علی مطهری مکتبی و زنان ساپورت پوش

حق نشر عکس i
Image caption تصاویری از زنان ساپورت پوش که علی مطهری در مجلس به نمایندگان نشان داد

الف:

على مطهرى چندى قبل در پایان یکی از نطق های مهم خود در مجلس گفته بود:

"وزير کشور بايد پاسخ دهد که چرا نسبت به پديده بانوان ساپورت‌پوش در سطح تهران و برخی از شهرها بی تفاوت است. اين چه پوششی است که تا ٣٠ سانت بالای زانو آشکار است؟ از ابتدای انقلاب اسلامی حجاب استاندارد گذشته از چادر عبارت بود از شلوار، مانتو تا زانو و روسری و مقنعه. دولت اسلامی موظف است آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است و کار مردم نيست را انجام دهد و بديهی است که اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند، مجلس شورای اسلامی به وظيفه خود عمل خواهد کرد."

مطهرى اين حرف ها را دقيقاً در پايان يكى از مهم ترين نطق هايش در مجلس بيان كرد. نطقى كه ما آن را به سخنان مطهرى درباره غير قانونى بودن حصر میرحسین موسوى و مهدی كروبى و زندانى كردن مصطفی تاجزاده و بهزاد نبوى مى شناسيم. او در ابتداى نطقش خواستار رفع حصر و آزادى زندانيان سياسى شده بود.

در خلال آن نطق، هر دو سوی ماجرا يعنى دموكراسى خواهان و اقتدارگرايان، هر يك بخشى از سخنرانى او را از حوزه عمومى و انتشار حذف كردند.

على مطهرى چه نوع پديده اى است؟ و از آن مهمتر، معنایی كه از كنار هم گذاشتن دو سوى گفته هايش مى توان پيدا كرد، چيست؟

جامعه ايران و بالاخص گروه گسترده زنان طبقه متوسط شهرنشين، تغييرات اساسى را با نافرمانى در جامعه نسبت به شيوه هاى پوشش ايجاد كرده و مستقر كرده اند. در اين حال، كسى مى تواند با صراحت به پوشش آنها بتازد و خواستار سركوب بيشتر آنها شود كه از چنان شجاعتى برخوردار است كه خيره به چشمان حاكم و از تريبون رسمى، خلاف نظر مقامات بالا رتبه نظام، حصرها و زندان ها را غيرقانونى مى داند. در واقع با وجود تفاوت هاى جدى، هر دو جنبه متناقض على مطهرى، از يك "على مطهرى" برخاسته و كاملاً در ارتباط به هم و وابسته به يكديگر است.

سبك زندگى و پوشش زنان به نوعى "امر حاكم" تبديل شده است. گويى همه از آن پيروى مى كنند و تخطى از آن ناممكن است. فارغ از داورى هاى شخصى، ما در اينجا هم، با حاكمى روبروييم كه ضديت با آن شجاعتی از نوع على مطهرى مى خواهد.

كسى مى تواند چنين صريح خواستار سركوب حوزه خصوصى، سليقه و سبك زندگى معيار طبقه متوسط شهرى بدون واهمه از رأى نياوردن در انتخابات بعدى شود كه مى تواند برخلاف دستورالعمل حاكم، درباره حصر سخن بگويد و توصيه ها براى سكوت درباره حصر و محدوديت هاى سياسى را سرسختانه نپذيرد.

هر دوى اين اظهار نظرها از يك خاصيت و ويژگى شايد شخصى و اجتماعى مطهرى سر برآورده است: شجاعت.

اما از اين مهمتر مطهری نشان دهنده دو نيروى عمده و رقيب در جامعه ماست: نيروى عينى حاكم براى حصر و سركوب سياسى و اجتماعى و در همان حال نيروى نمادين محكومين براى خرده نافرمانى ها.

على مطهرى را تنها به شرافتش براى سرپيچى از فرمان سياسى حاكم نمى توان فروكاست. او نشاندهنده سرپيچى جامعه از فرمان فرهنگى حاكم و سياست كنترل بر بدن ها نيز است؛ اما به شكل معكوس. او با شجاعتى كه درباره رفع حصر از خود بروز داده، قدرت ذائقه جامعه را نشان مى دهد وقتى با آن مى خواهد بجنگد. نشان مى دهد كه قدرت اجتماعى و سليقه عمومى تا چه حد است كه براى مخالفت و سركوبش نيازمند مخالف حصر است.

ب:

على مطهرى، از معدود باقيمانده هاى وفادار به "مكتب" انقلاب اسلامى ٥٧ است. مكتبى، در گفتمان انقلابيون به حالت يا افرادى گفته مى شد كه مخالف حكومت استبدادى و طرفدار آزادى هاى سياسى بودند و در همان حال آزادى هاى اجتماعى را پس مى زدند. آنها كاملاً تحت تاثير نوسازى شاه و در مخالفت با آن خود را سازماندهى مى كردند.

شاه، سركوب سياسى مى كرد و در همان حال فضاى اجتماعى را به معناى آزادى عناصر زندگى روزمره هرچه بيشتر به فرهنگ غربى نزديك مى كرد. او نظامى ساخته بود تك حزبى كه در آن آزادى پوشش وجود داشت و مشروب فروشى هم آزاد بود.

مكتبى ها در مواجهه با اين وضعيت خود را سازماندهى كردند. آنها براى نقد شاه از فرانس فانون استفاده مى كردند و در همان حال فقه را براى نفى آزادى هاى اجتماعى پيش مى كشيدند. اين يكى از محورى ترين تيپ هاى انقلاب بود كه با چرخش سياسى نظام پس از انقلاب به سمت محدود كردن آزادى هاى سياسى حاشيه نشين شد. مرحله دوم حاشيه نشينى مكتبى ها به زمان هاشمى رفسنجانی بر مى گردد. با آغاز عصر سازندگى و غيب شدن تدريجى چادرها و عقب رفتن روسرى ها آنها هرچه بيشتر انقلاب را از دست رفته ديدند.

به اين معنا تمامى نيروهاى سياسى موثر در فضاى سياسى ايران از محافظه كاران گرفته تا اصلاح طلبان، همگى انحراف از "مكتب" هستند. به زعم مکتبی ها اصلاح طلبان و تكنوكرات ها در بُعد حمايت از برخى آزادى هاى اجتماعى استحاله يافته اند و محافظه كاران با ناديده گرفتن آزادى هاى سياسى از مكتب انقلاب انحراف يافته اند.

براى همين است كه على مطهرى را در هيچ كدام از اين دسته بندی ها نمى توان جای داد. او بيرون افتاده است. عجيب و غريب است. در اوج ناگهان فرود مى آید و هم در پيشرو بودن و هم در قشریگری تعجب آور است. او مكتبى است.