داعش از کجا ممکن است به ایران حمله کند؟

حق نشر عکس Getty

از‌‌ همان زمان که داعش موصل را اشغال کرد و با فتوحات بعدی به مرزهای ایران نزدیک شد، برای بسیاری خطر حمله‌ داعش به ایران جدی شده است.

ویدئوهایی که برخی داعشی‌ها در باره‌ مقصد بعدی حملاتشان منتشر کردند و در آن ایران را نشانه گرفتند، به این موضوع دامن زد. از آن پس، هر از گاهی خبرهایی از مشاهده‌ داعش در برخی مناطق غربی کشور نیز منتشر شده است. اخیراً کار این ویدئو‌ها به اعلام ضدیت (با حضور داعش در سنندج) و طنز (حضور داعش در بندرعباس) هم کشیده است. پیداست که، پیدا و پنهان، خطر حضور داعش در آینده کم کم به دغدغه‌ای بدل شده است. به این ترتیب حتماً برای عده‌ای هم این پرسش مطرح شده است که داعش از کجا به ایران حمله خواهد کرد.

من البته استراتژیست نظامی نیستم، با این همه حدس زدن این نکته نباید دشوار باشد که اگر زمانی داعش به ایران حمله کند از‌‌ همان جایی حمله می کند که به عراق حمله کرد. حتماً پیش خود خواهید گفت از همین حرف معلوم است که نویسنده نه سر رشته‌ای از مسائل نظامی دارد نه حتی از جغرافیا سر در می‌آورد. امروز حتی یک دانش آموز ابتدایی هم که با نقشه‌ جغرافیا آشنا باشد می‌داند که داعش از شرق سوریه و غرب عراق به این کشور حمله کرد، یعنی جایی که صد‌ها کیلومتر از مرزهای ایران فاصله دارد. پس چطور ممکن است داعش از‌‌ همان جا به ایران حمله کند؟ اگر داعش بخواهد به ایران حمله کند علی القاعده باید از شرق عراق به ایران حمله کند نه از غرب آن.

این‌ها همه البته واقعیت‌های جغرافیایی است و سر جای خود درست. اما بیاید از خودمان بپرسیم که آیا داعش واقعا از سمت مرزهای غربی به عراق حمله کرد یا از جای دیگری که به جغرافیا ربطی نداشت، بلکه به تاریخ اخیر این کشور و به مناسبات اجتماعی و قومی و مذهبی آن مربوط می‌شد.

وقتی خبر‌ها، تحلیل‌ها و تصویرهای مربوط به اولین حضور گسترده‌ داعش در موصل را می‌کاویم، می‌بینیم که داعش نه از جانب نوار مرزی غرب عراق، که از سمت آن نواری از تبعیض‌های چند ساله علیه اقلیت اهل سنت به عراق به حمله کرد که روح انتقام را درآنان پرورده بود، تبعیض‌ها و سرکوب‌هایی که به کینه‌ها و بغض‌هایی فرو خورده بدل شده بود، بغضی که به وقت سررسیدن داعشیان ترکید و خود را در استقبال از آنها بروز داد و به تسلیم و تسخیر مناطق سنی نشین، یکی از پس دیگری، منجر شد.

این تسلیم و تسخیر نسبتا بی‌مقاومت، فقط حاصل خیانت و وادادگی نظامیان منتسب به بعثی‌های سابق نبود. همراهی ابتدایی مردمان نسبتا زیادی در شهرهای تسخیر شده نشان می‌دهد که داعش – دست کم در شروع کار- به مناطقی حمله کرد که از نارضایتی انباشته‌ اهل سنت در آنجا‌ها اطمینان داشت.

تردید نیست که اکثریت شیعه، و نیز اقلیت کرد، در عراق سال‌هایی مدید زیر ستم و تبعیض همین اهل سنتِ حاکم بودند که لباس بعث به تن داشت. اهل سنت در اقلیت بود و بر اکثریت حکومت می‌کرد، آن هم به شیوه‌ حکومت صدام حسین که از بمباران شیمیایی مردمش هم دریغ نداشت. به همین سبب بود که ورود آمریکایی‌ها به عراق هم با مقاومتی از جانب اقلیت‌های تحت ستم در دوران صدام حسین روبرو نشد، در حالی که این حمله حکم اشغال کشور داشت از جانب یک قدرت خارجی.

شیعیان حاکم شده پس از سقوط صدام حسین، بویژه در دوران صدارت نوری مالکی، با حالتی از انتقام، زخم‌های کهنه‌ به زیر کشیده شدن اهل سنت را از قدرت عمیق‌تر کردند. زخمی که خود را در کمین‌گاه روز انتقام متقابل پنهان کرده بود و وقتی سر و کله‌ داعش پیدا شد از نهانگاه بیرون آمد و با این گروه وحشت زا که کینه‌های آنان را با بیرحمی و قساوت تشفی می‌داد، همراه شد. آنان که با داعش همراه شدند شاید از قساوت داعشیان استقبال نمی‌کردند، اما از انتقامی که به دست آنان از دشمنانشان گرفته می‌شد خشنود بودند.

حالا برگردیم به ایران خودمان. این روز‌ها کشور آرام به نظر می‌رسد،‌‌ همان طور که عراق پیش از حمله داعش چنان به هم نریخته بود که امروزه به آن مبتلاست. عراق هم‌‌ همان روز‌ها که تبعیض داشت زیر پوست جامعه‌ اهل سنت می‌دوید و چون غده‌ای بدخیم رشد می‌کرد و نفرت می‌پرورد، آرام تر از این روزها به نظر می‌رسید.

حالا هم اگر فکر کنیم که در این ایرانِ به ظاهر آرام امروزی، تبعیض‌هایی که علیه اقلیت‌های دینی و مذهبی و سایر اقلیت‌ها جریان دارد، آن قدر‌ها خطرناک نیست که در عراق بود، داریم مخاطرات آینده را دست کم می‌گیریم.‌‌ همان طور که شیعیان حاکم بر عراق آن را دست کم گرفتند. اگر این خطر را دست کم بگیریم غیر مکن نیست روزی برسد که این داعش یا هر داعش دیگری در آینده - که شکل و شمایل متفاوتی خواهد داشت- از‌‌ همان مرز‌هایی که به عراق حمله کرد به ایران هم حمله کند.

همان طور که داعش از نوار مرزی شکاف‌های قومی و مذهبی به عراق حمله کرد و کارش را پیش برد، به ایران هم از‌‌ همان جا حمله خواهد کرد: از درون دل‌هایی که آه احساسِ تبعیض برمی آورند، از درون رحم‌هایی که کینه می‌پرورند و در آینده نوزاد انتقام می‌زایند.

ممکن است شکاف‌های قومی و مذهبی و سایر تبعیض‌های اجتماعی در جامعه‌ کنونی ایران چندان فعال نباشد، اما اگر نادیده گرفته شود چنان به سرعت فعال خواهد شد که کلاه هوش از سر هر تحلیلگر سیاسی خواهد افتاد،‌‌ همان طور که وقتی این شکاف‌ها در رواندا یا در یوگوسلاوی سابق، و اوکراین و عراق و یمن امروز مردم را رو در رو قرار داد، برای بسیاری غافلگیر کننده بود.