چاره روحانی برای چالش آب

دریاچه ارومیه حق نشر عکس MEHR
Image caption دریاچه ارومیه رو به خشکی کامل است

سوال این است که آیا واقعا بحران کم آبی و خشکسالی در ایران می تواند چالش بزرگی برای دولت حسن روحانی باشد یا نه؟

پاسخ به این سوال قدری دشوار است. بحران آب فقط وقتی می تواند چالش عظیم سیاسی و اقتصادی ایجاد کند که به مرحله کمبود جدی و الزام جیره بندی سختگیرانه در مصرف آب شرب رسیده باشد، و تا رسیدن به این مرحله، ایران هنوز سه تا پنج سال جا دارد. یعنی حداقل تا سه سال دیگر هنوز متولیان مدیریت منابع آب در کشور کمابیش امکان تامین آب شرب و مصارف شهری را دارند و در این باره دست کم اینکه امکان بروز مشکل تا حدی که به نارضایتی فراگیر شهروندان بینجامد عجالتا قابل پیش بینی نیست.

اگر بخواهیم روند اثرگذاری بحران آب را زمانبندی کنیم سه مرحله اصلی را به این شرح می توان برشمرد:

  • نخست مرحله ای که خشکسالی از یک سو و بهره برداری بی رویه از منابع آب تجدیدپذیر باعث قهقرای چشم اندازهای طبیعی و به طور کلی تخریب طبیعت می شود. این مرحله از چند سال پیش آغاز شده و شاهد آن خشکیدگی ارومیه و گاوخونی و پریشان و زاینده رود و نابودی زیستگاه های طبیعی و غیره است. نتیجه محتوم این مرحله نابودی تنوع زیستی در کشور است.
  • مرحله بعد زمانی است که هیولای کم آبی پیشتر آمده و شروع به بلعیدن کشتزارها و مراتع می کند. این مرحله به تازگی شروع شده، اما تا زمانی که منجر به قهقرای کامل کشاورزی و دامداری و نابودی اقتصاد محلی در حوزه های روستایی و عشایری کشور شود بین پنج تا ده سال جا دارد.
  • مرحله سوم و آخر این است که بحران آب شهرها را در بر گرفته و عرصه تشنگی را به حوزه سکونتگاه های انسانی می کشاند. در این مرحله است که بحران آب به یک چالش سیاسی و اقتصادی منجر می شود. چون زیستمندان طبیعت امکان درآویختن با دولت را ندارند و روستاییان نیز دیرتر می توانند اعتراض شان را به یک جنبش اثرگذار سیاسی تبدیل کنند و فقط این شهرنشینان هستند که تاب تشنگی را ندارند و خیلی زود در این باره دست به واکنش عمومی خواهند زد.

با توجه به سرمایه گذاری های عظیمی که در سالیان گذشته برای کشاندن دوردست ترین هرزابه ها به منابع تامین آب شرب شهرها انجام شده، همچنانکه گفته شد انتظار نمی رود تا دست کم سه سال دیگر شاهد بروز چنین مشکلی در شهرهای بزرگ کشور و به ویژه تهران باشیم. از این نظر برآورد حجم چالشی که دولت آقای روحانی را با موضوع آب درگیر می کند دشوار است. بستگی دارد به اینکه موضوع را از منظر سیاست و اقتصاد ببینیم یا مشروعیت اخلاقی.

آقای روحانی می تواند اولا سری را که درد نمی کند دستمال نبندد و سه سالی را که از دولتش باقی مانده صرف امور آسان تر کند و بحران آب را وابگذارد برای دولت بعدی و همچنانکه خود تجربه دریافت زمین سوخته اقتصاد را از دولت قبلی داشته اینک زمینی سوخته تر و مضاف بر همه مشکلات اقتصادی تشنه و بی آب را به دولت بعدی تحویل دهد.

اما فرض می کنیم که اولا آقای روحانی و جناح سیاسی اش قصد تداوم دولت خود در دوره بعدی را دارند و دوما اینکه به مشروعیت اخلاقی که ضرورت یک قدرت سیاسی پایدار است پایبندند و می خواهند هم برای بقای خود و دولت و حاکمیت و هم برای بقای ایران و مردم آن آستین بالا زده و درگیر چالش آب شوند. چکار می توانند بکنند؟

ریاضت

برای مهار بحران آب همچنانکه بارها در این باره گفته و نوشته شده چند کار دشوار باید انجام شود. مهمترین و فوری ترین آنها عبارتند از کاهش مصرف آب به یک ششم میزان کنونی (یعنی حد توان اکولوژیک کشور) و توقف بهره برداری از آب های زیرزمینی و ذخیره سازی آنها برای سال های خشک تر پیش رو. این یعنی خارج شدن میلیون ها هکتار اراضی کشاورزی از دایره کشت، تعطیلی ده ها و شاید صدهاهزار چاه عمیق و نیمه عمیق و بیکاری بیش از یک میلیون نفر در مناطق روستایی و عشایری.

فقط وقتی که دولت مسئولانه و شفاف و صادقانه و صریح بیاید و در این باره حرف بزند و بگوید که می خواهد به چنین ریاضت ملی دشواری تن بدهد یا نه، می توان در باره قصد دولت آقای روحانی برای رودررویی با چالش آب به یک قضاوت واقع بینانه رسید.

هر حرف دیگری در این باره تنها به دفع الوقت خواهد انجامید. واقعیت این است که مهار بحران آب هیچ راه حل آسان و کم هزینه و بلندمدتی ندارد و فقط با تن دادن به یک ریاضت دشوار ملی و آن هم خیلی سریع و ضربتی ممکن است.

چشم انداز

اگر فرض کنیم دولت آقای روحانی برای اثبات مشروعیت اخلاقی اش آمادگی تن دادن به ریاضت ملی برای مهار بحران آب را دارد، قدم اول در این باره چیست؟

چنین ریاضتی در وهله اول بر اقتصاد روستایی ایران آوار می شود. میلیونها نفر معیشت شان را از دست می دهند. شهرنشینان کمتر و دیرتر آسیب می بینند. پس شاید اقدام مناسب در مرحله اول این باشد که دولت برای تعدیل یارانه ها با لحاظ مولفه بحران آب طرحی نو درافکند. یعنی شهرنشینان را مجاب کند به نگرفتن یارانه و درآمد حاصله را صرف مهار خشکسالی، جبران معیشت های از دست رفته در مناطق روستایی و ترمیم چشم انداز مناطقی کند که در خط مقدم رودررویی با بیابانزایی قرار دارند.

البته شهرنشینان به این راحتی دل از یارانه نمی کنند. آقای روحانی برای اجرای چنین طرحی نیازمند پشتیبانی تمامی توان حاکمیت است. این یک آزمون دشوار است که می تواند مشروعیت و مقبولیت اخلاقی حاکمیت را به چالش بکشد و همچنانکه گفته شد، اگر هم آقای روحانی بتواند به راحتی هم پیمانان سیاسی اش را در این باره مجاب کند کار او برای همراه ساختن توده مردم و جلب پشتیبانی نهادهای بالادست بسیار دشوار خواهد بود.

به هر رو تن دادن به ریاضت به مثابه در اختیار گرفتن توپ و میدان بازی خواهد بود، هر چند دشوار و پر زحمت، و این البته بسیار قابل تحمل تر از آن است که پنج سال بعد نظام چشم باز کند و ببیند با چشم اندازی همچون چاد و سومالی روبرو است.

آقای روحانی با ابزار یارانه ها باید پا به میدان ریاضت ملی برای مهار بحران آب بگذارد. نه برای او راه دیگری هست و نه برای حاکمیت و نه برای ایران.