انتخابات یونان، چالش سیاست ریاضت تا مرگ

حق نشر عکس BBC World Service

نتایج انتخابات یونان که به پیروزی حزب چپگرای سیریزا منجر شد با موجی از واکنش های جهانی بخصوص در حوزه اروپا روبرو شد.

در صفحه "ناظران می گویند" دو سوال را از روزنامه نگاران و تحلیلگران پرسیده‌ایم:

تاثیر نتایج انتخابات یونان بر اتحادیه اروپا چیست؟ این پیروزی می تواند نتایج انتخابات در دیگر کشورهای اروپایی(بخصوص کشورهای درگیر بحران) را هم تحت تاثیر قرار دهد؟

این تحولات چه تاثیری بر یورو(واحد پول اروپایی) می گذارد؟

حق نشر عکس AFP

بدبینی به سیاست نئولیبرالی/ مهرداد درویش پور، استاد جامعه شناسی دانشگاه ملاردالن سوئد

با انتخابات یونان، خوش بینی به پروژه اتحادیه اروپا و سیاست نئولیبرال، همچون قطب نمای آینده و ضامن پیشرفت، صلح و سعادت در عصر جهانی شدن، بیش از پیش خدشه دار شده و جای خود را به نارضایتی و بدبینی فزاینده سپرده است.

بسیاری اتحادیه اروپا را بیشتر پروژه ای برای تمرکز هرچه بیشتر قدرت صاحبان سرمایه و نخبگان سیاسی حاکم می‌دانند که در متن بحران اقتصادی و بیکاری فزاینده پیش رو، بی قدرتی شهروندان، حاشیه نشینی و شکاف فزاینده طبقاتی را در بر داشته است. این ناامنی و نگرانی از آینده، زمینه ساز رشد راست افراطی خارجی ستیز که با نگاهی نوستالژیک، منتقد اتحادیه اروپا و احزاب حاکم هستند، شده است.

اتحادیه اروپا اما به رغم ضربه بر اقتدارش و گسترش شکاف در درون خود، گویا نیازی به نگاه به بیرون و تجدیدنظر جدی در سیاست های خود نمی بیند. انتخابات یونان اما ضریه دیگری بر پیکره این اتحادیه و سیاست های پولی و اقتصادی آن - این بار از سوی چپ - بود که آینده اتحادیه را بیش از پیش نامطمئن کرده است.

رویکرد به چپ در یونان و "نه" به سیاست های اقتصادی اتحایه اروپا که در پی تحمیل هزینه بحران اقتصادی بر گرده مردم یونان بود، اتحادیه اروپا را به عقب رانده و تجدید نظر را ناگزیر کرده است. به نقد، زمزمه پذیرش کاهش بهره و طولانی تر کردن زمان بازپرداخت وام ها آغاز شده. همین به تنهایی به معنای پیروزی مردم یونان در کاهش فشار و رد سیاست ریاضت اقتصادی است.

گرچه زمان نشان خواهد داد این عقب نشینی تا کجا خواهد بود. اتحادیه اروپا اما بیمناک سرایت تجربه یونان به دیگر کشورها به ویژه اروپایی جنوبی است. در پی این انتخابات ارزش یورو آنچنان سقوط کرد که در تاریخ ۱۱ سال گذشته بی نظیر بود و می تواند از این هم بدتر با بحران روبرو شود. این که رای به چپ تا چه اندازه سیاستی تدافعی مردم یونان به قصد جلوگیری از بدتر شدن اوضاع یا سیاست تعرضی برای بهبود شرایط است قابل مکث است.

تروئیکا هنوز عقب ننشسته است/ حبیب حسینی فرد، کارشناس امور بین‌الملل

دولت جدید یونان با قول متقاعد‌کردن کردن بستانکاران به بخشودگی بخشی از بدهی‌های این کشور و نیز ختم سیاست‌های ریاضتی که شرط دریافت وام‌های جدید از تروئیکا (اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین‌المللی پول) است، برنده انتخابات شده است. تروئیکا اما حاضر به عقب‌نشینی بلاواسطه در این زمینه نیست.

چنین عقب‌نشینی‌ به معنای آن خواهد بود که کشورهایی مانند پرتغال و اسپانیا که با صرفه‌جویی و ریاضتی مشابه یونان در تلاش برای غلبه بر بحران مالی‌اند نیز این سیاست‌ها را به این یا آن اندازه کنار بگذارند یا خواهان بخشودگی بخشی از بدهی‌اشان شوند. حتی دولت‌های ایتالیا و فرانسه نیز که برای جلوگیری از کشیده‌شدن به بحران مشابه و در عین حال خروج از رکود اقتصادی با اکراه در حال اصلاحات ریاضتی هستند می‌توانند به یونان تاسی کنند و بر خلاف رویه تا کنونی، با استقراض‌های جدید و پمپاژ پول به اقتصاد خود در صدد رونق آن برآیند.

همه این‌ها به خصوص از نظر عمده‌ترین قدرت اقتصادی حوزه یورو، یعنی آلمان، به نوعی تضعیف مبانی و هنجارهای حوزه یورو خواهد بود که نه تنها خروج این منطقه از بحران و رکود را به تعویق می‌اندازد بلکه کلا قدرت و ثبات یورو را با مشکلات تازه‌ای روبرو می‌کند.

البته عدم تحقق خواست‌های جدید دولت یونان به معنای خروج این کشور از حوزه یورو نخواهد بود، زیرا به لحاظ اقتصادی ضرر و زیان این خروج برای خود یونان در حال حاضر بیشتر است تا برای حوزه یورو، هر چند که چنین خروجی برای اتحادیه اروپا هم از لحاظ سیاسی کم‌پیامد نخواهد بود.

البته در تروئیکا هم این درک و دریافت در حال قوت گرفتن است که سیاست‌های کنونی آنها باعث غلبه محسوس یونان بر بحران مالی‌‌اش نشده و در عین حال فشار و فلاکت اقتصادی بخش چشمگیری از مردم را به ابعادی بی‌سابقه رسانده است. ماحصل فشار دولت یونان و عقب‌نشینی نسبی تروئیکا احتمالا به صورت زمان‌بندی جدید برای بازپرداخت وام‌ها، کاهش نرخ سود وام‌ها و دادن مجوز به دولت آتن برای استقراض جدید جهت تحقق بخشی از شعارهای انتخاباتی‌اش خواهد بود.

حاصل چالش و تعامل یونان و تروئیکا به خصوص اگر به این یا آن میزان به سود یونان تمام شود علاوه بر نکات احتمالی یادشده، بر انتخابات اسپانیا و پرتغال که ظرف ماه‌های آینده برگزار می‌شود هم، بی‌تاثیر نخواهد بود، به خصوص که در این کشورها هم احزاب تازه‌ای در اعتراض به سیاست‌های ریاضتی شکل گرفته‌اند و نفوذشان در حال رشد است.

چالش سیاست ریاضت تا مرگ/علی حاجی قاسمی، مدیر دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه سودرتورن سوئد

پیروزی حزب چپ یونان به افکار عمومی و منتقدین سیاست‌های ریاضتی در کشورهایی که تجربه یونان را از سرگذرانیده‌اند نشان داد که آلترناتیو چپ می‌تواند سیاست "ریاضت تا حد مرگ" را که چند سالی است در اروپا دنبال شده ، به چالش بکشد. از آغاز بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ راهکار اتحادیه اروپا انجام اصلاحات اقتصادی با هدف کاهش کسری بودجه از طریق کاهش شدید امکانات رفاهی بوده است.

اجرای این سیاست در کشورهایی که از اقتصاد و رفاه پایین‌تری برخوردار بوده‌اند شرایط سختی را برای بسیاری از مردم به دنبال داشته است و این در حالی است که کشورهای ثروتمند در شمال اروپا استانداردهای رفاهی خود را حفظ کرده‌اند. در حالیکه اغلب احزاب سنتی، حتی سوسیالیست‌ها، در برابر نسخه سیاست‌های ریاضتی سرفرود آورده‌اند چپ‌های یونان پرچم مقاومت را در برابر آن بلند کرده و می‌گویند که نباید بهای سیاست‌های غلط دولت‌های ناکارآمد و فاسد و یا اشتباه محاسبه بانک‌ها و دیگر وام‌دهندگان اروپایی را مردم عادی پرداخت کنند.

شاید در کوتاه مدت این هدف تحقق پیدا نکند چون احزاب چپ در کشورهایی نظیر اسپانیا، پرتغال یا ایرلند هنوز از اقبال گسترده برخوردار نشده‌اند اما نباید به تاثیرات دومینویی پیروزی چپ‌ها در یونان به سایر کشورها کم بها داد. حزب پودئوس در اسپانیا، که آن نیز به مانند سیریزا ائتلافی از گروهای کوچک‌تر در طیف چپ است، سال گذشته تنها چند ماه پس از تاسیس، در انتخابات پارلمان اروپا هشت درصد آراء را بدست آورد. گفتمان جدید چپ که بر دو محور مبارزه با گسترش بی‌عدالتی و فساد در ساختار سنتنی قدرت تاکید دارند بسرعت می‌تواند در افکار عمومی جای پا پیدا کند و به ماوایی برای ناراضیان تبدیل شود.

درخواست بخشودگی نیمی از بدهی‌های یونان توسط دولت جدید و مخالفت رهبران اتحادیه اروپا با آن آینده یورو را به خطر انداخته است. چنانچه اتحادیه اروپا و یونان در باره این بدهی‌ها به توافق نرسند خروج یونان از اتحاد پولی اجتناب ناپذیر می‌شود. این روند راه را بر دیگر کشورهای عضو که در وضعیتی مشابه بسر می‌برند باز خواهد کرد.

در آن صورت اتحاد پولی محدود به چند کشوری که دارای اقتصادهای نیرومند هستند خواهد شد. شاید این فرایند برای اروپا مطلوب‌ترین باشد زیرا اساسا قرار گرفتن کشورهایی نظیر آلمان و یونان در یک اتحاد پولی از همان ابتدا اقدامی غیرمنطقی بود.

سلب اعتماد جهانیان به یورو/علیرضا جلیلی، استاد اقتصاد در کالج نیوانگلند

حق نشر عکس BBC World Service

دولت جدید یونان وارث بحران ژرفی است که سالهاست در فرایند پیدایش خود بوده است. این دولت، البته، می‌تواند با دست زدن به پاره‌ای اقدامات و اصلاحات تا حدودی از فشار بحران‌ها بر جامعهِ و مردم بکاهد. متاسفانه، اما، علیرغم تمامی‌ حسن نیت‌های احتمالی‌، این دولت در فرو نشاندن بحران، به ویژه در بلند مدت، و تحقق‌ آرمان‌های مردم و نجات جامعه از بحران موفق نخواهد بود.

این ناتوانی ریشه در جامعه یونان و واقعیت‌های حاکم بر آن دارد. برای برون رفت از این بحران، یونان نیاز به راه حل‌های بنیادین و ساختاری در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی‌ دارد. کاری که زمان می‌طلبد و برای هیچ گروهی ساده نیست.

با توجه به اینکه امکان تحقق این دگرگونی‌ها در آینده نزدیک تقریبا صفر است، احتمال موفقیت دولت جدید یونان نیز چیزی در همان حدود است. این انتخابات، و فرایند آن که تعیین کننده آینده یونان می‌باشد، بی‌ تردید تاثیرات عمیقی بر اتحادیه اروپا و به ویژه دیگر اعضای بحران زده و هم چنین سامانه مالی آن‌ خواهد گذارد.

در حال حاضر معدودی از اعضای دیگر اتحادیه اروپا بار سنگین یونان و دیگر اعضای در گیر بحران را بر دوش می‌کشند. تحمل این گرانسنگ، اما، حدی دارد. از این روست که عدم پیروزی سریع دولت جدید یونان، این حد را در هم ریخته و منجر به دگردیسی و شکل گیری جدیدی در جامعه اروپا خواهد شد.

این تحولات، ناگزیر پیامد‌های ناگوار خود را بر جامعه اروپا، به عنوان یک قطب سیاسی- اقتصادی، خواهد داشت. عواقبی که بارز ترینشان سلب اعتماد جهانیان به یورو و به طور کلی‌ به سیستم سیاسی‌اقتصادی اروپا به عنوانه یک بدیل قابل اتکأ خواهد بود.

چپ هایی که جدی گرفته نمی شوند/مسعود ظریفی، تحلیلگر سیاسی

پیروزی سیریزا در انتخابات یونان و تشکیل دولتی با سیاست‌های ضد ریاضت اقتصادی در این کشور البته غیر منتظره نبود. یونان مهمترین قربانی سیاست‌های مالی اتحادیه اروپا بوده‌است. کشوری که در گذشته نه چندان دور اقتصادی کوچک اما کم بحران داشت٬ با تشکیل حوزه پولی یورو این کشور با هجوم سرمایه گذاری‌های اقتصادهای قویتر اروپا مواجه شد. پس از بحران سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹ این سرمایه‌های سرازیر شده به یونان به خانه‌شان بازگشتند و اقتصاد یونان را با بزرگترین بحران دوران اخیرش تنها گذاشتند.

از آن زمان تا کنون اتحادیه اروپا می‌گوید یونانی‌ها پولهایی را خرج کرده‌اند که نداشتند و به همین خاطر باید کمربند‌ها را سفت کنند. اتحادیه اروپا از آن زمان تاکنون بر طبل ریاضت اقتصادی کوبیده است.

بحران یونان نشانه تضادی درونی در هویت اتحادیه اروپاست. از یک طرف همگرایی سیاسی نوید اروپایی را می‌داد که قرار است یک پارچه‌تر شود. از طرف دیگر یورو٬ پول واحد اروپایی باعث واگرایی و نفرت در این قاره شده‌است. بانک مرکزی هر کشوری مهمترین ابزار دولت آن کشور برای اعمال سیاست‌های پولی یا مالی است. بانک مرکزی بدون دولت مرکزی عملا منجر می‌شود که دولت‌های قویتر سیاست‌هایی را در حوزه مالی دیکته کنند که تنها منفعت خودشان را در تامین می‌کند. این دوگانگی پس از بحران ۲۰۰۸ خود را هر روز بیشتر و بیشتر نشان داده‌است. امروز یونان رشد ٪۲۵- دارد و از هر دو جوانش یکی بیکار است.

تا اینکه بالاخره در انتخابات اخیر٬ یونان با انتخاب سیریزا به اتحادیه اروپا اعلام جنگ داد. این یک جنگ واقعی خواهد بود. مهمترین نشانه‌اش این است که دو طرف جنگ سعی می‌کنند نشان دهند همه چیز عادی است. برخلاف آنچه رسانه‌های جریان اصلی غربی می‌نویسند٬ سیریزا می‌تواند (البته نه به آسانی) یونان را از بحران رها کند. آنچه می‌تواند مانع سیریزا شود مشکلات سیاسی و بحران‌های اقتصادی با انگیزه‌ سیاسی است.

بدون شک پیروزی یونان می‌تواند پیام منفی بزرگی برای اسپانیا٬ پرتغال٬ ایرلند و حتی ایتالیا باشد. بنابرین اتحادیه اروپا (و مشخصا آلمان) نمی‌تواند در مقابل آن سکوت کند. آنها خواهند گفت که یونان از زیر بار تعهداتش شانه خالی کرده تا بتوانند برای بحران زایی شان بهانه بیابند. باید منتظر ماند و دید در زورآزمایی احزاب جوان کشورهای جنوب اروپا با قدرت‌های سنتی اروپا کدامیک پیروز می‌شوند. بدون شک پیروزی دومی نتیجه‌ای جز عمیقتر شدن بحران و گسترش آن ندارد.

شکست سیریزا و قدرت گرفتن راست‌های افراطی‌/امید منتظری، روزنامه نگار

در پایان سال ۲۰۱۴ صندوق بین المللی پول اعلام کرد سیاست‌های ریاضتی‌ که سال ۲۰۱۰ برای اروپا و آمریکا تجویز کرده بود، به تعمیق بحران اقتصادی‌ سال ۲۰۰۸ انجامیده است.

این اعلام زمانی صورت گرفت که دیگر پیروزی آتی حزب "سیریزا" در انتخابات یونان، امری غیر منتظره تلقی نمی‌‌شد.

به همین معنا، روی کار آمدن سیریزا به نحوی شکست سیاست اقتصادی‌ بود که دو بدیل را در برابر مردم یونان گذاشته بود: چپ‌های رادیکال "سیریزا" یا حزب راست افراطی‌ "طلوع طلایی".

این سرنوشتی‌ است که به نحوی بسیاری دیگر از کشورهای اتحادیه اروپا نیز با رشد تصاعدی راست‌های افراطی، پیش روی خود دارند.

با این حال تا چندی پیش رسانه‌های جریان غالب، چپ رادیکال و راست افراطی را در یک خانواده‌ قرار داده و هر دو را خطری برای فروپاشی اتحادیه اروپا قلمداد کردند.

این در حالی است که الکسیس سیپراس، رهبر سیریزا، افقی تازه را پیش روی اتحادیه اروپا گذاشت: اتحادیه اروپایی با سیاست‌های غیر ریاضتی.

این گفتار چپ از تصویر اروپایی که تحت سلطه تروئیکا (اتحادیه اروپا، صندوق بین‌المللی پول و بانک مرکزی اروپا) تنها به اتحادی مالی فروکاسته شده بود، آشنایی‌زدایی کرد. و در برابر، از اتحادیه اروپایی سخن گفت که بدون سیاست‌های مالی انقباضی خدمات اجتماعی را محدود نمی‌کند، درون خود مرکز و حاشیه نمی‌سازد، پذیرای مهاجران است، در اوج بی‌کاری فرصت‌های شغلی ایجاد می‌کند و غیره.

اما این چرخش به چپ را نمی‌توان صرف صندوق‌های رأی و سیاست‌های کلان مقطعی دانست. بلکه ظهور سیریزا برآیند اعتراض به نابرابری‌ و تبعیض‌هایی بود که در ادامه جنبش اجتماعی میدان سینتاگما(Syntagma) در سال ۲۰۱۱ شکل گرفت.

اکنون هماهنگونه که پس از ناکامی سوسیالیست‌ها در فرانسه شانس جبهه ملی (به رهبری ماری لوپن) برای کسب قدرت افزایش یافته است، شکست تجربه سیریزا نیز می‌تواند زمینه‌ساز خبر بدی باشد: قدرت گرفتن راست‌های افراطی‌ و فروپاشی اتحادیه اروپا.

بحران یورو هنوز آعاز نشده است/ یاسمین میظر،معاون سردبیر نشریه کریتیک در دانشگاه گلاسگو

انتخابات یونان در کوتاه مدت تاثیری بر اقتصاد اروپا نخواهد گذشت. اما این انتخابات از نظر سیاسی اهمیت دارد چون اولین پیروزی نیروهای مخالف ریاضت اقتصادی است. حتی اگر دولت جدید یونان در چند ماه آینده موفقیتهای محدودی داشته باشد شکی نیست که نیروهای مخالف ریاضت اقتصادی در دیگر کشورهای اروپائی خواهند کوشید پیروزی سیریزا را تکرار کنند.

در کوتاه مدت این تغییر و تحولات تاثیری بر یورو نخواهد داشت. پایین آمدن نرخ یورو این هفته ناشی‌ از سیاست‌های اخیر بانک مرکزی اروپا بود و ربطی به انتخابات یونان نداشت. اما اگر اسپانیا یا ایتالیا با اقتصادی گسترده تر از یونان راه مشابهی بروند یورو با بحران روبرو خواهد شد.

حق نشر عکس AP