'خودسر'هایی که 'خودجوش' نیستند

حق نشر عکس TABNAK

«نیروهای خودسر»، «لباس شخصی‌ها» و «گروه‌های فشار» تعابیر و توصیف‌های ژورنالیستی برای توضیح یک واقعیت‌اند. واقعیتی که اندک اندک ـ و پس از چند سال حاشیه‌گزینی و سکوت ـ بار دیگر در صحنه‌ سیاست و جامعه ایران مشهود شده‌ است. «فرهنگ» که رهبر جمهوری اسلامی امسال دغدغه‌دارش شده، محور اصلی اعتراض‌ها و خودنمایی‌های جدید است. حضور معناداری که با توجه به سخنرانی اول سال آیت‌الله خامنه‌ای، محتمل به نظر می‌رسید و حالا متحقق شده است.

شواهد بروز انتقادی ـ اعتراضی و ظهور معنادار خودسرها (گروه‌های فشار) در این روزها، متعدد بوده است. برجسته‌ترین مورد، حضور بدون مجوز چند صد نفر در برابر وزارت کشور است. چهارشنبه گذشته جمعیتی که برخی با اتوبوس و مینی‌بوس و به شکلی سازمان‌دهی شده، در میدان فاطمی تهران حضور یافته بودند، شعارهایی در نقد وضع فرهنگی سر دادند. «حجاب همسرت کو، ای مرد غیرتت کو؟»، «حجاب هر جامعه، پیروی از فاطمه» از جمله‌ دیدگاه‌های فریاد شده، در کنار این دست‌ پلاکاردها بود: «وزارت علوم چه کار می‌کند؟»، «آموزش و پرورش چه کار می‌کند؟» و «ای‌کاش حجاب و عفاف به اندازه قوانین راهنمایی و رانندگی اهمیت داشت.»

حضور حسین الله‌کرم از «انصار حزب‌الله»، تجمع اعتراضی مزبور را قابل تأمل‌تر کرد. آن‌که چند سالی بود پس از کسب مدرک «دکترا»، می‌کوشید شخصیت نظامی ـ امنیتی خود را با تصویری دانشگاهی ترمیم کند. حالا، و پس از پایان یافتن هشت سال مدیریت احمدی‌نژادی، بار دیگر با «چفیه» روانه‌ خیابان شده و کردارهای «انصار حزب‌الله» و «لباس شخصی»ها و «گروه‌های فشار» دوران اصلاحات را بازخوانی و تکرار می‌کند.

رویداد مهم دیگر، لغو برنامه سخنرانی حسن خمینی، نوه رهبر انقلاب اسلامی در دانشگاه بروجرد بود. آن‌جا که در برابر اعتراض گروهی از معترضان، استاندار اعلام کرد، نمی‌تواند امنیت برنامه را تأمین کند. معترضان که برخی از آن‌ها طلبه هستند ابتدا با انتشار بیانیه و شب‌نامه سعی می‌کنند که مانع از برگزاری همایش (با موضوع: تبیین شخصیت علمی آیت‌الله ‌خمینی) ‌شوند. آنها بعدتر با مراجعه به فرمانداری معترض می‌شوند که مراسم «در راستای موضوع فتنه و حمایت از فتنه» است. و در نهایت نه تنها نوه‌ بنیان‌گذار جمهوری اسلامی سخنرانی نمی‌کند، که همایش هم لغو می‌شود.

حمله‌ چند ده نفر از افرادی که "ایسنا"، آنان را «نیروهای خودسر» خوانده به یک کنسرت در یزد نیز رویداد همسوی دیگر است. «لباس شخصی»های معترض در محل ورودی سالن برگزاری مراسم مجوزدار جمع شدند و با تهدید و ایجاد رعب و وحشت، مسئولان را به لغو برنامه ترغیب کردند و مانع از ورود مردمی شدند که برای تماشای برنامه بلیط تهیه کرده بودند.

رویدادهای پیش گفته، ظاهرا در اراده و اعتراض فرهنگی ـ ایدئولوژیک بخشی از جامعه ریشه دارد. اما بعید است که بتوان اقدام آنها را «خودجوش» توصیف کرد. حتی در ماجرای حمله به علی لاریجانی در مراسم ۲۲ بهمن سال ۱۳۹۱ در قم نیز، گزارش نهایی قرائت شده در مجلس هرچند به «اقدامات عده‌ای خودسر» نظر داشت اما درعین حال به برنامه‌های «سازماندهی شده» نیز اشاره کرده بود.

جالب توجه آن‌که در همان گزارش، مستقل از تاکید بر نقش نزدیکان مصباح یزدی و «حلقه پرتو»، سهم بخش‌هایی از سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی، به‌عنوان مقصر مورد اشاره قرار گرفته بود.

«خودسر»های معروف جمهوری اسلامی که بی‌اعتنا به قانون، خواسته‌های خود را پی می‌گیرند، «خودجوش» نیستند. آنها عمدتا با لایه‌ افراطی و رادیکال «راست» در جمهوری اسلامی در تماس‌اند. اما صرف‌نظر از موارد معدودی (چون حمله به رییس مجلس در قم ـ ۱۳۹۱)، شکافی که محل بروز خودسرهاست، همان مهم‌ترین شکاف این روزهای ایران است: دموکراسی و اقتدارگرایی.

از این زاویه، بیهوده نیست که وقتی اصلاح‌طلب‌ها یا شبه‌دموکرات‌ها در ساختار سیاسی قدرت جای پایی می‌یابند، خودسرها هم جلوه‌گر می‌شوند. آنها بخش میدانی/خیابانی تمامیت‌خواهان حاکم را نمایندگی می‌کنند. اگر نهادهای اطلاعاتی ـ امنیتی و قضایی و انتظامی با استفاده از اهرم‌ها و امکان‌های خود، علیه جامعه مدنی اعمال خشونت و زور و محدودیت می‌کنند، خودسرها نیز می‌کوشند در وجه اثباتی/ایجابی و در جامعه، سوگیری ایدئولوژیک مطلوب کانون مرکزی قدرت را تبلیغ و ترویج و تثبیت کنند.

در رابطه‌ای مستقیم یا غیرمستقیم، خودسرها تعقیب‌کننده‌ منویات و مطلوب‌های رهبر جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند. و در چنین وضعی، قابل پیش‌بینی است که آیت‌الله خامنه‌ای و مهم‌ترین نهادهای زیرمجموعه‌ وی، نظاره‌گر ساکت اقدامات خودسرها باشند.

وقتی درسخنرانی ابتدای سال‌جاری، نفر نخست نظام سیاسی از «فرهنگ» گفت و بر ضرورت مقابله با مقوله‌ها و مفاهیمی چون «تحرک دشمنان در زمینه‌ فرهنگ»، «رخنه‌ فرهنگی»، «ولنگاری»، و «شبهه‌افکنی و بی‌اعتقادی»، تاکید کرد، «پیام» به خودسرها و «الله‌کرم‌ها» ابلاغ شد.

رهبر جمهوری اسلامی که در همین سخنرانی مهم، از «وظایف ایجابی و وظایف دفاعی» گفته بود، در عین حال «جوان‌های مومن و انقلابی» را که «به‌صورت خودجوش» به «فعالیت فرهنگی» مشغولند، مخاطب قرار داده و به تداوم و «گسترش کار فرهنگی»، تشویق کرده بود.

«خودجوش» بودن فعالیت «جوان‌های مومن و انقلابی» اما به شوخی بیشتر شبیه است. به‌ویژه آن‌که یکی چون الله‌کرم با چفیه بر دوش، سردمدار اعتراض باشد. کسی که پیوندش با بخش امنیتی سپاه، و مشارکتش در حوادثی مثل حمله به کوی دانشگاه، حضور جدید وی را تأمل‌برانگیز می‌کند.

حالا، هم‌زمان با عدم بازدید رأس هرم نظام سیاسی از نمایشگاه کتاب (که نوعی ابراز غیرمستقیم نارضایتی آیت‌الله خامنه‌ای از وضع فرهنگی کشور است)، خودسرها هم اینجا و آنجا ابراز وجود و طرح مطالبه می‌کنند. خودسرهایی که نه تنها خودجوش نیستند که زیر سایه‌ «سر» بزرگ در جمهوری اسلامی، به انجام «وظیفه» مشغولند.

بی‌باوری مفروض تمامیت‌خواهان به توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی به معنای تداوم «حضور در صحنه» خودسرها تا اطلاع ثانوی است. در چنین وضعی، انتظار مقابله‌ جدی وزارت‌خانه‌های کشور و اطلاعات یا نیروی انتظامی نیز نسبت چندانی با آرایش نیروهای سیاسی حاضر در حکومت برقرار نمی‌کند.

در وجه اثباتی اما، وضع چندان مشخص نیست. آیا دولت روحانی تمایلی به حضور اجتماعی موثر نیروهای حامی خود ـ در مطبوعات، نهادهای مدنی، صنف/سندیکا، و جمعیت سیاسی ـ نشان می‌دهد؟ اگر پاسخ مثبت نباشد، خودسرها بی‌محاباتر خودنمایی خواهند کرد. خودسرهایی که خودجوش نیستند و وجود ریشه‌ها و ارتباطات قوی در حکومت، آنان را به تداوم حضور اعتراضی و مزاحم، تشویق و تشجیع می‌کند.