یک قرن گذرنامه؛ گذرنامه ایرانی کجای کار است؟

حق نشر عکس BBC World Service

تا یک قرن پیش سفر یعنی بار و بنه را بستن و راهی شدن. اما حالا سفر خارج از مرزهای سیاسی یک همسفر اجباری و همیشگی هم دارد. باید باهم بروید و باهم بازگردید. این همسفر اجباری گذرنامه شماست. مدرکی که در آغاز تنها برگ عبور به حساب می آمد، حالا کارکردهای مهم اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی دارد.

تاریخچه گذرنامه

بنا بر عهد عتیق (تورات)، کهن ترین برگه ای که کاربردی مانند گذرنامه امروزی داشته، امان نامه ای بوده که اردشیر اول، شاه ایران در ۴۵۰ سال قبل از میلاد به نِحمیا (بزرگ یهودیان) داد تا به یهودا (منطقه ای در جنوب اورشلیم) برود.

در اواخر قرن ۱۹ گذرنامه به شکل امروزی اش کم کم رایج شد. از جمله امپراتوری بریتانیا برای تسهیل سفر اتباع خود در سراسر قلمرو، گذرنامه ای ایجاد کرد که تنها یک برگ داشت.

مدتی طول کشید تا دولت ایران هم به جمع کشورهای صادر کننده گذرنامه پیوست. گذرنامه تک برگی یکبار مصرف در زمان احمد شاه قاجار برای سفر ایرانیان صادر شد. یکبار مصرف از آن رو که پس از بازگشت به کشور آن گذرنامه خودبخود باطل می شد. در زمان رضا شاه پهلوی، پس از تاسیس اداره ثبت احوال مردم ایران صاحب نام خانوادگی و شناسنامه شدند و از پی آن با تاسیس وزارت خارجه به شکل امروزی اش، زمینه صدور گذرنامه چند برگی که محلی برای ثبت ورود و خروج و ویزا داشت فراهم شد.

اعتبار و احترام گذرنامه

حق نشر عکس Peter Macdiarmid Getty Images
Image caption گذرنامه هم مجوز خروج از کشور است و هم تضمین کننده امنیت و حقوق مسافر در قلمرو دیگر کشورها. کارکرد اول تابع سیاست داخلی و حقوق شهروندی است و کارکرد دوم تابع قدرت سیاسی و بین المللی کشور صادر کننده گذرنامه.

گذرنامه هم مجوز خروج از کشور است و هم تضمین کننده امنیت و حقوق مسافر در قلمرو دیگر کشورها. کارکرد اول تابع سیاست داخلی و حقوق شهروندی است و کارکرد دوم تابع قدرت سیاسی و بین المللی کشور صادر کننده گذرنامه. گرچه در برخی کشورها مانند کره شمالی مردم حق سفر به بیرون از کشور را ندارند اما در بقیه دنیا هم داشتن گذرنامه کافی نیست و کشور مقصد هم باید شهروند کشور مبدا را بپذیرد. اعتبار گذرنامه اینجا معلوم میشود. روابط بین کشورها برای سفر و اقامت بسیار پیچیده است اما می توان وضعیت هر پاسپورت برای سفر را در یک از پنج گروه زیر دسته بندی کرد.

الف: حرکت آزاد

ب: لغو روادید (بدون ویزا)

ج: روادید در بدو ورود

د: روادید از مبدا

هـ: سفر ممنوع

الف: حرکت آزاد

در این حالت هر شهروند کشور مبدا می تواند در کشور مقصد اقامت، کار و تحصیل کند و تفاوتی بین شهروندان دو کشور نیست. برای نمونه میتوان به کشور های عرب خلیج فارس اشاره کرد. شهروندان هریک از کشورهای امارات، بحرین، عربستان، قطر، کویت و عمان میتوانند در هریک کشورهای دیگر آن شورا، کار، تجارت یا سفر کنند. نمونه تکامل یافته تر این نوع آزادی حرکت را در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا می توان دید.

ب: لغو روادید

دراین حالت شهروندان اغلب برای سفر کوتاه مدت یا دیدار نیازی به ویزا ندارند. اما برای کار و تحصیل باید درخواست ویزا کنند. صدور ویزای کار در این حالت معمولا فرآیند ساده ای است و چون شهروندان حق رفت و آمد دارند، تنها به دلایلی همچون مالیات ویزای کار لازم است. تابستان امسال گذرنامه اماراتی از ناحیه پیمان شنگن لغو روادید شد و بدین ترتیب شهروندان امارات متحد عربی بدون نیاز به ویزا می توانند به همه کشورهای اروپایی سفر کنند.

ج: روادید در مقصد

در این حالت هنگام ورود مسافر به مقصد برایش ویزا صادر می شود. اغلب ویزای کوتاه مدت. تفاوت آن با لغو روادید این است که کشور مقصد همچنان حق ویزا ندادن را برای خود محفوظ نگه میدارد. همچنین بیشتر اوقات باید برای ویزا پول پرداخت. سفر شهروندان ایرانی به مالزی یا ارمنستان تابع چنین شرایطی است.

د: روادید از مبدا

حق نشر عکس PA
Image caption بعد از حمله به سفارت های آمریکا و بریتانیا در تهران، و بسته شدن سفارت کانادا در ایران ارایه خدمات کنسولی به ایرانیانی که خواهان مسافرت به این کشور ها هستند به کشورهای همسایه منتقل شد. در چنین اوضاعی مسافر باید علاوه بر همه گرفتاری های بالا، یک سفر ناخواسته و اقامت نامعین در کشور دیگر را هم تحمل کند.

در این حالت هرکس قصد سفر دارد باید از قبل با مراجعه به نمایندگی دیپلماتیک کشور مقصد، درخواست روادید بدهد. فرآیندی که بهترین حالت فقط وقت گیر است و در بدترین حالت به کابوس تبدیل می شود. گاهی مسافر باید مدارکی از وضعیت شغلی، تمکن مالی و برای ویزای تحصیلی مدارک دانشگاهی خود را ارایه کند. همه این مدارک باید ترجمه شده باشند که هزینه بر است.

بعد از حمله به سفارت های آمریکا و بریتانیا در تهران، و بسته شدن سفارت کانادا در ایران ارایه خدمات کنسولی به ایرانیانی که خواهان مسافرت به این کشور ها هستند به کشورهای همسایه منتقل شد. در چنین شرایطی مسافر باید علاوه بر همه گرفتاری های بالا، یک سفر ناخواسته و اقامت نامعین در کشور دیگر را هم تحمل کند. چون در مدت درخواست برای ویزا، گذرنامه نزد کنسولگری می ماند و شهروند ایرانی چاره ای ندارد جز آنکه تمام مدت در کشور همسایه انتظار بکشد. ناگفته پیداست که چه هزینه های هنگفتی به مسافر تحمیل می شود و امکان برنامه ریزی سفر را از او می گیرد. هیچ تضمینی هم برای گرفتن ویزا نیست و درصد قابل توجهی از درخواستها رد می شوند. هرچند کشورهای همسایه از رسیدن هزاران توریست اجباری بسیار خشنود می شود.

هـ : سفر ممنوع

در این حالت کشور مبدا یا مقصد سفر اتباع همدیگر را ممنوع می کنند. این اقدام اغلب به دلایل سیاسی و امنیتی رخ میدهد. مثلا شهروندان ایران حق سفر به اسراییل را ندارند. این مورد را با توصیه های امنیتی اشتباه نگیریم. تا همین چند ماه قبل وزارت خارجه بریتانیا به شهروندان توصیه می کرد از سفر غیر ضروری به ایران خودداری کنند اما سفر از طرف هیچ کدام از کشورهای ایران و بریتانیا ممنوع نشده بود.

اهمیت اقتصادی

سفر یعنی فرصت. چه برای یک پروژه عکاسی، چه برای یک سخنرانی علمی و چه برای خرید و فروش. در دنیای پویا و پرسرعت امروز سفر بخش مهمی از فرصت رشد و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی برای شهروندان است. اگر می بینیم تنها چند ساعت بعد از یک رخداد مهم در آنسوی جهان، خبرنگار بین المللی بی بی سی در محل حاضر است این به مدد اعتبار پاسپورت بریتانیا بدست آمده. گذرنامه ای که برای سفر به بیش از ۱۷۰ کشور معتبر است. این موهبت نصیب بازرگانان و فعالان اقتصادی بریتانیا هم می شود. تجارت و خدمات در دنیای سریع امروز نمی تواند منتظر مراحل طولانی و غیر قابل پیش بینی صدور روادید و ترجمه مدارک باشد.

برآورد می شود سفر و گردشگری بیش از ۹% از اقتصاد جهان با حجم مبادلات بیش از ۸ تریلیون دلار را تشکیل دهد. یک پارامتر مهم در صنعت توریسم هم همین اعتبار گذرنامه است. اینکه چه تعداد از شهروندان جهان برای ورود به کشور تسهیلات دارند و شهروندان یک کشور به چه مقصدهایی می توانند آزادانه سفر کنند. سهم ایران از هر هزار توریست در سطح جهان کمتر از یک نفر است.

گذرنامه دیگر کشورها در ایران و گذرنامه ایرانی ها

حق نشر عکس Mehr
Image caption گذرنامه ایرانی برای سفر بدون روادید به سی و هفت کشور معتبر است. اما به جز دو کشور همسایه (ترکیه و ارمنستان) هیچ مسیر هوایی یا دریایی ساده ای برای آن کشورها وجود ندارد تا شهروند ایرانی بتواند بدون ویزا به کشورهایی همچون جزایر میکرونزی، اوگاندا و بولیوی سفر کند.

مرزهای ایران بر روی بیشتر کشورهای جهان باز است. به جز اتباع چند کشور، شهروندان بقیه کشورها می توانند به ایران سفر کنند و در بدو ورود ویزای کوتاه مدت دریافت کنند. آنچه مانع سفر گردشگران به ایران می شود دیگر تسهیلات سفر است و شامل فهرست بلند بالایی از نگرانی ها است. از عدم امکان پرداخت با کارت تا امنیت قضایی و سیاسی.

وضعیت گذرنامه ایرانی در بیرون مرزها، اما داستان متفاوتی دارد. گذرنامه ایرانی برای سفر بدون روادید به سی و هفت کشور جهان معتبر است. اما به جز دو کشور همسایه (ترکیه و ارمنستان) هیچ مسیر هوایی یا دریایی ساده ای برای آن کشورها وجود ندارد تا شهروند ایرانی بتواند بدون ویزا به کشورهایی همچون جزایر میکرونزی، اوگاندا و بولیوی سفر کند.

اعتبار گذرنامه را چه چیزهایی بالا می‌برد؟

احتمالا بسیاری از ایرانیان مایلند بدانند چرا گذرنامه آنها تا این بی اعتبار شده و در حد کشورههای فقیر و جنگ زده سقوط کرده است. آنهم در حالی که تا قبل از انقلاب همین گذرنامه برای سفر به بیشتر ممالک جهان از جمله کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی معتبر بود. به طور طبیعی کشورها دوست دارند با لغو روادید دوجانبه، هم زمینه سفر را برای شهروندان خود فراهم کنند و هم گردشگران بیشتری را جذب کنند و از خوان گسترده درآمد توریسم، سهم بیشتری ببرند. اما سیاست دولت ایران در سالهای بعد از انقلاب در بیشتر مواقع در این جهت نبوده و در مواقعی به گردشگر خارجی به چشم جاسوس نگاه شده و مسافرت ایرانی ها به خارج به عنوان فساد یا توطئه قلمداد شده است.

نخستین ضربه مهلک به گذرنامه ایرانی خود انقلاب بود. خروج گسترده ایرانیان به دلیل انقلاب و ناامنی و از پی آن حمله به سفارت آمریکا کمر این گذرنامه را شکست.

علاوه براین، هجوم اتباع ایران برای گرفتن پناهندگی در کشورهای غربی که تا قبل از انقلاب امری بی سابقه بود، کشورهای اروپایی را وادار کرد تا لغو روادید را لغو و گرفتن ویزا را اجباری کنند. همین مساله ایرانیان را مجبور می کند برای گرفتن ویزا ترجمه مدارک متعددی از جمله اثبات تمکن مالی و وابستگی به کشور خود را ضمیمه درخواست ویزا کنند. چرخه ای پیچیده که راهی برای گشودنش نمی ماند. چون دولت ایران از اساس وجود پناهجویان را انکار میکند و آنها را ضد انقلاب و فراری خطاب میکند.

دولتهای پس از انقلاب ایران حتی دولت های اصلاحات و اعتدال هم هیچگاه تمایل جدی برای مذاکره مستقیم با کشورهای بزرگ و ایجاد تسهیلات برای سفر ایرانیان پناهنده به کشورشان نشان ندادند.

برای نخستین بار در جریان مناظره های انتخاباتی بین محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی بود که پای ارزش گذرنامه ایرانی هم وسط کشیده شد و آقای موسوی قول داد در صورت پیروزی، برای بالابردن اعتبار بین المللی گذرنامه ایرانی تلاش کند. آقای موسوی به حبس خانگی رفت و در انتخابات بعدی این قول دوباره توسط حسن روحانی هم تکرار شد و او قول داد تا «احترام» را به گذرنامه ایرانی را بازگرداند. انتظاری که همچنان پابرجاست.