بازخوانی روایت صداوسیما از درگیری بند ۳۵۰

صدا و سیما در گزارشی سعی کرد تا واقعیت آنچه در بند ۳۵۰ زندان اوین رخ داد را با عنوان مستند "افشا" کند. این گزارش مصاحبه ای است با رئیس (سابق) سازمان زندان ها، غلامحسین اسماعیلی، به همراه تصاویر کوتاهی که تلویزیون ایران ادعا میکند به بند ۳۵۰ و اتفاقات آن ارتباط دارد.

یک بازرسی معمول

آقای اسماعیلی می گوید مسئله اصلی، ارتباط زندانیان با شبکه های تلویزیونی و سایت های معاند نظام بوده است و لذا نیروهایی "آموزش" دیده بودند تا "مسیرهای ارتباطی" پنهان با این شبکه ها را کشف کنند.

این اظهارات در درجه اول تناقضی فاحش با اظهار نظر دیگر وی در همین مصاحبه دارد که بارها مدعی میشود "این یک بازرسی معمول بوده است که در تمام بندها و بصورت ماهانه صورت میگیرد".

این تناقض آشکار میکند که بازرسی روز پنچشنبه یک "بازرسی معمولی" ماهانه نبوده بلکه پروژه و عملیاتی برای، به گفته او، کشف "مسیرهای پنهان ارتباطی" زندانیان بند ۳۵۰ با رسانه ها بوده است و نیروهای حمله کننده به بند ۳۵۰ از پیش به این منظور آموزش دیده بودند.

تصاویر بی ارتباط با بند ۳۵۰

در ابتدای این گزارش تصاویری نشان داده می شود که هیچ ارتباطی به بند ۳۵۰ ندارد. این تصاویر مربوط به بند زندانیان با جرایم عمدتا مالی است که سال گذشته در برنامه ایی با عنوان "پشت میله ها" از پرس تی وی پخش شده بود. گزارش سعی دارد این تصاویر که امکانات و شرایط نسبتا خوبی را به نمایش میگذارد به بند ۳۵۰ منتسب کند.

بند ۳۵۰ زندان اوین که محل نگهداری زندانیان سیاسی است، در سال ۸۹ با بودجه و تلاش خود زندانیان سیاسی تا حد مقدور بازسازی و قابل سکونت شد. هرچند همچنان دستشویی و حمام این بند و فاضلاب بسیار آلوده که از سقف زیرزمین گاها به سر زندانیان میریزد نیاز به بازسازی گسترده دارد.

تصاویری از یک بازرسی معمول و محترمانه

همزمان با تکذیب هرگونه درگیری توسط اسماعیلی، تصاویری از برخورد به ظاهر محترمانه ماموران با زندانیانی که در اتاق ۳ ساکن هستند نشان داده می شود، این تصاویر و دیگر تصاویر منتسب هیچکدام تصاویر ضبط شده توسط دوربین های مدار بسته زندان نیستند.

باید توجه داشت از سال ۸۸ دوربین های مداربسته در بند ۳۵۰ نصب شد و تمام نقاط این بند حتی محل هواخوری زندانیان بصورت دایمی تحت نظر و ثبت و ضبط میباشد. اما هیچ تصویری که از این دوربین ها ضبط شده باشد نشان داده نمی شود.

به احتمال قوی قبل از شروع این عملیات، نیروهای "آموزش دیده" دوربین های مداربسته را خاموش کرده اند و تصویری وجود ندارد یا این که پس از هجوم این نیروها به بند تصاویر درگیری و ضرب و شتم زندانیان از بین برده شده است.

حضور سربازان در یک بازرسی معمول

در طول گزارش اسماعیلی مدعی میشود که سربازان وارد بند نشده اند در حالی که تصاویر پخش شده لحظه ای را نشان میدهد که سربازان با لباس نظامی در مقابل درب ورود به هواخوری تجمع کرده اند و مانع ورود زندانیان به بند شده اند.

با توجه به روایت زندانیان این لحظه احتمالا زمانی است که گارد ویژه در حال ضرب و شتم زندانیانی است که در اتاق ها بودند، در حالی که سایر زندانیان به هواخوری بند فرستاده شده بودند.

این تصویر به وضوح حضور سربازان را برای لحظه ای نشان میدهد که کذب بودن ادعای اسماعیلی مبنی بر عدم حضور و بروز درگیری نیروهای نظامی و یگان ویژه را نشان میدهد. هرچند ایشان سابقا هم منکر وجود هرگونه سرنگ در زندان های ایران شده بودند و اولین بار نیست که سیاست انکار را در پیش میگیرند.

وسائل کشف شده از زندانیان

اگر سابق بر این کشفیاتی که از صداسیما پخش میشد سلاح گرم و سرد و مواد مخدر بود، در این گزارش وسائلی که ادعا میشود از بند ۳۵۰ کشف شده است مشتمل بر تلفن همراه و وسائل پخش موسیقی، رادیو و حافظه یو اس بی است.

هرچند تصاویر واضح نیست اما وجود اقلام نامربوطی مثل پنل ضبط خودرو و حافظه یو اس بی که قابلیت ارتباطی ندارند یا گوشی های نسل اول نوکیا که اساسا قابلیت استفاده از کارت های حافظه را ندارند صحت این گزارش را زیر سوال میبرد.

باید توجه داشت که خرید رادیو و وسائل پخش موسیقی از فروشگاه بند ۳۵۰ امکانپذیر است و حتی خرید تلفن همراه در بندهای دیگر امکان دارد. اما با تبعیض غیرقانونی بین زندانیان، داشتن تلفن همراه برای زندانیان سیاسی ممنوع است.

ملاقات حضوری خانواده ها با زندانیان

در بخشی دیگر اسماعیلی مدعی ملاقات حضوری خانواده زندانیان با زندانیان میشود. در حالی که تصاویری از "سالن انتظار" برای ملاقات زندانیان به جای محل ملاقات حضوری با زندانیان نشان داده میشود. محل نشان داده شده در حقیقت مکانی برای مراجعه عموم است و هیچ ارتباطی به محل ملاقات با زندانیان ندارد.

پس از حضور در این مکان بستگان درجه اول زندانی پس از طی چندین مرحله با احراز هویت امکان ورود به اتاق ملاقات را دارند و تصاویر نشان داده شده از حضور شخصیت های سیاسی و مراجعان نگران در محلی است که ورودش برای عموم آزاد است.

تکذیب فاجعه یا پوشاندن جنایت

اگر بخواهیم با هراس و ترس های آقای اسماعیلی همراه شویم و وسائل کشف شده را عامل انتقال اخبار و اطلاعات به رسانه ها بدانیم بازهم مشخص نیست که چطور دروغ پردازی بدون این وسائل ارتباطی امکانپذیر نیست و آیا مسئله آقای اسماعیلی و مامورانش جلوگیری از انتشار دروغ بوده است یا جلوگیری از انتشار حقیقت؟

در انتها این گزارش دلیل عدم نمایش اتفاقات را حفظ حریم زندانیان ذکر می کند. در حالی که اگر زندانی سیاسی بخواهد موضوعی به نفع حکومت بیان کند سریعا مورد استقبال قرار گرفته و دیگر خبری از حفظ حریم و حتی نمایش ندادن صورت وی نخواهد بود.

اگر شرایط زندانیان مناسب است و ترسی از آشکار شدن آنچه بر زندانیان می گذرد وجود ندارد و اگر زندانیان در فضای استاندارد و برخوردار از حقوق قانونی زندگی میکنند، چه ترسی از انتقال این اخبار و نشان دادن واقعیت وجود دارد؟ آیا غیر از این است که دلیل این سانسور خبری، نشان آشکاری از برخوردار نبودن زندانیان سیاسی از حقوق اولیه یک زندانی است؟

بیش از همه خانواده زندانیان سیاسی امیدوار بودند که تمام این اخبار منتشره کذب باشد. اما پس از دیدار با بستگانشان همگی تائید کرده اند که فاجعه ای گسترده تر از آنچه شنیده اند به وقوع پیوسته است.

فاجعه ای که جای جراحاتش بر بدن زندانیان باقی بوده و اختلافی فاحش با آنچه آقای اسماعیلی بیان می کند دارد. چرا خبرنگار صداسیما به سراغ یکی از خانواده ها نمی رود تا با تائید صحبت های آقای اسماعیلی، کذب بودن ادعای رسانه های بیگانه را ثابت کند؟

رئیس سابق سازمان زندان ها با قاطعیت همه چیز را تکذیب میکند که گویا خود از ابتدا تا انتها در صحنه حضور داشته است و حتی احتمال اندکی هم نمیدهد که شاید از جانب ماموری تخلفی صورت گرفته باشد.

آقای اسماعیلی فراموش کرده است که از دهه شصت بیش از دو دهه گذشته است و اگر او و همفکرانش همچنان تغییری نکرده اند اما تکنولوژی و رسانه ها تغییر کرده اند و دیگر نمی شود همه چیز را به سادگی پوشاند.