نقش میدان در فضای شهری؛ از آگورا تا آزادی

حق نشر عکس AP

تهران شهری است که از داشتن میدان، به معنی فضایی وسیع برای تجمع، معاشرت و رو در رو شدن مردم محروم است. میدان ها مفاهیم و کاربری اصلی خود را از دست داده و تبدیل به فلکه هایی شده اند که از تمام خصایص یک میدان تنها نام آن را به نادرستی یدک می کشند. اغلب فضاهای شهر را خیابان‌‌های پر از خودرو تشکیل داده و کمتر جایی از آن است که خودرو در اولویت دوم و مردم در اولویت اول قرار بگیرند.

شهرداری تهران در دهه گذشته همین اندک فضاهای مکث و آرامش شهروندان را هم با طرح های نسنجیده خود نابود کرده است. چهارراه ولیعصر به علت حضور تئاتر شهر یکی از فضاهای مهم شهری برای تجمع و فعالیت های فرهنگی و هنری به شمار می رود اما شهرداری به منظور تسهیل رفت و آمد خودروها، مردم را به زیرزمین فرستاد و فرصت حضور آنها در این فضا را کاهش داد.

ساخت تقاطع‌های غیرهمسطح برای پیاده‌ها و یا خودروها یکی از راهکارهای اساسی برای آسان‌شدن حرکت در همه شهرها است. اغلب شهرهای دنیا سعی دارند اطراف بناهای مهم و ارزشمند شهر را از خودرو خالی کنند تا فضای شهر برای مردمی که در آن زندگی می‌کنند فراخ‌تر و مفرح‌تر شود در حالیکه شهرداری تهران با ساخت زیرگذرهای عابر پیاده کنار بناهای ارزشمند شهر، عکس این کار را می‌کند و به نظر می رسد که میدان آزادی قربانی بعدی باشد.

از دو سال پیش طرح زیرگذر عابر پیاده میدان آزادی شروع شده است که در صورت اجرای آن عملا میدان از مردم خالی می شود و مانند چهار راه ولیعصر، مردم قبل از ورود به میدان وارد یکی از زیرگذرهای تو در تو می شوند و سر از ایستگاه اتوبوس یا مترو در می آورند، بی آنکه فرصت دیدن مهمترین نماد پایتخت یعنی برج آزادی را داشته باشند.

میدان آزادی به عنوان یک پهنه وسیع که یکی از ارزشمندترین بناهای این شهر را در خود جایی داده قابلیت تبدیل شدن به یک میدان واقعی در مفهوم شهرسازی را دارد اما ساخت زیرگذرها در اطراف این میدان همان معدود گذرکنندگان پیاده را هم دور می‌کنند و نقش آن را به یک فلکه کاهش می دهند.

میدان در گذر تاریخ

میدان در مفهوم واقعی آن فضای باز وسیعی است که معمولا برای اجتماعات مردمی و ارائه خدمات شهری احداث می شود. ریشه شکل گیری میدان با این مفهوم را باید در "آگورا"های یونان باستان جستجو کرد. آگورا ها فضاهای بازی بودند که معمولا در مرکز شهرها ساخته و توسط ساختمان های عمومی و معابد احاطه می شدند. آگورا در واقع میدان عمومی شهر بود که برای فعالیت های گوناگون مذهبی، سیاسی، قضایی، اجتماعی، تجاری و روزانه به کار گرفته می شد.

"فوروم" ها نیز در روم باستان تحت تاثیر آگوراها به صورت میدان های عمومی مستطیل شکل در محل تقاطع دو خیابان اصلی شهر طراحی و ساخته می شدند. فروم ها که مراکز اصلی فعالیت های مذهبی، سیاسی، آموزشی و تجاری بودند تا اوایل قرون وسطی نقش اصلی در شکل دهی شهرهای رومی داشتند اما از قرن ۵ میلادی با انحطاط امپراطوری روم و قدرت گرفتن کلیساها این فضاهای تجمع شهری به سمت کلیساها کشیده شد. در نتیجه مهمترین فضای باز شهری برای فعالیت های اقتصادی، تجمعات عمومی و از همه مهمتر مراسم مذهبی در مقابل کلیساها شکل گرفت.

دوره مهم تاریخی بعدی در تکامل میدان را باید سده های ۱۰و ۱۱ میلادی در ایتالیا دانست که پیاتزا یا میدان بر پایه فوروم های رومی شکل گرفت و توسعه یافت. در این دوره ابتدا با انحصار طلبی اشراف و کلیسا فضاهای عمومی و خیابان ها با ساختن دیوار و قلعه از دسترس عموم خارج شد که در نتیجه آن فضا های باز کوچکی مقابل کلیساها و میان قلعه ها شکل گرفت که امروزه به صورت میدانچه های کوچکی در محله های قدیمی شهرهای ایتالیا دیده می شوند. مانند Piazza della Cisterna در مرکز San Gimignano که به دور یک چاه آب در میان چندین عمارت خانواده های اشراف توسعه یافته است.

اما به تدریج با تشکیل دولت – شهرها قدرت اشراف و کلیسا کاهش یافت و خیابان ها و مکان های عمومی به روی همه شهروندان باز شدند. میدان ها بازسازی و کلیساهای بزرگ، دادگاه ها، دفاتر شورای شهر و بازار در اطراف آن ها ساخته شدند. در قرن های بعدی نیز شهرهای جدیدی ظهور کردند که میدان ها با کاربری های گوناگون نقش اصلی در شکل گیری آنها را داشتند.

در ایران نیز از شهرهای ساسانی گرفته چه آن زمان که سلسلسه مراتب فضایی برای شهروندان وجود داشت تا بعد از ورود اسلام که برابری فضایی برای همه حاکم شد، نقش میدان به عنوان مرکزی برای تجمعات شهری، داد و ستد و مراسم های مذهبی و حکومتی غیر قابل انکار است. اما توسعه و رشد میدان را در شهرسازی بعد از اسلام با شکل گیری محله های نیمه مستقل با محوریت مسجد، بازار و میدان می توان دید که بر حسب قومیت و یا شغل ساکنان ظاهر می شوند. در این شهرها میدان های اصلی در مرکز شهرها به خاطر حضور مسجد جامع به عنوان اصلی ترین مکان تجمع مذهبی ظهور می کنند و رفته رفته نقش چند منظوره ای می یابند.

از آن جمله میدان نقش جهان یادگار معماری دوره صفوی است که فضایی محصور شده میان ساختارهای معماری با کاربری های مختلف چون بازار، مساجد، زمین ورزشی و نهادهای اداری و حکومتی است که نه تنها مکمل و مرتبط با یکدیگرند بلکه کالبد مشترکی را برای حضور بیشتر مردم ایجاد می کنند و نقش میدان را از یک میدان حکومتی فراتر می برند.

اوج شکوفایی شهرسازی در دوره قاجار منجر به ایفای نقش مهم میدان در فضای شهری می شود. میدان های محلی با با داشتن مسجد، بازارچه، حمام و ... نیازهای روزمره ساکنین را برطرف می کنند و میدان های مرکزی نقش ها و عملکردهای متفاوت تجاری، ورزشی، مذهبی، اداری و حکومتی می گیرند. پنج میدان مهم این دوره در تهران میدان های توپخانه، بهارستان، ارگ، پاقاپق و مشق هستند که بعد از دوره قاجاریه تا به امروز دستخوش تغییرات بسیاری شده اند و کاربری اولیه خود را از دست داده اند.

گذر از میدان به فلکه

میدانی که از دوره سلجوقیان به بعد شروع به تثبیت خود کرده، در دوره صفویه رشد و توسعه یافته و در دوران قاجار به نهایت نقش خود دست یافته بود، رفته رفته نقش می بازد تا جایی که از سال های میانی دوره پهلوی هویت خود را از دست داده و در دهه های اخیر نیز در بلاتکلیفی مطلق به سر می برد.

از مهمترین عوامل این دگرگونی وقوع انقلاب صنعتی در اروپا است. ورود اتومبیل به فضاهای شهری اروپایی تاثیر فراوانی بر شکل و عملکرد سنتی میدان ها گذاشت و آنها را از محل اجتماع به محل تقاطع و جهت دهنده سواره تبدیل کرد. این شکل جدید که امروزه به اشتباه نام میدان بر آن می گذارند، فلکه نامیده شد.

آثار و نتایج انقلاب صنعتی برخلاف رشد پیوسته اش در اروپا، یکباره و به صورت ویران کننده ای وارد ایران می شود. هر چقدر شهرهای اروپایی امکان دادن عملکردهای میدان را به سایر فضاهای شهر را داشتند، در ایران احداث پی در پی خیابان ها با نادیده گرفتن سازمان فضایی شهرها منجر به نابودی فضاهای عمومی و از آن جمله میدان می شود.

تغییر و تحولات بعدی شهرها عمدتاً معطوف به حرکت سواره و توزیع ترافیک وسایل نقلیه شد تا جایی که به تدریج و تقریباً همۀ میادین شهری را تبدیل به فلکه نمود. فلکه هایی در میان تقاطع های جدید با کانون هایی غالبا دایره شکل با پوشش گیاهی، آب نما و بعضا مجسمه ساخته می شوند که عملکرد آنها توزیع و تسهیل حرکت سواره ها است و هیچ حضوری از انسان و فعالیت او در آن مطرح نیست.

میدان در فضای شهری امروز

میدان در طول تاریخ تکامل شهرسازی و نسبت به ضرورت های موجود زمان و مکان شکل گیری، کاربری های متفاوتی داشته و به واسطه عملکردهای فضاهای اطراف و درون آن هویت می یافته است. در گذشته بیشتر فعالیت های اقتصادی، مذهبی و عملکردهای گوناگون حکومتی و اجتماعی در این فضای روباز انجام می گرفته است و امروزه بیشتر فضایی برای قدم زدن، رفع خستگی، خوردن ،آشامیدن، خرید کردن و تماشای اطراف است. اما آنچه که در هر دو این دوران مهم است نقش انسان پیاده و اولویت حضور او به عنوان زندگی بخش و قلب تپنده این فضا ست.

نمی توان عملکردهای گوناگون دوران گذشته میدان را از آن انتظار داشت اما دو عملکرد مهم آن همچنان در جامعه امروز ضروری و مورد نیاز هستند. میدان از یک طرف محلی برای مکث و آسایش در میان هیاهوی خیابان برای شهروندان است و از طرف دیگر یکی از مهمترین فضای های شهری است که منجر به شکل گیری برخوردهای اجتماعی می شود. انسان ماشین زده امروز نیاز دارد در لحظاتی از روز و در مکان هایی خاص متوقف شود و نگاهی به اطراف خود بیاندازد و دمی بیاساید. همچنین انسان به ذات اجتماعی نیازمند مکانی است که در آن ساز و کارهای زندگی جمعی تجربه می شود وگرنه بروز ناهنجاری های اجتماعی بسیاری که امروزه در شهرهای بزرگی چون تهران شاهد هستیم، اجتناب ناپذیر خواهد بود.

میدان آزادی به واسطه ویژگی های منحصر به فرد مکانی ، تاریخی و معمارانه اش قابلیت تبدیل شدن به یک میدان با ارزش های امروزی را دارد. این میدان درست در یکی از مهمترین دروازه های ورود و خروج شهر تهران قرار گرفته است که تعداد زیادی مسافر درون شهری و برون شهری روزانه از کنارآن عبور می کنند. برج آزادی در میانه میدان و فضای وسیع اطراف آن نقطه جذب و مکث میدان به شمار می رود. معماری خردمندانه حسین امانت در برج که ترکیبی از معماری پیش و پس از اسلام است هویت دهنده به میدانی است که خاطرات جمعی بسیاری را از زمان ساخت تا کنون از سر گذرانده است.

انقلاب ۵۷، جشن های ملی مانند پیروزی های تیم فوتبال یا جشن های پس از پیروزی در انتخابات، جشن ها و گردهمایی های حکومتی مانند ۲۲ بهمن و روز قدس ، گردهمایی های خودجوش مردمی و ... همگی مجموعه ای از خاطرات جمعی تلخ و شیرینی را رقم زده اند که پیوندی ناگسستنی بین مردم و این میدان ایجاد می کند.

در سال های گذشته علیرغم سخنان مسئولان شهری در جهت ایجاد فضاهای جمعی و اشاره به میدان آزادی به عنوان یکی از این فضاها، هیچگاه شاهد اقدام مناسبی در جهت مرمت و بهسازی این میدان نبوده ایم. طرح مصوب شده مرمت و بهسازی میدان آزادی در سال ۸۶ بعد از اجرای فاز نخست آن به ناگاه متوقف شد. بر اساس فاز دوم این طرح قرار بود که محوطه اطراف میدان تبدیل به پیاده‌راه شوند و محل رفت و آمد خودروها به یک لاین عقب‌تر، عقب‌نشینی کند اما با گذشت ۷ سال نه تنها این طرح عملی نشده است بلکه از سال ۹۱ طرحی بر خلاف آن جهت ساخت زیرگذر پیاده توسط شهرداری در حال اجرا است که حتی شورای شهر از شروع آن بی اطلاع بود.

از طرف دیگر در یکسال گذشته با وجود آشکار شدن وضعیت تخریبی نگران کننده برج آزادی هر یک از ارگان های درگیر مسئولیت را به دیگری واگذار می کنند و همچنان آزادی در انتظار متولی است. به تازگی هم منظر بصری برج آزادی با ساختن مسجدی در نمای شمال غربی آن مخدوش شده است و با وجود ثبت ملی این اثر در میراث فرهنگی هنوز حریم آن مصوب نشده است.

در دوره ای که نیاز یک فضای جمعی به شدت در تهران احساس می شود و با وجود پتانسیل میدان آزادی در خلق این فضا، اهمال کاری مسئولان شهری به دو صورت قابل تحلیل و بررسی است. این اقدامات یا به صورت آگاهانه و به قصد جلوگیری از تبدیل شدن این میدان و سایر میادین به یک فضای عمومی شهری صورت می گیرند و یا به صورت ناآگاهانه و در اثر ناآگاهی در حال نابودی یکی از مهمترین عرصه های عمومی شهری تهران هستند.

حق نشر عکس AP