کابل، شهری تهی از شهروند

کابل مرکز سیاسی‌ و مهم ترین قطب اقتصادی افغانستان است‌. این شهر در تاریخ معاصر خود فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است. کابل پرجمعیت‌ترین و مهاجرپذیرترین شهر افغانستان است. نرخ رشد جمعیت در این شهر بر اساس منابع نهادهای بین المللی سالانه تقریبا ۴٪ بوده و جمعیت آن حدود ۴ میلیون نفر است.

اکثر اهالی اصلی کابل در طول جنگ هایی که برای تصرف آن صورت گرفته، مهاجرت کرده اند. در نتیجه شهر به محل تجمع افرادی تبدیل شد که کمتر خاطرات زیست مسالمت‌آمیز جمعی را تجربه کرده‌اند. از سوی دیگر بعد از تحولات اخیر و به خاطر موقعیت سیاسی و اقتصادی این شهر، کابل میزبان بسیاری از سیاست‌مدارن، مهاجران نخبه و غیرنخبه‌ای است که برای استفاده از روند توزیع ثروت و قدرت به این شهر مهاجرت کرده اند.

کابل اما با همه آشنایی و شهرتش، شهری مظلوم است. اکثر ساکنان این شهر حتی آن هایی که از این شهر طرفه‌ای بستند، به آن احساس تعلق ندارند.هستند کسانی که از این شهر سرمایه های کلانی کسب می‌کنند اما ترجیح می‌دهند در ولایت خودشان و یا در یکی از کشورهای خارجی آن را سرمایه گذاری کنند. در کابل تعمیرها و ساختمانهای چند میلیون دلاری بسیاری می‌توان دید که خیابان و محل پیاده‌رویش پر از گل و لای است.

در این شهر، کمتر عابر یا شهروندی را می‌توان دید که با دیدن زباله در خیابان، خودش آن را جمع کند. اغلب ما فقط نظاره‌گر وضع موجود هستیم و حداکثر کاری که می‌کنیم، انتقاد از شاروالی (شهرداری) است. هرچند در این میان سوء مدیریت و فاصله تاریخی دولت – ملت، بی‌تاثیر نبوده، اما نامهربانی های ساکنینش را توجیه نمی‌ کند.

کابل و هویت شهری

کابل اما با بحران هویت شهری و عدم احساس تعلق مکانی در نزد ساکنانش روبروست. همان هویتی که شهروند یک شهر را از ساکن‌بودن در همان شهر متمایز می‌کند. فقدان تاریخ و خاطره های زیستی مسالمت آمیز جمعی باعث شده هویت شهری و احساس تعلق مکانی شکل نگیرد. هویت شهری چیزی جز خاطره جمعی افراد ساکن در یک شهر نیست و شهر بدون خاطره فاقد هویت مکانی است.

خاطرات جمعی از طریق افزودن معنا به فضای زیستی به ارتقای هویت مکانی می انجامد و حس تعلق به مکان را تقویت میکند. به عبارت دیگر رابطه بین انسان و مکان دو طرفه است، زیرا کنش انسانی معنا را به فضای زیستی مرتبط می‌سازد و فضای خالی و فاقد معنا را به مکان تجربه شده و خاطره مند تبدیل می‌کند.

از آنجایی که حس تعلق به مکان یکی از ویژگی‌های اصلی برای پایداری مکان نزد ساکنان آن است، بدیهی است که نبود آن موجب فقدان دلبستگی شهروندان و عدم تمایل به مشارکت نسبت به مکان زیستی مشترکشان می شود.

عوامل گوناگونی در شکل گیری ساختار و فرم کالبدی شهرها موثر هستند. عواملی چون شرایط طبیعی نظیر آب و هوا، نیروهای اقتصادی مانند جریان سرمایه، اقدامات ساکنین و تصمیم گیری آنها در زمینۀ انتخاب محل مناسب برای ساخت مسکن، نحوۀ توزیع قدرت در جامعه و میزان تاثیر گذاری گروههای مختلف در نظام تصمیم گیری و غیره از جمله نیروهای موثر در شکل گیری شهرها هستند.

کابل شهری است که در ذهن ساکنین آن چندپاره شده است و این چندپارگی بیشتر خاستگاه‌های قومی / منطقه‌ای دارد. کابل در بین اقوام ساکن در آن تقسیم شده و هر گوشه ای از شهر به محل زیست قوم خاصی تبدیل شده است‌. حتی در بین بسیاری از مناطق شهری، محلاتش هم به خرده قومیت هایی تقسیم شده که در حقیقت بازتولید همان روابط پیشین روستایی/طایفه ای آنها قبل از مهاجرت به کابل است. به عبارت دیگر کمتر کسی از کابل نشینان به کلیت این شهر به عنوان مکانی هویت بخش نگاه می کنند.

نقش سیاستگذاران شهری

در این میان نقش سیاستگذاران و مدیران شهری کابل در جهت بالا بردن میزان مشارکت و حس تعلق مکانی و شکل گیری هویت شهری شهرنشینان کابل در اولویت قرار دارد.

در نزد سیاستگذاران شهری این مسئله باید مورد تاکید قرار گیرد که توسعه شهری نیازمند ایجاد تفکر و اندیشه شهروندمحوری است. هدف نهایی در توسعه شهری‌، پرورش و ظهور انسان‌هایی باید باشد که به مسئولیت‌های گسترده خویش در قبال شهر و زندگی شهری خویش واقف باشند و نسبت به اجرای آن همت‌ کنند.

به عبارت دیگر مدیران شهری باید شهروند را مفهومی فراتر از شهرنشین بدانند و برای تبدیل یک شهرنشین به شهروند فرایندی را در نظر داشته و در این زمینه برنامه های جدی را روی دست گیرند. در غیراین صورت نه تنها مشکلات شهری همچنان پایدار خواهند ماند، بلکه هزینه‌های مادی و انسانی زندگی در شهر کابل نیز افزایش خواهد یافت. این هزینه‌ها در ابعاد مختلف زندگی شهری مثل حمل و نقل، بهداشت و سلامت محیط و شهروندان، امنیت، خدمات شهری و ... بر شهروندان و نهادهای مسئول تحمیل خواهد شد.

مدیران شهری می توانند با خدمات رسانی بهتر از جمله گسترش و زیباسازی فضای عمومی شهر، در افزایش تعاملات چهره به چهره و اجتماعی کمک کنند. به عبارتی اماکن عمومی و فضای جمعی مهمترین ویژگی شهرها می باشد که فقط می توان در این فضاها نبض شهر را احساس کرد. در واقع عملکرد اساسی یک شهر در جمعی بودن فعالیت‌ها و فراوانی عرصه های عمومی شهر نهفته است.

در مکان های عمومی است که طبقات، اقوام و گروههای مختلف با هم ادغام می شوند و تجربه زیستی جمعی در ارتباط با دیگر انسانها، مکان و فضای شهری را تجربه می‌کنند که در نتیجه موجب ارتقائ هویت شهری شهرنشینان خواهد شد.

از طرفی مبارزه جدی با فساد در جهت جلب اعتماد ساکنین کابل شرط لازم برای تحقق هر گونه سیاست شهری است. مدیران شهری باید راهکارهایی برای جمع آوری مالیات از شهروندان مناطق مختلف به تناسب خدمات ارائه شده بیابند و مردم را در جریان کامل هزینه و درآمدهای شهری به طور شفاف قرار دهند، تنها در این صورت است که همکاری و همراهی بیشتر ساکنین کابل در اداره شهر را می‌توان انتظار داشت.

حق نشر عکس AP