چالش تازه برای ایران و آمریکا؛ پیکر فرای و ویزای ابوطالبی

حق نشر عکس non
Image caption دولت ایران در انتظار رفع مشکل ویزای حمید ابوطالبی، نماینده جدید این کشور در سازمان ملل متحد است

در فصلی که به نظر می‌رسید آخرین روزهای زمستان سرد و تاریک رابطه ایران و آمریکا باشد دو توفان غیرقابل پیش‌بینی رخ داده است: یکی ماجرای نماینده‌ای که ایران اصرار دارد وارد آمریکا شود و خاک آمریکا مایل به پذیرش او نیست و دیگری پیکر بی‌جان پژوهشگری که آرزومند دفن شدن در خاک ایران بوده است و ایران راضی به قبول او نیست.

هم آن خواسته و هم این آرزو و هم آن "نه" و هم این "نه" گواهی است بر دشواری پشت سر گذاشتن گذشته‌های دور برای هر دو سرزمین و هر دو ملت، ملت‌هایی که هم‌چنان از پس دیوار قطور بدبینی یکدیگر را می‌نگرند و به قضاوت هم می‌نشینند.

برای هیچ ناظری جای شک نیست که تداوم هر دو توفان چیزی جز ویرانگری بیشتر باقی نمی‌گذارد و این همان چیزی که تندروها در هر دو سرزمین خواستار آنند: افزایش ویرانی تا بدانجا که آبادانی هر چه بیشتر دست نیافتنی شود، بلکه هر دو طرف از این خیال محال بگذرند.

در شرایطی که به گفته مقامات غربی و ایرانی گفت‌وگوها درباره برنامه اتمی ایران به خوبی پیش رفته است، ناگهان موضوع صدور ویزا برای حمید ابوطالبی، گزینه ایران برای نمایندگی این کشور در سازمان ملل، به سدی تبدیل شده که نه دولت جنگ‌پرهیز آمریکا و نه دولت میانه‌رو حسن روحانی به دلیل فشار تندروها در هر دو کشور قادر به عبور از آن نیستند. مقامات ایران اعلام کرده‌اند که گزینه دیگری برای سفارت ایران در سازمان مل معرفی نخواهند کرد.

به نظر می‌رسد که ایران از میان دو راه حل کوتاه مدت (معرفی دیپلماتی دیگر) و بلند مدت (پی‌گیری موضوع آقای ابوطالبی از طریق مراجع بین‌المللی و تلاش برای همراه کردن افکار عمومی در جهان) برای خروج از این بن‌بست راه دوم را برگزیده است.

در همین حال داستان عمل به وصیت ریچارد فرای، ایران‌شناس آمریکایی و به خاک سپاری او در کنار زاینده رود هم به موضوعی برای کشمکش میان تندروهای درون حاکمیت ایران و میانه‌روهای خواستار بهبود روابط ایران با غرب تبدیل شده است.

اگر دولت حسن روحانی به وعده دولت‌های پیش از خود به پژوهشگر فقید آمریکایی عمل کند و زمینه را برای دفن پیکر آقای فرای در اصفهان فراهم سازد، جریان‌های افراطی داخل ایران بر طبل حمله علیه دولت و سیاست‌های خارجی و هسته‌ای آن خواهند کوفت. گره خوردن جریان موسوم به «انحرافی» در دولت پیشین ایران و دکترین مورد حمایت آن جریان یعنی «مکتب ایرانی» هم با نام آقای فرای، ماجرا را پیچیده‌تر کرده و بهانه سنگین‌تری به دست محافظه‌کاران رادیکال ایران داده است.

حق نشر عکس wiki
Image caption خانواده ریچارد فرای در انتظار صدور مجوز دولت ایران برای دفن پیکر ایرانشناس شهیر آمریکایی در اصفهان و عمل به وصیت او هستند

از سوی دیگر اگر دولت روحانی به خواسته‌های محافظه‌کاران در این دو مورد گردن فرود آورد، این نگرانی باقی است که فضای بدون تنش و مثبت گفت‌وگوها در اندک مجالی که از توافق شش ماهه ایران و پنج به علاوه یک باقی مانده در هم بشکند و دستاوردهایی که هنوز تحقق ملموسی نیافته‌اند یکباره به باد بروند.

اگر چنین اتفاقی بیفتد دولت آمریکا شاید از این توفان به سلامت عبور کند چون هم همراهی افکار عمومی را در مورد به سابقه گروگانگیری با خود دارد و هم از حمایت جمهوری‌خواهان و لابی‌های مدافع اسرائیل در ادامه سردی روابط با تهران سود خواهد برد.

اما برای دولت تدبیر و امید روحانی که با بحران اقتصادی دست به گریبان است آن هم در کشوری که افکار عمومی و اقلیت حاکم هر یک ساز خود را می‌زنند بازگشت به شرایط قطبی پیشین در رابطه با غرب به هیچ رو آسان نخواهد بود.

در این میان صدای بعضی کسان که از گذشته آموخته‌اند سخت می‌کوشد که بر توفان پرهیاهوی «گذشته‌ها نگذشته» غلبه کند. از جمله صدای اصلاح طلبی که می‌گوید حاضر است برای گروگانگیری سه دهه پیش دیپلمات‌های آمریکایی در تهران از ملت آمریکا عذرخواهی کند یا صدای رئیس‌جمهور پیشینی که می‌گویند گروگان‌گیرها دیگر پخته شده‌اند و می‌شود بدون بیم به خاک آمریکا راهشان داد.