انتخابات افغانستان و نیاز به خردورزی سیاسی

حق نشر عکس Getty

با اعلام نتایج ابتدایی و احتمال کشیده شدن انتخابات به دور دوم، با آنکه امری تا حدودی قابل پیش بینی بود، اما نگرانی ها در مورد میزان مشارکت در دور دوم، امنیت، و شفافیت انتخابات مطرح است.

در دور اول انتخابات مشارکت وسیع مردم با خوشبینی های بسیاری در خصوص آینده سیاسی افغانستان همراه شد و استقبال بی نظیر از آن باعث شد مردم، روز انتخابات را حماسه حضور لقب دهند و از آن به عنوان جشن دموکراسی در برابر تندروی و ترور، تجلیل کنند. اما اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود آیا باز هم با همان شکوه و شادی برگزار خواهد شد؟

با آنکه نتیجه انتخابات از قومی بودن رفتارهای انتخاباتی حکایت دارد، اما حضور همدلانه و شادی بخش مردم در دور اول انتخابات، بدون شک روحیه وطن دوستی و احترام به افغانستان را به عنوان یک کشور واحد نشان می داد. در صف های رای دهی با آنکه همه می دانستند انتخاب ها در بسیاری از موارد قومی خواهند بود، اما انگار همه با آن به عنوان حق طبیعی شهروندان کنار آمده بودند و آنرا محترم می شمردند.

با رفتن انتخابات به دور دوم، نگرانی ها در خصوص قومی شدن بیشتر انتخابات به شکلی که منجر به سیاسی شدن بیشتر هویت های قومی گردد، مطرح است. همزمان با قومی شدن بحث انتخابات، نگرانی های جدیدی از افزایش میزان تقلب در دور دوم و استفاده ابزاری از قومیت ها برای رویارویی سیاسی در میان دو نامزدی که به دور دوم به مصاف هم خواهند رفت، بوجود آمده است. رویارویی سیاسی با استفاده از قومیت به عنوان ابزار سیاست می تواند عقب گرد بزرگی از آنچه که حماسه حضور و جشن دموکراسی در دور اول انتخابات و سقوط در گودال تنش و منازعه باشد.

به نظر می رسد که این وضعیت، بیشتر از هر وقت دیگری به دور اندیشی سیاسی و مدیریت بحران نیاز دارد و در واقع آزمون مهمی برای دو نامزدی است که به دور دوم خواهند رفت. رهبران سیاسی و نامزدان پیشتاز، در دور دوم بیش تر از دور اول باید هوشمندی و درایت خود را نشان دهند تا از قطبی شدن فرایند انتخابات جلوگیری کنند.

مدیریت بحران در دور دوم انتخابات در قدم نخست، شدیدا وابسته به گریز از تنش آفرینی و گریز از عملکردهایی است که منجر به ایجاد شکاف های قومی می شوند، و در قدم دوم وابسته به حفظ استقلال و قانونمداری کمیسیون های انتخاباتی است. در خصوص کمیسیون های انتخاباتی، حساسیت مسئولیت به مراتب افزایش بیشتری می یابد.

با توجه به اینکه احتمال تقلب گسترده و سازمان یافته در دور دوم بیشتر است، استقلال عمل کمیسیون های انتخاباتی و پایبندی به قانون انتخابت در واقع بنیادی ترین امری است که می تواند گذار قدرت را بطور مشروع و موثر ممکن سازد. در این فرایند، اهمیت نظارت نزدیک تر و همه جانبه جامعه مدنی و رسانه ها و سازمانهای ناظر به منظور تضمین شفافیت انتخابات در دور دوم اهمیت حیاتی دارد. کوچکترین تخطی از اصول کاری و قانون انتخابات آسیب های جدی به فرایند آن وارد کرده و زمینه ساز بحران جدی خواهد شد.

با نگاهی به ساختار رای در برابر متغیرهای قومی و ولایتی به وضوح مشاهده می شود که انتخابات دور اول به گونه ای رقابت میان دو ائتلاف قومی بود. با آنکه تفاوت ها نیز در بسیاری موارد مشاهده می شود، دور اول انتخابات به شکلی رقابت پشتون ها و ازبک ها در برابر تاجیک ها و هزاره ها را تداعی می کند.

البته باید تاکید داشت که اساسا نباید این آرایش انتخاباتی را انعکاس شکاف های قومی و یا بازتاب منازعات دانست. اما سازمان دهی رقابت های سیاسی بر محور قومیت مستعد رفتارهای منازعه زا است. در شرایطی که انتخابات به دور دوم می رود، ترس از اینکه استفاده ابزاری از قومیت برای تقویت رقابت های سیاسی افزایش می یابد که نیاز به شعور سیاسی دورنگرانه و مدیریت بحران دارد.

به نظر می رسد که در دراز مدت راه حل قانونی برای رفع این معضل اجتناب ناپذیر باشد چون با این وضع، هربار در انتخابات خطر رویارویی و سیاسی شدن هویت های قومی و بحران آفرینی وجود خواهد داشت. در شرایطی که رفتار های انتخاباتی در میان مردم اکثرا قومی است، ائتلاف هر دو قوم از اقوام افغانستان در برابر اقوام دیگر ما را به چالش های مشابه در انتخابات ریاست جمهوری مواجه خواهد کرد. شاید مهم ترین درسی که می توان از چالش فعلی گرفت هم همین است.

در چنین وضعیت، برای رفع مشکلات بصورت بنیادی، اصلاح قانون انتخابات و اصلاح سیستم سیاسی به نفع یک سیستم پارلمانی چند حزبی که بتواند ضمن زمینه سازی برای شکل گیری و رشد احزاب فراگیر ملی، چارچوب قانونی برای تشکیل حکومت های ایتلافی در صورت به نتیجه نرسیدن انتخابات بوجود بیاورد، گزینه ای در خور توجه است.