بحران اوکراین: حرکت به سوی غرب و یا روسیه

حق نشر عکس Reuters

بحران اوکراین بارها سر خط خبری رسانه های مختلف جهانی را در ماه های گذشته به خود اختصاص داده است. کشورهای غربی روسیه را متهم می کنند که با مسلح کردن شورشیان و جدایی طلبان شرق اوکراین و فرستادن نیروهای نظامی روسی با لباس شخصی برای همکاری و آموزش دادن به آنان قصد اعمال فشار برای جلوگیری از نزدیک شدن کیف به اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را دارد.

داستان رفراندوم در کریمه و پیوستن این شبه جزیره به روسیه نیز زنگ خطری برای دولت اوکراین به حساب می آید چرا که ممکن است حمایت های روسیه از جدایی طلبان در لوهانسک و دونتسک در شرق اوکراین به جدایی آنها از این کشور منجر شود.

در این میان برخی از تحلیل گران از بازگشت جنگ سرد بین روسیه و غرب سخن می گویند. عده ای دیگرسیاست های رییس جمهور آمریکا باراک اوباما را عامل کاهش قدرت آمریکا و در نتیجه فرصت طلبی ولادیمیر پوتین در افزایش دامنه نفوذ روسیه می دانند و گروهی دیگر از کارشناسان سخن از ضعف اتحادیه اروپا در کارزار با روسیه می گویند. کدامیک از این تحلیلها بیانگر پیچیدگی های بحران اوکراین است؟

جنگ سرد؟

رقابت ها، کشمکش ها و تنش های بین آمریکا و همپیمانانش (ناتو) که در ۴ آوریل ۱۹۴۹ تشکیل شده بود با اتحاد جماهیر شوروی و همفکرانش (پیمان ورشو و یا پیمان همیاری اروپای شرقی) که در ۱۴ مه ۱۹۵۵بنیان گذاری گردید اساس جنگ سرد را تشکیل داده بود.

استفاده از لغت "جنگ سرد" برای توصیف اختلافات روسیه با کشورهای غربی بر سر اوکراین و یادآوری سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۹۱ از نظر تاریخی به دو دلیل صحیح نیست.

نخست اینکه شوروی ابرقدرتی بود که به صورت جدی منافع غرب را در سراسر جهان(کوبا، ویتنام، نیکاراگوآ و غیره) به چالش می کشید. اما روسیه قدرتی منطقه ای است که علیرغم تمایل به بازی در حد یک ابرقدرت، تواناییهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی محدودی دارد. به عبارت دیگر، جدا از اعمال نفوذ در امور کشورهای هم مرز خود، روسیه نمی تواند تهدیدی جدی برای کشورهای غربی باشد.

نکته دوم اینکه در جنگ سرد بلوک غرب و بلوک شرق هرکدام به شکلی یک پارچه با دیگری مقابله می کردند. این موضوع در بحران اوکراین دیده نمی شود. اختلافاتی اساسی در درون اتحادیه اروپا و همچنین بین این اتحادیه و آمریکا در مورد روش های مقابله با روسیه وجود دارد.

آلمان قویترین اقتصاد و از مهمترین کشورهای اتحادیه اروپا تعاملات اقتصادی فراوانی با روسیه دارد و در حمایت از تحریم های اقتصادی علیه روسیه بسیار محتاطانه عمل می کند.

به گزارش روزنامه واشنگتن پست شرکتهای آلمانی سال گذشته ۲۳ بیلیون دلار در روسیه سرمایه گذاری کرده اند و تجارت دو جانبه بین آلمان و روسیه در سال گذشته حدود ۱۰۴ بیلیون دلار بوده است.

همچنین خبرگزاری رویترز فاش کرد که اتاق بازرگانی آلمان-روسیه پژوهشی محرمانه به دولت آلمان فرستاده که در آن به دولت هشدار داده که اعمال تحریم های جدید اقتصادی می تواند تاثیر مخرب بلند مدت بر اقتصاد روسیه داشته و در نتیجه منافع شرکتهای آلمانی را تحت الشعاع قرار دهد. پژوهش فوق از امکان تاخیر در پرداخت به شرکتهای آلمانی و یا حرکت روسیه به سوی کشورهای آسیایی، به خصوص چین، ابراز نگرانی کرده است.

نکات اشاره شده بیانگر این است که منافع آلمان، قویترین اقتصاد اروپا، ایجاب می کند که در قبال اختلافات روسیه و اوکراین موضعی تنش زدا اتخاذ نکرده و با فشارهای آمریکا و پاره ای از اعضای اتحادیه اروپا از جمله کشورهای حوزه دریای بالتیک مبنی بر گسترش دامنه تحریم ها مخالفت کند.

ضعف نظامی-اقتصادی-فرهنگی روسیه و عدم یکپارچگی کشورهای غربی در مقابله با سیاستهای مسکو در قبال اوکراین بیانگر این موضوع است که استفاده از عبارت "جنگ سرد" برای تحلیل بحران اوکراین چندان دقیق نیست.

فرود آمریکا و فراز روسیه:

در ماه های اخیر صحبت های فراوانی در باره ضعف و زوال آمریکا توسط کارشناسان مطرح شده است. بررسی این موضوع فراتر از مجال این نوشتار است اما تحلیل بخش کوچکی از این موضوع می تواند به ما جهت درک بهتر بحران اوکراین کمک کند.

مدعیان نزول قدرت آمریکا و رهبری ضعیف آقای اوباما بر این باورند که سیاست های به اصطلاح غیر فعال دولت آمریکا در قبال سوریه و عدم استفاده از نیروی نظامی برای تنبیه بشار اسد و کمک به شورشیان سوری، اعتبار آمریکا در عرصه بین الملل را زیر سوال برده و کسی دیگر لزوما تهدیدات رییس جمهور آمریکا را جدی نمی گیرد. به عبارت دیگر ولادیمیر پوتین تهدیدهای آقای اوباما برای مجازات روسیه در صورت ادامه دخالت در اوکراین را جدی نمی گیرد.

این قبیل انتقادها یک موضوع اساسی را نادیده می گیرند. اوکراین برای مسکو مساله بسیار جدی امنیت ملی تلقی می شود ولی برای واشنگتن بخش کوچکی از روابط بسیار پیچیده آمریکا و روسیه است.

راهبرد (strategy) بلند مدت روسیه این است که مانع پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا و ناتو شود. مسکو گسترش نفوذ ناتو به مرزهای روسیه را تهدیدی جدی علیه امنیت خود تلقی کرده و برای جلوگیری از آن با تمام قدرت تلاش می کند.

تحلیل گران می توانند "درستی" و یا "نادرستی" این تهدید را از دیدگاه خود بررسی کنند اما واقعیت این است که به دلایل تاریخی از جمله بی اعتمادی میراث جنگ سرد، روسیه ناتو را تهدیدی جدی برای وجودیت خود (existential threat) تلقی می کند.

بنا بر آنچه گفته شد روسیه در حال حاضر به دنبال ایجاد منطقه حایل (buffer zone) بین ناتو و روسیه در اوکراین است. این امر خلاف مقررات بین المللی، "خود مختاری"، و ترتیب لیبرال نظم جهانی و در عین حال واقعیتی تکراری در روابط بین الملل است.

وجود دولت مرکزی ضعیف در اوکراین که تحت فشار روسیه به اتحادیه اروپا و ناتو نپیوندد و به عضویت در پیمانهای مورد حمایت روسیه از جمله اتحادیه گمرکی اوراسیا و پیمان امنیت جمعی که بین روسیه و هم پیمانانش منعقد شده، گزینه ایده آل برای روسیه است. در غیر این صورت ایجاد منطقه حایل در اوکراین بین ناتو و روسیه تنها گزینه بعدی مورد قبول روسیه است.

روسیه به دنبال تضعیف دولت اوکراین و اعمال نفوذ در این کشور در جهت توسعه منافع خود است. اما شکاف های موجود میان کشورهای غربی مانع به وجود آمدن یک استراتژی قوی برای مقابله با روسیه است. علاوه بر تجارت های دوجانبه با کشوری مثل آلمان، روسیه می تواند از صادرات گاز طبیعی خود به اتحادیه ارویا به عنوان ابزار فشار برای برآورده کردن اهداف خود استفاده کند. این تاکتیک در بلند مدت می تواند به ضرر روسیه تمام شود چرا که کشورهای اتحادیه اروپا می توانند گاز مورد نیاز خود را از منابع دیگری تامین کنند ولی این امر نیاز به سرمایه و زمان دارد.

گاز: ابزار اعمال فشار سیاسی

اتحادیه اروپا بخش عمده ای از گاز طبیعی مورد نیاز خود را از روسیه خریداری و از طریق اوکراین وارد می کند. از تاریخ ۱۶ جون ۲۰۱۴ مسکو انتقال گاز مورد نیاز اوکراین را به این کشور به دلیل عدم پرداخت بدهی های قبلی به روسیه قطع کرد. اتحادیه اروپا به شدت نگران قطع صادرات گاز مورد نیاز اوکراین است.

اگر چه این موضوع تاکنون اوکراین و اتحادیه اروپا را تحت تاثیر قرار نداده است، اروپاییها نگران این هستند که با به پایان رسیدن فصل تابستان و شروع سرما، کیف بخشی از گاز طبیعی مورد نیاز اروپا را که از طریق اوکراین به اتحادیه اروپا صادر می شود برای مصرف داخلی استفاده کند. این موضوع باعث می شود اروپاییها برای رسیدن توافق با روسیه بر اوکراین فشار وارد کنند.

یاد آور می شود که مسکو قبل از متواری شدن ویکتور یانوکوویچ رییس جمهور برکنار شده اوکراین حاضر شده بود در ازای رابطه نزدیک تر بین مسکو و کیف و توقف توافقنامه های اقتصادی و سیاسی اوکراین با اتحادیه اروپا (در نوامبر ۲۰۱۳) به کیف۳۳٪ در قیمت گاز تخفیف دهد (دسامبر ۲۰۱۳). این توافق بعد از روی کار آمدن دولت جدید که خواهان روابط نزدیکتر با غرب است محلی از اعراب نداشته و خواهان دریافت بدهی های قبلی اوکراین نیز است.

لازم به ذکر است که اتحادیه اروپا که خود با مشکلات اقتصادی فراوانی دست و پنجه نرم می کند، تقاضای اوکراین برای کمک مالی به اوکراین را قبل از حرکت دولت یانوکویچ به سمت همکاریهای بیشتر با مسکو را رد کرده بود.

تحلیل نهایی:

تحلیل ها نشان می دهند که کشورهای غربی و روسیه هر کدان در پی جذب اوکراین به سمت خود هستند. اما در حالی که مسکو حضور ناتو و اتحادیه اروپا را در مرزهای خود تهدیدی بر موجودیت روسیه دیده و حاضر به پرداخت هزینه هنگفت سیاسی-اقتصادی برای جلوگیری از این اتفاق است، اتحادیه اروپا آمادگی پرداخت هزینه های جذب این کشور را ندارد.

در روز ۲۳ آگوست ۲۰۱۴ آرسنی یاتسنیوک، نخست وزیر اوکراین، خواهان شرکت ایالات متحده در دیدار نمایندگان روسیه، اوکراین، اتحادیه اروپا، بلاروس و قزاقستان که قرار است در روز ۲۶ آگوست برگزار شود شد. به نظر می رسد کیف از حمایت همه جانبه اتحادیه اروپا از این کشور در قبال روسیه قطع امید کرده و خواهان حضور واشنگتن است که مواضع سر سختتری نسبت به بحران اوکراین دارد.

اتکا کردن بر ایالات متحده برای برآورده ساختن منافع اوکراین اشتباه است زیرا اگر چه آمریکا حساسیت زیادی نسبت به حرکات روسیه در اوکراین نشان می دهد، اما منافع بلند مدت خود را که تنها با همکاری با روسیه برآورده خواهد شد، قربانی بحران اوکراین نخواهد کرد.

اگر چه ضعف اوکراین در قبال سایر کشورهای درگیر در این جریان به وضوح مشخص است، کیف این توانایی را دارد که این ضعف را به فرصتی برای برآوردن منافع خود تبدیل کند. موضع گیری های سیاسی و بیانیه دادن بر علیه روسیه و ابراز تمایل به پیوستن به کشورهای غربی کمکی به اوکراین نخواهد کرد.

در این شرایط با توجه به اختلافات داخلی در اوکراین، تفاوت دیدگاه آمریکا و اتحادیه اروپا و اختلافات درونی این اتحادیه در مورد روش مناسب برای حل بحران اوکراین، کیف فرصتی طلایی برای تامین استقلال و خودمختاری خود دارد. بهترین استرتژی برای اوکراین استفاده همزمان از هراس مسکو از حضور ناتو و اتحادیه اروپا در مرزهای روسیه و نگرانی کشورهای غربی از زیاده خواهی ها و توسعه طلبی (expansionism) روسیه برای گرفتن امتیاز(concession) از هر دو است.

این امر بسیار دشوار و پیچیده خواهد بود ولی مروری بر تاریخ ۱۰ سال گذشته اوکراین نشان می دهد که نه حرکت به سوی غرب و نه حرکت به سوی روسیه منافع اوکراین را برآورده نخواهد ساخت. به نظر می رسد وقت آن رسیده که اوکراینیها راه سوم را آزمایش کنند.