اصفهان، حادثه قطران و هفت نکته

حق نشر عکس Mehr

۱- دوشنبه می توانست روزی خاص در تاریخ اصفهان باشد، که خوشبختانه نشد. شواهد نشان می دهند که این شهر خطر بزرگی را با بلنداقبالی از سر گذرانده است [گزارش را بخوانید]. انباشت هوای آلوده ناشی از سوختن چنان حجمی از قطران می توانست به یک فاجعه انسانی منجر شود. اما اصفهانی ها شانس آوردند که در این زمان از سال هوای شهر پایدار نیست و وزش باد منجی این شهر شد. اصفهان از سویی باید از بابت این خوش بیاری بزرگ شکرگزار باشد که ذرات سمی ناشی از آتش سوزی حوضچه قطران کارخانه ذوب آهن در شامگاه دوشنبه فرصت انباشت بر فراز شهر پیدا نکرد، و البته از سوی دیگر این بدبیاری کماکان تداوم دارد که حوض های قطران این شهر را همچنان تحت محاصره خواهند داشت.

۲- آنچه که مقامات در باره ابعاد این حادثه گفته اند بسیار نگران کننده است: «ذرات و غبار مواد ناشی از آتش بنا به گفته رئیس پژوهشکده محیط زیست دانشگاه اصفهان می‌توانند حاوی "مواد شیمیایی و خطرناک بسیاری" باشند که در ترکیبات قطران وجود دارد. این ترکیبات شامل هیدروکربن های چند حلقه‌ای آروماتیک (PAH) مانند نفتالین، آنتراسن و فنانترن است که سمی و سرطان‌زا هستند.» (ایرنا). سوال بزرگ این است که چنین ماده خطرناکی چرا اینقدر ناایمن در فضای باز رها بوده است؟ احتمالا حدود پنجاه سال پیش که کارخانه ذوب آهن احداث شد این شیوه نگهداری قطران چندان خارج از معیار نبوده است. اما طی این پنج دهه استانداردهای بهداشت، ایمنی و محیط زیست در محیط های کار (HSE) بسیار تغییر کرده است. مضاف بر آنکه اصفهان پیشتر آمده و بزرگتر شده است. اما حوض قطران همانجا بوده که پنجاه سال پیش بود.

۳- چند ماه پیش در ماجرایی تقریبا مشابه مرگ میلیون ها ماهی در دریاچه سد فشافویه همگان را متوجه یک واقعیت خطرناک کرد: فاضلاب شهرک چهار هزار نفری واوان مستقیما در دریاچه ای تخلیه می شده که هم ذخیره آب پایتخت بوده و هم حوضه پرورش ماهی. اگر آن ماجرا پیش نیامده بود آن ماهی ها و آن فاضلاب همچنان به خورد پایتخت نشینان داده می شد. اما اصلا معلوم نیست که دریاچه های مشابه هم تعطیل شدند یانه؟ فاضلاب آن شهرک الآن کجا می رود؟

۴- دو سال پیش کارشناسان در باره انباشت پساب شیمیایی در منطقه عسلویه هشدار دادند. به گفته آن ها حجم این مواد به حدی است که انتشار ناگهانی آن در محیط می تواند جنوب ایران را با یک فاجعه بزرگ روبرو کند. معاون محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست نیز با تایید گفته های این کارشناسان گلایه کرده بود که چون وزارت نفت کارشناسان ما را به مناطق عملیاتی خود راه نمی دهد اساسا امکانی برای نظارت زیست محیطی فعالیت های نفتی در ایران وجود ندارد. این منطق ویرانگر البته مخاطب را به خاموشی وا می دارد.

۵- به طور معمول مشکل دو تا است: اول اینکه صنایع غیر استاندارد و فرسوده اند و به همین خاطر غالبا قابلیت فیلتریزاسیون ندارند و یا باید تعطیلشان کرد یا با همین وضعیت آن ها را پذیرفت. دوم اینکه سازمان محیط زیست قادر به انجام وظیفه خود در جهت نظارت بر صنایع نیست. این سازمان در واقع همان اداره شکاربانی سابق است و حوزه اختیاراتش هم همان مناطق چهارگانه و زیستگاه های حیات وحش. وزارت صنایع هم که مقصر اصلی است عجالتا ترجیح میدهد بار سنگین و پر هزینه انطباق با معیارهای زیست محیطی را بر پیکر نحیف و رنجور کارخانه های موجود تحمیل نکند. اسمش هم دفاع از صنایع است. اما در اصفهان مشکل سومی هم وجود دارد: استقرار و مکان یابی نامناسب صنایع. این شهر نه منابع آب کافی در اختیار دارد و نه شرایط اقلیمی مناسب برای خودپالایی هوا. اما لابی نیرومند اصفهان در حاکمیت جمهوری اسلامی باعث شده بخش قابل توجهی از توسعه صنایع ایران پیرامون این شهر شکل بگیرد. که مهمترین آنها مجتمع عظیم فولاد مبارکه است. انبوه صنایع باعث شده همان نظارت نیم بند هم سست و بعضا ناممکن شود. آنچنانکه حتی کارخانه ای با پنجاه سال قدمت قطران خود را در معرض وقوع چنان آتش سوزی عظیمی قرار دهد. تاسف بار است که صنایع در اصفهان در تضاد با مزیت نسبی بزرگ این شهر، یعنی شهرتش به عنوان یکی از شهرهای زیبا و مشهور جهان در اطراف آن مستقر شده اند.

۶- آتش سوزی روز دوشنبه دو ساعت ادامه داشته است. آنچنانکه با وجود فاصله چهل کیلومتری محل حادثه تا شهر اصفهان دود سیاهی بر فراز این شهر چنبره زده و بوی ناخوشایندی همه جا را فرا گرفته بود. رادیو و تلویزیون محلی از مردم خواسته بود کولرهای خود را خاموش کنند و از خانه ها خارج نشوند. مسئول روابط عمومی کارخانه ذوب آهن به ایرنا گفته ضایعات قطران خود به خود و فقط به دلیل گرمای هوا آتش گرفته اند و خرابکاری یا حادثه خاصی در میان نبوده است. شواهد می گوید ابر سیاه ناشی از این آتش سوزی منطقه ای به قطر حداقل صدکیلومتر را در بر گرفته. و فقط حجم بسیار عظیمی از ضایعات شیمیایی می توانسته چنین منطقه وسیعی را به این شدت دودناک کند. این نمایه ای است از استاندارد ایمنی محیطی در ایران: حتی کارخانه سودآور و بزرگی مثل ذوب آهن ضایعاتی را که می توانسته منشاء چنین آتش سوزی بزرگی باشد و این قابلیت را داشته خود به خود آتش بگیرد در محیط رها کرده است.

۷- یک سال پیش در چنین ایامی، در همایشی که در اصفهان برپا شده بود مشاور ارشد سازمان جهانی بهداشت با اشاره به گسترش شدید آلودگی هوا در اصفهان و همچنین افزایش امکان ابتلا به انواع سرطان در این شهر، عنوان کرده بود براساس بررسی‌های صورت گرفته در شیر مادران اصفهانی سرب، کادمیوم، آرسنیک و جیوه مشاهده شده است. این خبر در آن زمان بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت. اما انگار هر نیمه مرداد اصفهان باید یک شوک زیست محیطی ببیند. شوک قبلی اثر مشهودی نداشت. بعید است حادثه قطران هم منجر به تصمیم تازه ای برای نجات توریستی ترین شهر ایران از مشکلات زیست محیطی فزاینده آن شود. احتمالا تا نوبتی دیگر، که دود سیاه بیاید اما این بار دیگر باد نیاید.