مذاکرات اتمی، آنجا جام زهر اینجا مهر تایید ملت

حق نشر عکس BBC World Service

مذاکرات اتمی ایران و کشورهای پنج به علاوه بر یک در حالی ادامه ادامه دارد که در روزهای گذشته رهبران دو کشور، آیت الله خامنه ای و باراک اوباما درباره آن موضع گیری کردند. به گفته آقای اوباما "موضوع توافق هسته ای با ایران دیگر فنی نیست، بلکه به اراده سیاسی بستگی دارد". پیش از آن آیت الله خامنه ای با بیان اینکه مذاکرات "نباید به ضرر منافع ملی ایران و موجب تحقیر باشد" گفته بود که "اگر توافق می کنند، جزئیات و کلیات را در یک جلسه واحد تمام بکنند و امضاء بکنند."

تعدادی از کارشناسان و روزنامه نگاران نظرات خود درباره روند فعلی مذاکرات اتمی را برای صفحه "ناظران می گویند" نوشته‌اند:

حق نشر عکس AFP

آنجا جام زهر، اینجا مُهر تایید ملت/ سعید برزین، تحلیلگر سیاسی

توافقنامه احتمالی هسته‌ای را میتوان با پذیرش قطعنامه جنگ ایران و عراق، که با جام زهر درهم آمیخت، مقایسه کرد. این مقایسه نشان میدهد که اکنون چشم و گوش و حواس نظام سیاسی هوشیارتر و بیدارتر عمل کرده و میخواهد قبل از اینکه کار به جام زهر برسد غائله را پایان دهد.

مقایسه نشان میدهد در دوران پایانی جنگ، تندروها فریب بلندپروازی خود را خوردند و حاضر به تغییر مواضعشان نشدند. اما در پرونده هسته‌ای حسن روحانی و بخشی از نظام سیاسی که خواستار تغییر بودند اوضاع را دردست گرفتند. نشان هوشیاری است که اعتدالیون و اصلاح‌طلبان در انتخابات ۹۲ زیرکانه اتحاد کردند و تغییر سیاسی هسته‌ای را در دستور کار گذاشتند و سعید جلیلی، مذاکره کننده سازش‌ناپذیر، را منزوی ساختند.

به همین خاطر، ترک مخاصمه جنگ با ترک مخاصمه هسته‌ای فرق دارد. اولی "قبول" قطعنامه تحمیلی کشورهای قدرتمند بود و دومی "به نتیجه رساندن مذاکره" با همان قدرتها. اولی "پذیرش" ناگریز شکست نظامی و توجیه سرافکندگی بود و دومی مذاکره و معامله براساس منافع.

درمورد علل قضایا هم میتوان تحریم را با شکست نظامی (چون پیش‌آمدن قوای بعث وحمله مجاهدین به کرمانشاه) مقایسه کرد. اما آنجا اوضاع به ضعف حکومت انجامید ولی در قضیه هسته‌ای رفتار عاقلانه‌تر نظام (با روی کارآمدن روحانی و شکست تندروها) و همچنین وحشت جهان از اوضاع خاورمیانه و ظهور داعش فرصت‌‌های جدیدی برای تهران به ارمغان آورد.

به اضافه، قطعنامه ۵۹۸ منفعتی برای ایران در نظر نگرفت درحالیکه توافق هسته‌ای حق غنی‌سازی را برسمیت میشناسد.

درافکار عمومی نیز دو صحنه متفاوتند. صحنه آخر جنگ سرافکندگی بهمراه داشت. اما صحنه پایانی هسته‌ای را مردم در سال ۹۲ مشتاقانه ورق زدند و به نامزدی رای دادند که میخواست سیاست هسته‌ای را تغییر دهد.

بازنده‌ها همیشه دنبال شریک می گردند/ رضا حقیقت نژاد، روزنامه نگار

رهبران ايران و آمريكا، اكنون تقريبا همانگونه با هم حرف می زنند كه تندروهای دو كشور می خواهند. همديگر را متهم به استيصال، فقدان اراده سياسی، عدم صداقت و شفافيت می كنند و منتظر تصميم گيری يكديگر برای پيشرفت مانده اند. اين رويكرد نوعی عقب گرد نگران كننده است كه متاثر از افزايش قدرت مانور و تاثيرگذاری مخالفان توافق هسته ای برای تغيير روند كند ولی رو به پيشرفت مذاكرات ارزيابی می شود.

در نگاه اول، اتفاق عجيبی رخ نداده، اسب ها معمولا در سربالايی يكديگر را گاز می گيرند، به خصوص وقتی راه طولانی، بار سنگين و سواركار عجول و شلاق به دست، چيزی از حقوق حيوانات نمی داند. با اين حال، پنجه بر صورت كشيدن دو طرف، ريشه های عميق تری داشته و به پيچيدگی های ساختار سياسی دو كشور و ناتوانی اجرايی روسای جمهور برای پاسخ دادن به انتظارات موجود و فقدان شخصيت و پشتوانه سياسی قوی برای گرفتن تصميم بزرگ باز می گردد.

كارآمدی سياسی دولت روحانی و موفقيت سياست خارجی اوباما و حتی آينده جريان های سياسی وابسته، به نحو چشم گيری به ضريب موفقيت اين معامله بزرگ گره خورده است. معامله ای كه هر دو در عرصه سياست داخلی، بسيار خرجش كرده اند و در ساير حوزه ها نيز خرج كلانی روی دست شان گذاشته است.

آنها نمی خواهند اين فرصت تاريخی را از دست بدهند ولی مواظب هستند پس از شكست احتمالی، ديوار كوتاه ماجرا نباشند. از اين منظر خشم آنها، بخشی از يك ديپلماسی عمومی و رسانه ای سابقه دار برای "مقصر نمايی" نيز است، بازنده ها هميشه دنبال شريك می گردند.

مذاکرات در وقت اضافی/حسین رسام؛ تحلیلگر سیاسی

می‌گویند نیمه دوم در فوتبال نیمه مربیان است، ولی در وقت اضافه است که تاکتیک‌های جسورانه و ترفندهای روانی به اوج خود می‌رسند. در دنیای سیاست بین‌الملل نیمه دوم مذاکرات زمان تصمیمات راهبردی رهبران سیاسی است.

مذاکرات هسته‌ای بین ایران و شش قدرت جهانی به وقت اضافه کشیده شده و شاهد اوج‌ گیری تاکتیک‌های روانی و ترفند‌های جسورانه‌ایم. آن‌چه بیش از پیش به حیرت و اضطراب تماشاگران، که ما باشیم، دامن می‌زند دور بودن بخشی از صحنه بازی از میدان دید ماست. و آن چه به نظر ما یک کنش تازه می‌آید چه بسا واکنشی است به اتفاقی که خارج از دید ما اتفاق افتاده و بالعکس.

نمونه آن هم واکنش رهبر جمهوری اسلامی به نتایج مذاکرات مونیخ بود و نه چنان که به نظر رسید کنشی از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، و یا واکنش کنگره در ماه گذشته به کنش افزایش احتمال دستیابی به توافق سیاسی.

مهمترین نکته دربره پرونده هسته‌ای این است که دیده‌ایم در دو سو رهبران اراده سیاسی برای به پایان رساندن موفقیت‌آمیز این کشاکش را دارند و سخنان روزهای گذشته رهبر جمهوری اسلامی و به یادآوری قطعنامه ۵۹۸ و یا رویارویی رئیس جمهور امریکا با کنگره نشانه‌هایی از آن اراده بود.

مناقشه هسته‌ای ایران نمی‌تواند به ثمر نرسد، چه پیش از ضرب‌الاجل باشد و چه پس از آن. آن چه که باید به انتظار نشست و دید تناسب بین انتظارات و دستاوردهای هر طرف است. امروز، برای ایران مهمتر از حفظ حداکثری تعداد سانتریفوژها و توان غنی‌سازی دو چیز است: به حداقل رساندن تحریم‌ها و هرچه کوتاه‌تر کردن دوره نظارت سختگیرانه بر برنامه هسته‌ای و گرنه همان نتیجه‌ای را شاهد خواهیم بود که رهبر انقلاب ایران اسمش را تحقیر گذاشته است.

از آن سو، پذیرش انتظارات ایران از سوی غرب به معنی پایان مهار جمهوری اسلامی است و آغاز کابوسی دیگر برای غرب. برون‌داد پرونده هسته‌ای هر چه که باشد تاثیر بزرگی بر تحولات خاورمیانه و جهان خواهد داشت.

تغییر لحن رهبران دو کشور/ علی اصغر رمضانپور، تحلیلگر سیاسی

لحن سخن گفتن رهبران ایران و امریکا در هفته های اخیر به گونه ای تغییر کرده است که این فرضیه را مطرحه می کند که امید دوطرف به رسیدن به توافق افزایش یافته و در حال آماده کردن زمینه برای این توافق هستند.

علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی برای نخستین بار لحن تند نسبت به رهبران امریکا را کنار گذاشته و در کنار انتقادهایی که هنوز هم تکرار می شود برای نخستین بار از نوعی موافقت با باراک اوباما رییس جمهوری امریکا سخن گفته است. او همچنین این بار خواسته های خود را صریح تر و دقیق تر بیان کرده است و به موضع گروه مذاکره کننده ایرانی و حسن روحانی رییس جمهوری نیز با دقت بیشتر اشاره کرده است.

در پوشش خبری سخنان اخیر آقای خامنه ای در ترجمه انگلیسی که در سایت او گذاشته شده این تغییر لحن بیشتر دیده می شود. اما در عین حال طرفین همچنان محتاطانه در سخنان خود احتمال به توافق نرسیدن را در نظر می گیرند که به هر حال در فضای واقعی سیاست احتیاطی قابل درک است. احتیاطی که در شرایط چانه زنی دو طرف تا ثانیه آخر طبیعی به نظر می رسد.

افزون بر نوع سخن گفتن رهبران، استراتژی تبلیغاتی حکومت ایران نیز به سمت نشان دادن حضور مستقیم رهبر جمهوری اسلامی در مذاکرات و اهمیت ابتکار عمل او دگرگون شده است و بعید است که این دگرگونی بدون اعتقاد به افزایش احتمال توافق در میان گردانندگان سیستم تبلیغاتی ایران رخ داده باشد.

قرینه دیگر این تحول نزدیک شدن لحن سخن گفتن اصولگرایان و چهره های نزدیک به آقای خامنه ای با طرز سخن گفتن رسمی دولت است.

عقبگرد در مذاکرات/ سیامک قادری، تحلیلگر سیاسی

شاید بشود گفت دو اظهار نظر اخیر رهبر و ریاست جمهوری، مهمترین تحول عمده در مذاکرات جامع ایران و ۵+ ۱ بود که برخلاف کسانیکه از آن به عنوان یک تحول مثبت یاد می کنند، یک عقب رفت با نشانه های جدی است.

مفهوم مذاکرات، آنگونه که تیم مذاکره ایرانی به آن باورد دارد، جستجوی هر راهی برای دست یافتن به درصدی از منافعی است که مذاکره برای آن طراحی شده است.

با توجه به ساخت قدرت در ایران، حجم بزرگی از انتقادات نسبت به دولت که از انتقاد به جزییات نحوه مذاکره تا انتقاد به جزیی ترین امور اجرایی در دولت را از سوی نمایندگان مستقیم رهبری و نمایندگان غیر رسمی او را در بر می گیرد، نشانه دامن کشیدن از عوارض منفی هر گونه توافق ارزیابی می شود.

رهبری با مختصات ترسیم کرده برای مذاکره کنندگان در آخرین سخنانش، به نوعی نارضایتی خود را از دستاوردها و چشم اندازهای هر گونه توافق عیان کرده و آماده کنار کشیدن از نتایج سیاست هایی است که خود آغاز کننده آن بوده است.

نظیر این عقب نشینی را پیشتر در بزنگاههای حساس از جمله حمایت کامل از محمود احمدی نژاد دیده ایم و فراموش نکرده ایم که در گرماگرم درگیری های انتخاباتی آقای خامنه ای صراحتا دیدگاههای احمدی نژاد را به خود نزدیک تر از هاشمی رفسنجانی اعلام کرد و در نهایت آن برخورد را با رییس جمهور مورد حمایت خود داشت.

شاید مکمل این تحلیل بدبینانه سخنان رییس جمهوری باشد که وضعیت فعلی در مذاکرات را به دوران جنگ تشبیه کرده و تلاش دیپلماتیک مذاکره کنندگان ایرانی را چون رزمندگان آن دوران، برای دفاع از استقلال ارزیابی کرده و سپس گلایه مندانه از خیانت پشت جبهه در دوران کنونی می گوید.

توافق بد یا باز گشت به روز اول / شاهد علوی؛ روزنامه نگار

با توجه به گفته باراک اوباما دال بر اینکه ۱+۵ توافقی را پیشنهاد کرده‌ و ایران باید اراده سیاسی برای تصمیم‌گیری درباره آن داشته باشد و و تاکید حسن روحانی بر اینکه ایران درباره مسائل هسته‌ای گام‌های لازم را برداشته و حالا نوبت طرف مقابل است که گام بعدی را بردارد، احتمالا ابتدا باید بپرسیم که آیا مذاکرات هسته‌ای به بن‌بست رسیده است؟

به نظر می‌رسد توقع بسیار متفاوت طرفین از نتایج این مذاکرات و عدم وجود اراده سیاسی برای اخذ تصمیمات دشوار، مذاکرات را به بن‌بست رسانده است. ایران خواهان رفع فوری همه تحریم‌ها و ادامه برنامه‌های هسته‌ای و فعال نگه داشتن تاسیسات خود است و در طرف مقابل، ١+٥ (به طور مشخص امریکا و سه کشور غربی) خواهان توقف فوری برنامه‌های هسته‌ای و کنترل همه جانبه برنامه اتمی ایران و لغو تدریجی تحریم‌ها متناسب با اقدامات اعتماد ساز ایران هستند.

اما این بن‌بست ناشی از چیست؟ در حالی‌که ترس غرب از تمایل حکومت ایدئولوژیک غیر قابل پیش‌بینی ایران برای دست‌یابی به سلاح هسته‌ای و به هم خوردن توازن نظامی در منطقه موجب اصرار آن‌ها برای تغییر اساسی در برنامه‌های هسته‌ای ایران شده است، چرا ایران بر ادامه برنامه هسته‌ای پرهزینه و بسیار پر دردسر خود اصرار می‌ورزد؟ آیا چنان‌چه از برخی نشانه‌ها برمی‌آید، حکومت ایران واقعا به دنبال سلاح هسته‌ای نیست؟ سلاحی که به نظر آن‌ها و متاثر از الگوی کره شمالی، می‌تواند امنیت و دوام نظام حاکم را تضمین ‌کند.

با این اوصاف؛ به نظر می‌رسد توافق جامع هسته‌ای چنان‌که از سویی غرب را راضی کند و از سویی دیگر بار تحریم‌ها را از روی دوش ایران بردارد، همان توافق بدی است که رهبر ایران پیشاپیش پذیرش آن توسط ایران را غیر ممکن اعلام کرده است. این یعنی بازگشت همه چیز به روز نخست دور جدید مذاکرات در حالیکه دیگر مذاکره ای در کار نیست. بدترین اتفاقی که مردم ایران می‌توانند انتظارش را داشته باشند.

شرایط منطقه ای به نفع ایران/ حمید مافی، روزنامه نگار

ایران و یا حداقل بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، از طولانی شدن روند مذاکرات هسته‌ای ناراضی است و خواستار توافق سریع‌تر و جامع است. شرایط منطقه‌ای هم به نفع ایران است. بحران ادامه‌دار سوریه، ظهور داعش، بی‌ثباتی در عراق، تنش میان دولت اردوغان و غرب و بازی نفتی عربستان سعودی، غرب را بیش از گذشته نگران کرده است.

در نگاه خوش‎بینانه؛ این وضعیت سبب شده که ستاره بخت به ایران رو کند. ایران امیدوار است که در این فضا بتواند امتیازهای لازم را به‌دست آورد. تاکید رهبر جمهوری اسلامی بر توافق یک مرحله‌ای و تغییر لحن او در حمایت از توافق جامع و تعلیق برخی از فعالیت‌های هسته‌ای، می‌تواند بیانگر نگرانی آقای خامنه‌ای از تغییر شرایط منطقه‌ای و از دست رفتن برگ‌های بازی باشد.

دولت جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته و از محل تحریم‌ها متضرر زیان‌های فراوانی شده است. اگرچه مقام‌های دولتی در ایران اثرگذاری تحریم‌ها را انکار می‌کنند، اما خواسته اصلی ایران در شرایط فعلی، لغو تحریم‌های اقتصادی است. مساله‌ای که به سرعت و بنا برخواست ایران امکان‌پذیر نخواهد بود.

آنچه که در شرایط فعلی محتمل به‌نظر می‎رسد، عدم بازگشت به مرحله پیش از توافق‌نامه ژنو است. اگرچه در هر دو سو نیروهای تندرو برای شکست مذاکرات تلاش می‌کنند، اما به‌نظر می‌رسد که ایران و امریکا بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر نیاز دارند و هیچ‎کدام نمی‎خواهند فرصت را از دست بدهند.