چگونه می‌توان میراث فرهنگی سوریه و عراق را حفظ کرد؟

حق نشر عکس bbc
Image caption قسمت هایی از شهر قدیمی حلب در آتش جنگ داخلی سوریه

در ماه‌های اخیر سازمان جهانی یونسکو نشست‌هایی برای بررسی وضعیت میراث فرهنگی سوریه و عراق برگزار کرد. نشست‌هایی با شرکت سازمان‌ها و نهادهای همکار و مشاور یونسکو که به دنبال چاره‌جویی برای کاستن از شدت خسارت به آثار فرهنگی در این کشورها هستند.

در این نشست ها کارشناسان میراث فرهنگی سوریه و عراق ابتدا به تشریح ابعاد تراژدی فرهنگی که در این دو کشور در جریان است پرداختند، سپس طرح‌های اضطراری برای حفاظت از آثار این کشورها مورد بحث قرار گرفت. این طرح‌ها گرچه نخواهد توانست مانع از ادامه جنگ و آثار منفی آن بر میراث فرهنگی در این مناطق شود، اما راه را برای کاستن از شدت تخریب‌ها، مشخص کردن میزان آسیب‌ها، آمادگی برابر حوادث بعدی و همچنین فراهم کردن مقدمات حفاظت اضطراری، تعمیر آثار صدمه دیده و استرداد اموال فرهنگی غارت شده باز می‌کند.

بخش مهمی از تنوع فرهنگی در خاورمیانه در خطر نابودی است. هزاران سال دست‌آوردهای فرهنگی و هنری مردمان این منطقه بر اثر جنگ و درگیری‌های مسلحانه اخیر در سوریه و عراق به گونه‌ای آسیب دیده‌است که جبران آن‌ محال به نظر می رسد. آن‌چه در سوریه از سال ۲۰۱۱ اتفاق افتاده اکنون در عراق و به گونه‌ای دیگر در حال تکرار است: تخریب آثار تاریخی، غارت گسترده محوطه‌های باستانی و همچنین «پاکسازی فرهنگی» یا تخریب عمدی مکان‌ها و آثار مذهبی یا باستانی به دلایل اعتقادی یا تبلیغاتی.

در سوریه تخریب‌ها بیشتر یا بر اثر درگیری‌های مستقیم میان نیروهای مخالف و ارتش یا به دلیل حفاری گسترده غیرقانونی و قاچاق اشیاء تاریخی است. در عراق تخریب‌هایی که از حدود دو ماه پیش آغاز شده بیشتر تخریب عمدی و البته غارت و حفاری در محوطه‌های باستانی بوده است.

گستردگی حجم آسیب‌ها در عراق و سوریه بدون هیچ ‌تردیدی یکی از بدترین فجایع فرهنگی در دهه‌های اخیر را رقم زده است. فجایعی که مشخص نیست چه زمانی پایان می‌یابند و چگونه جبران خواهند شد.

اما تنها باستان‌شناسان و مورخان دانشگاهی نیستند که از نابودی این ثروت‌های فرهنگی دچار خسران می‌شوند. آسیب اصلی متوجه مردمی است که زندگی‌شان پیوندی عمیق با آثار و نشانه‌های فرهنگی و مذهبی در شهرها و روستاهای خود داشته است.

در مناطق تحت تصرف گروه دولت اسلامی (داعش) در عراق، بیش از ده‌ها آرامگاه، مسجد، کلیسا و مکان‌های متعلق به گروه‌های مختلف قومی و مذهبی با بولدوزر تخریب یا با بمب منفجر شده است.

اکنون نه تنها بخش زیادی از مردم سوریه و عراق از شهرها و خانه‌های خود آواره شده‌اند، بلکه تخریب مکان‌های قومی و مذهبی متعلق به آنان جغرافیای فرهنگی این منطقه را به سرعت دگرگون خواهد کرد و نشانی از تنوع دیگر برجای نخواهد ماند.

در کوران چنین حوادثی، آثار فرهنگی فقط قربانی نمی‌شوند، بلکه از آن‌ها به عنوان «سلاح» نیز استفاده می‌شود؛ سلاح‌هایی برای ماشین تبلیغات جنگی، یا سلاح‌هایی برای نفرت‌پراکنی و گسترش خشونت‌ها.

گروه‌های مسلحی مانند داعش با تخریب عمدی این مکان‌ها چندین هدف مختلف را دنبال می‌کنند. نخستین و آشکارترین هدف آن‌ها «پاک کردن» چهره سرزمین‌ها از نشانه‌هایی است که به اعتقاد آن‌ها «کفر آمیز» است. آن‌ها به این ترتیب عزم جدی‌شان را برای مستقر کردن دیدگاه و ایدئولوژی خود به صریح‌ترین شکل ممکن به نمایش می‌گذارند.

اما این لایه نخست داستان است. همان‌طور که تخریب مجسمه‌های بودا در بامیان افغانستان به دست طالبان دلایل پیچیده و متعددی داشت، در مورد گروه‌هایی مانند دولت اسلامی (داعش) نیز باید به دنبال انگیزه‌های دیگر نیز گشت. مشخص شده است تاثیر تبلیغاتی تخریب و انفجار مکان‌های فرهنگی گاه حتا می‌تواند از انتشار اخباری در مورد کشته شدن غیر نظامیان نیز بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در خاورمیانه‌ای که اکنون روزانه صدها و بلکه هزاران نفر کشته می‌شوند، جلب توجه افکار عمومی دشوار شده است

اما همانند تخریب مساجد و آرامگاه‌های صوفیان در کشور آفریقایی مالی که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، انفجار مکان‌های فرهنگی می‌تواند یک شوک بزرگ خبری باشد. بسیاری از گروه‌های مسلح به چنین شوک‌های خبری برای در صدر قرار گرفتن و پیشتاز جلوه کردن نسبت به سایر رقیبان مسلح خود نیاز دارند. در سوریه، عراق و پیش‌تر در مالی، نه فقط یک گروه بلکه چندین گروه مسلح با رویکردهای مختلف با دولت‌های مرکزی در جنگ بودند. به جز پیروزی‌های نظامی و تسلط بر مناطق مختلف، خلق تراژدی‌های بزرگ انسانی و فرهنگی نیز می‌‌تواند در افکار عمومی یکی از این گروه‌ها را قدرتمند‌تر و خشن‌تر از سایرین نشان دهد. و این چیزی است که بسیاری از آن‌ها در کارزار تبلیغاتی خود به آن نیازمندند. گروه پیشتاز طبیعتا در هر گونه مذاکره سیاسی احتمالی نیز بعدها دست بالا را خواهد داشت.

تخریب مکان‌های مقدس گروه‌های مذهبی و قومی مختلف همچنین می‌تواند حس نفرت و انتقام گیری را افزایش دهد و باعث فرقه‌ای یا مذهبی شدن جنگ شود. با فرقه‌ای شدن جنگ، احتمال پیوستن افراد بیشتری به این گروه‌های مسلح افزایش می‌یابد. و این چیزی است که بسیاری از این گروه‌ها در آرزوی آنند.

از سوی دیگر غارت و قاچاق آثار تاریخی فقط به معنی به تاراج رفتن فرهنگ و هویت مردمان منطقه نیست. به طور مشخص شواهدی در دست است که نشان می‌دهد گروه‌های تروریست و مسلح در قاچاق عتیقه دست دارند و از عواید آن برای خرید سلاح، استخدام نیرو و گسترش توان نظامی خود استفاده می‌کنند. بنابراین مقابله با غارت آثار تاریخی، به نحوی مبارزه با منابع مالی این گروه‌ها نیز هست.

سئوال این است، سازمان‌های جهانی مانند یونسکو و مشاوران آن، مانند ایکوموس، در این آشوب چه می‌‌توانند بکنند؟ دسترسی به بخش قابل ملاحظه‌‌ای از مناطق در عراق و سوریه اکنون امکان ناپذیر است. آثاری با اهمیت جهانی مانند مسجد جامع و بازار حلب یا محوطه باستانی «دورا اروپوس» در سوریه یا مسجد تاریخی یونس در عراق که روی یک محوطه باستانی ساخته شده و هر دو آسیب دیده‌اند قابل دسترسی نیستند. پروژه‌های اضطراری یونسکو با در نظر گرفتن چنین محدودیت‌هایی در درجه اول می‌خواهد تمام آسیب‌های وارده به محوطه‌‌های این کشورها را شناسایی، درجه بندی و مستند کند. این بخش از پروژه نیاز به امکانات فنی و مالی فراوان دارد.

بخشی از این روند باید با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای انجام شود و بخش دیگر به کمک متخصصان عراقی و سوری که با جانفشانی هنوز در حال انجام ماموریت‌های کارشناسی خود در کشورهایشان هستند.

بخش دیگری از این پروژه‌ها شامل فراهم کردن مشاوره‌ها و توصیه‌های فنی برای متخصصان سوری و عراقی است. در مناطقی که دسترسی به آن هنوز ممکن است، این متخصصان گاه با دشواری‌های علمی و فنی برای محفاظت از آثار رو به رو هستند. چگونگی حفاظت از آثار صدمه دیده تا زمانی که بتوان تعمیر‌ها و مرمت‌های کلی را آغاز کرد، یک بحث فنی بسیار دشوار است. حفاظت اضطراری باید بتواند مانع از گسترش آسیب‌ها بر اثر عوامل مختلف طبیعی و انسانی بشود. از این رو نیاز است که گرو‌ه‌هایی متشکل از مشاوران بین‌المللی مدام با همکاران سوری و عراقی خود تبادل نظر کنند.

افزایش آگاهی‌ها در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی نیز در کاستن از شدت آسیب‌ها موثر است. کشورهای همجوار سوریه و عراق باید مدام در جریان سرقت و غارت محوطه‌های باستانی قرار بگیرند تا نسبت به قاچاق عتیقه‌ از طریق مرزهای خود و یا فروش آن در بازارهای سیاه داخل کشورهایشان هوشیار باشند. اطلاع‌رسانی‌‌ها به عنوان مثال کمک کرد تا چند محموله از آثار باستانی مهم سوریه در ترکیه و لبنان کشف و به سازمان میراث فرهنگی سوریه مسترد شوند. در چند مورد دیگر نیز اطلاع‌رسانی‌ها مانع از به فروش گذاشته شدن این آثار در چند حراجی شد.

اما دشواری اصلی برای کمک به حفظ آثار فرهنگی و تاریخی در سوریه و عراق کمبود شدید بودجه و کم اهمیت تلقی کردن آن در هنگامه تراژدی‌های انسانی است. زمانی که میلیون‌ها نفر از خانه خود آواره شده و صدها هزار نفر کشته شده‌‌اند، شاید صحبت از حفظ فرهنگ و تاریخ مردم دشوار باشد. اما باید بتوان نشان داد حفظ تاریخ و فرهنگ امری انتزاعی و جدا از زندگی روزمره مردم نیست. باید بتوان تاکید کرد تجارب مختلف جهانی نشان می‌‌دهد پس از فاجعه‌های طبیعی یا جنگ، میراث فرهنگی نقش مهمی در بازسازی جوامع داشته است. باید راهی یافت تا حتی اثرات اقتصادی مثبت حفظ و بازسازی آثار فرهنگی را مدام به نهادهای جهانی یادآوری کرد تا از اختصاص کمک‌های خود به این بخش آسیب دیده دریغ نکنند.

آب، غذا، سرپناه و بهداشت، فوری‌ترین نیازهای مردم مصیبت زده است. اما هیچ انسانی نیست که پس از برطرف کردن این نیازهای اولیه‌ بتواند بدون خاطره و بدون رویای آینده زندگی کند.