ایران، جرمی کوربین و اپوزیسیون ایرانی

حق نشر عکس BBC World Service

واکنش‌ها به انتخاب جرمی کوربین به عنوان رهبر جدید حزب کارگر بریتانیا، تنها در محدوده این کشور باقی نماند و انعکاسی جهانی یافت. فضای سیاسی ایران هم، مخصوصا در میان ایرانیان خارج از کشور از انتخاب او متاثر بود.

آنچه که در مورد این سوسیالیست رادیکال، برای بخشی از ایرانیان شگفت انگیز بود، بیش از آنکه فعالیتهای حقوق بشری‌، مواضع ضد جنگ و تلاشهایش برای برچیدن سلاحهای اتمی باشد، مواضعش در مورد حماس و حزب الله و جمهوری اسلامی بود.

کوربین چند سال پیش در یکی از سخنرانی‌هایش در حمایت از فلسطینی‌ها، از حماس و حزب الله هم به عنوان دوست نام برده بود. پارسال هم در مراسم سالگرد انقلاب ایران، به صورت تلویحی از فضای سیاسی ایران دفاع کرده بود.

اما این مواضع همیشگی او نیست. او در این حد از حماس و حزب الله دفاع می کند که معتقد است نباید این نیروها از روند صلح خاورمیانه حذف شوند. در مورد جمهوری اسلامی هم سال هاست که منتقد صریحی است و از فعالان و زندانیان سیاسی در ایران حمایت کرده و اعدامها در ایران را، از جمله اعدامهای سال شصت و هفت را بارها محکوم کرده است.

جرمی کوربین نه شخصیتی مذهبی است و نه سابقه گرایش به حکومتهای استبدادی را دارد. برای یافتن ریشه های مواضع او در مورد ایران و متحدانش، باید به دنبال دلایلی ثانوی بود، از جمله: کارنامه اسرائیل و نقش لابی فلسطینی‌ها در انگلستان، احتمال حمله به ایران و نقش اپوزیسیون مدافع حمله به ایران و سه، وضعیت حقوق بشر و نقش اپوزیسیون دمکرات ایرانی.

حق نشر عکس PA
Image caption جرمی کوربین نه شخصیتی مذهبی است و نه سابقه گرایش به حکومتهای استبدادی را دارد. برای یافتن ریشه های مواضع او در مورد ایران و متحدانش، باید به دنبال دلایلی ثانوی بود.

در این نوشته سه مسئله فوق بررسی می‌شود و در پایان نحوه بازبینی در مواضع هر دو طیف اپوزیسیون ایرانی، چگونگی امکان بازبینی در نگاه جرمی کوربین به جمهوری اسلامی و متحدانش، و در نهایت نقش ایرانیان عضو حزب کارگر بررسی می‌شود.

جرمی کوربین در چند دهه گذشته همواره از حقوق فلسطینی‌ها دفاع و از سیاستهای اسرائیل انتقاد کرده است. او عضو ثابت کمپین‌های حمایت از فلسطینی‌ها بوده و اکنون هم از طرفداران حل منصفانه نزاع اعراب و اسرائیل است. در سالهای اخیر که از نگاه بسیاری از ناظران بی‌طرف هم، عملکرد اسرائیل بارها 'جرم محرز' تشخیص داده شده، جایگاه جبهه مخالف آن یعنی حماس و حزب الله به نحو محسوسی بهبود یافته است. طبیعی است به آن اندازه که ایرانیان به هزینه‌های تحمیلی این سازمانها به کشورشان حساسند، مدافعین حقوق فلسطینی‌ها حساس نیستند. از نظر آنها، حکومت ایران با همه کاستی‌هایش از معدود دولتهای حامی فلسطین است. از دیگر سو به آن اندازه که لابی فلسطینی‌ها در میان فعالان اروپایی قوی است، لابی ایرانی‌های مدافع حقوق بشر قوی نیست. در چنین شرایطی طبیعی است اگر کوربین به مانند بسیاری دیگر از حامیان فلسطینی‌ها، در برابر 'جرم محرز' اسرائیلی‌ها، با دیده اغماض به موارد مشابه جمهوری اسلامی و متحدانش نگاه کنند.

در چند سال گذشته، با مطرح شدن احتمال حمله نظامی به ایران، بسیاری از فعالان ضد جنگ از جمله جرمی کوربین، در برابر این جنگ احتمالی موضع گرفتند. آنها تردیدی نداشتند که این جنگ عواقب غیر قابل کنترلی خواهد داشت و ایران هم خواهان آن نیست. بنابر این به عنوان فعالان ضد جنگ، بالاجبار در کنار ایران قرار گرفتند.

آنچه این جبهه‌گیری را بیشتر مشخص کرد عملکرد بخشی از اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی بود که عملا در جبهه مدافعان حمله به ایران قرار گرفته بود و برای تشدید تحریم‌ها، لابی هم می‌کرد. تجربه ناموفق عراق و سوریه و روشن شدن ماهیت اپوزیسیون این دو کشور، کوربین و همفکرانش را به اپوزیسیون ایرانی هم بدبین‌ کرد. گزارشهایی در مورد نزدیکی طیفی از شخصیتهای اپوزیسیون به اسرائیل و عربستان، تردیدی برای آنها باقی نگذاشته بود که در این شرایط باید از ایران دفاع کنند. سخنان جرمی کوربین در سالگرد انقلاب ایران در چنین شرایطی بیان شد.

در این میان، جای خالی شخصیتها و اپوزیسیون دمکرات ایرانی، که هم مخالف جنگ علیه ایران بودند و هم مخالف سرکوبها و نقض حقوق بشر، کاملا محسوس بود. این بخش از اپوزیسیون ایرانی، صرف نظر از اینکه چند درصد از نیروهای اپوزیسیون را تشکیل می‌دهند، تاکنون نشان داده‌اند یا علاقه‌ای به لابی کردن و ارتباط با دولتها و سازمانهای جهانی ندارند و یا اصولا تخصصی یا امکاناتی در این زمینه ندارند. بسیاری از نیروهای چپ و دمکرات ایرانی در هیاهوی اپوزیسیون خواهان تخاصم و تحریم، یا در بحث‌های طولانی خود گم شده بودند یا احساس انفعال می‌کردند. مشاهده عملکرد فعالان ضد جنگ در حمایت از جمهوری اسلامی، آنها را به اندازه مشاهده عملکرد هم وطنان مدافع جنگ ناامید کرد.

اکنون که احتمال جنگ علیه ایران کاهش یافته است، بخشی از اپوزیسیون که خواهان تخاصم غرب و ایران بود، اگر قصد بازبینی سیاستهای خود را داشته باشد، می‌تواند به فکر ترمیم چهره خود و فاصله گرفتن از دولتهای حامی جنگ باشد. وجود یک اپوزیسیون قوی در خارج از کشور، اگر تغییراتی هم در داخل ایجاد نکند، حداقل جایگاه خواستاران اصلاحات را تقویت می‌کند. اما ادامه سیاستهای کنونی و مخصوصا پناه بردن به قدرتهایی که صلاحیت حمایت از جنبش‌های آزادی‌بخش را ندارند، آنها را در درازمدت انزوای کامل قرار خواهد داد.

حق نشر عکس AP
Image caption در چند سال گذشته، با مطرح شدن احتمال حمله نظامی به ایران، بسیاری از فعالان ضد جنگ از جمله جرمی کوربین، در برابر این جنگ احتمالی موضع گرفتند. آنها تردیدی نداشتند که این جنگ عواقب غیر قابل کنترلی خواهد داشت و ایران هم خواهان آن نیست. بنابر این به عنوان فعالان ضد جنگ، بالاجبار در کنار ایران قرار گرفتند.

اپوزیسیون چپ و دمکرات هم، اکنون فرصتی تاریخی یافته‌ است که دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد. بدون تردید انتخاب کوربین به عنوان رهبر حزب کارگر و فعالیتهای او در چند سال آینده به بهبود جایگاه چپ در خارج از بریتانیا هم کمک خواهد کرد. اما کوربین از کجا بداند که در ایران یک جنبش چپ و دمکرات وجود دارد؟ تاکنون او با نگرانی، فعالیتهای اپوزیسیون خواهان مقابله غرب و ایران را شاهد بوده اما تحرکی جدی از اپوزیسیون دمکرات و چپ ندیده است. اگر نیروهای ضد جنگ و همچنین نهادهای حقوق بشر ایرانی حضور ملموسی نداشته باشند، این نگاه تغییر نخواهد کرد.

کوربین به هنگام انتخاب شدن، حزبش را یک حزب دمکراتیک و سوسیالیست معرفی کرد. او نمی‌تواند حامی کشوری باشد که در آن افراد دمکرات و سوسیالیست در زندان هستند. او از حقوق کاتولیکهای ایرلندی‌ و سیاهپوستان آفریفای جنوبی دفاع می‌کند پس نمی تواند در برابر سرکوب گروههای اتنیکی و مذهبی در ایران ساکت باشد. نیروهای چپ و دمکرات می‌توانند به جرمی کوربین یادآوری کنند که در ایران نه تنها حقوق همجنس‌گراها –که او مدافع آنهاست- که حقوق زنان هم پایمال می‌شود.

در چند ماه گذشته شماری از شخصیت‌های سیاسی، دانشجویان و استادان ایرانی دانشگاههای بریتانیا به عضویت حزب کارگر بریتانیا در آمده‌اند. آنها می‌توانند نقش مهمی در نشستهای تشکیلاتی و در کنفرانس‌ها و کنگره‌های حزب کارگر داشته باشند. در کنار این تلاشهای درون حزبی، سازمانهای مدافع حقوق بشر ایرانی نیز می‌توانند با ارائه گزارشهای مستند، و با کمک همکاران بریتانیایی‌ خود در خارج از حزب کارگر به نیروی فشاری برای بهبود مواضع رهبر حزب در مورد جایگاه اپوزیسیون و جمهوری اسلامی تبدیل شوند.

جرمی کوربین که با ملکه کشور خودش تعارفی ندارد و صراحتا خود را جمهوری خواه می‌نامد، بدیهی است تعارفی هم با سران یک حکومت سرکوبگر ندارد، اگر به اپوزیسیون آن حکومت اعتماد داشته باشد.