از حاشیه به متن: سریالی که صدای همه را درآورد

حق نشر عکس BBC World Service

جنجال‌های اخیر در مورد سریال تلویزیونی "در حاشیه" در ایران بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که چرا گروهی از مردم این کشور نگاه مثبتی به پزشکان ندارند و فکر می‌کنند این سریال حرف دل آنها را می‌زند. اما چرا چنین دیدگاهی در برخی از مردم شکل گرفته است؟

جامعه‌ای که تمامی اعضای آن فقیر باشند از جامعه‌ای که تنها بخش کوچکی از آن دارا باشند، پایدارتر است. بخشی از رفتاری که با پزشکان می‌شود، ریشه در این باور دارد که پزشکان بالقوه و در مواردی بالفعل جزو آن دسته خوشبخت هستند.

حمله به اغنیا یک مکانیزم روانی دفاعی برای جامعه‌ای است که ثروتمند بودن معادل خلافکار بودن است و فقر فضیلت شمرده می‌شود. فارغ از اینکه میلیاردر بالفعل، دقیقه ای چند ملیون برای تیتراژ و پشت صحنه می‌گیرد، حمله به ملیونرهای بالقوه تقریبا همیشه جواب می‌دهد.

بخش دیگری از واکنش‌ها ناشی از توقعات غیر عملی از تیم درمان است. توقعاتی که قسمت اعظم آن را رسانه‌ها شکل می‌‌دهند. سریال‌های رسانه ملی، تقریبا همگی حداقل یک سکانس بیمارستان دارند. سکانس‌هایی که هیچ ارتباطی با واقعیت موجود ندارند. احیای قلبی عروقی به شوک از روی لباس تبدیل می‌شود، همراه بیمار همیشه در آی.سی.یو مشغول تسبیح انداختن است، اورژانسی که ساکت و خلوت است و در نهایت پزشکی که فاقد زندگی شخصی است.

تصویری که از بیمارستان بر اساس سریال های تلویزیونی ایجاد می‌شود همانقدر به واقعیت نزدیک است که حق داشتن وکیل در کلانتری‌های ایران. آیتم ثابت هفتگی مسئله زیر میزی جراحان است، خبرنگارانی که به شکار پزشکان می‌روند، برنامه‌های تحلیلی که بیش از ۸۰ هزار پزشک عمومی را نادیده می‌گیرند و درآمد صدک ۱ جامعه متخصصان را به جای میانگین درآمد کل پزشکان نشان می‌دهند، همگی مجموعه تصاویری را از تیم درمان در ذهن مخاطب شکل می‌دهند که او را قانع می کند که برای گرفتن حقش به پزشک مراجعه می‌کند و نه درمان دردش.

بخش دیگر مربوط به خشم مردم از تیم درمان است. خشمی که یک عکس المعل طبیعی در مقابل رنج بیماری است. بیماری یک استرس است و هر استرسی درجاتی از خشم را به دنبال دارد. دم دست‌ترین فرد برای تخلیه این خشم، پزشک است. اگر یک بیمار سلامتی اش را باز نیابد می‌تواند ده‌ها دلیل داشته باشد که فقط یکی از آنها پزشک است. دیر رسیدن آمبولانس، نبود تخت خالی بیمارستان، گرانی دارو، بیمه ناکارامد همه به پای پزشک نوشته می‌شود.

حق نشر عکس ds
Image caption تصویری که از بیمارستان بر اساس سریال های تلویزیونی ایجاد می‌شود همانقدر به واقعیت نزدیک است که حق داشتن وکیل در کلانتری‌های ایران. آیتم ثابت هفتگی مسئله زیر میزی جراحان است

بخش دیگر مربوط به واکنش پزشکان به این مسائل است. از دل‌نوشته‌های پزشکان جوان تا بیانیه‌های روسا، جوابی که تقریبا همیشه جامعه پزشکی می‌دهد این است که پزشکان آنقدرها هم که گفته می‌شود مرفه نیستند. گروهی دیگر استدلال می‌کنند، از آنجایی که یک ‌عمر از همه چی محروم بوده‌اند و فقط درس خوانده‌اند، حالا حق دارند که درآمد خوبی داشته باشند. یکی از سویی که از چشمش رفته‌ می‌گوید، دیگری حجم کتاب‌هایش را به رخ می‌کشد، یکی از طرح در ناکجا آباد می‌نالد و دیگری از ورود در ۳۵ سالگی به بازار کاری که اشباع شده است. غافل از اینکه مردم دردسرهای یک پزشک طرحی یا دستیار را یا باور نخواهند کرد، حتی اگر باور کنند به آن اهمیت نمی‌دهند.

جامعه تصویرش از پزشک، به عنوان فردی خوش پوش که تعطیلاتش را در سواحل جنوب فرانسه می‌گذراند با چیز دیگری عوض نخواهد کرد، اگر به دکتری که درگیر اقساط پرایدش است مراجعه می‌کند از سر بی‌پولی است، وگرنه به یک "دکتر حسابی" مراجعه می‎کرد. استدلال دوم هم پایش چوبین است زیرا سختی کشیدن هیچ حقی برای درآمد بالا به وجود نمی‌آورد.

درست یا غلط، شرایط به گونه‌ای رقم خورده که عموم مردم نسبت به جامعه پزشکی دید خوبی ندارند، و این وظیفه جامعه پزشکی است که آب رفته را به جوی بازگرداند.

قدم اول پذیرفتن مشکل، به جای پاک کردن صورت مسئله است. جامعه پزشکی باید قبول کند که همکاران خلافکار هم دارد. کافی است نگاهی به خودتان و اطرافتان بیندازید. چه تعداد از شما یا دوستانتان با سهمیه جای کسی دیگری را روی صندلی‌های دانشگاه گرفتید؟ چه تعداد استاد بیمارستانی کم‌سواد می‌شناسید؟ چه میزان خطا و قصور در سایر همکاران دیده‌اید؟ تقلب آشکار سال ۸۴ و ۸۸ امتحان دستیاری یادمان رفت؟ همکاران پزشکی که سوال خریدند، رتبه خریدند را یادمان رفت؟ نظام پزشکی حدود ۱۸۰ هزار شماره صادر کرده است. در چنین جامعه آماری بزرگی، قطعا همه جور آدم پیدا می‌شود و اگر کسی خطاکار بودن پزشکی را متذکر شد، بدین معنا نیست که همه پزشکان خطاکارند.

______________________________________________

مقصر سیستمی است که پزشکی را به مثابه صنعتی پولساز و بیمار را بعنوان مشتری معرفی می‌کند. مقصر سیستمی است که به جای اصلاح مکانیسم پرداخت و قطع ارتباط مالی بین بیمار و تیم درمان- یکی از عوامل اصلی وضعیت فعلی- پشت داستان کهنه تعرفه پایین و مقایسه‌های نادرست با سایر کشورها پنهان شده است.

______________________________________________

به جای دفاع احساسی، به شناسایی و اصلاح مقصر اصلی بپردازیم. مقصر اصلی در آنچه رخ داده پزشکان نیستند. گناه اصلی بر گردن سیستمی است که تعدادی از جوانان این کشور را در موقعیتی قرار می‌دهد که اشتباه کنند، بی‌اخلاق شوند و در نهایت مغضوب جامعه. سیستمی که جوان با استعداد ۱۸ ساله را تحویل می‌گیرد و کاسب خسته ۳۵ ساله تحویل می‌دهد.

وقتی ۷ سال استعدادش در نظام کهنه و رابطه سالار آموزش پزشکی از بین می‌رود، وقتی اعتمادش به جامعه با رسوایی‌های امتحان دستیاری خدشه‌دار می‌شود، وقتی غرورش در سیستم شبه برده‌داری آموزش دستیاری شکسته می‌شود، وقتی برای همان ۷۰۰ هزار تومن حقوق دستیاری باید منت حسابدار بیمارستان را بکشد، وقتی هر سهم بیمارستان به طور متوسط یک میلیارد تومان معامله می‌شود، وقتی برای عقب نماندن از زندگی مجبور می شود شب‌های متوالی نخوابد، دیگر از او توقع رفتاری حکیمانه نمی‌توان داشت. مقصر سیستمی است که پزشکی را به مثابه صنعتی پولساز و بیمار را بعنوان مشتری معرفی می‌کند. مقصر سیستمی است که به جای اصلاح مکانیسم پرداخت و قطع ارتباط مالی بین بیمار و تیم درمان- یکی از عوامل اصلی وضعیت فعلی- پشت داستان کهنه تعرفه پایین و مقایسه‌های نادرست با سایر کشورها پنهان شده است.

در مرحله بعد، توقع جامعه از پزشک باید به توانایی‌های واقعی این حرفه نزدیک شود. پزشکان مقدس نیستند، هیچ کسی مقدس نیست. احترام مردم، نه از عنوان پزشک که از نوع رفتار پزشکان با مراجعه‌کنندگان شکل گرفته است. باید آن قیافه معصوم را کنار بگذاریم و صادقانه اعلام کنیم که صرفا یک صنف هستیم فاقد هرگونه توانایی معجزه. پزشکی شغلی است مثل سایر مشاغل با تخصص شاید بیشتر که محل درآمدش از تلاش برای مداوای بیماران است. شرح وظایف و توانایی‌های محدودی هم دارد که در میان آنها فداکاری، کار برای رضای خدا و درمان تضمینی ذکر نشده است.

یادآوری کنیم که ملاک خوب بودن یک پزشک مبلغی که دریافت می‌کند نیست، بلکه تابعی است از کاری که در ازای آن مبلغ انجام می دهد. اعلام کنیم که پزشکان هم مثل سایر انسان‌ها دوست دارند زندگی مرفهی داشته باشند. اعلام کنیم که پزشکان در ساعاتی از شبانه روز که به طبابت مشغول نیستند، اجازه دارند برج‌سازی کنند، ماشین خرید و فروش کنند، قیمت دلار را پیگیری کنند و یا هر کار دیگری را انجام بدهند که فکر می‌کنند باعث رفاهشان خواهد شد.

_____________________________________________

سازمان نظام پزشکی به جای جمع آوری سروقت حق عضویت، به فکر اصلاح فساد درون سازمانی باشد. وقتی فقط در محدوده نه چندان وسیع شهرک غرب تهران، به حداقل ۵ بیمارستان خصوصی عمومی (جنرال) با فاصله حدود ۳ دقیقه از یکدیگر مجوز داده می‌شود، در حالیکه شرق و جنوب تهران و بسیاری از نقاط دیگر کشور از کمبود امکانات رنج می‌برند، وقتی در میان سهامداران اصلی این مراکز نام اعضای همیشه ثابت نظام پزشکی دیده می‌شود، دیگر چنین سازمانی فاقد اعتبار اخلاقی لازم برای حرفه‌ای است که نام ابن سینا را یدک می‌کشد.

____________________________________________

سازمان نظام پزشکی بهتر است به جای جمع آوری سروقت حق عضویت، به فکر اصلاح فساد درون سازمانی باشد. وقتی فقط در محدوده نه چندان وسیع شهرک غرب تهران، به حداقل ۵ بیمارستان خصوصی عمومی (جنرال) با فاصله حدود ۳ دقیقه از یکدیگر مجوز داده می‌شود، در حالیکه شرق و جنوب تهران و بسیاری از نقاط دیگر کشور از کمبود امکانات رنج می‌برند، وقتی در میان سهامداران اصلی این مراکز نام اعضای همیشه ثابت نظام پزشکی دیده می‌شود، دیگر چنین سازمانی فاقد اعتبار اخلاقی لازم برای حرفه‌ای است که نام ابن سینا را یدک می‌کشد.

سازمان نظام پزشکی بهتر است به جای اعتراض به سریال در حاشیه، فکری برای برنامه‌های سلامت رسانه ملی بکند، تا به جای پخش برنامه‌های تبلیغاتی تحت لوای برنامه‌های پرسش و پاسخ کاملاً تخصصی و گمراه‌کننده، به مردم اطلاعات ساده اما به درد بخور بدهد و عامه فهم بدهد.

و در نهایت، علیرغم به رسمیت شمردن حق اعتراض برای پزشکان مثل هر گروه دیگر، سریال در حاشیه فقط جرقه‌ای بود تا حجم مشکلات را نشان دهد. ممکن است باقی مانده اعتماد مردم به تیم درمان با پخش این سریال از بین رفت و در آینده شاید شاهد افزایش درگیری بین بیمار و تیم درمان و افزایش مطالبات غیر معقول بیماران باشیم، اما جلوی پخش این سریال را گرفتن دردی را دوا نمی‌کند. در کنار تغییرات ساختاری نظام سلامت، شاید به جای پاسخ به "در حاشیه"، نمایش "متن" واقعه بهتر باشد.