انتخابات ۹۳ و قدرت رای مردم در افغانستان

حق نشر عکس Getty Images

اگر ماکیاولی زنده بود، شاید برای او انتخابات افغانستان یکی از جالبترین موارد نمایش قدرت برای گرفتن امور یک کشور باشد. ترکیب کاندیداهای ریاست جمهوری، ائتلاف ها و صف بندی های سیاسی گواه بر دکترین ماکیاولی است که راه رسیدن به قدرت را از هر راهی مجاز اعلام کرده بود.

اما باید این را هم اضافه کرد که ماکیاولی در دوره خویش با کلمه ای به نام جامعه مرد سالار بیگانه بود و او بسیار شگفت زده می شد که راه رسیدن به قدرت در جوامع دموکراتیک را تنها از راه انتخابات می دید و رای مردم تنها تضمین کننده قدرت و رهبری آینده جوامع است.

جالبتر اینکه ماکیاولی شاید شگفت زده می شد که می دید در افغانستانی که تا چند سال پیش طالبان مهر تحجر بر پیشانی آن می کوبیدند و به دنبال نظام امارتی و خلافتی بودند، امروز میلیونها افغان با تمام تهدیدهای امنیتی از سوی همان طالبان و شبکه حقانی کارتهای رای دهی گرفتند و با حضور میلیونی خویش به رئیس جمهور آینده خود رای می دهند.

مطالعه آسیب شناسی جامعه افغانستان پس از سقوط طالبان و علاقه مندی و حضور پرشور آنها در کار و زارهای انتخاباتی گواه این امر است که با تمام سختیها، ناامنی ها و ترورها افغانها به روند دموکراسی، همزیستی و آبادانی افغانستان امیدوارند و از جنگ و خشونت دوری می کنند.

نظرسنجی سال ۱۳۹۲ بنیاد آسیا در مورد افغانستان نشان می دهد که ۵۷ درصد از اشتراک کننده گان یر این نظرسنجی باور دارند که افغانستان در مسیر درست در حرکت است که این خود امیدواری افغانها به سوی آینده ای روشن را رقم می زند.

اما تمام این امیدها و خوشبینی ها به برگزاری امن انتخابات، شفافیت در شمارش آرا و همچنین انتقال مسالمت آمیز قدرت سیاسی به دولت جدید مرتبط بوده و مردم در میان همه این امیدها بازهم به پس لرزه های بعد از انتخابات و آینده دولت جدید نگران هستند.

این نگرانی در حالی است که نیروهای بین المللی به صورت تدریجی از افغانستان خارج و فرجام موافقتنامه امنیتی هنوز نامعلوم است.

با این وجود اما انتخابات ۱۳۹۳ دو ویژگی مهم و برجسته دارد که امید و آینده ای روشن برای افغانستان را از طریق آن می توان شاهد بود:

۱) کمپین های انتخاباتی و حضور گسترده و میلیونی مردم افغانستان برای شنیدن به برنامه های نامزدان در ولایات. بنابه اظهارات وزارت داخله افغانستان، حدود ۳۷۸ کمپین انتخاباتی در دو ماه کارزار انتخاباتی در سراسر کشور برگزار شد که نشاندهنده قدرت رای مردم برای زعامت ملتی است که سالها جنگ، خشونت و آوارگی را تجربه کرده.

نکته مهم دیگر اینکه این تجمعات برای کمپین های انتخاباتی در فضای امن و بدون هرگونه خشونت و درگیری برگزار گردید که یکی از موفقیتهای بزرگ برای دستگاههای امنیتی افغانستان است که بدون کمک نیروهای بین المللی توانستند امنیت انتخابات را با تمام تهدیدات امنیتی به خوبی پیش ببرند. این کاروزارهای انتخاباتی بسیار پررنگ تر از انتخابات سالهای گذشته برگزار شد و نامزدان تلاش کردند تا رای مردم آن مناطق را از آن خود کنند.

هر کدام از نامزدها وعده های متفاوتی به مردم هر کدام از ولایات افغانستان دادند که این خود تبلور اهمیت سرنوشت ساز رای مردم است.

شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و تویتر هم از کارزارهای انتخاباتی نامزدها خالی نمانده و هر کدام آنها سعی کردند تا توجه نسل جوان و تحصیلکرده افغانها را به تیم های انتخاباتی خویش جلب کنند.

۲) تیم های انتخاباتی و شعارهای انتخاباتی نامزدان ریاست جمهوری هم تبلور زایش پلورالیزم سیاسی است. تیمهای نامزدها که با سلیقه های متفاوت در کاروزار انتخاباتی به میدان آمده اند و هر کدام آنها ماهها سرگرم تیم سازی و مطالعه بودند تا به صورت قوی و مستحکم از دیگر رقیبان خود پیشی بگیرند.

در کنار هر کدام از این نامزدها افراد و چهره های سیاسی متفاوتی به چشم می خورد که زمانی در دو جبهه متفاوت قرار داشتند، اما اکنون برای فعالیتهای سیاسی خود اصل تساهل و تسامح را بر خشونت و مقابله گری ترجیح دادند.

شعارهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری با دیگر انتخابات ریاست جمهوری تفاوت داشت. هر کدام از آن ها سعی داشتند برنامه های متعددی برای سالهای پس از ۲۰۱۴ ارائه دهند. موافقتنامه امنیتی را امضاء می کنند و به حقوق زنان و ارزشهای دموکراسی پایبندند.

نتیجه گیری:

در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری نامزدهای ریاست جمهوری با سلیقه های متفاوت به نمایش قدرت و مانور سیاسی پرداختند و از اهرمهای کاملا نامانوس مانند قوم، قبیله، مذهب و گرایشات حزبی استفاده کردند تا رای مردم را کسب کنند.

رهبران سیاسی که روزی سایه همدیگر را با گلوله می زدند، امروز به فکر ساختن دولتی جدید با پایه های دموکراسی و مردم سالاری هستتند.

این خود نشانگر امید برای افغانستانی بهتر و آباد است. تفنگ، زور و جنگسالاری دیگر رونق خود را از دست داده و مردم به برنامه ها و اهداف رهبران سیاسی خود بیشتر بها می دهند.