ساخت سریال تلویزیونی: رؤیاهای شیرین و حقایق تلخ

آنتن های ماهواره ای حق نشر عکس Reuters

پس از انقلاب ۵۷ مقوله‌ «مهاجرت» یا «تبعیدِ خودخواسته» از ایران از پدیده‌ ای فردی و موردی به حرکتی جمعی و گسترده تبدیل شد.

در این میان اهالی هنر و ادبیات از همان آغاز سهم و نسبت بالایی داشتند و این سهم بالا را کم‌وبیش در موج‌های مهاجرتی بعدی و از جمله آخرین آنها که پس از اعتراضات ۸۸ پدید آمد حفظ کردند، تا جایی که امروز جامعه‌ دست‌اندرکاران هنر و ادبیات ایرانی خارج از ایران، و پراکنده در جهان، از حیث تنوع و گستره‌ سنی شباهت کمی و کیفی زیادی با جامعه‌ مادر دارد.

اما علی‌رغم این حضور کمی و کیفی بالا، آن قسمت از هنر و ادبیاتی که به جامعه‌ ایرانی مرتبط است، رشد و بروز چندانی نداشته است. تحلیل چرایی این عدم موفقیت مجال دیگری می‌طلبد، اما به هر حال هنر و ادبیات در بطن و متن خواستگاه اجتماعی‌اش رشد می‌کند. هر چند این استعاره دستمالی شده است، اما هنوز مفهوم را به خوبی می‌رساند که رابطه‌ هنرمند با مخاطب مانند رابطه‌ ماهی با آب و پرنده با هواست.

از پایان دهه‌ ۷۰ خورشیدی و اواخر دهه‌ ۸۰ که گیرنده‌های ماهواره‌ها راه به خانه‌ ایرانیان پیدا کردند و پس از مدتی پخش برنامه‌های فارسی شروع شد، این امید به‌وجود آمد که ارتباط بین هنرمندان در خارج از ایران و مخاطب گسترده و میلیونی‌شان در داخل ایران برقرار شود. تا جایی که به ایرانیان داخل کشور مربوط می‌شد استقبال گسترده‌ ای صورت گرفت، اما از این سو تولیدات تلویزیونی از رشد و ارتقای کمی برخوردار نشد و تقریبا تا قبل از راه‌اندازی شبکه‌ «من و تو» کار درخور توجهی در زمینه‌ برنامه‌سازی تلویزیونی صورت نگرفت.

از سکه نیفتادن تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای علی‌رغم تمام خطرات، محدودیت‌ها و پارازیت‌ها به دو دلیل است. یکی برای کسب خبرهای سیاسی و دیگری تماشای سریال‌های دوبله شده در شبکه‌ «فارسی وان» در آغاز و اکنون شبکه‌های متعدد «جِم».

وقتی پخش سریال با دوبله‌ فارسی در شبکه‌ «فارسی وان» شروع شد دوبله‌ها آنچنان نازل بود که گمان این که در بین مخاطبان ایرانی جایی باز کند نمی‌رفت، اما از آنجا که محصول سانسور نشده یا کمتر سانسور شده اگر «بد» هم باشد باز «خوب»تر از محصولات «خوب» اما سانسور شده است این شبکه به سرعت توانست مخاطبان گسترده‌ای پیدا کند. با آمدن شبکه‌های متعدد جِم که از سریال‌های متنوع‌تر و دوبله‌ای به مراتب قابل قبول‌تری هم برخوردار بودند، شبکه های ماهواره ای دیگر بخش قابل توجهی از مخاطبان صدا و سیما را به خود جذب کردند.

هرچند آمار رسمی از میزان بینندگان این سریال‌ها منتشر نشده است، اما نگاهی گذرا به جامعه‌ ایرانی نشان می‌دهد که دایره بینندگان این سریال‌ها آنچنان زیاد و گسترده شده است که حتی تکیه کلام‌های‌شان به گفت‌وگوی روزانه‌ مردم وارد شده و سر از لطیفه‌ها و نقل‌ قول‌ها درآورده است.

اما چیزی که هنوز برای سریال‌های صدا و سیما بیننده به ارمغان می‌آورد این است که به هر حال سریالی که مربوط به زندگی خود مردم ایران باشد هم‌ذات‌پنداری بیشتر در بین مخاطبان ایجاد می‌کند و این نکته‌ای است که نباید از نظر دور داشت.

اطلاعات دقیق و مدونی از سریال‌سازی در خارج از ایران توسط ایرانیان مهاجر وجود ندارد. ظاهرا اولین تلاش را فرزان دلجو با ساخت سریالی به نام «خداحافظ تهران» در همان سال‌های اول پس از انقلاب در لوس‌آنجلس انجام داد، اما این سریال هرگز پخش نشد و اطلاعات پراکنده‌ای از آن وجود دارد. شهرام شب‌پره، آیلین دردریان معروف به آیلین ویگن و ابراهیم حامدی (اِبی) در آن بازی کرده بودند، اما از سرنوشت این سریال اطلاع چندانی در دست نیست و تنها عکس‌هایی از آن منتشر شده است.

چندی بعد از آغاز به کار شبکه‌ ماهواره‌ ای اِن‌آی‌ تی‌وی، پرویز کاردان، سریال «گیتار و گل سرخ» را برای این شبکه ساخت که پخش هم شد، اما اطلاعات زیادی از آن در دست نیست و تنها آهنگ ستار در عنوان‌بندی سریال روی شبکه‌ اینترنت قابل دست‌رسی ست.

در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ داریوش رضوانی، سریال طنز «شبکه» که فیلم‌نامه‌ آن را رویا نوروزی نوشته است را برای شبکه‌ Sat7 PARS، شبکه‌ ماهواره‌ای مسیحیان فارسی زبان ساخت، اما ظاهرا این سریال هم پخش گسترده نشد و مهجور ماند.

علاوه بر این‌ها به طور جسته و گریخته در شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای در این سال‌ها برنامه‌های نمایشی آیتمی ساخته شده است، اما سریال داستانی با بازیگران شناخته شده و با تیم‌سازنده‌ حرفه‌ ای که مورد توجه مردم و منتقدین قرار بگیرد ساخته و پخش نشده است.

ساخت سریال تلویزیونی در خارج از ایران اکنون کاملا میسر و در دسترس است. نیروی انسانی حرفه‌ ای و هنرمندان و نویسندگان زیادی در خارج کشور حضور دارند که می‌توانند در ساخت سریال همکاری داشته باشند. تنها کمبود بازیگر در بخش نیروی انسانی محسوس است که آن‌هم قابل حل است. می توان گفت که مشکل اصلی در حال حاضر تامین بودجه برای ساخت سریال است.

از آنجا که صدا و سیما بندرت می‌تواند سریال خارجی یا برنامه‌های تلویزیونی قابل پخش در ایران خریداری کند قیمت فروش برنامه‌های تلویزیونی برای دوبله به فارسی بسیار ارزان است.

این سریال‌ها گاه با یک پنجم، یا حتی کمتر از یک پنجمِ، قیمتی که به کشورهای عربی فروخته می‌شوند به شبکه‌های ماهواره‌ ای فارسی زبان فروخته می‌شوند و این ساخت سریال به زبان فارسی را غیراقتصادی کرده است.

اما به هر حال اگر نهادهای فرهنگی و حامیان تولیدات هنری و فرهنگی جدی‌تر به ساخت سریال فکر کنند بی‌شک تولید انبوه و گسترده‌ی سریال‌های تلویزیونی برای ایرانیان می‌تواند تحولی در زمینه‌ هنرهای نمایشی ایجاد کند و سطح سلیقه‌ مخاطب ایرانی را بالاتر ببرد.

هر چند در نهایت چیزی که می‌تواند تحول اصلی را در صنعت فیلم‌سازی و تلویزیون ایرانیان به‌وجود آورد، ایجاد شبکه‌های تلویزیونی مستقل از دولت و حکومت و برداشته شدن سانسور در داخل ایران است.