صد سال فاصله حالی‌اش نمی‌شد، در امان ماند. اما شکی نیست که قهرمانان تازه بر این و دیگر مجسمه‌های لنین در اوکراین سایه‌ای سنگین انداخته‌اند.

میدان استقلال کیف روز یکشنبه، شبیه یک معبد بود؛ پر از گل میخک و شمع و شمعدان‌های رنگین، روی سنگرهایی که تا همین دو سه روز پیش شاهد جان ستانی‌ها و جان فشانی‌ها بودند.

آمار رسمی وزارت بهداشت اوکراین، ۸۲ کشته است؛ غالباً از جمله معترضان میدان که امروز چون فاتحان میدان سیاست ارج می‌بینند. جا جای میدان عکس قربانیان با گل و شمع، «حجله‌های شهدا» را در ذهن‌ها تداعی می‌کند.

جمعیت رفته رفته، بیشتر و بیشتر می‌شود که از میدان، مانند یک موزه بازدید می‌کنند. پایه تپه‌های پیرامون میدان تبدیل به «دیوار ندبه» شده است؛ محل نیایش و دعای کسانی که شاید برای اولین بار پا به مقر معترضان گذاشته‌اند، اما چشم‌ها متأثر و‌گاه گریان است. به یاد آنانی که کشته شدنشان بر قوت میدان نشینان افزود و به ضعف رقیبانشان انجامید؛ به پاس خونی که بر شمشیر پیروز شد.

روز یکشنبه برای اولین بار بدون کلاهخود و جلیقه ضدگلوله به میدان رفتم. ارزیابی مسئولان ایمنی خبرنگاران این بود که میدان را دیگر خطری تهدید نمی‌کند. مراقبت از میدان و اطراف آن به تمام به عهده میدانداران است. کنترل ترافیک اطراف میدان هم. و رئیس جمهور موقت اوکراین هم اکنون کسی است که از حمایت میدان برخوردار است و گویی اجرای خواسته‌های میدان استقلال را جزء وظایف اولیه‌اش می‌داند. اما نفس نبود نیروی انتظامی حرفه‌ای در خیابان‌ها نشانه‌ای بارز از خلائی است که هنوز پر نشده است.