حصر موسوی و کروبی؛ سنجه‌ای برای حقوق بشر

حق نشر عکس MEHR

وضع حقوق بشر در جمهوری اسلامی را از زوایای گوناگون و با شواهد و معیارهای متفاوتی می‌توان مورد ارزیابی قرار داد. یکی از این سنجه (مقیاس)ها، ادامه‌ حصر غیرقانونی و حبس خودسرانه و خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد است. بازداشتی که مستقل از پیامدهای اجتماعی ـ سیاسی، تبعات ناگواری بر وضع جسمی و سلامت مشهورترین زندانیان سیاسی ایران داشته است. بستری شدن با تأخیر میرحسین موسوی در بیمارستان، جدیدترین شاهد محسوب می‌شود.

رهبران جنبش سبز که از فردای فراخوان راهپیمایی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، در خانه‌های خود محبوس شده‌اند، از حداقل حقوق زندانیان نیز بی‌بهره‌اند. موسوی، کروبی و رهنورد برخلاف زندانیان سیاسی، در هیچ دادگاهی حتی نمایشی، محاکمه نشده‌اند. ادامه‌ حبس آنان، چنان‌که فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی تصریح کرده، با تاکید و نظر آیت‌الله خامنه‌ای جاری است.

رأس نظام سیاسی در ایران که به بی‌پشتوانگی اجتماعی و فقدان اقتدار دموکراتیک خود و کانون مرکزی قدرت، آگاه است، از تحرک دوباره جنبش سبز در هراس نشان می‌دهد. شاید ارزیابی سیاسی رهبر جمهوری اسلامی و همفکران وی در مورد لزوم ادامه‌ این حبس غیرقانونی ـ از زاویه امنیتی ـ قابل فهم باشد؛ اما آنچه قابل فهم نیست، میزان سخت‌گیری علیه رهبران جنبش سبز است.

آنان حتی از تماس با خویشان نزدیک خود نیز منع شده‌اند. ارتباط منظمی میان حصرشدگان با بستگان خود در کار نیست. چیزی که حتی در مورد زندانیان سیاسی محبوس در اوین و رجایی‌شهر نیز مشاهده نمی‌شود. و فراموش نشود که موسوی و کروبی برای دست‌کم سه دهه، از همراهان ارشد حکومت در جمهوری اسلامی بوده‌اند. یعنی نه تنها هیچ تخفیف و مدارایی شامل حال ایشان نشده، بلکه آنان خشونت و فشار و محدودیت مضاعفی را تحمل می‌کنند.

این حجم از حساسیت، بعید است که تنها نقطه عزیمتی سیاسی ـ امنیتی داشته باشد. شواهد به شکل آشکاری، نشان‌دهنده‌ کینه‌توزی و خشم نفر اول نظام سیاسی نسبت به موسوی و کروبی است. چیزی که در عمل منجر به سخت‌گیری شدید و غلیظ در مورد محبوسان شده است. زندانیانی که در هشتمین دهه از زندگی خود، محبوس هستند.

آنان از امکان تماس منظم و ملاقات مرتب و پیوسته با بستگان برخوردار نیستند. تلفن در اختیار ندارند. تماسی با دوستان و همفکران ندارند. روزنامه‌های داخل کشور را نمی‌بینند. از خدمات و امکانات و مراقبت‌های فوری و ضروری پزشکی و پیراپزشکی بهره نمی‌برند. وضع بهداشت و سلامت و تغذیه ایشان ـ به‌ویژه موسوی و رهنورد ـ معلوم نیست. و این همه، یعنی «حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی» از رهبران جنبش سبز، سلب شده است؛ حقی که در ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد تاکید قرار گرفته است.

در ماده‌ی ۵ همین اعلامیه تصریح شده که «هیچ‌کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضدانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.» آنچه در جمهوری اسلامی علیه رهبران جنبش سبز رخ می‌دهد، چه نسبتی با این تاکید دارد؟

در ماده‌ی ۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: «در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند (حقوقی که قانون اساسی یا قوانین دیگر برای او به رسمیت شناخته است) هر شخصی حق مراجعه‌ی مؤثر به دادگاه‌های ملی صالح را دارد.» موسوی، کروبی و رهنورد و حامیان آنان، از ظلمی که بر ایشان می‌رود، به کدام دادگاه ملی صالح شکایت برند؟

در ماده‌ ۹ اعلامیه مزبور تصریح شده که «هیچ‌کس را نباید خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید کرد.» و در ماده‌ی ۱۰ تاکید شده که «هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوایش در دادگاهی مستقل و بی‌طرف، منصفانه و علنی رسیدگی شود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی، یا هر اتهام جزایی که به او زده شده باشد، تصمیم بگیرد.» نیز در ماده‌ی ۱۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده: «هر شخصی که به بزه‌کاری متهم شده باشد، بی‌گناه محسوب می‌شود تا هنگامی که در جریان محاکمه‌ای علنی که در آن تمام تضمین‌های لازم برای دفاع او تأمین شده باشد، مجرم بودن وی به‌طور قانونی محرز گردد.» همچنین آمده است: «هیچ مجازاتی شدیدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، درباره‌ی کسی اعمال نخواهد شد.»

کدام‌یک از این تاکیدها، در مورد رهبران جنبش سبز، رعایت شده است؟

نیازی به تطویل و ذکر مستندات دیگر نیست. مواد متعددی از اعلامیه جهانی حقوق بشر، و نیز میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ـ که هر دو به امضای دولت ایران رسیده و جمهوری اسلامی مکلف به رعایت مفاد آنهاست ـ در ماجرای «بازداشت خودسرانه»‌ی کروبی، موسوی و رهنورد، نقض شده است.

وضع حقوق بشر در ایران، تا هنگامی که حبس خانگی و غیرقانونی رهبران جنبش سبز ادامه یابد، با سنجه‌ و محک عیار مشهور و مهمی ارزیابی می‌شود.

میان ادعای رهبر جمهوری اسلامی و مقام‌های ارشد دستگاه‌های قضایی نظام در مورد وضع حقوق بشر در ایران، با واقعیتی که جاری است، فاصله‌ای فاحش وجود دارد. این شکاف، با سر دادن شعار و دشنام علیه منتقدان وضع حقوق بشر در جمهوری اسلامی، رفع و پر نمی‌شود.

رأس نظام سیاسی در ایران، نیک می‌داند که حساسیت داخلی و خارجی در مورد وضع رهبران جنبش سبز به چه میزان و شدت است. اصرار بر ادامه‌ حبس غیرقانونی و تداوم فشار غیرانسانی بر رهنورد، موسوی و کروبی، یعنی اصرار جمهوری اسلامی به بی‌توجهی به حقوق بشر. آن‌هم در جهانی که دیگر نمی‌توان خبر اعمال خشونت علیه زندانیان سیاسی را پشت سیم‌ خاردار و دیوار، حبس کرد.