دولت روحانی و داعش

حق نشر عکس Reuters

هم‌زمان با تداوم حملات و اقدامات تروریستی و غیرانسانی داعش، و اعلام موضع این گروه درباره‌ «تخریب نماد شرک آلود در نجف، کربلاء و سامرا»، حسن روحانی واکنشی تأمل‌برانگیز از خود بروز داده است. رییس دولت اعتدال‌گرا، در سفر به لرستان و ضمن سخنرانی خود گفته است: «در زمینه عتاب مقدسه حرم امامان شیعه کربلا و نجف و کاظمین و سامرای عزیز، به همه ابرقدرت‌ها و مزدوران و آدم‌کشان و تروریست‌ها اعلام می‌کنیم، ملت بزرگ ایران برای حراست از عظمت عتبات مقدسه از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.»

واکنش روحانی هرچند به شکل قابل فهمی برای بدنه‌ سنتی و شیعه‌ جامعه، تسکین‌بخش است، و از زاویه‌ای بهانه‌هایی را از افراطی‌ها می‌ستاند، و از منظری حتی ـ به شکل غیرمستقیم ـ ایالات متحده را به بازیگری موثر در عراق علیه داعش، ترغیب می‌کند، اما پرسش‌برانگیز است. به‌خصوص آن‌که هم‌زمان با برخی موضع‌گیری‌های شتابزده‌ شهروندان معمولی و گروهی از کنشگران مدنی در شبکه‌های اجتماعی مجازی ابراز شد. آن‌جا که با شدت گرفتن نفوذ و حملات داعش، برخی از این فعالان فضاهای آنلاین خواستار مداخله‌ سردار قاسم سلیمانی و سپاه قدس به‌ویژه برای پاسداری از آرامگاه امامان شیعه در سامرا و کربلا شدند.

در این نگاه، کمک به دولت همسایه برای دفاع از جان هزاران انسان بی‌‌گناهی که قربانی یا مجروح و آواره می‌شوند، به حاشیه می‌رود. و متاسفانه پیامدهای پرهزینه‌ و چه بسا غیرقابل پیش‌بینی مداخله نظامی در عراق نیز کمتر مورد مداقه و محاسبه‌ جدی قرار می‌گیرد. عوارضی که چندان دور از انتظار نیست (از جمله تهییج و تشویق داعش به انجام عملیات تروریستی هرچند پراکنده علیه ایران).

بماند که در بحران اخیر، ایراد و ضعف دولت مالکی در ایجاد مشارکت سیاسی و اعطای حقوق شهروندان اهل سنت، چندان مورد مداقه‌ واقع‌بینانه و منصفانه قرار نمی‌گیرد. شهروندان اهل سنتی که نسبتی با داعش ندارند، اما بستر و زمانه‌ کنونی را برای تحقق مطالبات خود مناسب دیده‌اند؛ هرچند برآوردی نادرست و غیرراهبردی از وضع سیاسی ـ امنیتی و تعادل نیروهای موثر داشته باشند.

تقریبا هم‌زمان با سخنان آقای روحانی، اظهارنظر مهم دیگری توسط یکی از مقام‌های ارشد نظامی جمهوری اسلامی ابراز شد. سرلشکر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح تاکید کرد: «نیازی به حضور نیروهای ایرانی در عراق نیست.»

سپاه قدس و عراق

البته از جمع مطلعان و ناظران سیاسی، کمتر کسی خواهد پذیرفت که جمهوری اسلامی (و به‌ویژه سپاه قدس) حضور امنیتی ـ اطلاعاتی و نظامی و شبه نظامی در عراق نداشته باشد. حضور امنیتی ـ نظامی مستقیم و غیرمستقیم جمهوری اسلامی در عراق مفروض است. همان طور که این حضور در سوریه، مسلّم بود. جمهوری اسلامی با استفاده از سپاه قدس و حضور نیروهای اطلاعاتی و امنیتی و نظامی و شبه نظامی خود یا همسو با خود، نوعی بازدارندگی و البته اقتدار منطقه‌ای برای خود ایجاد کرده است. این برای رژیمی که بنیان‌های اقتدار دموکراتیک‌اش با پرسش‌ها و چالش‌های جدی مواجه است، اهمیت فراوان دارد.

اما برای تهران، تفاوت مهمی میان عراق و سوریه وجود دارد. بحران در عراق از جنس بحران سوریه نیست. در سوریه، عمق استراتژیک اهمیت معنادار و اولویت داشت، و در عراق، عمق ایدئولوژیک و پیوندهای دیرین فرهنگی ـ مذهبی مفهوم ویژه است. قریب به ۲۰ میلیون شیعه و وجود آرامگاه چند امام شیعه، برای حکومت شیعی ایران، الزامات و «باید»هایی ایجاد می‌کند. و این مستقل از ملاحظات امنیتی مترتب بر همسایگی است و کردارهای بحران‌ساز و غیرانسانی و خشونت‌بار داعش.

افزایش سیطره‌ و تحرک داعش در عراق و افزایش بحران در این کشور، به معنای تهدید منافع و امنیت ملی ایران (همسایه‌ شرقی عراق) خواهد بود. این‌چنین جمهوری اسلامی ناگزیر است دغدغه‌دار تکثیر و گسترش اقدامات تروریستی داعش در عراق باشد. در چنین بستر و هنگامه‌ای تمرکز دولت روحانی بر افزایش امنیت مرزها و حراست از امنیت شهروندان داخل کشور و پاسداری از تمامیت سرزمینی اولویت و اهمیت مشدد می‌یابد.

حضور نظامی ـ امنیتی جمهوری اسلامی در عراق البته تا وقتی که بغداد به صورت علنی درخواست دخالت نظامی ـ امنیتی نکرده، نمی‌تواند آشکار باشد. چرا که از یک‌سو دولت مالکی را بیش از پیش به همسویی با جمهوری اسلامی متهم خواهد کرد؛ و از سوی دیگر به دلیل مناسبات نزدیک بغداد ـ واشنگتن و روابط غیرحسنه‌ دولت مالکی با ریاض، دولت عراق خواستار چنین چیزی نخواهد شد.

افزون بر این، حکومت ایران نیز برای دخالت علنی و رسمی در بحران عراق، با پرسش‌ها و نقدهای جدی (علنی یا غیرعلنی) در داخل کشور روبرو خواهد شد. به‌خصوص که این مداخله هزینه‌های مادی سنگین و جدیدی به اقتصاد ویرانه و بحرانی و خزانه‌ نحیف تحمیل خواهد کرد. اگر این مداخله، واجد پیامدهای زودهنگام و امنیتی در ایران شود (ازجمله خرابکاری داعش و حملات تروریستی مقطعی و پراکنده) هزینه‌ها بیشتر خواهد شد و ابعاد غریب و جدیدی را در بر خواهد گرفت. و البته دور از انتظار نیست که مداخله‌ رسمی و آشکار تهران در بحران جدید عراق، داعش را نسبت به مواجهه‌ خشونت‌بار و حاد با ایران تهییج و تشویق کند.

رقابت دو قدرت: ایران و عربستان

در کنار آنچه ذکر شد، نباید رقابت پنهان و مهم میان ایران و عربستان در منطقه را از یاد برد. حضور تابلودار تهران در عراق، ریاض را به حمایت‌ و هزینه‌کرد بیشتر در این کشور به نفع گروه‌های سلفی و معترض و معارض دولت مالکی ترغیب خواهد کرد. و این به معنای تحرک هرچه بیشتر جریان‌های افراطی همسو با عربستان ـ و به‌طور مشخص داعش ـ در عراق خواهد بود. و این همه، مستقل از تلاش‌های معنادار و هزینه‌های هنگفت اسرائیل در منطقه برای تداوم کلنگی سازی کشورهای مزاحم و مقاوم است.

عراق می‌تواند «باتلاق»ی گسترش یابنده باشد. جایی که حضور و مداخله‌ جمهوری اسلامی به «کلنگی‌سازان» و آنهایی که بر تنور نزاع «شیعه و سنی» می‌دمند، بهانه دهد تا آتشی را که به جان منطقه افتاده، به‌سوی مرزهای ایران نیز روانه کنند.

جنگی پنهان در منطقه در جریان است. جنگی که اگرچه نزاع اهل تسنن و اهل تشیع نیست؛ اما وجوهی از رقابت مخفی دو حکومت مهم منطقه را نیز ـ افزون بر سیاست‌های اسرائیل و قدرت‌های فرامنطقه‌ای ـ بازتاب می‌دهد. ایران و عربستان پرچمداران دو ایدئولوژی متمایز و قرائت متفاوت از اسلام‌ هستند که گسترش و تثبیت اقتدار منطقه‌ای را با کم شدن روزافزون حضور ایالات متحده در دستور کار قرار داده‌اند.

در این وضع، نقش دولت روحانی مهم خواهد بود. هرچند خط‌مشی‌های اساسی در حوزه سیاست خارجی متأثر از نگاه رهبر جمهوری اسلامی است، و اگرچه سپاه قدس اقدامات خود را با کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی هماهنگ می‌کند، اما این به معنای بی‌حاصلی و عدم تأثیر دستگاه دیپلماسی دولت و به‌خصوص کنش فعال و لابی موثر شخص روحانی در تماس با رأس هرم نظام سیاسی نیست.

تلاش دولت اعتدال برای تحقق منافع ملی در منطقه مقوله‌ای است، و اولویت دادن آن به شیعه‌گری و افتادن در رقابت خطرخیز و دو قطبی مذهبی، بحثی دیگر. روحانی با اختیاراتی که در حکومت دارد و با امکانات و بضاعتی که در قوه مجریه، می‌تواند نقش مهمی در به حاشیه بردن تهدیدها، تبدیل آنها به فرصت، و مواجهه با بحران‌ها از زاویه‌ی منافع ملی ایفا کند.