چرا تيراژ نشريات در ايران 'اسرار مگو' محسوب می‌شود

رواج اینترنت، کامپیوترهای شخصی و تبلت‌ها، تورق و خواندن اخبار روز، گزارش‌ها و مقالات در روزنامه‌ها و مجله‌ها به دنیای مجازی منتقل شد و این امر به شدت از فروش نسخه‌های چاپی کاسته است.

با این وجود مطبوعات سنتی در ایران با آن که صاحب وبسایت هم هستند، اما دنیای "آنلاین" را چندان جدی نمی‌گیرند و معمولاً همان اخبار و مطالب روزنامه یا مجله را روی سایت‌شان منتشر می‌کنند. به عبارت دیگر، دنیای مطبوعات ایران هنوز به شکلی نسبتاً سنتی در این جاده پر دست انداز به راهش ادامه می‌دهد.

چندی پیش وقتی از مدیر مسئول یکی از نشریات تخصصی ایران تیراژ مجله‌‌ای که منتشر می‌کند را پرسیدم، او رقم بسیار بالایی عنوان کرد که مایۀ مسرت خاطر بود. با این که خوشحال بودم یک نشریه تخصصی چنین تیراژ قابل اعتنایی دارد، اما کمی با یک جستجوی ساده دریافتم که مهم‌ترین مجله انگلیسی زبان در همان رشته تخصصی، تیراژی کم‌تر از تیراژ ادعایی آن مجله ایرانی دارد. آن‌هم در حالی که مجله انگلیسی زبان مذکور که هشتاد سالی قدمت دارد تقریباً در سراسر دنیا در دسترس است. تازه اگر نخواهیم یادآور شویم که تعداد خواننده‌های انگلیسی زبان به مراتب بیش‌تر از خوانندگان فارسی‌زبان است.

می‌شود حدس زد که تیراژ واقعی نشریه ایرانی در برخوردی خوش‌بینانه باید چیزی حدود نصف رقم ادعا شده باشد. این مسأله باعث شد تا یک بار دیگر متوجه اوضاع پیچیده مطبوعات ایران و پنهان نگه داشتن یا بعضاً تحریف رقم واقعی تیراژ آن‌ها شوم.

تیراژ نشریات و روزنامه‌ها اصلی‌ترین ملاک تشخیص هویت و کارایی آن‌هاست. گرچه همیشه تیراژ بالا نشانه کیفیت و اعتبار مطالب منتشر شده نیست، ولی شاید اولین پرسشی که در مواجهه با یک نشریه برای سنجش عیار و جایگاهش به ذهن می‌آید، تعداد مخاطبان آن و میزان فروش تک نسخه در بازار پر رقابت مطبوعات است.

حق نشر عکس Getty
Image caption به خاطر حساسیت موضوع تیراژ نشریات در غرب معمولاً به راحتی در دسترس است و بعضی از آن‌ها این اطلاعات را در صفحه اول یا آخر جریده‌شان منتشر می‌کنند. به علاوه در بیش‌تر کشورهای جهان سازمانی منشعب از فدراسیون بین‌المللی نظارت بر تیراژ مطبوعات فعال است که کارش نظارت بر آمار دقیق و واقعی تیراژ نشریات است.

راز بقا و تداومِ حیات حرفه‌ای یک نشریه را میزان فروش آن و آگهی‌هایش تعیین می‌کند. از آن طرف حجم و تعرفه آگهی و میزان اشتیاق اسپانسرها برای همراهی با یک نشریه را هم همین رقم تیراژ تعیین خواهد کرد.

بنابراین مسأله تیراژ پیوندی مستقیم با میزان کسب درآمد نشریه و اعتبار حرفه‌ای آن دارد. همان‌طور که از چشم‌انداز قانونی سن یک شخص اهمیتی ویژه دارد و او را صاحب حقوقی خاص و متناسب با سن واقعی‌اش می‌کند، تیراژ نشریات نیز چنین کاربردی دارند و به همین خاطر صحت آن اهمیتی ویژه پیدا می‌کند.

به خاطر حساسیت موضوع تیراژ نشریات در غرب معمولاً به راحتی در دسترس است و بعضی از آن‌ها این اطلاعات را در صفحه اول یا آخر جریده‌شان منتشر می‌کنند. به علاوه در بیش‌تر کشورهای جهان سازمانی منشعب از فدراسیون بین‌المللی نظارت بر تیراژ مطبوعات (Audit Bureau of Circulations) فعال است که کارش نظارت بر آمار دقیق و واقعی تیراژ نشریات است. مثلاً شعبه بریتانیایی این سازمان که از سال ۱۹۳۱ فعالیت‌اش را آغاز کرده اطلاعات دقیق و قابل اعتماد دربارۀ تیراژ نشریات را در اختیار آن دسته شرکت‌های تجاری قرار می‌دهد که مایل به دادن آگهی به آن نشریه هستند.

اگر به مثال سن واقعی اشخاص برگردیم، تحریف تیراژ مثل این است که یک نوجوان ۱۵ ساله و زیر سن قانونی خودش را ۲۰ ساله معرفی کند و با این جعل هویت بخواهد در فروشگاه تنباکو یا الکل خریداری کند، عملی که قابل پیگرد قانونی است.

اما ساز و کار نشر و توزیع مطبوعات در ایران مانند خیلی موضوعات دیگر مرتبط با آن از شکل طبیعی خارج شده و به همین دلیل اطلاعات و آماری ساده‌ای که در همه جای دنیا با مراجعه به صفحه اول نشریات قابل دسترس است، در ایران به موضوعی رازآلود، مخفی و غیر قابل دسترس و جزو اسرار مگو درآمده است.

این پنهان‌کاری دلایل مختلفی دارد و ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی متفاوتی در آن دخیل است. از دیر باز، طبق یک سنت خاص ایرانی، پنهان نگاه داشتن میزان واقعی مال و ثروت و دارایی‌های منقول و غیر منقول امری رایج بوده است. ایرانیان پرسش درباره میزان درآمد، حقوق و دارایی دیگران را ناپسند می‌دانند و از پرسیدن و جواب‌دادنش ابا دارند.

Image caption مدیران و متولیان دولتی و خصوصی نشریات ایران که همواره در محدود نگه داشتن و کوچک کردن دستمزد و گردش مالی نیروهای فنی، فکری و قلم به دستان کوشیده‌اند، با اعلام نکردن تیراژ همواره سعی می‌کنند راه را برای چنین ادعا و تقاضاهایی از سوی نویسندگان ببندند.

این شکل از رازداری به مرور به حیطه کسب و کار و عرصه‌های اجتماعی هم سرایت کرده است. در حالی که دنیای مطبوعات همیشه مترادف با شفافیت و کشف و انتقال حقیقت بوده، در عمل، مطبوعات ایران فارغ از موضوع و یا جهت‌گیری‌های سیاسی‌شان یکی از بخش‌های مهم هویت خود، یعنی تیراژ، را پنهان می‌کنند.

اگر رقابت حرفه‌ای ناسالم به بزرگ‌تر کردن نرخ واقعی تیراژ منجر می‌شود، مسائل مالیاتی می‌‌تواند تلاش متعاقبی را برای پایین جلوه دادن این نرخ باعث شود. اما به جز این نگرانی‌های مختلف دیگری هم در این پنهان‌کاری دخیل است که در این جا به بعضی‌هایشان اشاره می‌شود:

افزایش آگهی

این شاید دلیل کلیدی تحریف آمار تیراژ مطبوعات باشد. مطبوعات ایرانی همواره با مخفی نگه داشتن تک فروشی و تعداد نسخه‌های منتشره سعی دارند در بازار رقابت باقی بمانند. اغلب نشریات ایران برای جلب نظر آگهی دهنده و اسپانسر، ارقام بعضاً غیر واقعی را به عنوان تیراژ و تعداد مخاطب عنوان می‌کنند و ناآشنایی صاحبان کالا و محصولات و خدمات دیگر از ساز و کار حرفه مطبوعات باعث می‌شود که این آمار تحریف شده را باور کنند.

در بعضی موارد می‌شود گفت که واسطه‌های بین شرکت‌های تجاری و مطبوعات از آمار واقعی تیراژ خبر دارند. اما منافع شخصی طرف‌های معامله ایجاب می‌کند که این آمار به مراتب بالاتر از نرخ واقعی‌اش اعلام شود.

سوبسید

موضوع دیگری که در پنهان‌ کردن تیراژ نشریات ایران اهمیت کلیدی دارد، سوبسیدها و کمک‌های دولتی است که به نشریات تعلق می‌گیرد. همه ساله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخشی از هزینه کاغذ و مواد مصرفی دیگر امر چاپ و نشر را برای کمک به نشریات به صورت رایگان در اختیارشان قرار می‌دهد و این کمک بلاعوض مشخصاً تابعی از تیراژ هر نشریه است. به همین دلیل است که با مخفی‌کاری در اعلام این رقم می‌شود از تسهیلات بیش‌تری استفاده کرد.

پایین نگه‌داشتن حق‌التحریر

رونق نشریات به واسطه تیراژ بالا باعث می‌شود که همکاران و نویسندگان یک روزنامه یا مجله هم سهم طبیعی خود را در این رونق و اعتبار و افزایش مخاطب طلب کنند. اعتبار هر روزنامه و مجله‌ای به طور مشخص مدیون کسانی است که با مطالب و عکس‌هایشان این صفحات را پر می‌کنند.

Image caption بعضی از روزنامه‌ها و مجلات ایران با سرمایه‌های دولتی منتشر می‌شوند که نه در آن‌ها نگرانی برای جلب آگهی وجود دارد و فشاری برای بالا بردن تیراژ. گردانندگان و نویسندگان نشریات دولتی فارغ از آمار فروش حقوق ثابت ماهانه‌شان را دریافت می‌کنند. در این نشریات نگرانی‌های ایدئولوژیکی بر نگرانی‌های اقتصادی می‌چربد.

مدیران و متولیان دولتی و خصوصی نشریات ایران که همواره در محدود نگه داشتن و کوچک کردن دستمزد و گردش مالی نیروهای فنی، فکری و قلم به دستان کوشیده‌اند، با اعلام نکردن تیراژ همواره سعی می‌کنند راه را برای چنین ادعا و تقاضاهایی از سوی نویسندگان ببندند. دستمزد و حق التحریر مطبوعات در ایران متأسفانه هرگز تابعی از اوضاع اقتصادی و نرخ تورم نبوده است و در بیش‌تر نشریات دیواربلندی بین تحریریه و بخش مالی و ارقام حقیقی درآمدهای آن نشریه کشیده است. در خیلی از موارد دیده شده است که نویسندگانی که برای سال‌های مدید در یک نشریه فعال بوده‌اند هنوز رقم واقعی تیراژ آن را نمی‌دانند.

نرفتن زیر ذره‌بین

نکته دیگر این‌که در اوضاع ملتهب سیاسی و اجتماعی ایران، رونق و تیراژ بالای مطبوعات می‌تواند بالقوه دردسرآفرین باشد و باعث تشدید توجه و تمرکز نهادهای امنیتی و حکومتی روی یک نشریه پرتیراژ شود و به زبان ساده آن نشریه "زیر ذره‌بین قرار بگیرد". در این حالت امکان انتشار خیلی حرف‌ها و موضوعات از آن‌ها گرفته خواهد شد و با کوچک‌ترین "خطای مطبوعاتی" ممکن است سرنوشت نشریه‌شان به مخاطره بیافتد. با این وجود نمی‌شود کتمان کرد که محبوبیت نشریات را بدون دانستن تیراژ آن‌ها هم می‌شود حدس زد و گفتگو پیرامون آن نشریه در صحنه اجتماعی و رونق فروش‌اش در کیوسک‌های مطبوعاتی خود می‌تواند به طور نسبی هر کسی را متوجه این مسأله کند که کدام روزنامه‌ها و مجله‌ها بیش‌تر خوانده می‌شوند.

پیچیدگی‌های دیگر

بعضی از روزنامه‌ها و مجلات ایران با سرمایه‌های دولتی منتشر می‌شوند که نه در آن‌ها نگرانی برای جلب آگهی وجود دارد و فشاری برای بالا بردن تیراژ. گردانندگان و نویسندگان نشریات دولتی فارغ از آمار فروش حقوق ثابت ماهانه‌شان را دریافت می‌کنند. در این نشریات نگرانی‌های ایدئولوژیکی بر نگرانی‌های اقتصادی می‌چربد.

در این حالت چون پول دولت درکار است یک نشریه می‌تواند در تعدادی به مراتب بیش‌تر از ظرفیت حقیقی فروشش منتشر شود. حالا کیست که تعداد "برگشتی"ها (نسخه‌های فروش نرفته که به دفتر نشریه برگردانده می‌شوند) را پیدا کند؟

برای بسیاری از مطبوعات ایران شوک افت شدید فروش‌شان هنوز پشت سر گذاشته نشده است. اما در این اوضاع کارکرد اصلی پنهان نگه داشتن تیراژ این است که از دو سو می‌شود واقعیت را به شکل مطلوب تغییر داد؛ هر گاه نیاز به رقابت برای برتری جویی در کار باشد، رقم واقعی به سمت بالا تغییر پیدا می‌کند و هر زمان نیاز ایجاب کند، این آمار به صورت حداقل ارائه می‌شود.