شوخی‌های جنسیتی و یک پرسش مهم

حق نشر عکس BBC World Service

انتشار طنز امیرمهدی ژوله درباره کلودیا رومانی، مدل ایتالیایی که اعلام کرده بود می خواهد داور فوتبال بشود با موجی از انتقادات روبرو شد. محمود فرجامی از نگاه یک طنز نویس و مهرداد درویش پور از نگاه یک جامعه شناس درباره طنز ژوله و پیامدهای آن برای صفحه ناظران نوشته اند.

در بحثهای درازدامن "اخلاق طنز" معمولا دو دسته از شوخ‌طبعی‌ها (شامل جک، کاریکاتور، طنزنوشته، کمدی... و کلا هر چیزی که برپایه‌ی شوخ‌طبعی و خنده‌سازی ساخته شود) را از بقیه جدا می‌کنند: شوخی‌های قومیتی و شوخی‌های جنسیتی یا سکسیست.

دلیل این امر پیش از هر چیز شیوع بسیار گسترده این نوع شوخ‌طبعی‌ها در تمام فرهنگها و جوامع بشری غیر بدوی است. حجم بزرگی از جُکهای روزمره، یا جنسی‌اند و یا بر پایه کلیشه‌هایی از اقوامی‌ که به صفات خاصی نظیر حماقت، بزدلی، بی‌نزاکتی، خساست و امثال آن منسوبند. چند واقعه، و از جمله آشوب هایی که بدنبال چاپ کاریکاتوری در ضمیمه جمعه روزنامه ایران در بعضی مناطق ترک‌نشین براه افتاد، نشان می‌دهند که شوخی‌های قومیتی تا چه حد می‌توانند حساسیت‌برانگیز و بالقوه خطرناک باشند.

شوخی‌های جنسیتی هم می‌توانند به همان میزان شوخی‌های قومیتی حسایت‌زا باشند. در همین محدوده‌ی جغرافیای سیاسی فعلی ایران، اگر ترک‌ها، کردها، لرها، بلوچ‌ها و عرب‌ها مدعی تبعیض علیه خود باشند، زنان و اقلیتهای جنسی به‌حق می‌توانند مدعی ده‌ها بار تبعیض بیشتر علیه خود باشند. طبیعی هم است گروهی که بیشتر مورد تبعیض واقع شده بیشتر در مورد چیزی که به خاطر آن تبعیض ناعادلانه‌ای را تحمل کرده حساس باشد. از این رو قابل انتظار است زنان و اقلیت‌های جنسی، بویژه همجنسگرایان، در هر موردی که بخواهد کلیشه‌های جنسیتی، مثلا "سوژه لذت جنسی بودن زنان" یا "منحرف بودن کسانی که به همجنس خود گرایش جنسی دارند"، را تقویت کند حساس باشند و در مقابل آن موضع بگیرند.

کلیشه‌های جنسیتی در موارد بسیاری با کلیشه‌های قومیتی ساختار مشابهی دارند. اگر یک کلیشه قومیتی همه‌ افراد متعلق به یک قوم را به یک یا چند خصوصیت غالبا منفی فرو می‌کاهد، یک کلیشه جنسیتی هم همه‌ اعضای یک جنسیت یا یک سلیقه‌ی جنسی را به خصیصه‌های جنسی غالبا منفی فرو می‌کاهد. بزرگترین اتهام اخلاقی طنزها، جکها و کلا شوخ‌طبعی‌هایی که بر مبنای کلیشه‌های جنسیتی ساخته می‌شوند هم از همین جا نشات می‌گیرد: خنده‌ای که با دستمایه قرار دادن کلیشه‌های جنسیتی (و قومیتی) حاصل می‌شود نه فقط برای اعضای آن گروه‌های جنسیتی (و قومیتی) رنجاننده است بلکه باعث تقویت تبعیض علیه آنها می‌شود.

اما آیا می‌توان تمام شوخی‌هایی که در آنها اشاراتی به گروه‌های جنسیتی و قومیتی وجود دارند را با توجه به این اصل اخلاقی خطاکار دانست؟ به عنوان مثال اگر یک نفر خودش دوست داشته باشد که به عنوان یک مانکن سکسی دیده شود آیا دستمایه قرار دادن وجه جنسی برای شوخ‌طبعی مجاز است؟

سوال آخری مصداقی اخیر دارد: چندی پیش کلودیا رومانی سوپرمدل ایتالیایی اعلام کرد که بزودی به عنوان داور مسابقات فوتبال در لیگ ایتالیا حضور خواهد داشت. عکسی با پیراهن داور و میان‌تنه و پایین‌تنه‌ای عریان هم در این زمینه منتشر کرد. امیرمهدی ژوله، طنزنویس و روزنامه‌نگار ایرانی، با دستمایه قرار دادن این ادعا و نیز سابقه کلودیا رومانی (که به گواهی عکس های عمومی منتشر شده بیشتر فعالیتش به عنوان مدل/مانکنِ سکسی است) یادداشت طنزی در این‌باره نوشت. بی‌درنگ طوفانی از اعتراض به ژوله به خاطر "سکسیست" بودن یادداشتش در شبکه‌های مجازی درگرفت که از یادداشتهای تحلیلی تا حمله‌های شخصی را در بر می‌گرفت.

نگاهی دقیق‌تر به همین ماجرا می‌تواند ظرایف و پیچیدگی‌های مرز بین شوخی جنسیتی و شوخی عادی (که می‌تواند سوژه‌ای جنسی یا سیاسی یا اجتماعی یا حتی فردی داشته باشد) را نشان دهد: آیا شوخ‌طبعی ژوله صرفا یک سوپرمدل ایتالیایی را هدف قرار داده که قبل از شروع کار حرفه‌ای داوری، با انتشار عکس‌هایی نیمه برهنه با لباس‌های شبیه به داوران فوتبال،از شغل جدیدش نیز در راستای فعالیتش به عنوان مدل/مانکنِ سکسی استفاده کرده؟ ؛ یا از طریق هدف قرار دادن او خواسته است کل زنان را به عنوان سوژه جنسی دستمایه شوخی سازد و آنها را –دست کم برای در اختیار داشتن شغل داوری فوتبال- تحقیر کند؟

فارغ از نوشته‌ ژوله، و پیش از پرداختن بیشتر به شوخ‌طبعی‌های متهم به جنسیت‌گرایی و سکسیسم و تلاش برای یافتن معیاری برای قضاوت باید یادآور شوم که" هرچند شوخ‌طبعی در کشور ایران و زبان فارسی از قدیم‌الایام با کلیشه‌های غیراخلاقی قومیتی و به خصوص جنسیتی آغشته بوده است اما به باور من "عموم" طنزپردازان حرفه‌ای ایران، در رسانه‌ها و ژانرهای مختلف، در خط مقدم کلیشه‌زدایی از طنز و شوخ‌طبعی ایرانی‌اند.

حجم عظیمی از جک‌ها و شوخی‌های قومیتی و جنسیتی در ایران توسط شهروندان عادی و به طور ناشناس ساخته و پرداخته می‌شوند و توسط بخش کلانی از همان مردمی نقل و شایع می‌شوند که شوخی‌های جنسیتی و قومیتی در رسانه‌ها یا توسط طنزپردازان شناخته شده را برنمی‌تابند. امری که به خودی خود نه فقط اشکالی ندارد بلکه نظارت دائمی و دقیق افکار عمومی بر طنزپردازان را باعث می‌شود که بسیار هم مفید و لازم است؛ بویژه چون طنزپردازان حرفه‌ای همواره به خاطر بکار گرفتن شوخی، تمسخر، نقد، کلیشه، هجو و امثال آنها، بیشتر از سایرین در معرض اشتباهات رنجاننده و خطرناک هستند.

شاید راه بهتر و نزدیکتر آن باشد با داشتن حساسیتِ لازم نسبت به کلیشه‌های غیراخلاقی، اعم از جنسیتی و قومیتی یا غیر آنها، چه در مقام تولیدکننده و چه در مقام مخاطب شوخ‌طبعی‌ها و آثار طنزآمیز به جای حساسیت بر روی کلمات و نکات جزئی، پرسشی از خود پرسید که بعضی از فیسلسوفان حوزه اخلاق در این زمینه پیشنهاد می‌دهند: آیا این اثر نهایتا باعث می‌شود باور یا کلیشه‌ای تقویت شود (هر چقدر کوچک) که تبعیض علیه گروهی خاص را تقویت می‌کند؟

با در نظر گرفتن همین معیار می‌توان به سراغ تمام شوخ‌طبعی‌های حساسیت‌برانگیز رفت. چه بسا جکها و کاریکاتور و طنزنوشته‌هایی که درباره شخصیتهایی از اقوام خاص هستند یا حاوی عبارات و مفاهیمی ظاهرا رکیک و جنسی‌اند از اتهام قومیت یا جنسیت‌گرایی مبرا شوند؛ و ای بسا شوخی‌هایی به ظاهر ساده و طنزهایی ظاهرا مودبانه، به طرز شرم‌آوری قومیت‌گرا، سکسیست و غیراخلاقی باشند.