شوک مرگ یک خواننده سی ساله

حق نشر عکس BBC World Service

چهره‌هاى غمگین و سیاه‌پوش، چشم‌هاى اشک‌بار، جمعیت به هم فشرده سوگوار ترانه‌هاى "مرتضى پاشایى" را یکی پس از دیگری همنوایى مى‌کنند و این گوشه و آن گوشه گروهى به یادش شمعی روشن می‌کنند.

این تصویر موضوع مشترک فیلم‌های زیادی است که از نخستین ساعت‌هاى اعلام خبر درگذشت مرتضى پاشایى خواننده جوان پاپ، ابتدا از تهران و بعدتر از شهرهای کوچک و بزرگ ایران٬ شبکه‌هاى اجتماعى را بمباران کردند.

بیمارى سرطان معده، پاشایى را در ٣٠ سالگى از ادامه مسیر بازداشت و به کام مرگ کشید.

گردهمایی مردم در واکنش به مرگ تراژیک این خواننده پاپ، کاملا خودجوش و غافلگیرانه بود.

با اینکه جمهوری اسلامی در سی و شش سال گذشته تلاش‌های زیادی برای جلوگیری از گسترش انواع موسیقی٬ کرده است، اما با مرگ پاشایی٬ بدنه اجتماع جلوتر از دستگاه‌های رسمی و حکومتی٬ لباس عزا به تن کردند و بدون بخشنامه و دستورالعمل برای یکی از همین قشر هنرمندان به خیابان آمدند.

حق نشر عکس FARS

البته این حضور پررنگ در جریان مرگ هنرمندان٬ نویسندگان و چهره های محبوبشان همچون مراسم خاکسپاری فردین از هنرپیشگان معروف پیش از انقلاب٬ و یا ناصر حجازی مربی نامدار فوتبال ایران مسبوق به سابقه بود با این حال میزان چشمگیر ابراز احساسات برای خواننده جوانی که با مرگی تراژیک دوستدارانش را ترک کرد٬ شوک‌آور بود.

تا جایی که گروهی از طبقه فرهیخته٬ روشنفکر و روزنامه‌نگار در پست‌هایی شخصی در شبکه های اجتماعی عنوان کردند تا قبل از انتشار فیلم های سوگواری حتی با نام مرتضی پاشایی آشنا نبودند و ترانه هایش را نشنیده بودند.

این غافلگیری نشان می دهد که بخشی از نظام جمهوری اسلامی و حتی بخشی از قشر روشنفکر جامعه٬ با نوع تفکر عرصه عمومی شکاف و فاصله دارند و درک درستی از خواسته‌های عمومی به ویژه جوانان ندارند.

تاکنون بخش هایی از حاکمیت جمهوری اسلامی با صرف هزینه و امکانات فراوان به دنبال شیوع ایدئولوژی مطلوب خود بوده است٬ اما اتفاق هایی از این دست نمایانگر آن است که مردم تنها بر مبنای آنچه خود می پندارند و درست فرض می کنند٬ دست به عمل می زنند.

موضوعی که این میان از اهمیت قابل توجه دارد، ضرورت بررسی دقیق خلاهای احتمالی موجود با بدنه جامعه است.

حق نشر عکس MEHR
Image caption مراسم تشییع مقابل تالار وحدت

در تمامى تصاویری که از روز جمعه منتشر شده است٬ تعداد زیادى از مردم با موبایل و تبلت درحال ثبت سوگوارى حاضران و علاقه‌مندان او هستند و نتیجه کار آنها به سرعت در فضاى مجازى بازتاب پیدا کرده اند. اما این تنها وجه تاثیرگذارى و قدرت شبکه‌هاى اجتماعى نبود.

جمعیت زیادى که جمعه گذشته داوطلبانه در مقابل بیمارستان بهمن تهران - مکان بسترى شدن مرتضى پاشایى -، کنار سى و سه پل اصفهان یا در ائل گلى تبریز٬ مشهد٬ شیراز٬ رشت و جاهاى دیگر گرد هم آمدند تنها از طریق پیام هاى اینترنتى (وایبر٬واتس آپ٬ فیسبوک و غیره) و توسط دوستان و آشنایان خود در جریان خبر درگذشت این خواننده و برنامه سوگوارى جمعى قرار گرفتند.

گستردگى عکس‌العمل عمومى به درگذشت خواننده‌اى جوان و امروزى٬ چنان بود که حتى خبرگزارى فارس- نزدیک به نهادهاى امنیتى- نیز در اقدامى قابل توجه کلیپى پنج دقیقه‌اى از سوگوارى هواداران مرتضى پاشایى مقابل بیمارستان بهمن در شهرک غرب تهران ساخت و ترانه‌هایى با صداى خواننده مرحوم به این فیلم اضافه کرد.

مرتضى پاشایى و هنرمندان هم‌نسل و هم‌سبک او که در ایران به حرفه خوانندگى مشغول هستند، سختى‌ها و محدودیت‌هاى فراوانى پیش رو داشته و دارند. آنها در شرایطی کار می کنند که دستگاه‌های تبلیغاتی نظام جمهوری اسلامی نشان دادن هر نوع آلت موسیقی را در صدا و سیما ممنوع کرده و اگر چه گاهی در چند برنامه تلویزیونی حضور یافته اند، اما به طور کلی حضور آنها در رسانه‌های عمومی با محدودیت های بسیاری روبرو است.

مرتضی پاشایی نیز خواننده ای بود که نزدیک به چهار سال قبل٬ فعالیتش را به صورت اینترنتی و زیرزمینی آغاز کرد و پس از آن موفق شد برای کارهایش مجوز بگیرد و حتی در صفحه تلویزیون ظاهر شود.

با این حال سکه شانس همیشه به نام او نبوده است و به عنوان نمونه نتوانست برای ترانه ای که برای سریال تلویزیونی "عصر پاییزی" ساخته بود مجوز بگیرد. ترانه‌ای که پاشایی به ناچار روی فضای اینترنت قرار داد و به سرعت تبدیل به یکی از پرطرفدارترین آهنگ‌های وی شد.

به جز lمحدودیت حضور در صدا وسیما٬ این گروه از خوانندگان و نوازندگان از یک‌سو نمی‌توانند به راحتى براى کارهایشان مجوز رسمى بگیرند، و از طرف دیگر اگر موفق شوند از سد سانسورها و تحدیدها بگذرند، با موانع بزرگ‌ترى براى برگزارى کنسرت مواجه هستند.

آنها موظفند در کنار وزارتخانه‌هاى کشور و ارشاد ، نظر استاندارى ها، نیروى انتظامى، مسوولان استانى و امامان جمعه و حتى نیروهاى امنیتى را هم جلب کنند و اگر تمامى این موارد را پشت سر بگذارند، ممکن است همانند "وحید تاج" در کنسرتش در شهر یزد با یورش نیروهاى فشار روبرو شوند.

حق نشر عکس MEHR
Image caption مراسم خاکسپاری مرتضی پاشایی در بهشت زهرا

وضعیت زنان نوازنده و خواننده از این هم بدتر است چرا که آنان اجازه فعالیت حرفه ای ندارند.در سی و شش سال گذشته معدود کنسرت‌های زنانه و خصوصی با مخالفت های سفت و سخت نیروهای مذهبی و حکومتی روبرو بوده و حتی موضوع به صحن مجلس کشیده شده است.

حالا با تمام این محدودیت ها مردمى پرشمار به یاد مرتضی پاشایی در میدان‌هاى شهرها به صداى بلند همان ترانه‌هایى را مى خوانند که از ابتدای انقلاب اسلامی تلاش شده از گسترش آنها جلوگیرى شود و بارها به تیغ سانسور وبرخورد و محرومیت گرفتار شده‌اند.

جمعیتی قابل توجه با وجود برخوردهای پراکنده‌ای که جمعه شب در اصفهان و شیراز با تجمع‌کنندگان هواداران پاشایی شد، یکشنبه صبح مقابل تالار وحدت جمع می‌شوند و کماکان با وجود فضای امنیتی موجود بر پیکر او اشک می‌ریزند و بدرقه‌اش می‌کنند.

این واکنش و وسعت حضور مردم در مراسم خاکسپاری و همچنین یادمان‌های خودجوش برای او، تلنگری است که بیش از پیش شکاف میان حکومت و خواست عمومی را نشان می‌دهد. فاصله‌ای که پر کردن آن نیازمند بررسی‌های دقیق و نزدیکی بیشتر به بدنه جامعه است.