آیت‌الله خامنه‌ای و سال ۹۳

  • 29 مارس 2014 - 09 فروردین 1393
  • اظهارنظر
Image copyright Khamenei.ir

«اقتصاد و فرهنگ»؛ رهبر جمهوری اسلامی در پیام نوروزی و نیز سخنرانی اول سال خود در مشهد، نگاه و مطلوب خود را برای سال جدید تبیین کرد. رأس نظام سیاسی ایران نشان داد که نه تنها همچنان اعتنایی به توسعه سیاسی ندارد و ضرورتی برای گشایش فضای سیاسی نمی‌بیند، بلکه ملاحظات مهمی در مورد توسعه فرهنگی دارد.

آنچه آیت‌الله خامنه‌ای در مورد سال ۹۳ صورت‌بندی کرد، دور از ذهن نبود. او در ادامه‌ رفتار سیاسی کانون مرکزی قدرت در سال ۹۲، خطوط اصلی حاکمیت را برای سال جدید تدقیق کرد. یعنی، در راستای تعامل تهران با غرب و گفت‌وگو با ۵+۱، سخن تحریک‌آمیزی در حوزه‌ سیاست خارجی ابراز نشد. اگرچه «دشمن» همچنان کلیدواژه‌ مهمی در سخنان نفر نخست نظام سیاسی بود، اما وی ترجیح داد با روی کار آمدن دولت جدید (دولت اعتدال‌گرای روحانی)، به اوضاع داخل بپردازد.

در سال گذشته، نام حسن روحانی از صندوق‌های رأی خارج شد و رهبر جمهوری اسلامی با خواسته‌ی اکثریت رأی‌دهندگان مخالفت نکرد، تا دور جدیدی از روابط با غرب آغاز شود، تحریم‌ها مخدوش و کمرنگ شود، اوضاع بحرانی اقتصاد به‌تدریج ترمیم یابد، و البته بحران مشروعیت و مشارکتی که پس از انتخابات ۸۸ پدیدار شد، ترمیم یابد و بحران سیاسی ـ امنیتی جدیدی برای حکومت سر بر نکشد. بیش از این، در برنامه‌ کانون مرکزی قدرت نبود؛ نه عزمی برای توسعه سیاسی بود و نه تمایلی به توسعه فرهنگی.

چنان‌که بسیاری از رخدادهای سیاسی ـ فرهنگی در زمانه‌ی دولت روحانی تا پایان سال ۹۲، مدعای پیش گفته را مستند می‌کند. ادامه‌ حبس رهبران و فعالان جنبش سبز، تداوم سخت‌گیری و تحدید علیه احزاب و فعالان سیاسی غیرخودی، صدور احکام قضایی سنگین علیه برخی فعالان سیاسی و مطبوعاتی و کنشگران مدنی، و توقیف روزنامه‌های غیرخودی، ازجمله‌ی این شواهد محسوب می‌شوند.

حال، و در شرایطی که نشانه‌ای از تلاش مدبرانه‌ هسته مرکزی قدرت برای گشایش در فضای سیاسی کشور مشاهده نمی‌شود، تاکید آیت‌الله خامنه‌ای بر مقوله‌ فرهنگ و نیز ضرورت مقابله با مقوله‌ها و مفاهیمی چون «تحرک دشمنان در زمینه‌ی فرهنگ»، «رخنه‌ فرهنگی»، «ولنگاری»، و «شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی»، قابل اعتناست.

رهبر جمهوری اسلامی با جمع‌بست تجربه‌ دوران مشهور به «اصلاحات»، می‌کوشد با مواجهه‌ سلبی و ایجابی، مانع از تغییر روزافزون فضای فرهنگی و اجتماعی، در سمت‌وسویی مغایر با مطلوب‌های خود (نظام اقتدارگرا و ایدئولوژیک مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه) شود. چنین است که به «دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور» دستور می‌دهد: «وظایف خودشان را در مقابل اینها انجام بدهند؛ هم وظایف ایجابی، هم وظایف دفاعی.»

خروجی «وظایف ایجابی» که مشخص است؛ یا دست‌کم آنچه موجود است، به اندازه‌ لازم توضیح دهنده‌ این وظایف است. اما «وظایف دفاعی» معنایی ندارد جز سانسور و محدودسازی و کنترل و نظارت روزافزون، یا دست‌کم پرهیز از گشایش در فضای فرهنگی، و ممانعت از هر آنچه می‌تواند بوی تنوع و تکثر و مدارا و آزادی عقیده دهد.

اما اضافه بر این، در سخنرانی اول سال رهبر جمهوری اسلامی، نکته‌ مهم دیگری مطرح شد. آنجا که ـ به نظر می‌رسد ـ آیت‌الله خامنه‌ای بار دیگر به «گروه‌های فشار» جمهوری اسلامی، و نیز به باندهای اقتدارگرا و ایدئولوژیک همسو با رویکردهای خود، آماده‌باش داد. وی «جوان‌های مومن و انقلابی» را که «به‌صورت خودجوش» به «فعالیت فرهنگی» مشغولند، مخاطب قرار داد و به تداوم و «گسترش کار فرهنگی»شان، تشویق کرد. نیز، «مراجع فرهنگی» را به حضور «نقادانه» و توأم با «تذکر» ترغیب نمود، و نیز این‌که «نقاط ضعف و منفی» را مطرح کنند.

بررسی دهه‌‌های ۷۰ و ۸۰، شواهد تأمل برانگیز و نگران کننده‌ای از تحرک گروه‌های فشار حکومتی در موضوع فرهنگ، در برابر ناظران می‌گذارد.

آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با خبرگان رهبری نیز در اسفند ۹۲، حساسیت‌های محسوس خود را در مورد مسئله‌ فرهنگ در دوران جدید عیان کرده بود. اظهارنظر و ابراز «نگرانی» وی از وضع فرهنگ چنان مهم بود که با بیانیه‌ فوری وزیر ارشاد دولت بنفش همراه شد. علی جنتی به‌سرعت، همسویی و همدلی خود را با مواضع شخص اول نظام ابراز کرد که مبادا سوء تفاهمی ایجاد شود.

تغییری اگر در ساختار سیاسی قدرت در جمهوری اسلامی رخ داده ـ که البته با تغییر ترکیب قوه مجریه به‌وقوع پیوسته ـ از نظر رهبر جمهوری اسلامی باید در حوزه‌های مشخصی، مدیریت شود. اقتصاد و سیاست خارجی، دو محور اصلی هستند. جز این‌، از پشت عینک آیت‌الله خامنه‌ای، ضرورتی برای تغییر وجود ندارد.

سامان اقتدارگرای مسلط در برابر توسعه سیاسی، تمهیدات امنیتی اندیشیده، و برای مقابله با توسعه فرهنگی نیز ـ که احساس می‌کند با استقرار دولت روحانی، وقوع‌اش محتمل شده ـ در حال تدبیر و اقدام است.

این‌چنین، از نخستین کسانی که پیام رهبر جمهوری اسلامی را پاسخ می‌دهد، سردار مشهور نیروی انتظامی است. رادان، جانشین فرماندهی کل این نیرو اعلام می‌کند و ادعا: «نیروی انتظامی در بخش فرهنگ، تامین امنیت صاحبان فرهنگ در عرصه‌های مختلف را در دستور کار قرار داده است.» و این درحالی ‌است که بخش امنیتی نیروی انتظامی در این سال‌ها، همواره به‌مثابه‌ی بازویی برای اقتدارگرایی و تحدیدسازی ایفای نقش کرده است.

و در واکنشی معنادارتر، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت روحانی، می‌گوید: «از ابتدای تصدی‌ام در وزارت ارشاد، به‌دنبال اجرای سیاست‌هایی بودیم که مقام معظم رهبری در جلسات خصوصی و عمومی و یا جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگ اعلام می‌کنند.» جنتی خوب فهمیده که برای ادامه‌ حضور در رأس وزارتخانه‌‌ مرتبط با مقوله‌ فرهنگ، آن‌هم در سالی که آیت‌الله خامنه‌ای آن را سال اقتصاد و فرهنگ نامیده، باید از همان ابتدا چگونه سخن بگوید.

رهبر جمهوری اسلامی چشم‌انداز و وضع مطلوب خود را برای سال ۹۳ ترسیم می‌کند. این‌که دولت اعتدال‌گرای برآمده از خواست تغییر اکثریت شهروندان، و نیز دغدغه‌داران دموکراسی و توسعه فرهنگی، چه پیشه خواهند کرد، موضوعی جداست و نیازمند صبوری.

آنچه درحال حاضر می‌توان با قاطعیت گفت این‌که تغییرات اجتماعی و تکنولوژیک، باد موافق در بادبان رهبر جمهوری اسلامی نیست. دوران «کتاب‌سوزان» و عصر برخورد آیین‌نامه‌ای و سخت‌افزاری با فرهنگ به سر آمده؛ حتی نوه‌های آیت‌الله خامنه‌ای هم - به اعتراف خود وی - سوی مطلوب خود را برگزیده و پی گرفته‌اند.