اوجالان و گذر از ناسیونالیسم کردی

حق نشر عکس AFP

در روزهای اخیر سیستمی تحت عنوان "جامعه دمکراتیک و ‌آزاد شرق " از طرف بخشی از کردهای ایران که حول اندیشه عبدالله اوجالان به مبارزه سیاسی می پردازند، آغاز به کار کرده است.

از همان روز انتشار مانیفیست این سیستم احزاب، فعالان و رسانه های کردستان به آن واکنش نشان دادند. گروهی این مانفیست را مغایر با تاریخ و ارزشهای "کردایه‌تی" در کردستان ایران دانستند.

در مقابل طرفداران حزب کارگران کردستان موسوم به پ.ک.ک آنرا گامی در جهت دمکراسی و حقوق ملت کرد قلمداد می کنند. هر چند فضای سیاسی کردستان و رقابت احزاب باعث می شود که مواضع و رویکردهای در این رابطه بیشتر از منافع گروهای مذکور سرچشمه بگیرد. اما تحلیل و پی بردن به واقعیات موجود در این سیستم نیاز به این دارد که از اوجالان کمک بگیریم تا به این سوال پاسخ دهیم که آیا سیستم مذکور که زاده اندیشه های اوجالان است، معطوف به کردستان و جنبش هویتخواه آن است یا خارج از آنچه کردها به آن می اندیشند؟

برای کردها اوجالان فردی است که توانست هویت کردی را در ترکیه زنده کند. از بسیاری لحاظ او انقلابی را رهبری کرد که نتیجه آن پیدایش جنبشی قدرتمند در کردستان است که حالا به بازیگری در معادلات منطقه و ترکیه تبدیل شده است.

پایه های فکری و عملی اوجالان بر اساس گفتمان چپ و هویت کردی بنیان نهاده شد. او خود را سوسیالیستی انقلابی معرفی کرد. در همان حال در حوزه گفتمان کردی از خودمختاری و فدرالیسم عبور کرد و ندای استقلال و کردستان متحد را سر داد. احزاب و نیروهای موجود در کردستان را به تاجرانی تشبیه کرد که با پرسش کرد تجارت می کنند. در چنین شرایطی یک تنه در جهت کنترل فضای سیاسی و روشنفکری کردستان گام برداشت.

اوجالان و اندیشه هایش در حالی وارد فضای سیاسی کردستان شد که تا حدی می توان گفت، کردستان خالی از رهبر بود. در کردستان ترکیه مجموعه حرکتهای پراکنده وجود داشت که توان حرکت را نداشتند.

در کردستان ایران رهبرانی همچون قاسملو و شرفکندی دیگر در عرصه سیاسی وجود نداشتند. در کردستان عراق کردها وارد جنگ خانمان سوز داخلی شده بودند. کردستان سوریه هم بیشتر جولانگاه نیروهای سیاسی مختلف کرد بوده تا رهبری پرسش کرد. در چنین فضایی پیام اوجالان نظرها را به خود جلب کرد و همین باعث شد تا جوانان کرد از هر سو به سمت پ.ک.ک سرازیر شوند.

نگاهی ابتدایی به موضوع سیستم جامعه دمکراتیک و آزاد شرق حاکی از این است که اوجالان دیگر به اعتقادات گذشته خود وفادار نیست. در مانیفیست این سیستم دو دیدگاه عمده وجود دارد که با تناقضاتی همراه است. اوجالان همچون گذشته وانمود می کند که یک مارکسیست است و نوک پیکان خود را به سوی سرمایه داری نشانه رفته در حالی که در عمل روز به روز به لیبرال ها نزدیک شده تا مارکسیست ها. اما در همان حال به اندیشه دولت-ملت می پردازد و آنرا سرچشمه همه مشکلات و عامل اصلی در گذار به دمکراسی معرفی می کند. با توجه به انکار دولت-ملت از طرف اوجالان باید گفت که او دیگر کردی آرمانگرا نیست که هدفش ایجاد کردستان بزرگ باشد، بلکه بازیگری است که سرنوشت پرسش کرد را همچون رهبرانی که او انکارشان می کرد، به آینده دولت های منطقه گره می زند و اتحاد دمکراتیک را به آرمان خود تبدیل کرده است.

ناسیونالیسم کردی و اوجالان جوان

در این مناقشه نیست که جنبش هویت خواهی کردها، جنبشی کاملا ناسیونالیستی است که اساس آنرا خواست های هویتی تشکیل می دهد. در این مسیر زبان، خاک، تاریخ و نمادهای فرهنگی بیشترین نقش را ایفا کرده اند. همه این موارد باعث شده که کردها خود را در قالب ملتی تعریف کنند که آنها را از دیگر ملل جهان و منطقه جدا می کند.

آنچه که تا به امروز به بیشتر احزاب و سازمانهای کردی معنا و مفهوم بخشیده است، معنای مستتر در هویت کردی است. به ندرت جریانی را در کردستان سراغ داریم که خواست هویتی را کنار گذاشته و در قالب و مفاهیم دیگری سعی در جلب نظر کردها داشته باشد.

اوجالان تا قبل از دستگیری رهبری معتقد به عمل انقلابی در کردستان بود. در این مسیر افکار مارکسیستی به او کمک کرد تا سازمانی بی نظیر را از لحاظ سازماندهی بنیان نهد. در همان حال ناسیونالیسم کرد باعث شد تا نیروی لازم را جهت به حرکت در آوردن این سازمان در اختیار داشته باشد.

پس اوجالان همچون رهبران و سازمانهای پیش از خود آنچه دستمایه اش در مسیر مبارزه قرار گرفت، ناسیونالیسم کرد بود که دولت ملی، هدف نهایی آن است.

اوجالان دربند و ناسیونالیسم کردی

از همان روزهای اول دستگیری صدایی که از اوجالان شنیده می شد، بسیار متفاوت از اوجالان آرمانگرا بود. گذر زمان و تغییر و تحولات ترکیه بیانگر این است که آنچه اوجالان امروز را از رهبر آرمانگرای گذشته جدا می کند، بی وفایی به ناسیونالیسم کردی و وفاداری به جغرافیای سیاسی ترکیه است که پیش از این آنرا انکار می کرد.

از جمله شعارهای مشهور اوجالان و پ.ک.ک " باکور، باشور روژهه لات...یه ک خبات و یه ک ولات" بود. معنای این شعار نشان از اتحاد شمال، جنوب و شرق کردستان دارد که باید دارای مسیری مشترک در مبارزه جهت بنیان نهادن کردستانی یکپارچه باشد. در حالی که در مانیفیست جامعه دمکراتیک و آزاد شرق ایده دولت ملی انکار و به جامعه دمکراتیک توجه شده است.

شاید تحولات ترکیه و سوریه بهترین نمونه درباره اندیشه های اوجالان باشد. در ترکیه حزب "آشتی و دمکراسی" وارد اتحاد با حزب نو پای "هادپ" شد تا ترکیه را در کلیت خود پوشش دهد. در همان حال اتفاقات کردستان سوریه که این روزها به جولانگاه پ.ک.ک تبدیل شده، نشان از این دارد که طرفداران اوجالان از نام کردستان و همه معانی و نمادهایی که متعلق به جنبش ناسیونالیستی کرد در قرن بیستم بود، عبور کرده اند تا به گفته آنها در جهت کنفدرالیسم دمکراتیک با ملل منطقه گام بردارند.

در مجموع اوجالان که با تکیه بر فداکاری و آرمانخواهی کردها به رهبری مطرح تبدیل شد، امروز روی خوشی به ناسیونالیسم کردی نشان نمی دهد و در صدد تبدیل شدن به رهبری است که جامعه ترکیه را مورد خطاب قرار دهد. او که جامعه کرد را در رابطه با هویت خود متحول کرد، در صدد است تا به اعتمادی که جامعه کرد به او بخشیده، بی وفایی و راه خود را از تاریخ هویت کردی جدا کند و سرنوشت خود و کردها را به سرنوشت دیگران گره بزند.