آیا حسن روحانی در پی گشایشی در صفحه شطرنج سیاست ایران است؟

حق نشر عکس ISNA

استیضاح و رای عدم اعتماد مجلس اصولگرا به رضا فرجی‌ دانا، وزیر علوم دولت اعتدال، پیام مهمی برای حسن روحانی بود تا بداند دومین سال تکیه‌اش بر اریکه ریاست جمهوری سخت‌تر از سال اول خواهد بود. وزارتی که زیر سوال رفت و وزیری که عمرش کوتاه بود، نه به خاطر عملکرد نامطلوب در حوزه تخصصی و تربیت متخصصان و نخبگان دانشگاهی، بلکه در حوزه‌ای آماج حمله قرار گرفتند که قرار است دغدغه دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی باشد.

دغدغه واقعی ۱۴۵ نماینده‌ای که رای به برکناری رضا فرجی‌ دانا دادند چه بود؟ و حسن روحانی به چه دلیل حاضر نشد تمام قد پشت سر وزیری که با زحمت فراوان رای اعتمادش را از همین مجلس اصول‌گرا گرفته بود بایستد.

در جلسه استیضاح، انتقادات از وزیر سابق به سرعت از عملکرد وی در مسئولیت تخصصی‌اش جای خود را به نقش‌ آفرینی او در زمینه‌سازی برای بروز یک طغیان دیگر بر علیه نظام، از نوع ۷۸ و ۸۸، داد. الیاس نادران، نماینده تهران، به صراحت گفت: "نگرانی ما این است که شما محیط دانشگاه را به یک محیط سیاسی تبدیل کنید که یا به دلیل دهن کجی به مجلس افرادی را سر کار گذاشته‌اید و یا به دلیل تعلقات و فشارها از جای دیگر و اینها برای ما سال های ۸۸ دیگری می سازد". انتصاب کادر مدیریتی "همدل با جریان فتنه" و بازگرداندن دانشجویان "مسئله‌دار" مهمات حمله نمایندگان منتقد به فرجی‌دانا بود.

فرجی‌ دانا و مخالفین استیضاح تلاش‌شان در تغییر زمین بازی به فساد گسترده در شیوه‌ پذیرش و بورسیه دولت گذشته موفق نبود و نهایتا شیشه عمر وزارت او شکست. اگرچه حملات منتقدان از جنس همان دغدغه‌های رهبر جمهوری اسلامی و به زعم او کشیده‌ شدن "رقابت‌های سیاسی به درون دانشگاه‌ها" بود، آنها زیرکانه و وفادارانه از کیسه او خرج نکردند. البته چند روز پیش از آن، غلام‌علی حدادعادل، یکی از موافقین استیضاح، گفته بود: "آرامش در دانشگاهها یکی از توصیه های جدی مقام معظم رهبری است و باید دانست که عده ای به دنبال تغییر جو دانشگاه ها هستند...اکنون دشمن می خواهد در دانشگاه ها جنگ و فتنه راه بیندازد... فکر نکنید که این قضایا تمام شده است. دشمن به دلایل گوناگونی چشم طمع به دانشگاه دارد و بسیجیان باید آماده هرگونه احتمال باشند و گوش به فرمان ولایت فقیه پیش روند."

تردیدی نمی‌توان داشت که استیضاح کنندگان نگرانی‌های‌شان را کاملا واقعی و عینی می‌دیدند و پیش‌بینی می‌کردند که در صورت ادامه روند جاری، دانشگاه‌ها هیمه یک طغیان دیگر را بیرون از دیوارهای‌شان فراهم خواهند کرد. آیا چنین زمینه‌ای برای بروز یک بحران سیاسی-امنیتی در جمهوری اسلامی وجود دارد؟ به نظر می‌رسد پاسخ غیرمستقیم استیضاح کنندگان مثبت است.

در روز استیضاح و پس از آن، اصحاب دولت تدبیر و اعتدال هم زبان به انتقاد گشودند، لیکن مرجع این انتقادها حسن روحانی بود. او به خاطر عدم حضورش در مجلس و تنها گذاشتن یکی از وزرای کلیدی‌اش مقصر بود. علی مطهری از او گله کرد که "دولت به گونه‌ای رفتار کرد که گویی عزل وزیر برایش چندان مهم نیست."

در یک سال گذشته، وعده حسن روحانی برای ایجاد فضای اعتدال در عرصه سیاسی ایران با چالش‌های متعددی مواجه شده است. از آن طرف در حالی که امید‌ها به حل سریع پرونده‌ هسته‌ای رنگ باخت، دولت هم‌چنان مشغول تیمار اقتصادی به شدت نزار است که امید به رسیدن داروی هسته‌ای داشت. اما آیا در حوزه تدبیر هم حسن روحانی کم آورده است؟ آیا او باید تمام قد از رضا فرجی‌دانا حمایت می‌کرد تا وزیر خیرخواه علوم در جای خود ابقا شود و یا تدبیری دیگر در کار بود؟

روحانی نیک می‌داند که دو وزارت علوم و ارشاد، علی‌رغم اهمیتشان برای سیاستمداران اصلاح طلب و اصحاب علم و فرهنگ، به خاطر دغدغه‌های کلان‌تر ارکان حکومتی دیگر و حلقه‌های قدرت بسیار آسیب‌پذیر‌ند و تلاش برای حفظشان بدون تلفات بالا و صرف نیروی فراوان ممکن نیست. جستن فرجی‌دانا از مهلکه استیضاح تنها در صورتی موفقیت‌آمیز بود که اکثریتی قوی در مجلس رای به ماندن او بدهند، و گرنه فراری ضعیف به معنای رهایی نبود.

از دید بخش نیرومندی از گروه‌های صاحب قدرت در ایران، این دو وزارت‌خانه روزنه ورود جریان آهسته، ولی پیوسته و تاثیرگذار تغییر طلب است. دانشگاهیان، با افت‌ وخیز‌هایی دوره‌ای، همیشه یکی از گروه‌های مرجع در ایران بوده‌اند و واسطه اصلی تاثیر‌گذاری‌شان هم دانشجویان‌اند که از دل خانواده‌های ایرانی از سراسر کشور می‌آیند و هر یک دایره‌ تاثیر بزرگی دارند. تغییر در شیوه نگرش مردم از حوزه فرهنگ می‌آید و عامل این تغییر هم اصحاب فرهنگ اند.

اما مشکل بزرگ روحانی در جنگ برای حفظ این دو وزارت‌خانه این است که امید چندانی به نیروهای پشتیبان نمی‌تواند داشته باشد. پیکره نخبگان ایرانی، یعنی آنها که قرار است پشت سر این دو بایستند، در حال لاغرتر و نخیف‌تر شدن است. مهاجرت بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نفر از کشور در سال که بخش قابل‌توجهی از آنان را تحصیل‌کردگان دانشگاهی تشکیل می‌دهد، معنایی جز کاهش وزن این پیکره و افول تاثیر‌گذاری آن نمی‌دهد. رئیس‌جمهور روحانی مشکل بتواند امیدی به حمایت بخشی از جامعه ایرانی داشته باشد که در سال‌های اخیر خود مرتب در حال درخواست کمک بوده است. حتی برخی معتقدند که او امید چندانی به پشتیبانی بدنه قوه مجریه‌ای که خودش ریاست آن را بر‌عهده دارد هم ندارد. فن‌سالاری ایرانی هم در این سال‌ها نزار شده و هشت سال دولت احمدی‌نژاد آثاری فراوان‌تر از آنچه به چشم بیاید داشته است.

ماجرا همچنان این است که چه کسی توان ایجاد انگیزه تغییر‌خواهی توده‌ها در چارچوب جمهوری اسلامی و یا راضی به رضا نگه داشتنشان را دارد. اهرم‌های اقتصادی در چند سال اخیر به میزانی بیش از گذشته به کمک گروه‌های حاکمیتی آمد، ولی خیلی زود این اهرم‌ها توانشان کاهش یافت و در کنار دیگر عوامل، خود مایه تغییر شدند. حسن روحانی گله‌مند است که تلاش‌های او در زمینه اقتصادی که می‌تواند به تقویت موضعش در برابر رقبا کمک کند، عمدا از سوی رسانه‌ ملی تحت تسلط همان رقبا گزارش نمی‌شود.

در حال حاضر، رقبای رئیس جمهور روحانی ترجیح‌ می‌دهند همچنان او را در حوزه‌هایی که در آنها از توان دفاعی کمتری برخوردار است مورد حمله قرار دهند. امید آنها این است که در این جنگ فرسایشی بتوانند به تدریج وارد نبرد اصلی شده و به دست توده‌های ناراضی از عدم گشایش و سرخورده از وعده‌ها و شرکای سیاسی‌اش او را از پای درآورند. هفته‌ها و ماه‌های مهمی پیش روی بازیگران صفحه شطرنج سیاست ایران قرار دارد.

می‌توان تصور کرد که حسن روحانی یک سرباز داد تا دست به یک گشایش تازه بزند. رئیس‌جمهور ایران، در عین حالی که اعلام کرده عزل وزیر علوم را حق مجلس می‌داند، سعی دارد بازی را در زمین تازه‌ای ادامه دهد. او از یک سو وعده داده که در پی اعمال حقوق قانونی خود به عنوان مجری قانون اساسی است و از سوی دیگر هم قول داده بازی بزرگی را به این گونه آغاز کند: "دولت در زمینه مبارزه با فساد از جمله فساد در دانشگاه و مدارک عملی و مبارزه با فساد در زمینه بورسیه‌ها جدی خواهد بود و این مسیر را ادامه خواهد داد."

ابعاد فساد مالی و رانت‌های تلنبار شده در سال‌های اخیر، به تایید کسانی که سال‌هاست با این پدیده‌‌ها آشنایی دارند، بی‌سابقه است. نمی‌دانیم توان و اراده حسن روحانی در این مصاف به چه اندازه خوهد بود، ولی اگر تدبیر او گشایشی تازه در این میدان است، می‌تواند نه تنها بخشی از شکست‌هایش را جبران کند، بلکه ضمن ایجاد انگیزه‌ای تازه‌ در میان توده مردم و رای‌دهندگان، به شمار پشتیبانان واقعی خود بیافزاید. نبرد در این میدان پر هزینه است، به خصوص که روحانی همزمان باید در میدان‌های دیگری هم بجنگد.