نقش ایران در وضع کنونی عراق

حق نشر عکس BBC World Service

موقعیت ژئوپولیتیک عراق، از دیرباز از آن هدفی برای مهاجرت و نفوذ اقوام همسایه قرار داده است. از سومریان که حدود شش هزار سال پیش به بین النهرین مهاجرت کردند تا اکدیان و آشوریان و یهودیان و عربها و فارسها و دیگر اقوام این سرزمین، همگی از شمال یا جنوب یا شرق و یا غرب به آن پا گذاشته‌اند. شکلگیری نظام‌های سیاسی قدرتمند در همسایگی عراق همواره به تمایل نفوذ در عراق می‌انجامیده است. از این رو عراق غالبا محل تعارض منافع و درگیری کشورهای همسایه‌اش بوده است. این امر علاوه بر ساختار به شدت متنوع فرهنگی جامعه عراق، مانع از شکلگیری هویت سیاسی واحد برای مردمان آن شده است.

حکومت‌های متوالی عراق از آغاز تأسیس عراق جدید در ۱۹۲۱ همسان کشورهای همسایه در پی ایجاد هویتی ناسیونالیستی برای آن بر پایه قومیت عربی بر آمدند. این شیوه در ایران و ترکیه به جهت وجود اکثریت فارس زبان و ترک به موفقیت نسبی دست یافت؛ اما در عراق ناکام ماند و تنها به گرایش‌های جدایی‌طلبانه اقوام غیر عرب و سرکوب یا اخراج شووینیستی آنان انجامید.

پس از چند دهه دیکتاتوری، سرانجام درهای بسته عراق در سال ۲۰۰۳ در حالی به روی همسایگانش باز شد که هویت‌های فرعی دینی و زبانی و فرهنگی متشتت بدون وجود هویت ملی مستحکمی سر بر آورده بود. ایران و عربستان از دهه‌ها پیش در این بازار بکر سرمایه‌گذاری کرده بودند. و در نتیجه گروه‌های اسلام‌گرای شیعی و سنی وسیله نیرومندی برای بسط نفوذ این دو کشور شدند. به علاوه، ایران و عربستان از عامل اشتراک مذهبی برای نفوذ سیاسی خود بهره فراوان بردند. این مقاله فقط به نقش ایران در تحولات عراق پرداخته است.

سیاست‌های کلی ایران خلال سال‌های بعد از ۲۰۰۳ ناظر به ایجاد هویت سیاسی شیعی همگونی با نظام سیاسی دینی خود بوده است. این امر در ناکامیهای وضع جاری سهم بسزائی داشته است. در این امر تردیدی نیست که کمکهای اخیر ایران به عراق، نقش و سهم قابل توجهی در ایستادگی در برابر داعش و تغییر معادله از دفاع به هجوم داشته است؛ اما آن چه در این میان کمتر دیده می‌شود، سهم ایران در ایجاد وضع کنونی است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آیت الله سیستانی هیچ‌گاه شیعیان را به طور خاص مورد خطاب قرار نداد. وی هرگز خواهان تشکیل حکومت دینی نبوده و بلکه همواره به تشکیل حکومت مدنی فرا خواند. درهای خانه وی برای همه گروه‌های سیاسی عراقی اعم از سنی و شیعی، سکولار و اسلامی باز بوده است.

آیت‌الله سیستانی در نقش طراح سیر تحول دموکراتیک عراق بعد از ۲۰۰۳ بر «انتقال قدرت به مردم از طریق انتخابات»، «تشکیل حکومت فراگیر وحدت ملی» و «حفظ روابط حسنه و توازن قوا در تعامل با قدرتهای منطقه‌ای و جهانی مؤثر در عراق» تاکید داشت. وی در مجموعه پیام‌ها و بیانیه‌هایش که ضمن یک کتاب توسط نماینده رسمی‌شان حامد الخفاف منتشر شده است، هیچ‌گاه شیعیان را به طور خاص مورد خطاب قرار نداد. وی هرگز خواهان تشکیل حکومت دینی نبوده و بلکه همواره به تشکیل حکومت مدنی (Civil State) فرا خواند. درهای خانه وی برای همه گروه‌های سیاسی عراقی اعم از سنی و شیعی، سکولار و اسلامی باز بوده است. وی از بکارگیری خشونت برای دستیابی به مطالبات سیاسی مطلقا پرهیز داده و حتی در تعامل با نیروهای آمریکایی به تلاش سیاسی برای وادار ساختن آنها به واگذاری قدرت به عراقیان و ترک کشور فرا خواند. وی از هیچ اقدام غیر قانونی مانند تشکیل میلیشیاهای شیعی حمایت نکرد و همواره به ضرورت عمل در چارچوب قانونی دولت منتخب عراق فراخواند. شیوه حکیمانه وی در اداره بحرانهای عراق در موادر متعدد مانع از گسترش اختلافات و خونریزی بیشتر گشت؛ برای نمونه مهار و پایان بخشیدن به درگیریهای صدریها با آمریکاییها در ۲۰۰۴ و نیز کنترل درگیری فرقه‌گرایانه پس از انفجار مرقد سامراء از کشاندن کشور به جنگ داخلی گسترده جلوگیری به عمل آورد.

در نقطه مقابل، شیوه عملکرد جمهوری اسلامی در راستای پیشبرد الگوی مورد نظرش از تشیع سیاسی بوده است. منافع ملی عراق برای ایران تنها در این چارچوب دیده شده است. این شیوه عملکرد به بی یا کم تاثیر شدن برنامه‌ریزی‌های سیستانی انجامیده و نقش بزرگی در وضع کنونی عراق داشته است.

از آغاز سقوط صدام، ایران به تشکیل و حمایت از گروهکهای نظامی با هدف مقابله با آمریکاییها و وادار ساختن آنها به خروج از عراق پرداخت. تعداد این گروهکها به تدریج افزایش یافته و امروز به ده‌ها میلیشا رسیده است که غالبا پیوند عمیق اعتقادی و سازمانی با ایران دارند. به علاوه متحد استراتژیک ایران، سوریه مرزهای خود را برای نیروهای بعثی و القاعده باز کرده و از آنها حمایت کامل تسلیحاتی و لجستیکی کرد تا با اعمال تروریستی خود فضا را برای آمریکاییها در عراق نا امن کنند. نتیجه این اقدامات مرگ هزاران تن از شهروندان عراقی طی سالهای اخیر بوده و سرانجام نیز اعمال آنها در پیدایش داعش در سوریه و کشانده شدن آن به عراق سهم ایفا کرد.

حمایت ایران از نیروهای سیاسی عراقی به طیف معینی از احزاب سیاسی شیعی وابسته یا نزدیک به خودش محدود گشته و به علاوه در حذف نیروهای سکولار شیعی هر چند ضمن احزاب وابسته به خودش انجامید. برای نمونه، عادل عبدالمهدی از مجلس اعلا و احمد چلبی از کنگره ملی عراق علی رغم روابط حسنه با ایران و سابقه همکاری طولانی نه تنها مورد استقبال ایران قرار نگرفتند، بلکه در موارد طرح نام آنها به عنوان کاندیدای پستهای حساس با وتوی ایران مواجه شدند. نیروهای شیعی سکولاری چون ایاد علاوی مقبولیت گسترده‌ای در بین سنی ها و بعثیهای معتدل داشته و امکان ایفای نقش در ادغام این دسته از طیفهای ملت عراق در روند تشکیل نظام دموکراتیک سیاسی را داشتند. ائتلاف علاوی در انتخابات ۲۰۱۰ برنده شد و احزاب شیعی مخالف نوری مالکی مانند مجلس اعلا و احرار تمایل به ائتلاف با وی برای تشکیل حکومت وحدت ملی را داشتند؛ اما فشار ایران مانع تشکیل چنین ائتلافی شد و سرانجام پس از ده ماه تاخیر در تشکیل دولت، مالکی دولت دوم خود را تشکیل داد. اقدامات تنش‌زا، فرقه‌گرا، فساد گسترده و ناکامی در اداره دولت دوم مالکی از دلایل مهم وضع کنونی است.

آیت الله سیستانی در تمام این مدت در خانه خود را به نشانه نارضایتی به روی دولتمردان ناکارآمد عراقی بست و نمایندگان رسمی وی در در هر خطبه نماز جمعه به اصلاح وضع جاری دعوت می‌کردند. با آغاز حوادث سوریه، تلاش سیستانی بر تفکیک وضع دو کشور و عدم کشاندن وضع به حالت فرقه‌گرایانه متمرکز شد. او همه اطراف درگیری را به آرامش و گفتگو فراخواند و عزیمت عراقی ها به سوریه برای شرکت در جنگ را حرام شمرد. ایران در نقطه مقابل بر پیوند سرنوشت دو کشور پافشاری کرده، گروه‌های شیعی عراقی وابسته به خود را به سوریه اعزام داشت.

حق نشر عکس na
Image caption دستگاه رسانه‌ای ایران نیز نقشی تنش‌زا در سالیان گذشته ایفا کرد. پخش و نصب تصاویر رهبران سیاسی، دینی و نظامی جمهوری اسلامی در سطح گسترده در خیابانها و اماکن عمومی شهرهای عراق نیز نامگذاری خیابانهای عراق به اسم آنها به طور طبیعی تنش‌زا بوده است.

دستگاه رسانه‌ای ایران نیز نقشی تنش‌زا در سالیان گذشته ایفا کرد. پخش و نصب تصاویر رهبران سیاسی، دینی و نظامی جمهوری اسلامی در سطح گسترده در خیابانها و اماکن عمومی شهرهای عراق و بالاخص مناطق سنی‌نشین مانند الاعظمیه در بغداد و نیز نامگذاری خیابانهای عراق به اسم آنها به طور طبیعی تنش‌زا بوده است. تصریحات هر از چند گاه مسؤولان ایرانی مبنی بر کنترل ایران بر پایتختهای عربی یکی پس از دیگری و غیره، حتی ناخشنودی علنی سیستانی را از زبان نماینده رسمی‌اش در نماز جمعه کربلا در پی داشت. رهبران احزاب شیعی وابسته به ایران مانند سازمان بدر و جیش المختار و حزب‌الله رسما در کانالهای رسمی عراقی از تعهد و پایبندیشان به منافع ایران یاد کرده اند. این در حالی است که عکس‌ها و نام سیستانی به دستور وی از خیابانها و اماکن عمومی بر چیده شده و القاب و عناوین وی نیز در سایت رسمی‌اش حذف گردید.

در آخرین انتخابات، ایران باز بر سر کار ماندن مالکی علی رغم همه ناکامی‌ها و از دست دادن یک سوم عراق به سود داعش اصرار کرد. سرانجام با فشارها و پیام با واسطه سیستانی به رهبران ایران، زمینه تغییر دولت و بازگشت به منطق حکومت آشتی ملی فراهم آمد. سیستانی برای مهار خطر داعش و جبران شکستهای ارتش در نینوی و الانبار، فرمان بسیج عمومی داد که نتیجه آن پیوستن ده‌ها هزار نیروی مردمی به صف مبارزه با داعش بود. وی هم‌زمان و به طور مکرر از تشکیل میلیشیاهای مستقل از نظارت و اشراف دولت عراق منع کرد؛ اما آن چه در واقعیت رخ داد این بود که سازماندهی این نیروها را گروه‌های وابسته به ایران یا فرماندهان ایرانی به عهده گرفته و آنها را از تحت نظارت دولت خارج ساختند. اکنون بخش بزرگی از این نیروهای مردمی به طور نسبتا کامل تحت فرمان و پیوند با ایران از هر دو لحاظ عقیدتی و تشکیلاتی هستند.

عراق از نظر ایران عمق استراتژیک و بخش مهمی از منافع ملی آن است. ایران از این منظر برای خود حق نفوذ و مدیریت کلان عراق را قائل است. کمکهای ایران به عراق در این راستا و به شکلی کاملا هدفمند صورت می‌گیرد. آن چه منطقه اکنون شاهد آن است جنگ بر سر نفوذ منطقه‌ای بین قدرتهای بزرگ و داعیه‌دار آن است. دین و مذهب همانند هر ابزار در دسترس دیگر وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف سیاسی اطراف متخاصم است؛ به ویژه هنگامی که تنور جنگ سنی و شیعی گرم است و قابلیت بسیج عواطف و نیروهای انسانی و مالی و غیره را به خوبی دارد و امکان گسترش نفوذ را فراهم می‌آورد.