یارانه نقدی ایرانی‌ها را 'تنبل' کرده است؟

حق نشر عکس FARS

در حالی که ۷۲ میلیون ایرانی یارانه می گیرند این پرسش مطرح است که پرداخت یارانه به این جمعیت عظیم چه زمانی به پایان می رسد.

سالانه ۴۲ هزار میلیارد تومان به صورت نقدی بین خانوارهای با این هدف توزیع می شود که آثار منفی افزایش قیمت حامل های انرژی را در خانوارهای کم درآمد جبران کند.

این رقم دو برابر بودجه عمرانی سال گذشته دولت است که برای ساخت پروژه های بزرگ و زیربنایی در ایران مصرف شد.

ایران برخلاف دیگر کشورها که سعی می کنند کمک های نقدی و اجتماعی در اختیار نیازمندانی با شرایط خاص قرار گیرد، شاید تنها کشوری باشد که به تمام شهروندانش به جز تعداد قلیلی کمک نقدی می دهد.

شواهد نشان می دهد که حکومت ایران همچون گذشته حاضر نیست به دفاع تمام قد از برنامه حذف یارانه ها ادامه دهد و سعی دارد با روش های مختلف مانع بروز خسارت های بیشتر در بخش های اقتصادی شود.

اما تیر اول دولت حسن روحانی برای منصرف کردن بخشی از یارانه بگیران به سنگ خورد و برخلاف پیش بینی تعداد کمی از مردم حاضر شدند درخواست دولت برای منصرف شدن از دریافت یارانه را اجابت کنند.

طرح دولت برای حذف گروه های پردرآمد از فهرست یارانه بگیران نیز به سرنوشتی مشابه دچار شد و دولت که به شدت از سوی برخی گروهها تحت فشار قرار داشت، اعلام کرد که برنامه ای برای حذف یارانه ندارد.

عمده بحث ها همواره بر این بخش متمرکز شده است که دولت برای پرداخت یارانه ها کسری دارد. چنانکه از همان روز اول که محمود احمدی نژاد در زمستان سال ۱۳۸۹ در برابر دوربین های تلویزیونی قرار گرفت، به این تصور دامن زد که این پول همیشگی است و مردم می توانند خودشان تصمیم بگیرند چطور آن را خرج کنند.

بعدها مشخص شد که دولت به این سادگی نمی تواند این حجم پول را از محل افزایش قیمت مواد سوختی به دست آورد و به ناچار از بانک مرکزی برای پرداخت یارانه نقدی قرض گرفت و بخشی از درآمدهای نفت و نیرو را به این کار اختصاص داد.

اما ادامه این روش امکان پذیر نبود و به زودی صدای شرکت هایی نظیر برق درآمد که خودشان پول کافی برای اجرای پروژه های بزرگ نداشتند و بدهی آنها سر به فلک زده بود.

با گذشت سه سال ونیم از پرداخت یارانه نقدی و توزیع نزدیک به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان پول نقد، برنامه حذف یارانه با این عوارض سنگین، چه نفعی عاید اقتصاد ایران کرده است؟

پرسش های فراوان و بی پاسخ در این زمینه کم نیست مثل این که آیا دولت ایران به دنبال این بوده که خود را از پرداخت یارانه پنهان خلاص کند، یا هدفش توزیع یکسان یارانه بوده است یا قصد داشته همزمان به هر دو هدف برسد؟

شواهد نشان می دهد که حذف یارانه ها نه تنها کمکی به بودجه دولت نکرده بلکه مشکلات تازه ای ایجاد کرده است به نحوی که حکومت به سادگی قادر به یافتن راه حلی برای نجات از گودالی نیست که خودش کنده است.

با بروز بحران اقتصادی از جمله رشد اقتصادی منفی ۵.۸ درصد و تورم سنگین در اواخر دوره محمود احمدی نژاد فضا را به سمتی برد که نامزدهای ریاست جمهوری، حل مشکلات اقتصادی را مهمترین برنامه خود اعلام کردند.

حق نشر عکس ISNA
Image caption عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی: توزیع یارانه، ایرانی ها را تنبل کرده و گاهی باعث شده افراد در شهرهای کوچک دست از کار بکشند

با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، انتقادها از شیوه پرداخت یارانه نقدی هم شدت گرفت و عمده بحث های حول این محور می چرخید که چطور دولت باید برای جلوگیری از کسری بودجه برنامه ریزی کند.

مجلس هم دولت را موظف کرد که بعد از سه سال دومین مرحله از برنامه حذف یارانه ها را با افزایش دوباره بهای مواد سوختی اجرا کند تا بخشی از کسری بودجه دولت جبران شود.

دولت هم با آنکه اقتصاد کشور را ناتوان از پرداخت یارانه ها می دید و همزمان می کوشید تا اقتصاد را از رکود و تورم سنگین خارج کند، با گران کردن مواد سوختی، مرحله دوم برنامه حذف یارانه ها را به اجرا گذاشت.

اما مشکل همچنان کمابیش باقی است. بعد از سه سال و نیم این بحث مطرح شده است که غیر از کسری بودجه دولت برای یارانه های نقدی، پرداخت حقوق ماهانه به همه ایرانی ها چه عواقب اقتصادی و اجتماعی در جامعه ایرانی ایجاد کرده است؟

برخی از مقامات نظیر عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی معتقدند که "توزیع یارانه، ایرانی ها را تنبل کرده و گاهی باعث شده افراد در شهرهای کوچک دست از کار بکشند."

به گفته آقای آخوندی "پرداخت ماهانه ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار تومان یا بیشتر، روی رفتار شخصی افراد اثر گذار است."

تحقیق جامعی در این باره صورت نگرفته است اما به نظر شما پرداخت یارانه نقدی، چه تاثیر اجتماعی بر جای گذاشته است و آیا دولت می تواند با تغییر در شیوه پرداخت و یا محدود کردن یارانه بگیران عوارض اجتماعی آن را کم کند؟