جای خالی مهاجران در انتخابات افغانستان

کنترل تلویزیون را به مالکیت خودم در آوردم و مدام اخبار انتخابات را دنبال می کنم تا به این آگهی بازرگانی می رسم که می گوید: من در انتخابات امسال شرکت می کنم، حق هر افغان است که در انتخابات سهم بگیرد.

حالا بعد از بیست و پنج سال زندگی با هویت افغان، رفتن به پای صندوق رای دهی، برایم جز خیالات است. هشت سال پیش که انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده بود، حضور پرشور و فعال جوانان مهاجر در گوشه های محله و شهر را به وضوح می دیدم.

وقتی برای کپی مدارکم به انتشارات سرکوچه مان که توسط چند جوان افغان اداره می شد، رفتم. یکی از آنها، عکس یک کاندیدای ریاست جمهوری را به تعداد زیادی کپی می کرد. یکی دیگر خودکارهایی با برچسب نام همان کاندیدا توزیع می کرد و گفت : این خودکار را بگیر و خوب درست را بخوان که بیشتر از یک رییس جمهور خدمت خواهی کرد.

من آن سال ها به خاطر کم بودن سنم از رای دهی محروم شدم و انگشتم در حسرت رنگین شدن در روز سرنوشت ساز کشورم همچنان ماند.

اوایل سال نود و دو زمزمه هایی زیادی شد از اینکه انتخابات در کشورهای ایران و پاکستان برای مهاجران ترتیب داده میشود، اما زهی خیال باطل.

کمیسیون انتخابات مشکل نبود بودجه و امضا نکردن تفاهم نامه بین کشورها را مانع اجرای انتخابات در خارج از کشور دانست و خیلی راحت از این وظیفه خود شانه خالی کرد.

به عنوان یک تبعه افغان، که از حق رای دادن محروم شده ام ،احساس خوبی ندارم. از اینکه در چنین روز سرنوشت سازی هیچ انگشت هموطنم در هیچ نقطه خارج از کشورم رنگین نخواهد نشد و هیچ کارت رای دهی سوراخ نخواهد شد، خجالت زده ام.

چند روز بیشتر به بزرگترین رویداد ملی کشورم نمانده است و حق من و تمام افغان هایی که از سر رفاه یا از سر جبر و بازی سرنوشت هستیم، ضایع شده است و سهم مان در تعیین رییس جمهور آینده پایمال شده است.

حکومت فعلی هیچ گونه زمینه سازی برای رای دهی شهروندان خارج از کشورش حتی برای کارمندان سیاسی خود انجام نداده است. مگر وظیفه هر دولت این نیست که امکان رای دهی برای شهروندان خارج از کشورش را فراهم آورد؟ مگر تمام دولت ها اینگونه عمل نمی کنند؟

در انتخابات هر کشوری یک رای، یک رای است و سرنوشت ساز، اما انگار رای بیش از چند میلیون افغان خارج از کشور به راحتی کنار گذاشته شده است.

آیا دولتی که در تعیین سرنوشتش نقشی نداشته ایم می تواند در تعیین سرنوشت شهروندان خارج از کشورش اظهار نظر و با دولت ها مذاکره کند؟ وقتی حکومت هزاران رای مهاجری که در ایران و پاکستان زندگی می کند را نادیده می گیرد، چگونه می تواند در خصوص سرنوشت آنها وارد بحث شود؟

وقتی می بینم که کاندیداهای ریاست جمهوری دولت هیچ برنامه ای در راستای سرنوشت و آینده مهاجران و بازگشت آنها ندارند، آن را بی ارتباط با نادیده گرفتن رای خودمان نمی بینم، که اگر رای ما شمرده می شد آن وقت برنامه ها و پلان های کاندیدها تفاوت میکرد.

و حق من است که به قانون اساسی کشورم شک کنم که می گوید: اتباع افغانستان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن دارند. این قانون هم مثل قانون های دیگر خیلی راحت زیرپا گذاشته شد و اجرا نشد.

در این میان بیش از همه شک می کنم به هویت خودمان که بین سالهای مهاجرت از وطن دفن شده و دیگر هیچ حس و شوری از انتخابات بین مهاجران وجود ندارد و درمیان آنها کسانی هستند که حتی اسم کاندیداها را هم نمی دانند. آن ها فقط نام افغان را بر خود یدک می کشند.

هیچ صدایی از هیچ افغان خارج از کشور برای اعتراض به نادیده گرفتن رایش برنیامد. دولت می توانست انتخابات خارج از کشور را برگزار کند و شوری در بین مهاجران بودجو بیاورد. شاید اگر جای ما در انتخابات خالی نمیشد خیلی چیزها زنده می شد مثل هویت ملی مان.