جامعه مدنی ایران؛ تسلیم فساد

حق نشر عکس BBC World Service

بازشدن پی در پی پرونده فسادهای بزرگ و حیرت آور مالی و بازتاب گسترده آنها در رسانه ها و جامعه پرسش های فراوانی را پیرامون چرایی این پدیده و نقش نهادها و شبکه های کوچک و بزرگ فساد به میان می کشد. بسیاری به نقش دولت، نهادهای رسمی و دستگاه قضایی در گسترش فساد اشاره می کنند.

کسانی عدم شفافیت در روابط قدرت و نقش محافل قدرتمندی که بدون نظارت و پاسخ گویی در کار سیاست و اقتصاد دخالت می کنند را نشانه می روند. اقتصاد دولتی و رانت خواری محافل نزدیک به قدرت از جمله دیگر مواردی است که مورد توجه قرار می گیرد. دیدگاه هایی هم نبودن دمکراسی و امکان نظارت مستقل جامعه و رسانه ها را دلیل گسترش فساد می دانند.

برای همه موارد یادشده می توان مصداق های پرشماری در جامعه امروز ایران پیدا کرد. تحلیل دقیق همان اندازه اطلاعاتی که در پرونده های بزرگ به بیرون درز کرده است نشان از اشکال دخالت و آلودگی "آقازاده ها"، نهادهای رسمی و یا نظامی دارد و مکانیزم های اصلی روابط فساد در راس جامعه را بر ملا می کند. هم اکنون چند نام چند معاون رئیس جمهور سابق و تعدادی از وزرا و مسئولین بلند پایه دولت قبلی در پروندهای عظیم فساد مالی دیده می شود و کسانی از آنها به دادگاه رفته اند و یا در صف محاکمه ایستاده اند. همین موضوع پیرامون نقش نیروهای نظامی و امنیتی و دخالت آنها در امور اقتصادی و قاچاق کالا صدق می کند با این تفاوت که از بررسی و محاکمه آنها هنوز خبری نیست.

دستگاه قضایی در این میان سعی می کند با محاکمه چند مهره درشت نشان دهد که اراده روشنی در مبارزه با فساد وجود دارد. اما همزمان پرسش های بسیاری پیرامون این پرونده ها و پرونده های مسکوت مانده دیگر بدون پاسخ مانده اند. مهم تر از همه این که خود دستگاه قضایی متهم به فساد و دخالت در شبکه های مافیایی است. محمود احمدی نژاد هم بیشترین حرف ها را درباره برخورد با شبکه های فساد به زبان آورد ولی نزدیکترین همکارانش دارای پرونده های بزرگ فساد مالی هستند. اینها همه جنبه های متناقض و پرسش برانگیز برخورد با پدیده فساد در ایران را تشکیل می دهند. گاه در جریان برملا شدن پرونده های بزرگ کسی نمی داند که نهادهای رسمی و یا دستگاه قضایی تا چه اندازه در عملکرد خود صادقند و نقش درگیری ها و رقابت های سیاسی در این میان چیست.

وجه اجتماعی فساد

حق نشر عکس MIZAN
Image caption همه شواهد نشان می دهند پدیده فساد فقط چند مهره درشت و یا شبکه های پنهان و مافیایی را در بر نمی گیرد و بخش های مهمی از جامعه را به اشکال گوناگون آلوده کرده است.

پرسش مهم دیگر اما در این میان گستردگی فساد و نقش جامعه و بعد اجتماعی این پدیده است. همه شواهد نشان می دهند پرونده های بزرگ و پرسر و صدای گاه فقط نوک کوه یخی هستند که همه ابعاد پدیده مهم فساد در زندگی روزمره جامعه ایران را منعکس نمی کنند. همه شواهد نشان می دهند پدیده فساد فقط چند مهره درشت و یا شبکه های پنهان و مافیایی را در بر نمی گیرد و بخش های مهمی از جامعه را به اشکال گوناگون آلوده کرده است.

فساد دارای یک بعد جامعه شناسانه است که به درکی که در افکار عمومی پیرامون این پدیده وجود دارد باز می گردد. اگر برای افکار عمومی معنای منفی، غیر قانونی و ضد اخلاقی فساد از میان برود و یا بسیار کم رنگ شود این کار به امری هنجاری و پذیرفته شده تبدیل می گردد. همزمان وجود چنین روانشناسی نشان می دهد که فساد فقط به گروه های کوچک مافیایی فروکاسته نمی شود و حضور این پدیده در متن جامعه بسیار جدی است.

پرونده های گوناگون از بورسیه های غیرقانونی، مدارک قلابی دانشگاهی، فروش پایان نامه گرفته تا سوء استفاده های ریز و درشت اقصادی در موسسات دولتی، بانک ها، بنیادهای غیر انتفاعی و رقم های نجومی قاچاق کالا همگی نشان از گستردگی فساد در حوزه های گوناگون دارند که شاید همه ابعاد و اشکال آن هم برای افکار عمومی، رسانه ها و ناظران روشن نیست. آنچه که توکلی نماینده محافظه کار مجلس "فساد سیستماتیک" می نامد و یا معاون آقای روحانی از آن به عنوان پدیده "فراگیر" یاد میکند مرحله ای آسیب شناسانه فساد است که بگونه ای سرطانی در پیکر جامعه ریشه دوانده است.

فساد به مکان ها و نهادهایی راه یافته که می بایست نماد اخلاق هنجاری، دینی یا عمومی باشند. اینجا سخن بر سر پرونده های چند هزار میلیاری نیست. گاه ابعاد مالی یک فساد بسیار محدودتر ولی معنای اجتماعی و نمادین آن بسیار فراتر است. آیا وقتی شخصیت های روحانی، دانشگاهی، قاضی دادگستری هم از "ویروس" فساد مصون نمی مانند می توان از خود پرسید که آیا دیگر گوشه سالمی هم در این جامعه باقی مانده است؟

فساد به مثابه فرهنگ

حق نشر عکس FARS
Image caption زمانی که محمود احمدی نژاد از واژه "برادران قاچاقچی" استفاده کرد هیچ زلزله سیاسی و تنش اجتماعی بوقوع نپیوست گویی این واژه بخشی از واقعیت پیش پا افتاده جامعه ایران بود.

وجود فساد گسترده به معنای عادی شدن امر فساد در زندگی روزمره و وجود فعالیت هایی است که مصداق فساد در ابعاد گوناگون هستند. یکی از نشانه های میزان فساد جایگاه و معنای آن در وجدان جمعی و در ذهنیت افراد جامعه است. میزان سالم یا ناسالم بودن بودن یک جامعه از جمله به تصویر و جایگاه فساد در ذهنیت افراد و در فرهنگ جامعه هم مربوط میشود. زمانی که فساد امری ضد ارزش، نابهنجار و غیر قانونی تلقی شود، شبکه های فساد و افرادی که دست اندرکار فساد هستند هم با واکنش منفی جامعه روبرو می شوند. وجود قوانین سخت گیرانه و مکانیزم های بازدارنده در کنار دستگاه قضایی سالم در چنین کشورهایی از جمله نتیجه وجود یک وجدان عمومی و نیروهای اجتماعی است که فساد را امری ناپسند و غیرقابل پذیرش می دانند و خواهان مبارزه با آن هستند. عدم وجود این هوشیاری جمعی علیه فساد راه را برای گسترش فساد باز می کند و یا مبارزه علیه آن را دشوار می سازد.

در ایران چون بسیاری از کشورهای دیگر آلوده به فساد گسترده افکار عمومی به عنوان بازیگر مهم عرصه مبارزه با فساد و سالم سازی اقتصاد و نظام اداری غایب است و یا حضوری بسیار کم رمق دارد. ورود تدریجی فساد به زندگی و فعالیت های روزمره و درونی کردن تجربه فساد سبب شده وجود فساد در متن جامعه شکل عادی و پیش پا افتاده بخود گیرد. به عبارت دیگر فساد امر ضد اخلاقی و غیر قابل پذیرش به شمار نمی رود. فضلیت پاکدستی در چنین فضایی یا شکل ریاکارانه به خود می گیرد و یا به امری حاشیه ای تبدیل می شود.

زمانی که محمود احمدی نژاد از واژه "برادران قاچاقچی" استفاده کرد هیچ زلزله سیاسی و تنش اجتماعی به وقوع نپیوست گویی این واژه بخشی از واقعیت پیش پا افتاده جامعه بود. همین روایت درباره رشوه دادن و رشوه گرفتن، کلاهبرداری، تقلب کردن، سوء استفاده از موقعیت سیاسی و یا اداری در ابعاد و اشکال گوناگون صدق می کند.

زبان و کدهای اجتماعی فساد

شبکه های مافیایی فساد در همه کشورها مانند محیط های بسته (زندان، سربازخانه) زبان و کدهای خاص خود را دارند که گاه برای همه افراد عادی جامعه قابل درک نیست. این واقعیت را می توان در شبکه های مافیایی برخی از کشورهای صنعتی پیشرفته هم مشاهده کرد. در ایران زبان و کدهای فساد از درون شبکه های بسته به درون و ژرفای جامعه رخنه کرده است. جامعه زبان فساد را بخوبی می شناسد، آن را تولید و بازتولید می کند. یعنی واژه ها و اصطلاحاتی بوجود آمده اند که سازوکارهای فساد را با کلمات عادی و بدون بار ارزشی بیان می کنند. "شیرینی بچه ها فراموش نشود"، "سهم دوستان"، "حق ایاب و ذهاب" و صدها واژه و اصطلاح دیگر امروز جای خود را در زبان روزمره جامعه باز کرده اند. در این زبان تهدید، تطمیع، خریدن افراد، زورگویی و یا کنار آمدن واژه ها و بیان خاص خود را دارند و مخاطب به راحتی قادر به درک معنای آنهاست.

حق نشر عکس MEHR
Image caption در حقیقت در رویارویی میان شبکه های فساد و سازوکارهای ضد فساد بازیگر سومی هم وجود دارد که می تواند در شکل گیری نوع پویایی پدیده فساد نقش مهمی را ایفا کند. آنجا که افکار عمومی با فساد کنار آمده است ما شاهد پویایی مخرب و منفی فساد و بعد آسیب شناسانه آن هستیم.

شبکه های فساد نه تنها به راحتی شکل می گیرند که حضور آنها در متن جامعه هم بصورت امری پذیرفته شده در می آید و پدرخوانده هایی که در راس مافیاهای اقتصادی قرار دارند می توانند بدون دغدغه خاطر در لایه های آشکار و پنهان جامعه ای که در آن دیگر فساد امری نامطلوب و ضداخلاقی نیست جا خوش کنند.

جامعه مدنی تسلیم فساد

در تحلیل های کنونی در سطح بین المللی فساد در اقتصاد و نظام اداری در رابطه دو جانبه میان نهادهای رسمی و نحوه کارکرد و مکانیزم های قانونی از یکسو و شبکه ها و افراد فاسد و مافیایی مورد توجه قرار می گیرد. بحث بر سر آن است که اراده سیاسی برای برخورد با فساد، وجود قوانین و مکانیزم های بازدارنده، شفافیت روابط و فعالیت های اقتصادی، نوع عمکرد قوه قضایی و میزان استقلال عمل آن تا چه اندازه در مقابله با این پدیده از کارایی برخوردارند.

تجربه کشورهای گوناگون نشان می دهد که در کنار قوانین و مکانیزم ها و راه کارهای ضد فساد و نیز وجود دستگاه قضایی مستقل، سالم، جامعه مدنی و وجدان جمعی نیز نقش مهمی در مبارزه با پدیده فساد ایفا می کنند. در کشوری که فساد بر اخلاق عمومی سایه افکنده و وجدان جمعی با سم فساد آلوده شده دیگر به دشواری می توان برای سالم سازی اقتصاد و نظام اداری بر روی جامعه مدنی حساب کرد.

در حقیقت در رویارویی میان شبکه های فساد و سازوکارهای ضد فساد بازیگر سومی هم وجود دارد که می تواند در شکل گیری نوع پویایی پدیده فساد نقش مهمی را ایفا کند. آنجا که افکار عمومی با فساد کنار آمده است ما شاهد پویایی مخرب و منفی فساد و بعد آسیب شناسانه آن هستیم. شکل گیری چنین پدیده ای به معنای نوعی گرفتار آمدن در بندهای تله ای است که جامعه را در مبارزه با فساد ناتوان می کند.

مطالب مرتبط