نظر چند صاحب‌نظر؛ همه‌پرسی مورد نظر روحانی چیست؟

حق نشر عکس BBC World Service

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با اشاره به مغفول ماندن اصلی از قانون اساسی ایران که به همه پرسی اختصاص دارد، گفته است: "یک بار هم که شده یک مسئله بسیار مهم که ممکن است اختلافی هم باشد؛ البته اختلافی بودن اشکالی ندارد و نظرات همیشه یکسان نیست؛ یک بار آن مورد مهم که برای همه ما اهمیت دارد و در زندگی ما تاثیرگذار است را مستقیم از مردم بپرسیم."

عده ای از کارشناسان و ناظران مسائل ایران به این سوال پاسخ داده اند که در ایران و در چارچوب جمهوری اسلامی، چه مسئله یا مسائلی هست که بتوان آنها را به همه پرسی گذاشت و منظور آقای روحانی کدام "مسئله مهم و اختلافی" است؟

حق نشر عکس u

سعید برزین، تحلیلگر سیاسی/ دلهره و دلنشینی تک مضراب‌های غیرمنتظره

حسن روحانی به دنبال فرصتی است که به جناح رقیب ضربه بزند و پایگاه اجتماعی خود را تقویت کند ولی باید این کار را به نحوی انجام دهد که شرایط اجتماعی دو قطبی و به عوام زدگی آلوده نشود. اکنون دیگر تک مضراب‌‌های جدلی روحانی برای شنوندگان دستگاهی آشنا شده که – کوتاه، تهاجمی و جنجالی – توی دل رقبای اصولگرا را خالی می کند.

هنری تاکتیکی که همدست روحانی، یعنی هاشمی رفسنجانی، استاد آن است و با ابتکار عمل‌های غیرمنتظره‌ صحنه را از دست رقیب خارج می کند. ارجاع به رفرندام در واقع به رخ کشیدن گستردگی یک پایگاه بالقوه اجتماعی و نگاهی به مطالبات مردم کوچه و بازار برای یک معامله هسته‌ای، آرامش اقتصادی و تنوع اجتماعی است.

احترام به رایی است که "حقوقدان" را به قدرت رساند. اما این کار بی‌خطر نیست. این احتمال را نباید دست‌کم گرفت که صحنه سیاست دو قطبی شود و گفتمان‌های اعتدالی و اصولگرا زبان یکدیگر را نفهمند. در جامعه‌ای که از عقب‌ماندگی نهادها و فرهنگ سیاسی رنج می‌برد، رفتار تهاجمی می‌تواند راه را برای لشکرکشی افراطی‌ها باز کند.

به اضافه، ایران بیماری عوام‌زدگی را بارها تجربه کرده است. ساده‌سازی معادلات پیچیده سیاسی به شعارهای مردم‌پسند و ارجاع تصمیم به "کف خیابان" با سنت سیاستمداری کارآمد همخوانی ندارد.

رضا حقیقت نژاد، روزنامه نگار/ ادامه گفتاردرمانی

حسن روحانی، ۱۰ مهرماه سال گذشته از نظرسنجی درباره مذاکره با آمریکا و رویکرد دولت در پرونده هسته ای سخن گفت که با مخالفت شدید اصولگرایان تندرو و میانه رو مواجه شد. علی مطهری، نماینده تهران در آن زمان در واکنش به این درخواست، گفت در مسائلی که به بن بست برسیم می توان نظرسنجی برگزار کرد.

به نظر می رسد اکنون حسن روحانی در یک بن بست سیاسی جدی قرار گرفته که دوباره بر نظرسنجی پای فشرده است. اشاره او به رابطه یارانه ای بین سیاست خارجی و داخلی و اقتصاد و همچنین "بسیار بسیار قوی بودن سیاست داخلی" و اینکه "آرمان های ما به سانتریفیوژها وصل نیست"، نشان دهنده اختلاف نظر قوی بین دولت آقای روحانی و سایر نیروهای موثر درباره ادامه رویکرد ایران در حوزه دیپلماسی با محوریت پرونده هسته ای و نوع تعامل با دولت آمریکاست.

با این حال بر اساس اصول ۶، ۹۹، ۱۱۰ و ۱۲۳ قانون اساسی، رئیس جمهور ایران تنها وظیفه امضا و ابلاغ نتیجه همه پرسی را دارد و در طرح همه پرسی، تصویب، صدور فرمان و برگزاری آن، اختیاراتی ندارد، از این منظر، طرح عمومی دوباره مسئله همه پرسی صرفا تلاش دولت روحانی برای جلب توجه افکار عمومی به حجم و عمق مشکلات دولت و حفظ حمایت و امیدواری این طیف به تلاش دولت برای عمل به وعده های انتخاباتی اش ارزیابی می شود، یک گفتار درمانی سابقه دار در سیاست داخلی جمهوری اسلامی.

مهدی خلجی، تحلیلگر سیاسی/ همه‌پرسی شعاری تبلیغاتی و غیراجرایی

در قانون اساسی جمهوری اسلامی، فرمان همه‌پرسی از اختیارات ولی فقیه است. تنها مرجع دیگری که می‌تواند دستور همه‌پرسی صادر کند، مجلس شورای اسلامی است، وقتی دو سوم نمایندگان به همه‌پرسی رأی بدهند.

به طور طبیعی این فرمان زمانی می‌تواند صادر شود که منافع ولی فقیه، جناح‌ها، نهادها و سازمان‌های اقتصادی، امنیتی و قضائی وابسته به او را تأمین کند. تاریخ جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که در مسایل مهم حتی در زمینه انتخاب وزیر، مجلس اطاعت از رهبری را وظایف خود دانسته است. بنابراین، همه‌پرسی ابزاری دموکراتیک در درون معادلات و نیروهایی غیردموکراتیک است.

موضوع‌هایی که شایسته‌اند به همه‌پرسی گذشته شوند بسیارند، از تغییر قانون اساسی و لغو نهاد ولایت فقیه گرفته تا قانون انتخابات و حقوق شهروندی و عادی‌سازی رابطه با آمریکا. ولی هر موضوع مهمی قابلیت به همه‌پرسی گذاشته شدن ندارد، از جمله برنامه‌ی هسته‌ای. برنامه‌ی هسته‌ای هم از نظر سیاسی هم از نظر فنی بسیار پیچیده است و با پاسخ‌هایی سرراستی که از همه‌پرسی انتظار می‌رود، سازگار نیست. حتی در کشورهای دموکراتیک هم به ندرت چنین موضوعی به همه‌پرسی گذشته شده است.

با این همه، کسانی که خواست برگزاری همه‌پرسی را در هر زمینه‌ای طرح می‌کنند، می‌دانند که در چارچوب قانون اساسی و معادلات قدرت موجود، این کار نه ممکن است نه اگر صورت بگیرد به سود نیروهای دموکراسی‌خواه انجام خواهد گرفت. برگزاری همه‌پرسی معمولاً شعاری تبلیغاتی و غیراجرایی است که در برخوردهای لفظی میان‌ جناح‌ها به کار برده می‌شود. افزون بر این، همه‌پرسی نیازمند آزادی فعالیت مخالفان و موافقان پیش از برگزاری آن است. نظام سرکوب و مهار کنونی تحمل چنین آزادی را نخواهد داشت.

حسین رسام، تحلیلگر سیاسی/ برگ برنده وقتی ارزش دارد که بازی شود

جمله‌ای منتسب به وینستون چرچیل است : "آقایان، پولمان تمام شده، حالا باید فکرمان را به کار بیاندازیم". به ظاهر مهمترین مسئله روز ایران موضوع مناقشه‌ هسته‌ای است، ولی حسن روحانی نیک می‌داند که نه منطقی است و می‌توان آن را به رفراندوم گذاشت و نه این که این موضوع مهمترین گره‌‌گاه مدیریت کلان و دراز مدت جمهوری اسلامی است.

آقای روحانی بعد از سال‌ها حضور در راس هرم سیاست گذاری جمهوری اسلامی متوجه شده است که گره‌‌گاه اصلی در جمهوری اسلامی قدرت سیاسی ناشی از ساختار توزیع ثروت و قدرت در ایران است و این هشیاری از دل اضطرار ناشی از کمبود منابع مالی در اختیار دولت حاصل شده است، دولتی که بزرگترین بستانکارانش نهادها و منتسبانی به آن نهاد‌ها هستند که از یک سو انحصار و رانت دارند و از سوی دیگر گشاده‌دستی و ناکارآمدی.

آب که نباشد تعداد تشنه‌ها بیشتر می‌شود و قدرت رهبری در مدیریت تشنگی است. رئیس جمهور به خوبی می‌دانست که با فشار رقبا و انزوای نخبگانی که قرار بود کمک یار دولتش باشند، قدم بعدی حمله در جبهه اقتصاد معیشتی بود و کوچاندن توده‌ رای‌دهنده. پاتک او در جبهه اول و فشار روی وزارت‌خانه‌های فرهنگی تهدید به افشای رانت‌ها بود و پاسخش به دومی تهدید به شفافیت مالی و اقتصادی. برگ برنده وقتی ارزش دارد که بازی شود، وگرنه بلوف است.

حسن روحانی می‌گوید: "اما بدانید برخی از امور، سیاست داخلی‌اش بسیار قوی است." هراس آقای روحانی ولی بر هم خوردن بازی است.

علی اصغر رمضانپور، تحلیلگر سیاسی/ جنگ روانی علیه تندروها

در سخنان روحانی دو زمینه وجود دارد که از سوی او مورد تاکید قرار گرفته است. یکی موانعی که بر سر راه برنامه های اقتصادی دولت وجود دارد: سه مساله اصلی دولت در اقتصاد که با مانع در ساختار سیاسی فعلی روبروست عبارت است از گرفتن مالیات از دستگاه ها و نهادهای زیر نظر رهبر و در راس آن شرکت های وابسته به سپاه، اجازه ورود سرمایه گذاران خارجی و حذف یارانه نقدی؛ اموری که با کاهش پنجاه درصدی قیمت نفت اهمیتی حیاتی یافته است.

موانع دیگر پیش روی دولت، در زمینه توافق با غرب بر سر برنامه هسته ای است: توافق نهایی و همچنین پیوستن ایران به پروتکل منع سلاح های هسته ای (به عنوان یکی از شرایط توافق) نیازمند تایید مجلس است. به این ترتیب در مرحله نهایی، حتی پس از توافق در مذاکرات، اجرای تعهدات نیازمند همراهی مجلس است.

هر یک از این ۴ مورد می تواند موضوع یک رفراندوم عمومی باشد. اما بعید است که آقای روحانی نداند برگزاری چنین رفراندومی بدون همراهی رهبر جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست. بنا بر این اگر چنین توافقی میان آقای روحانی و آقای خامنه ای وجود نداشته باشد، سخنان رئیس جمهوری ایران را باید نوعی جنگ لفظی علیه تندروهایی تلقی کرد که می خواهند همچنان از سنگر مجلس به مقابله با برنامه های دولت ادامه دهند.

مرتضی کاظمیان، روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی/ تاکید رییس جمهور بر "همه‌پرسی" باارزش است

تاکید رییس جمهور بر "همه‌پرسی" مهم و باارزش است. حسن روحانی به نوعی بر محور شدن خواست مردم تاکید می‌کند و حق شهروندی و قانونی آنها را دال بر اظهارنظر مستقیم در امور مهم، مورد توجه قرار می‌دهد. صحبت‌های رییس دولت اعتدال هرچند در فضای سیاسی ـ اجتماعی امروز ایران می‌تواند به مسائل سیاسی معطوف شود، اما تمرکز کلام او بیشتر وجهی اقتصادی دارد.

فضای صحبت روحانی، اقتصاد سیاسی است؛ و در این بستر، او خواهان همه‌پرسی می‌شود. وی تصریح می‌کند: "نمی‌شود یک نهاد کار اقتصادی کند و مالیات ندهد، اما تا می‌گویی فلان نهاد هم باید مالیات دهد، ببینید چه بساطی به پا می‌شود." این‌گونه، تاکید رییس جمهور بیشتر ناظر به پرسش مستقیم از شهروندان ایران در مورد اخذ مالیات از نهادهایی است که فعالیت اقتصادی می‌کنند اما به‌دلایلی (ازجمله ارتباط با نهادهای نظامی و امنیتی، یا از آن‌رو که زیرمجموعه‌ی رهبری هستند) از پرداخت مالیات گریزانند.

آنچه روحانی می‌گوید با توجه به اولویت اقتصاد برای دولت وی، و مسائل معیشتی اکثریت مردم ایران و بحران تولید و کار، به‌ نوبه‌ خود بسیار مهم است؛ اما اگر قرار بر همه‌پرسی شود، به نظر می‌رسد اکثریت جامعه خواهان خواهان اظهارنظر مستقیم در مورد مسائل زیربنایی مرتبط با مدیریت کشور هستند.

مستقل از همه‌پرسی در مورد کیفیت اداره‌ کشور و نوع حکومت مستقر، که تکلیف بسیاری امور (ازجمله مسائل اقتصادی مورد توجه روحانی) را مشخص خواهد کرد، و سامان سیاسی ایران را بازتعریف خواهد نمود، و به دلایل گوناگون، تحقق آن منتفی است، و مطالبه‌ این دست همه‌پرسی‌ با ابزارهای سخت‌افزاری قدرت، سرکوب شده و متوقف مانده است؛ حتی اگر قرار بر عدم تغییر اصول قانون اساسی باشد، همه‌پرسی در مورد برخی مقوله‌ها، برای اکثریت مردم ایران اهمیت و اولویت دارد. وضع رهبران و زندانیان جنبش سبز، انرژی هسته‌ای، رابطه با غرب و به‌طور مشخص آمریکا، حسابرسی از سپاه و نظارت بر زیرمجموعه‌های اقتصادی رهبری، و نیز نظارت استصوابی شورای نگهبان در انتخابات‌، ازجمله این موضوعات هستند.

حمید مافی، روزنامه نگار/ راه دشوار گذر از مجلس و شورای نگهبان

اگر واقعا امکان مراجعه به آرای عمومی و همه‌پرسی در ایران فراهم شود، موارد متعددی را می‌توان فهرست کرد و ضروری‌ترین آن‌ها قانون مجازات اسلامی و احکامی همانند "اعدام" و "قصاص" است و همینطور قوانین مرتبط با حقوق زنان. همچنین اختیارات ریاست‌جمهوری – آنچه که محمد خاتمی در لوایح دوگانه به مجلس ششم ارائه کرد- از دیگر مواردی است که از مجلس شورای اسلامی به سلامت و به نفع شهروندان نگذشته و می‌توان و باید آن‌ها را به رای عموم گذاشت.

اما به نظر می‌رسد مساله مورد نظر حسن روحانی، "سیاست خارجی" و مساله هسته‌ای ایران است. چرا که او در بخش دیگری از سخنانش به صراحت گفته است: "آرمان ما به سانتیرفیوژ وابسته نیست." پیش از این صادق زیباکلام هم از رئیس‌جمهوری خواسته بود که در مسئله هسته‌ای به آرای عمومی مراجعه کند. میرحسین موسوی هم در تیرماه سال ۸۹ برگزاری همه‌پرسی را راه حل مسئله هسته‌ای دانسته بود.

اما حتی اگر فرض را براین بگذاریم که حسن روحانی تصمیم به اجرایی کردن طرح همه‌پرسی هم داشته باشد، راه اجرایی آن دشوار و تقریبا غیرممکن است. نخست آن‌که درخواست مراجعه به آرای عمومی باید به تصویب دو سوم نمایندگان مجلس برسد و در مرحله بعد، براساس نظر تفسیری شورای نگهبان این مصوبه باید به تائید شورای نگهبان برسد.

شهیر شهید ثالث، تحلیلگر سیاسی/ جنگی در راه است

با توجه به شرایط موجود، عمدتا مسئله تحریم ها و کاهش قیمت نفت و مشکلاتی که دولت روحانی سال آینده با آن مواجه خواهد بود، بیشتر نگاه ها از طرح این موضوع متوجه مسئله هسته ای می شود و اینکه احتمالا منظور روحانی همه پرسی در مورد برنامه هسته ایست. از دو زاویه می توان به این مسئله نگاه کرد.

اول، واقعیت این است که مسئله هسته ای به یک موضوع امنیت ملی تبدیل شده، میلیاردها دلار بر روی آن در ساخت و تکمیل نظنز، فردو، و آب سنگین اراک، فراوری اورانیوم اصفهان و غیره سرمایه گذاری شده و مهمتر از همه کشور هزینه هنگفتی از بابت برنامه هسته ای داده است. بنابراین جریان از مرحله ای که ادامه یا توقف برنامه هسته ای به همه پرسی گذاشته شود فراتر رفته است. این را فردی مانند روحانی که نزدیک به ربع قرن در بالاترین دستگاه امنیت ملی کشور، یعنی شورای امنیت ملی، حضور مستمر داشته و امروز ریاست شورا را بر عهده دارد بهتر از هر کس دیگری می داند.

دوم، جنگی در راه است. از آنجا که هر توافقی بین ایران و ۱+۵ در مورد مسئله هسته ای صورت بگیرد بدون شک مورد حمله و هجوم جناح های تندرو، از طریق رسانه هائی مانند فارس و کیهان قرار خواهد گرفت، این احتمال وجود دارد که روحانی در نظر داشته باشد که "رئوس یک توافق احتمالی" را، قبل یا پس از حصول توافق، به همه پرسی بگذارد هر چند که مسئله با پیچیدگی هائی روبرو خواهد بود.

در این صورت هم جناح تندرو دیگر قادر نخواهد بود به نمایندگی از مردم به دولت حمله کند، هم مجلس که باید هر توافقنامه ای با دول خارجی را تصویب کند در مقابل یک عمل انجام شده قرار خواهد گرفت و هم مسئولیت از شانه آیت الله خامنه ای برداشته خواهد شد.

شبیه این جریان را در ماجرای واگذار کردن حل مشکل گروگان ها به مجلس، در زمان آیت الله خمینی شاهد بودیم. اما سئوال مهمی که باقی می ماند این است که، آیا این حرکت با تایید قبلی آیت الله خامنه ای صورت گرفته و یا روحانی راسا در طرح موضوع پیشقدم شده است؟

حق نشر عکس Getty