پیروزی اردوغان و چند نکته ساده

حق نشر عکس Reuters

خوشبین ترین ناظران انتخابات شهرداری های ترکیه هم پرهیز داشتند از اینکه با قاطعیت پیش بینی کنند حزب اسلام گرای عدالت و توسعه به رهبری اردوغان در انتخابات اخیر ترکیه موفق می شود با رشد ۲۰ درصدی آرایش نسبت به انتخابات محلی پنج سال پیش، این دوره از انتخابات را با پیروزی قاطع پشت سر بگذارد.

انبوهی از خبرهای منتشره شده درباره فساد گسترده اردوغان، خانواده و دولتش، اعمال محدودیت های گسترده در فضای رسانه ای، سیاست های ضد حقوق شهروندی، ناکارآمدی سیاست های دولت در سوریه، تلاطم های اقتصادی و ... دلایلی قوی بودند که بسیاری را قانع کرد اردوغان و حزب حاکم در سراشیبی سقوط افتاده اند. اما دلایل ساده تری هم برای رد این گمانه زنی ها وجود داشتند:

۱) اعتراض های سیاسی ضربه های گسترده ای به اقتصاد ترکیه وارد کرد بود. علاوه بر تلاطم های قوی در بورس و صنعت ترکیه، در سطح خرد هم کسب و کار بسیاری از رونق افتاده بود.

۹ ماه پیش وقتی در استانبول با برخی هتلداران ترک صحبت می کردم، می گفتند چون دولت در مسیر ضد حقوق و آزادی های شهروندی حرکت می کند، آنها همراه معترضان هستند. بسیاری از آنها پس از حمله پلیس به معترضان به شهروندان پناه می دادند تا از بازداشت یا ضرب و شتم شان جلوگیری شود.

۳ ماه پیش اما هنگامی که با چند هتلدار صحبت می کردم، از اینکه تداوم اعتراض های هفتگی سبب شده به کسب و کار آنها آسیب جدی وارد شود، نگران بودند و می گفتند ممکن است این رویه به بی ثباتی اقتصادی بیشتری منجر شود و به طور کلی اقتصاد از هم بپاشد.

آنها سال های سیاه اقتصاد ترکیه را به خوبی به یاد داشتند و نمی خواستند چنین چیزی تکرار شود. در واقع با وجود نگرانی های گسترده ای که درباره سیاست های اسلام گرایانه دولت و ایرانیزه شدن ترکیه داشتند، ثبات اقتصادی را ترجیح می دادند.

اعتراض های هفتگی اپوزیسیون که شنبه و یک شنبه در شهرهایی چون استانبول به اوج می رسید و گاه به سه روز در هفته می رسید، اندک اندک به شمشیری علیه آنها بدل شد.

۲) سیاست های تبلیغاتی اپوزیسیون برای افشای فساد مالی ناکارآمد بود. در مدت زمانی کوتاه، انبوهی از مدارک افشا شد. حجم فساد افشاشده چنان وسیع بود و آغشته به افسانه های مالی و جنسی شده بود که به لوث شدن ماجرا انجامید.

در یک ماه آخر، وقتی درباره فساد دولت اردوغان صحبت می شد، توجه جدی ای بر نمی انگیخت. همه چیز عادی شده بود. اپوزیسیون ترکیه با ذوق زدگی تمام وارد این میدان شد ولی توانایی و مهارت بهره برداری از این فرصت را نداشت.

در عین حال آنها قدرت پیش بینی حرکت های بعدی را نداشتند. به عنوان مثال پس از افشای فسادهای گسترده مربوط به معاملات ارز و طلا و پاکسازی گسترده پلیس و دستگاه قضایی توسط دولت اردوغان، اپوزیسیون ترکیه نتوانست کاری انجام دهد.

۳) وقتی در شهر استانبول قدم می زنید، در بسیاری از پروژه های ساختمانی، مالکان یا پیمانکاران عکس یادگاری خویش با اردوغان را نصب کرده اند. این رویکرد ساده و هوشمندانه، نمادی از سیاست های کلانی است که اردوغان را به مرد عمل و نماد سازندگی، توسعه و پیشرفت ترکیه تبدیل کرده است.

اردوغان در طول یک سال گذشته که مخالفان به افشای فساد اقتصادی و سیاست های ضد حقوق بشری او مشغول بودند، در گوشه و کنار ترکیه پروژه های توسعه محور خویش را ادامه داد. او در قامت یک پوپولیست ماهر موفق شد افکار عمومی را قانع کند مدیری مدبر است ولو برخی مشکلات مانند فساد اطرافیان وجود داشته باشد.

۴) اعتماد به نفس، توان مدیریتی و پیگیری اردوغان نه در قامت یک نخست وزیر، بلکه در قامت رهبر یک حزب سیاسی بی نظیر بود. او به تنهایی کمپین انتخاباتی حزبش را رهبری کرد. شهر به شهر رفت، سخنرانی های متعدد کرد، با قدرت علیه مخالفانش صحبت کرد، با زبان تهدید و اقتدار با آنها سخن گفت و به تک تک اتهامات سخن گفت.

زبان قدرتمندانه، صریح، رو به جلو و آینده نگرانه اردوغان در جامعه مردسالار ترکیه یک موهبت انتخاباتی است. او حتی در روزهای آخر که صدایش به شدت گرفته بود، دست از کوشش برنداشت تا به حامیانش نشان دهد مقاوم در مسیری که به آن اعتقاد دارد، ایستاده است.

۵) من در نزدیکی محله کاظم پاشا زندگی می کنم. محله ای در حال توسعه و کماکان پر از فقرای مسلمان که اردوغان را یک قهرمان می دانند. نخست وزیر اردوغان در این محله متولد شده است.

سیاست های تبلیغاتی حزب عدالت و توسعه در این محله و محله های مشابه بسیار منسجم بود و کمتر فرصتی برای عرض اندام مخالفان باقی گذاشته بود. همین انسجام بخشی را می توان در برخی شهرهای در حال توسعه، مذهبی و یا توسعه نیافته مشاهده کرد.

در واقع آنها یک هسته رای قوی ساماندهی کرده بودند و ترکیب این هسته رای با رای های تکمیلی مانند کردها سبب شده بود یک گام از رقبا پیش بیفتند. این تاکتیک های انتخاباتی برای پیروزی بسیار مهم هستند.

۶) اردوغان با مهارت سیاسی تمام موفق شد انتخابات محلی را به یک رفراندوم ملی تبدیل کند. او تمامی مخالفانش از گولن در پنسیلوانیای آمریکا تا کمال قیلچدار اوغلو در استانبول ترکیه را به میدان مبارزه فراخواند.

نخست وزیر ترکیه در این دوئل دشوار برنده شد، با این حال چنین میدانی محدود به عرصه سیاست نیست. ترکیه اکنون در عرصه اجتماعی هم در مسیر یک دوگانگی وسیع به پیش می رود. اگر تا پیش از این مسئله کردها، محور این شکاف بود، اکنون این شکاف چندگانه شده است.

افزایش شکاف اجتماعی و ایستادن طبقه ها و گروه های اجتماعی مقابل یکدیگر، می تواند جامعه ترکیه را با آسیب های جدی ای مواجه کند. در گفت و گوهای متعدد با شهروندان ترکیه به راحتی می توانستم نفرت آنها از رفتار گروه رقیب را ببینم، آلوده به حس انتقام.

به نظر می رسد اردوغان نیز در قامت یک رهبر کارکشته به خوبی از تبعات این شکاف آگاه است ولی فعلا برای او سیاست و شاید رئیس جمهور شدن مهم تر از هر امر دیگری است، مانند بسیاری از سیاستمداران دیگر.