ماندن یا رفتن طالبانی

حق نشر عکس AP

بازگشت طالبانی به کردستان عراق گمانه زنی ها در مورد سلامتی او و تاثیرات آن بر شرایط عراق از جمله مواردی است که افکار عمومی کردستان، عراق، منطقه و آمریکایی ها را به خود مشغول کرده است.

چگونه امروز ماندن یا رفتن طالبانی بازی سیاسی در عراق را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ کردها چه سهمی از ماندن و رفتن او خواهند برد؟ عراقی ها چرا باید برای رفتن و ماندن او اینقدر نگران باشند؟ قدرت های منطقه ای و جهانی تا چه اندازه از این مسئله خوشحال یا نگران هستند؟

جلال طالبانی که در حال حاضر ٨٠ سال سن دارد، آمیخته ای از آرزوی سیاسی کردها، توافق سیاسی در عراق و متوازن کننده منافع بازیگران منطقه ای و بین المللی است.

طالبانی و کردستان

کرد بودن در بعد سیاسی آن یعنی زندگی پر فراز و نشیب که مقصد نهایی آن زندان، تبعید یا کشته شدن است. اما طالبانی و بارزانی پسر خلاف این ادعا را به اثبات رساندند. این دو تنها رهبران کرد هستند که رنج مبارزه و لذت قدرت را پس از آن لمس کردند.

طالبانی وقتی فقط ١٣ سال سن داشت وارد دنیای سیاست شد. دنیایی که در آن عراقی بودن، کرد بودن و سوسیالیست بودن به زندگی اش معنا می بخشید. او که آرزوی پیوستن به "ملا مصطفی" را داشت، برای ملاقات با او تا مسکو هم رفت. اما دیری نپایید که با ملا مصطفی دچار اختلاف شد و راهی جدا از او را برگزید. طالبانی که در ٢٤ سالگی توانسته بود به عضویت دفتر سیاسی حزب دمکرات درآید به دنیای سوسیالیستی می اندیشید که در آن طبقه گارگر بالا دست باشد. تصورات سوسیالیستی او با باور و عقاید بارزانی همخوانی نداشت.

طالبانی علاج آینده سیاسی خود را جدا از حزب دمکرات دید و همراه با همفکرانش در سال ١٩٧٥ در حالیکه در سوریه بود، حزبی را بنیان نهاد که اتحادیه میهنی نام گرفت. اتحادیه ای که متشکل از طیف های متفاوت بود. با خیزش اتحادیه میهنی صحنه سیاسی کردستان عراق به میدان رقابت دو حزب عمده یعنی حزب دمکرات و اتحادیه میهنی تبدیل شد.

زندگی سیاسی طالبانی در کردستان برابر است با جنگ، صلح و پیمان استراتژیک با حزب رقیب.

در این شرایط ماندن طالبانی برای کردها مساوی خواهد بود با ادامه ثبات در اقلیم کردستان. آنچه مشخص است سیاست و قدرت در اقلیم کردستان مساوی است با توافقی که میان نیروهای سیاسی این اقلیم مخصوصا حزب دمکرات و اتحادیه میهنی وجود دارد. با ماندن طالبانی احتمال ادامه حیات توازن مذکور همچنان وجود دارد. اما با رفتن او یکی از پایه های این توازن دچار مشکل خواهد شد.

طالبانی و عراق

طالبانی در حالیکه تنها ١٥ سال داشت و به عنوان نماینده دانش آموزان شهر کویه راهی بغداد شد شاید هرگز فکر نمی کرد که روزی به عنوان رئیس جمهور وارد کاخ ریاست جمهوری عراق شود. کاخی که بارها وارد آن شد، گاهی با دست پر و گاهی با دست خالی از مذاکرات با حکومت مرکزی. مبارزات طالبانی با دولت مرکزی راهی پر فراز و نشیب بود تا اینکه در سال ٢٠٠٥ به عنوان رئیس جمهور آن انتخاب شد.

پس از فروپاشی عراق و کمرنگ شدن سرکوب های دولتی هویت های سرکوب شده قومی و مذهبی فعال تر شده و سیستم سیاسی این کشور را تحت تاثیر خود قرار دادند. از یک طرف شیعیان که سودای حکومتی قدرتمند مرکزی را در سر می پروراندند و از طرف دیگر کردها و سنیها. بحران سیاسی در این کشور اگر در سالهای گذشته تنها با پرسش کرد روبرو بود، در حال حاضر سه پرسش را یدک می کشد. کردها، سنی ها و شیعیان.

در چنین فضایی طالبانی فصل مشترک تمام نیروهای سیاسی عراق است. چرا که از سویی نماینده خواست کردها است. از سویی دیگر روابط خوبی با شیعیان و بخصوص حامی آنها جمهوری اسلامی دارد و از طرف دیگر هم نیم نگاهی به سنی ها دارد.

در غیبت طالبانی چه کسی از مشروعیت و توان او برخوردار است تا بتواند تمام این گروها را در ظرف عراق جمع کند؟ سنی ها معتقدند که رئیس جمهور این کشور که نماد کشور محسوب می شود باید از اعراب باشد، آیا خواهند توانست فردی را جایگزین طالبانی کنند؟ از طرف دیگر شیعیان که بالاترین قدرت اجرائی کشور یعنی نخست وزیری را در کنترل دارند در تضاد جدی با اقلیم به سر می بردند. در همان حال چه کسی در میان کردها از توانائی طالبانی برخوردار خواهد بود که در صورت توافق سنی ها و شیعیان جا پای طالبانی در کاخ ریاست جمهوری بگذارد؟

طالبانی و بازیگران خارجی در عراق

برای جمهوری اسلامی ایران، طالبانی جز در مواردی نادر متحدی جدی و یاری وفادارد بوده است. طالبانی از همان آغاز جمهوری اسلامی روابط خوبی با آن داشته است.

در معادلات کردستان، طالبانی از جمهوری اسلامی جهت متوازن کردن روابط خود با حزب دمکرات بهره گرفته است. در عراق همواره نگاهش معطوف به شیعیان و حامی آنها یعنی جمهوری اسلامی است. در این مسیر بطور عملی گامی در جهت سنی ها بر نداشته و معتقد است که رابطه کردها و شیعیان در عراق، رابطه ای تاریخی است. پس می توان گفت که جمهوری اسلامی از جمله کشورهایی خواهد بود که از ماندن او خوشحال خواهد شد.

ترکیه از دیگر بازیگران فعال در عراق است که از رابطه چندان مطلوبی با طالبانی برخوردار نیست. شاید بتوان گفت که معادلات کردستان و عراق طالبانی را ترغیب کرده که چندان متمایل به ترکیه نباشد. رابطه او با پ.ک.ک بسیار خوب است و ترکیه از این بابت ناراحت است.

جدای از از ایران و ترکیه، آمریکا از دیگر بازیگران عمده در عراق است. طالبانی رابطه خوبی با آمریکایی ها دارد. از سال ٢٠٠٣ طالبانی در چندین مورد واسطه ایران و آمریکا شده؛ آزادی زندانیان دو طرف، رد و بدل کردن پیامها و پیش گیری از تبدیل عراق به میدان کارزار دو کشور از جمله فعالیتهایش بوده است. او هرگز از توان و نقش آمریکائیها غافل نبوده است.

به همین دلیل است که آمریکائی ها بیشتر به عنوان طرف مشورتی به نقش جلال طالبانی می نگرند تا نقشی عملیاتی.

در پایان می توان گفت که طالبانی با رفتن خود کردستان را در بحرانی تنهادخواهد گذاشت که اکثریت کردها راه حل آن را در استقلال کردستان و اقلیت ماندن در چارچوب عراق می دانند.