چرا فوتبال جذاب است؟

حق نشر عکس AP

در نظر بگیرید که شما امروز تصمیم می‌گیرید فوتبال بازی کنید. به چه چیزهایی برای این کار احتیاج دارید؟ تقریبا هیچ چیز. سواد خاص و یا هوش بالا و یا جنسیت خاصی برای بازی فوتبال لازم نیست، با کمترین امکانات مالی با یک توپ پلاستیکی و چهار تکه سنگ برای حدود تیر دروازه می‌توان فوتبال بازی کرد.

همه می‌توانند طرفدار فوتبال باشند و از آن لذت ببرند. فوتبال ورزشی برای هر کس، از هر جنسیت، از هر درجه و طبقه اجتماعی و سطح سواد است.

یک پای فوتبال احساسات است

در فوتبال "کارلو آنجلوتی" هم که باشی با این کارنامه موفق در باشگاه‌های اروپا و با یک درآمد نجومی که دست کمی از رئیس یک کمپانی معروف ندارد، به محض شنیدن سوت پایان و مطمئن شدن از این‌ که دهمین جام را با رئال برده‌ای، دیگر سر از پا نمی‌شناسی و مثل بچه‌ها ذوق‌زده بالا و پایین می‌پری. نه تنها آنجلوتی این کار را می‌کند، بلکه یک طرفدار تیم رئال، حتی اگر ۷۰ ساله هم باشد، همین کار را خواهد کرد. چنین کسی اگر تیم رئال شکست بخورد با وجود سن بالا حتی ممکن است گریه هم بکند.

فقط فرض کنید رئیس اداره شما و یا جمعیت حضار در جلسه همین کار را بعد از شنیدن خبر موفقیت و یا شکست بکنند، واقعا چه حالی پیدا می کنید؟ تصور یک رئیس که بالا و پایین می‌پرد و یا از عصبانیت مُشتش را بر روی میز می‌کوبد و فحش می‌دهد جالب است.

به قولِ تد ریچاردز، پژوهشگر فلسفی، فوتبال سرشار از احساسات و اضطراب‌هاست. سوت‌های پایان مسابقات معمولا دلهره‌‌آورند؛ گروهی را ناراحت می‌کنند و عده‌ای را خوشحال، مخصوصا اگر سوت پایان در پایان بازی‌ تیم محبوبت شنیده شود که نود دقیقه مقابل یک تیم قوی مقاومت کرده باشد ولی در دقیقه آخر گل خورده باشد. از این منظر فوتبال بیش از بسیاری از رویدادها با احساسات انسانی در ارتباط است.

فوتبال و لذت لحظه ‌

نیل آرمسترانگ حدود ۴۵ سال پیش به کره ماه قدم گذاشت. بعد از فتح کره ماه، شور و شوق سفینه‌بازی تا حد زیادی کاهش پیدا کرد. درست است که می‌شود مثل چینی‌ها هنوز خوشحال بود که کشور تو هم دارد سفینه به فضا می‌فرستد، ولی آن‌چه آرمسترانگ و آمریکایی‌ها در فتح کره ماه تجربه کردند، برای هیچ شخص و کشور دیگری تکرار نخواهد شد. اما فوتبال از این نظر عجیب است که با‌ وجود آن‌که ما در این رشته همواره در حال تکرار بوده‌ایم، اما باز هم برای‌مان جذاب است.

چهار سال پیش اسپانیا جام جهانی را فتح کرد و می‌شود گفت که به بالاترین نقطه لذت فوتبالی خود رسید، ولی امسال اسپانیایی‌ها بعد از حذف از جام چنان ناراحت شدند که انگار نه انگار پادشاه‌شان همان روزها کناره‌گیری کرده است. در جام جهانی و در بازی‌های لیگ همه چیز هر چند وقت یک‌بار در شکلی کاملا مشابه تکرار می‌شود، ولی با این وجود رقابت در این فعالیت‌های تکرارشونده برای شرکت‌کنندگان و تماشاچیان بسیار جذاب است. (نباید فراموش کرد که درآمد و شهرت، نتیجه شرکت در رقابت است و نه انگیزه اصلی. انگیزه اصلی ماهیت خود فوتبال و این رویداد است).

فوتبال زیباست از آن جهت که فعالیتی در جهت لذت زیستن در زمان حاضر و برای خودِ فعالیت است، فوتبال یک زندگی خیامی است. در جواب رنه دکارت، لیونل مسی می‌گوید: "من فوتبال بازی می کنم، پس هستم".

فوتبال و ماهیت بازیگوشِ انسانی

دربارهٔ قوانین آفساید، خطا و یک گل صحیح و درست به‌خوبی در سایت فیفا نوشته شده است. این قوانین همانند قوانین جامعهٔ واقعی در فکر یکسان‌کردن شرایط رقابت هر فرد با دیگری است. ولی همانند زندگی واقعی، این قوانین باید به‌وسیلهٔ انسان‌ها اجرا شوند و ماهیت بازیگوشانه انسان‌ها اجازه نمی‌دهد که دانسته یا نادانسته به ‌راحتی این قوانین اجرا شوند.

اجرای صحیح قوانین فوتبال تا حد زیادی با تصمیم اشتباه داوری می‌تواند متوقف شود. حتی حضور یک داور آگاه هم برای اجرای قوانین کافی نیست، یک فوتبالیست شیطان با‌ وجود قد کوتاه خود می‌تواند به‌یادماندنی‌ترین گلِ تاریخ جهان را بزند و یا می‌تواند خود را با بدجنسی به زمین اندازد تا یک پنالتی به نفع تیم خودش بگیرد. باوجود پیشرفت‌های تکنولوژیکی اخیر، فوتبال هنوز ماهیتِ انسانی خود را تا حدِ زیادی حفظ کرده و بخش زیادی از جذابیت آن مدیون این ویژگی بازیگوشانه است. به قول آلبر کامو "هر آن‌چه که از اخلاق انسانی فراگرفتم مدیون فوتبال است".

فوتبال و زیست تراژیک

فرض کنید یک مربی قهرمان پرش دنیا بگوید که شاگردش امروز خیلی خوب عمل کرد و از تمامی رقبا بهتر بود ولی در نهایت هفتم شد. با شنیدن این جمله چه احساسی پیدا می‌کنید؟ بدون شک چنین جمله‌ای بی‌معناست. چنین استدلالی، بدشانس بودن در میدان مسابقه، در فوتبال به کرات شنیده می‌شود.

مربیان زیادی از بخت و اقبال بد خود در فوتبال می‌گویند، در واقع توافق جمعی بر آن است که فوتبال بیش از بسیاری ورزش‌ها بر پایه شانس و اقبال بنا شده و بی‌جهت نیست که میزان گل‌های فوتبال بسیار کمتر از رشته‌ای همانند بسکتبال است که بیشتر براساس مهارت بنا شده تا شانس.

زمین بد و یک ناهمواری کوچک، گرمای هوا، اشتباه داوری، یک مصدومیت پیش‌بینی نشده، روحیه بد تیمی، خستگی تیم و بسیاری عوامل دیگر تاثیر بسیاری بر میزان شانس و موفقیت یک تیم فوتبال دارند. حتی اگر پله هم باشی لحظاتی کنترل یک توپ ساده به هر دلیلی برایت ممکن نیست. بنابراین همه چیز می‌تواند در فوتبال رخ دهد. "لس فردیناند" در مصاحبه‌ای گفته است: "من از نتیجه امروز متعجب شدم ولی همیشه به خودم می گویم که در فوتبال هیچ چیز عجیب نیست".

از این نظربه قولِ ریچاردز با وجود آن‌که فوتبال یک بازی است، شباهت‌های زیادی با ماهیت تراژیک زندگی واقعی دارد. در زندگی واقعی هم بسیار اتفاق افتاده که با وجود آن‌که ما همه چیز را پیش‌بینی کرده بودیم ولی در نهایت به خاطر یک اتفاق غیر‌قابل پیش‌بینی همه چیز برهم ریخته است. بینندگان با دیدن فوتبال به یاد ماهیت تراژیک زندگی واقعی خود می‌افتند و این‌که تا چه حد سرنوشت زندگی، تحت‌تاثیر عوامل غیرقابل پیش‌بینی می‌تواند تغییر کند.

فوتبال و برخورد با روش های زندگی

اگر این روزها به سایت‌های فوتبال سری بزنید، با یک پرسش‌نامه آماری روبرومی‌شوید که بر اساس جواب‌های‌تان به شما می‌گوید که شخصیت شما شبیه به کدام تیم فوتبال است.

در واقعیت در تیم‌های فوتبالی روش های گوناگون برخورد فلسفی با زندگی و چالش‌های آن را می‌توان یافت. دو مثال ساده: ایتالیا تیمی است که حتی تحمل دریافت یک گل را هم ندارد، اگر این تیم گل اول را بخورد معمولا به هم می‌ریزد و توانایی جبران مقابل ضعیف‌ترین تیم‌ها را هم ندارد؛ فراموش نباید کرد که ایتالیا به خاطر سیستم دفاعی بسیار فشرده خود معروف است. در مقابل این ویژگی ایتالیا، تیم ملی فوتبال آلمان قرار دارد که براساس استقامت و سخت‌کوشی و پیروی از اصول ریاضی بنا شده؛ این تیم به داشته‌های خود همواره مطمئن است و آن‌قدر به آن‌ها میدان می‌دهد تا موفق شود. نظم ایتالیایی متزلزل است، در حالی که آلمان‌ها مانند نظامیان رفتار می کنند.

تیم‌های فوتبالی، نمونه‌های مختلف آرمان‌ها و آرزوهای ما دربارهٔ روش زیست در دنیاست. آرمانی که یا نیستیم و می‌خواهیم شبیه آن باشم و یا ساختاری که از آن خوشمان می‌آید، زیرا با ما متفاوت است. بخشی از علاقه ما به فوتبال منعکس کننده خواسته خودآگاه و یا ناخودآگاه ما در رد و یا قبول این نمونه‌های متفاوت از روش زندگی است.

حق نشر عکس Reuters