سریال بازی تاج و تخت: زمستان در راه است

حق نشر عکس Game of Thrones
Image caption دیوارهای شهر دوبروونیک در کرواسی که از فصل دوم سریال به‌عنوان کینگز لندینگ نشان داده شده است

پخش فصل چهارم سریال بازی تاج و تخت ( Game of Thrones ) یکی از سریال ها پرطرفدار این چند سال به تازگی به پایان رسید و طرفدارانش باید یک سال دیگر صبر کنند تا ادامه این جدال قدرت را ببینند. داستان با مرگ رابرت براتیون، پادشاه قدرتمند سرزمین خیالی وستروس شروع می شود. لرد استارک جانشین پادشاه با اطلاع از ناخلف بودن جفری فرزند پادشاه سعی می کند تا جانشین دیگری را برگزیند اما این کار منجر به کشته شدن او می شود. خاندان لنیستر به حمایت از پادشاه جوان می پردازند اما از سوی دیگر استنیس براتیون برادر پادشاه، خود را صاحب حقیقی تاج و تخت می داند. اعضای خانواده تارگرین هم ادعای پادشاهی می کنند. رابرت استارک هم به خونخواهی پدرش بر می خیزد و به این ترتیب نبردی سخت بین خاندان ها اشرافی برای به دست آوردن قدرت در می گیرد.

سریال بازی تاج و تخت بر اساس رمان بازی تاج و تخت: سرود یخ و آتش نوشته جورج ر.ر مارتین ساخته شده است. مارتین نوشتن این کتاب را از سال ۱۹۹۱ شروع کرد و اولین کتاب در سال ۱۹۹۶ منتشر شد. در ابتدا قرار بود که این رمان به شیوه رمان های فانتزی مشهور یک سه گانه باشد اما در میانه راه مارتین که ظرفیت داستان را بیشتری می دید اعلام کرد که مجموعه سرود و یخ و آتش (نامی که برگرفته از شعر یخ و آتش رابرت فراست است) هفت جلد خواهد بود. البته مارتین اعلام کرده که احتمال بیشتر شدن تعداد کتاب ها هم وجود دارد.

این سریال و کتاب بیش از هر چیز خواننده و بیننده را به یاد مجموعه ارباب حلقه ها اثر کلاسیک تالکین و سه گانه تحسین شده پیتر جکسن بر اساس آن می اندازد. مارتین در این اثر سعی می کند تا با الهام از ارباب حلقه ها، ویژگی های ژانر فانتزی را رعایت کند. او سرزمین خیالی به نام وستروس خلق می کند و جغرافیایی منحصر به فرد و به شیوه تالکین حتی نقشه ای خاص به آن می دهد. علاوه بر این مارتین زبان ویژه ای هم برای سرزمین خود به وجود می آورد. البته این زبان در کتاب بسیار محدود بوده و ولی برای سریال یک زبان شناس مشهور به نام دیوید پیترسون این زبان را گسترش داده تا بتوانند جملات و کلمات بیشتری را استفاده کنند.

در ادامه این جزئیات ویژه مارتین ادیانی خاص را هم برای جهان خود خلق کرده است: دین خدایان قدیم، دین خدایان هفت گانه و ارباب نور و... که بی شباهت به آیین های واقعی در جهان امروز هم نیستند. می توان ردپایی از دین زرتشتی را در شکل گیری آیین ارباب نور دید. خدیان هفت گانه و مراسم مذهبی شان هم بی شباهت به کلیسای کاتولیک نیست. خدایان کهن هم می توانند الهام گرفته از آنیمیسم (دین ابتدایی که همه مظاهر طبیعت را داری روح می انگارد) باشند. فراتر از این ها بسیاری از وقایع تاریخی هم الهام بخش خلق این اثر بوده است که شاید سر آمد آن ها جنگ رز ها در قرن پانزدهم در انگلستان بوده است.

جنگ رزها بین دو خاندان لانکستر با نماد رز قرمز و یورک با نماد رز سفید بین سال های ۱۴۵۵- ۱۴۸۷ در گرفت که که طی آن هر خاندان تلاش می کرد تا فردی از خود را به پادشاهی انگلستان برساند و سرانجام هنری تئودور از خاندان لانکستر به قدرت رسید. درگیری میان خاندان های تاریخی و نبرد های آن ها در این دوره شباهت زیادی به ماجراهای بازی تاج و تخت دارد. ماجرای عروسی خونین هم که یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های سریال در فصل سوم بود از دو واقعه تاریخی در اسکاتلند الهام گرفته شده است. یکی از آن ها به شام سیاه (Black Dinner ) معروف است. در سال ۱۴۴۰ پادشاه اسکاتلند که بر ضد خاندان بلک داگلاس (Black Douglas ) می جنگید به آن ها پیشنهاد صلح می دهد و به ارل ششم از داگلاس ها و برادرش اجازه عبور داد. اما بعد از جشنی که برای آن ها در قلعه ادینبورو ترتیب داد درون یک سینی سر گراز (یا گاو، بنا بر روایات مختلف) به نشانه مرگ گذاشت و بعد آن ها را به قتل رساند. واقعه دیگر مربوط به سال ۱۶۹۲ و خاندان Glencoe Massacre است که ۳۹ نفر از اعضای این خاندان در هنگام عبور بر خلاف قوانین مهمان نوازی توسط میزبان به قتل رسیدند.

البته شباهت هایی را می توان بین این کتاب و سایر کتاب های دیگر این ژانر پیدا کرد از جمله آن ها می توان به سه گانه خاطره، اندوه و خار نوشته تد ویلیامز اشاره کرد که شباهت هایی همچون نقش گرگ ها به عنوان حیوانات خانگی، کودکی بر روی سقف ها شیطنت می کند و هیولاهایی که در شمال زندگی می کنند، با این اثر دارد. اما فرای اشارات تاریخی، ویژگی مهم این اثر در توانایی خوانش های متوالی از آن است.

با این که با اثری فانتزی رو برو هستیم که شاید ریشه ای در تاریخ هم داشته باشد اما شخصیت ها، وقایع و جزئیات آن قدر قوی خلق شده اند که در زمان و مکان حرکت می کنند و به راحتی می توان آن ها را با واقعیت های تاریخی در نقاط دیگر و حتی اتفاقات روز مقایسه کرد. چند پارگی قدرت میان خاندان اشرافی و نبود حکومت مرکزی در جغرافیایی گسترده می تواند یاد آور دورانی از سلسله ساسانی باشد که شرایط مشابهی را داشت. درگیری خانواده ها بر سر جانشیی شاه می تواند به درگیری تاج و تخت در برخی کشور ها از جمله مراکش تعبیر شود. در نگاهی معاصرتر جنگ های خونین میان اقوام با نژاد و ادیان مختلف در یک کشور می تواند تصویر بالکان را به ذهن متبادر کند.

حتی می توان نقش نهاد های مالی را در شکل گیری قدرت دید. آیا بانک آهن ( Iron Bank ) در بازی تاج و تخت و حمایت آن از نهاد های قدرت خاص بی شباهت به بانک جهانی نیست؟ اگر چه در خلق "دیوار" در بازی تاج و تخت دیوار هادریان که به عنوان یک وسیله دفاعی در دوره رومن ها در ۱۲۲ بعد از میلاد در شمال انگلستان ساخته شد الهام بخش نویسنده بوده است؛ اما آیا این دیوار نمی تواند به دیوارهای جدا کننده دیگری که دوران معاصر در آلمان، قبرس، فلسطین، ایرلند شمالی و ... بوده و هستند اشاره کند؟ این ویژگی به این اثر امکان می دهد تا مرز جغرافیا و تاریخ را در نوردد و با خوانش های متوالی بر جذابیت و پهنه مخاطبانش بیفزاید.

در ادامه این خوانش های متوالی نقد های بسیاری بر این اثر انجام شده که آن را مخالف حقوق زنان می داند. انتقاد از صحنه های خشونت علیه زنان و برهنه نمایی های غیر معمول و تجاوز نقطه مشترک مخالفان این اثر است. به طور مثال صحنه ای که در کتاب هم نیست و در آن جفری یک فاحشه را مجبور می کند که فاحشه دیگری را به سختی بزند در حالی که خود بیمارگونه این صحنه را تماشا می کند. اما با نگاهی متفاوت تر می توان این اثر را حتی فمنیستی نامید. کما این که آمار بالای مخاطبان زن هم نشان می دهد که این سریال در میان زنان محبوبیت ویژه ای دارد.

مارتین که خود در دهه ۷۰ میلادی از طرفدارارن جنبش فمنیست بوده است با خلق شخصیت های زن قوی، نگاه ویژه ای به حضور موثر زنان ( اگر چه شاید کمی در پس پرده ) در بازی تاج و تخت که به نوعی بازی مردان است، دارد. در داستان های فانتزی نقش زنان معمولا کمرنگ و محدودتر است (جدا از برخی از آثار متاخر مثل بازی های عطش نوشته سوزان کالینز) و بیشتر در نقش های معشوقه و یا فرشته را دارند. اما در بازی تاج و تخت زنان در تمامی نقش های سنتی خود (مادر، همسر، معشوقه و الهه) در تلاش برای نقش داشتن در این بازی خونین هستند. از کاتلین استارک (با بازی میشل فری) که برای انتقام شوهر و یافتن فرندانش دست به هرکاری می زند گرفته تا سرسی لنیستر (با بازی لنا هیدی) در نقش ملکه مادری خون آشام که برای حفظ سلطنت حاضر به دسیسه چینی برای برادرش هم می شود.

در بازی تاج و تخت همان طور که از دهان شخصیت ها می شنویم " هیچ کس در امان نیست ". مارتین به خوبی به درونمایه عواقب هر عمل می پردازد و نشان می دهد که هر تصمیمی دارای پیامد هایی است. حتی شخصیت راب استارک که شاید معصوم ترین مهره این بازی بود، به دلیل پشت کردن به وعده ازدواجش محکوم است تا به شکل وحشیانه و غیر منتظره ای به قتل برسد. در بازی تاج و تخت اتفاق های غیر متظره بسیاری می افتد و بسیاری از شخصیت های محبوب کشته می شوند. همین غیر قابل پیش بینی بودن بر جذابیت این اثر می افزاید به قول سرسی لنیستر:" وقتی بازی تاج و تخت رو بازی می کنی یا می بری یا می میری".

مارتین در نوشته اش که قدرتش را نه از جنگ و خونریزی که از شخصیت های جذاب و پیچیده اش می گیرد، جهانی فانتزی خلق می کند که در آن حکومت ها، سیاست های پشت پرده و نقش روابط خانوادگی را در بازی برای تصاحب تاج و تخت نشان می دهد. سریال پر هزینه و زمان بر آن هم با کارگردانی کم اشتباه دیوید بنیوف و دی بی وایز، بازی های خوب، صحنه پردازی های بدیع و موسیقی زیبای رامین جوادی ( آهنگساز ایرانی-آلمانی ) ویژگی های متن را دو چندان کرده و بیننده را مسحور می کند.