اقتصاد سیاسی یک استیضاح

فرجی دانا حق نشر عکس 1

تابستان سال ۱۳۹۰ است. تهران خیابان شریعتی جلوی شعبه یکی از بانکهای دولتی با حامد، که شرکتش در آستانه ورشکستگیست، قرار ملاقات دارم. با عصبیت به سیگارش پکی می زند و می گوید الان می آید. پسر بیست و دو سه ساله از یک ماشین سانتافه پیاده می شود. شلوار جین تنگش پایین جیبش شکافی مطابق مدل روز دارد. تی شرت تنگی با کفشهای چرمی نوک باریک پوشیده است. حامد می گوید "علی، پسر آقای ... است، قرار است آشنایمان باشد، هشت درصد خودش می خواهد". برای دریافتی وامی نجات بخش این فرد کارآفرین که دانش آموخته دانشگاه تهران بود. استیصال کمتر روزی اینقدر معنا پیدا می کرد. تابستان تهران گرم است، بعد از احوالپرسی وارد شعبه می شویم تا یکی از روزهای تلخ زندگیمان را تجربه کنیم. باید بیست و چهار درصد وام دریافتی را به محض دریافت باید به رابط دریافت، رییس شعبه پرداخت کننده و یک عضو کمیسیون بررسی پرداخت کنیم. حساب لازم نیست با توجه به بهره وام دریافتش به معنای خودکشیست. حامد کمتر از یکسال بعد از ایران می رود و راه مهاجرت را در پیش می گیرد. علی آقازاده ای که دیگر ندیدمش در تهران است و بزودی پاساژ بزرگی را افتتاح خواهد کرد.

تابستان ۱۳۹۳ اما بسیار گرمتر از تابستان ۱۳۹۰ است. این روزها طرح استیضاح وزیرعلوم به صحن مجلس می رود. رویدادی که برای دولت آقای روحانی معنایی بیش از استیضاح یک وزیر علوم دارد، سوال اصلی این است که آیا دولت فعلی خواهد توانست فساد بجا مانده از دوره محمود احمدی نژاد را مهار کند و بخشی از منابع از کف رفته را به خزانه بازگرداند؟

مجلس شورای اسلامی ایران روز چهارشنبه استیضاح آقای رضا فرجی دانا وزیر آموزش عالی وعلوم دولت حسن روحانی را بررسی خواهد کرد. صف آرایی جناحهای سیاسی از هم اکنون آغاز شده است. رییس جمهور طی نامه ای از هیات رییسه مجلس خواسته است تا جلسه استیضاح روز سه شنبه ۲۸ مردادماه برگزار شود تا او نیز بتواند در جلسه مجلس شرکت کند. پافشاری رییس جمهور در حمایت از وزیرش را نمی توان در چهارچوب رقابتهای معمول قوه مجریه و مقننه دانست و تحلیل کرد. روز چهارشنبه در صحن مجلس دولت و هوادارانش می خواهند نشان بدهند که می توانند آب رفته را به جوی بازگردانند یا نه. بسیاری باور دارند که جرم وزیر آموزش عالی مخالفت با ادامه تحصیلی افرادیست که خارج از ضوابط معمول و بفرموده بورسهای تحصیلی دریافت کرده اند، اما این تمام ماجرا نیست.

این درست است که صدها نفر از وابستگان به دولت محمود احمدی نژاد از این بورسها بهره برده اند. این تعداد شامل اعضای خانواده های حامیان دولت در مجلس و وزرای آن دولت و معاونین آنها می باشد. اما اعطای بی رویه و خارج از چهارچوب بورسیه تنها تخلف دولت محمود احمدی نژاد نبوده و نیست. امتیازات اعطایی در دوران دولت او از آنچنان گستره و تنوعی برخوردارند که نظام سیاسی کشور را به آستانه ناپایداری رسانده است. واقعیت اینجاست که برای اولین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی صدها و شاید هزاران نفر نه بخاطر باورهای مشترک بلکه بخاطر منافع مشترک حاصل از رانتهای اهدایی محمود احمدی نژاد به یکدیگر پیوند می خورند. این گروه کسانی هستند که محمود احمدی نژاد امیدوار است سرپل بازگشت او به قدرت و مهار مخالفانش باشند.

دولت احمدی نژاد در اعطای بورسهای تحصیلی، تسهیلات بانکی و استخدام رسمی هواداران در دستگاههای دولتی خساست بخرج نداده است. در بسیاری از موسسات علمی و دانشگاههای دولتی شما با افرادی آشنا می شوید که بدون گذراندن مراحل رسمی و بدون داشتن تحصیلات دانشگاهی یا اتمام دوره دبیرستان به استخدام رسمی این موسسات درآمده اند. در همین موسسات شما با اساتید و پژوهشگرانی برخورد می کنید که بیش از ده سال است بطور تمام وقت مشغول بکار هستند و جز هیات علمی مجموعه بشمار می آیند ولی هنوز بصورت پیمانی یا قراردادی استخدام شده اند. اگر دولت احمدی نژاد به سه هزار نفر خارج از ضابطه بورس تحصیلی داده است، هزاران نفر را به حقوق بگیران رسمی خزانه دولت اضافه کرده است.

کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی اعلام کرده است که در چند سال گذشته ۶۵۰ هزار نفر به استخدام دولت درآمده اند که از این تعداد استخدام ۴۵۰ هزار نفر بدون ضابطه و بر اساس رابطه بوده است. مجلس به دولت گذشته تنها مجوز استخدام قراردادی ۱۲۵ هزار نفر را داده بوده است در حالیکه دولت احمدی نژاد ۵۴۸ هزار نفری نیروی قراردادی را استخدام کرده است. نمایندگان مجلس شورای اسلامی تایید می کنند که از ۷۶ هزار نفری که در سال آخر دولت محمود احمدی نژاد به استخدام آموزش و پرورش درآمده اند ۲ درصد بیسواد بوده اند، و ۳۳ درصد تحصیلاتی تا مقطع ابتدایی یا راهنمایی داشته اند.

در کنار استخدامهای خارج از قانون و بورسیه کردن اقوام و خویشان بطور گسترده دولت محمود احمدی نژاد وامهای بانکی و اعتبارات فراوانی را در اختیار نزدیکان و وابستگان بخود قرار داد. اگر حجم وامهای پرداختی سرسام آور است، شیوه پرداخت آنها می تواند دیوانه کننده باشد. بسیاری از دریافت کنندگان بواسطه دریافت امضایی از محمود احمدی نژاد یا یکی از اعضای دفترش با مراجعه به بانکها مطالبه وام می کردند. بیش از یک رییس شعبه یا معاون اعتباری جوانانی بدون تحصیلات دانشگاهی را دیده است که با نامه هایی از رییس جمهور یا دفتر او تقاضای دریافت وامهایی به ارزش ۵ تا ۴۰ میلیارد تومان را داشته اند. بحران اقتصادی سالهای آخر دولت محمود احمدی نژاد به این معنا بود که بانکها دیگر توان پرداخت این اعتبارات را نداشتند ولی قبل از تشدید تحریمها میلیاردها تومان به این افراد تعلق گرفته بود و توسط آنها دریافت شده بود.

این حجم منافع توزیع شده است که به اعضای دولت احمدی نژاد مانند حسن مسلمی نائینی مدیرکل بورس وزرارت علوم در دولت دهم و متهم اصلی در رسوایی اعطای بورسهای دانشگاهی شهامت می دهد تا از دریافت کنندگان بخواهند از دولت فعلی شکایت به دستگاه قضا ببرند. پیامی که هواداران و نزدیکان احمدی نژاد به دریافت کنندگان این امتیازات می دهند واضح است: طلب مقاومتی که ارزشی سیاسی خواهد داشت دربرابر تلاشهای دولت روحانی برای نظم بخشیدن به امور و کاهش فساد.

استیضاح وزیر علوم اولین اقدام هواداران احمدی نژاد و نه محافظه کاران سنتی در مقابله با دولت روحانیست. هدف آنها حذف وزیری نیست که دانشجویان ستاره دار را به دانشگاه بازگردانده است بلکه قدرت نمایی در عرصه سیاسیست. این گروه می کوشد نشان دهد که می تواند از منافع کسب شده در هشت سال حکومت محمود احمدی نژاد دفاع کند و آنها را حفظ نماید. این قدرت نمایی می تواند باعث یکپارچگی این گروه اجتماعی در دفاع از محمود احمدی نژاد و بازگرداندن او بقدرت سیاسی باشد، اگر استیضاح موفق باشد. موضوع دانشجویان ستاره دار قبل از آنکه دلیلی برای استیضاح وزیر باشد قرار است بهانه ای باشد برای جذب محافظه کاران که بدون همراهی آنها استیضاح شکست خواهد خورد و قدرت نمایی اصولگرایان نتیجه ای نخواهد داد.

سوال اینجاست که آیا نظام جمهوری اسلامی ایران که تاکنون به بهانه حفظ پایداری سیاسی و پرهیز از تشنج از برخورد با قانون شکنیهای احمدی نژاد و دوستانش پرهیز کرده است دارای آن اراده سیاسی هست که به سهم خواهی ایشان پایان بدهد و به محافظه کاران اجازه بدهد مطابق ارزشهایشان تصمیم بگیرند؟ در حال حاضر بنظر نمی رسد که این اراده سیاسی وجود داشته باشد. این بی ارادگی حتی انتقاد چهره های شاخص محافظه کاررا در پی داشته است. هنوز کسی در تهران فراموش نکرده است که ناطق نوری در مراسم شب قدر گفت: "اگر بنا شود فرد مسئولیتی را عهده‌دار شود و پس از آن بگوید هرگونه که دلم خواست بیت‌المال را خرج و هزینه می‌کنم و تا هنگامی که مسئولیت دارد بگوییم که مصلحت نیست سخنی مطرح کنیم و پس از دوران مسئولیت نیز بگوییم که حالا آن فرد رفته و دیگر به مرده لگد نمی‌زنند، پس چه زمانی باید حساب بیت‌المال رسیدگی شود؟"

بنظر می رسد آنانکه می خواهند به حساب بیت المال برسند لازم نیست نگران مرده بودن مقام سابق باشند. او و اطرافیانش با مهارت عوامگرایانه معمولشان در حال بسیج نیروهایشان هستند. جایی که صحبت از منافع در میان است خاکریزها بدقت کشیده شده اند. حریف موضعی را برای حمله برگزیده است که بنظر دولت روحانی در آن ضعیف بنظر می آید و امکان اتحاد نیروهای منتقدش وجود دارد. استیضاح روز چهارشنبه درباره تلاش بخشی از نظام جمهوری اسلامی برای اصلاح زیاده رویهای گروهیست که هشت سال را در قدرت گذرانده اند. موفقیت آن به معنای شکست دولت در به ثمر نشاندن این تلاشهاست که باعث کاهش امیدواری به اصلاح امور اقتصادی و مدیریت فساد اداری در ایران خواهد شد. امری که می تواند افق اقتصادی را آنقدر تیره کند که حتی با لغو تحریمها ایران معجزه اقتصادی مورد نیازش را تجربه نکند. فراموش نکنیم "حامد"ها هنوز به ایران برنگشته اند و "علی"ها میلیاردها برای خرج کردن دارند که نمی خواهند برایش به کسی حساب پس بدهند.