سلما؛ نقطه‌ عطف برای مهار آب‌های افغانستان

امروز بهره‌ برداری از بزرگترین پروژه‌ زیربنایی افغانستان، 'بند سلما' عملا آغاز شد. این بند که به نام "بند دوستی افغان-هند" نیز مسما است، نزد مردم افغانستان به نماد خودکفایی و آغاز روند توسعه زیربناها در کشور مبدل شده است.

بند (سد) 'سلما' که به منظور آبیاری و تولید انرژی ساخته شده، با ۱۰۷ متر ارتفاع و ۵۵۰ متر طول، ظرفیت ذخیره ۶۴۰ میلیون متر مکعب آب را در ساحه‌ آبگیر پشت بند دارد.

این پروژه علاوه بر ظرفیت تولید ۴۲ مگاوات انرژی برق، در حدود ۸۰ هزار هکتار زمین زراعتی را در مناطق پایین دست بند سیرآب خواهد نمود.

هزینه این پروژه که به حدود ۳۰۰ میلیون دلار می‌رسد، از سوی دولت هند تامین شده است.

حق نشر عکس AFP

سلما؛ پروژه‌ای که بیش از ۴۰ سال طول کشید

نخستین مطالعات فنی برای اعمار بند مذکور، درست چهل و شش سال قبل از امروز (سال ۱۳۳۹ هجری شمسی) صورت پذیرفت و در آن زمان نیز شرکت هندی واپکوس مسئولیت اجرایی پروژه را برعهده داشت.

تا سال ۱۳۵۹ مطالعات فنی پروژه‌ کاملاٌ تکمیل شد و ۲۵ درصد از کار ساختمانی بند مذکور نیز به پایه اکمال رسیده بود.

جنگ‌های داخلی و نابسامانی‌های امنیتی و سیاسی پس از ۱۳۴۰ در افغانستان باعث شد که کار پروژه متوقف شده و حتی بسیاری از تاسیسات احداث‌ شده در بند، به شمول ۷۴ واحد مسکونی آن، تا اندازه زیادی تخریب شد.

بعد از سقوط نظام طالبانی و آغاز بکار دولت جدید، کار بر روی تجدید مطالعات فنی، اصلاح طرح و اعمار ساختمان بند سلما در سال ۱۳۸۴ دوباره آغاز شد.

طبق برآوردهای اولیه، انتظار می‌رفت که بند مذکور تا پایان سال ۱۳۸۸ به بهره‌برداری سپرده شود؛ اما عملاٌ ۱۰ سال را در برگرفت تا پروسۀ آب‌گیری آغاز شده و با جاری ساختن انرژی تولید شده از دو توربین بند سلما به شبکه برق هرات، مردم به عملی‌شدن این پروژه‌ ملی امیدوار شدند.

از آن‌ جایی‌که که بند سلما بر روی رودخانه هریرود اعمار شده و این رودخانه یک منبع آبی مشترک بین افغانستان و همسایگان غربی‌اش (ایران و ترکمنستان) است، پروژه‌ مذکور در دولت قبلی همیشه دست‌خوش زیاده‌خواهی‌های بیرونی و محافظه‌کاری‌های داخلی بوده و اکثرا ملاحظات سیاسی بر منافع ملی در جریان تطبیق پروژه ترجیح داده می‌شد.

این امر در کنار سایر چالش‌های مالی، فنی، لجیستکی و امنیتی دلیلی بود بر طولانی‌شدن روند تکمیل پروژه‌، و بهره‌برداری از این پروژه‌ی ملی را به یک رویا برای مردم افغانستان مبدل ساخته بود.

حق نشر عکس EPA

سلما؛ نقطه‌ عطف برای مهار آب‌های افغانستان

افغانستان دارای منابع آب جاری و زیر زمینی سرشار می‌باشد که طبیعت کوهستانی این کشور برایش بخشیده است. برمبنای آمار ارائه‌شده در یکی از مطالعات انستیتو بین‌المللی مدیریت آب، افغانستان دارای ۵۵ میلیارد مترمکعب آب جاری و ۲۰ میلیارد مترمکعب آب‌های زیرزمینی در سال است. این مقدار آب با در نظرداشت جمعیت فعلی افغانستان و نیازهای انکشافی کشور، میزان قابل توجهی می‌باشد که در صورت مدیریت موثر، می‌تواند محرکی برای انکشاف بخش زراعت و عاملی برای تسریع روند مصونیت انرژی در افغانستان باشد. اکثر رودخانه‌های بزرگ کشور در حوزه‌های آبی مشترک با همسایگان افغانستان قرار گرفته اند که بهره‌برداری و مدیریت این آب‌ها نیاز به همکاری و هماهنگی مشترکِ دوجانبه و چندجانبه دارد.

در چهار حوزۀ بزرگ آبی کشور - حوزۀ آمو دریا، حوزۀ آبی کابل، حوزۀ آبی هلمند و حوزۀ آبی هریرود -مرغاب - رودخانه‌های فرامرزی موقعیت دارد که دامنه آنها به کشورهای همسایه‌ افغانستان امتداد پیدا کرده است. از این رو، توجه به منافع اشتراکی در امر توزیع آب و جلوگیری از تنش‌های منطقه‌ای باعث شده تا پروسه طرح یک استراتژی جامع به منظور استفاده حداکثری از منابع آبی افغانستان به کندی مواجه گردد. امروزه با رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی و نیاز پروسه‌ انکشافی کشورها به آب، این ماده حیاتی به یک منبع با ارزش مبدل شده و مدیریت منابع آبی مشترک از چالش‌های اصلی کشورها و جامعه بین‌الملل به حساب می‌آید.

دهه‌ گذشته (۲۰۰۵-۲۰۱۵) از سوی سازمان ملل به نام دهه‌ عمل (آب برای حیات) نام‌گذاری شده بود که غالبا کشورهای رو به‌ انکشاف در راستای مدیریت موثر آب‌های داخلی و فرامرزی‌شان کمک‌های فنی و مالی را دریافت نمودند. هم‌چنین دهه‌ی پیش‌رو (۲۰۱۶-۲۰۲۵) نیز از سوی سازمان ملل "دهه‌ آب برای انکشاف پایدار" نام‌گذاری شده است.

تشدید تلاش‌های بین‌المللی بعد از آغاز قرن‌ بیست‌ویکم در راستای مدیریت اشتراکی منابع آبی و استفاده موثر از آن در آبیاری، صنعت و مصارف داخلی نشان می‌دهد که کم کم منابع آب شیرین به یک کالای اقتصادی در جهان مبدل شده و در صورت عدم هماهنگی و مدیریت مشترک آب‌های فرامرزی، مناقشه بین دولت‌ها اجتناب‌ناپذیر است.

به نظر می‌رسد که حکومت افغانستان نیز با درک صحیح از پتانسیل نهفته در آب‌های افغانستان و هم‌چنین حساسیت‌های منطقه‌ای، پلان مدون میان‌مدت و درازمدتی را برای اعمار بندهای آب‌گردان در سراسر کشور و مهار آب‌های افغانستان طرح نموده است. در حال حاضر علاوه بر بهره‌برداری از بند سلما، حکومت مصمم است که در میان‌مدت کار بندهایی همچون کمال‌خان، شاه‌عبدالله، شورابه، دهنه، تنگۀ شادیان، خان‌آباد، بخش‌آباد و دیگر بندها با مقیاس بزرگ، متوسط و کوچک را در حوزه‌های مختلف آبی کشور به پایه اکمال برساند؛ تا فرآیند مهار آب‌های جاری افغانستان جنبه عملی را به خود گیرد.

اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان در سفر اخیر خود به ایران به آیت‌الله خامنه‌ای و حسن روحانی، همتای ایرانی‌اش، اطمینان داده است که جهت حل و فصل بحران آب بین دو کشور یک کمیته کاری مشترک را تشکیل دهد، اما در عین حال اذعان داشته که آب‌های افغانستان بر اساس قوانین بین‌المللی و حق‌آبه اصلی افغان‌ها مدیریت خواهد شد.

حق نشر عکس AFP

گام نخست حکومت به سمت استقلال انرژی

بهره‌برداری از بند سلما به عنوان اولین بند بزرگ اعمار شده در جریان ۱۵ سال اخیر به مردم افغانستان این نوید را می‌دهد که کشورشان ظرفیت و توانایی تامین مصونیت انرژی ساکنینش را به خوبی دارا می‌باشد. در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد برق عرضه‌شده در افغانستان از کشورهای همسایه وارد می‌گردد و تنها ۱۰ درصد تقاضای مردم را منابع داخلی به شمول منابع برق آبی و حرارتی مرفوع می‌سازند. این در حالیست که مطابق به گزارش ارزیابی ملی آسیب‌پذیری و خطر (NRVA-۲۰۱۲)، تنها ۶۹ درصد از مردم افغانستان یا به برق عرضه‌شده توسط دولت و یا به برق تولیدی توسط خودشان دسترسی دارند.

همچنین مسئولین شرکت برشنا (شرکت عرضه‌کننده برق در افغانستان) تایید می‌کنند که سالانه در حدود ۲۲۰ میلیون دلار آمریکایی از کشور به منظور خرید برق خارج می‌گردد. با درنظرداشت حد اوسط میزان مصرف انرژی سرانه در سال مطابق به آمار ارائه‌شده در گزارش اطلاعات‌نامه‌ جهان سازمان سیا (۲۰۱۴)، که بیش از ۵ کیلووات بر ساعت(KWh) تخمین گردیده، نیاز افغانستان به انرژی برق با توجه به میزان فعلی جمعیت‌ در حدود ۱۹هزار مگاوات می‌باشد. این رقم بسیار بالاتر از میزانی است که شرکت برشنا از نیاز فعلی افغانستان به انرژی (۳۰۰۰-۵۰۰۰ مگاوات) ارائه نموده است.

البته در برآورد اولی، نیاز افغانستان به مثابه‌ کشوری با استانداردهای مشابه به کشورهای تقریبا انکشاف‌یافته تخمین گردیده است. با توجه به ارقام ارائه‌شده در بالا درمی‌یابیم که افغانستان تنها با شکوفایی ظرفیت‌اش در تولید انرژی آبی (۲۳هزار مگاوات) و بدون درنظرداشت ظرفیت‌اش در تولید انرژی آفتابی (۲۲۰هزار مگاوات)، انرژی بادی (۶۶هزار مگاوات) و دیگر منابع تجدیدپذیر، می‌تواند که تا چندین دهۀ آینده نیاز داخلی به انرژی را به کلی مرفوع ساخته و حتی خود را به یکی از صادرکنندگان انرژی در منطقه مبدل سازد. همین ظرفیت بلند تولید انرژی در افغانستان، مسئولین حکومت وحدت ملی را مصمم نموده تا با جذب کمک‌های مالی و فنی کشورهای کمک‌کننده، افغانستان را تا یک دهه‌ی آینده به استقلال انرژی برسانند. بند سلما به عنوان نقطه شروع یک راه پرپیچ وخم برای حصول این هدف جاه‌طلبانه است؛ اما کار فعلی بر روی بندهای آب‌گردان در کشور این مطلب را می‌رساند که با جدیدیت بیشتر مسئولین حکومتی، این هدف دور از دسترس نخواهد بود.

حق نشر عکس AFP

تاثیرات مثبت بند سلما

۴۲ مگاوات برق تولیدی از سه توربین بند سلما در حدود ۴۰ هزار خانوار را تحت پوشش خود قرار خواهد داد و همچنین از آب ذخیره شده در کاسه‌ بند، در حدود ۵۰ هزار زارع در ولسوالی‌ها/شهرستان‌های پایین‌دست بند (چشت‌شریف، اوبه، کرخ، گذره و تا حدی انجیل) مستفید می‌شوند. بدون شک، یکی از مصارف قابل‌ ملاحظه در سیستم زراعتی افغانستان، کمبود آب است که این امر مصارف کشت و تولید محصول را برای زراع بالا برده و از درآمد حاصله از فعالیت اقتصادی مربوطه خواهد کاست.

در گذشته به دلیل جریان نامنظم آب در دریای هریرود، زارعین پایین‌دست بند سلما در بیشتر مواقع سال از آب‌های زیرزمینی برای آبیاری استفاده می‌کردند، که این امر از یک سو مصارف تولید انرژی برای استخراج آب را بر زارع تحمیل می‌نمود و از سویی دیگر استفاده بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، مشکلات محیط‌زیستی را به بار می‌آورد.

هم‌چنین انتظار می‌رود که با تولید انرژی در بند سلما، شهرک صنعتی هرات به یک منبع انرژی پایدار و داخلی دسترسی پیدا نماید تا در مواقعی که جریان برق وارداتی ولایت/استان هرات با سکتگی مواجه می‌شود، صنعت‌کاران هراتی از این جهت متضرر نگردند. علاوه بر تاثیرات مستقیم که بند سلما بر روی اقتصاد محلی خواهد گذاشت، تاثیرات غیرمستقیم‌اش بر اقتصاد ملی نیز غیرقابل انکار است.

متاسفانه در ۱۵سال گذشته، عدم تطبیق پروژه‌های زیربنایی بزرگ در افغانستان، فقدان اعتماد ملی به روند انکشافی کشور را به بار آورده و بالای فضای سرمایه‌گذاری تاثیرات منفی خود را گذاشته بود. از این رو، آغاز بهره‌برداری از بند سلما به حیث بزرگترین پروژه‌ زیربنایی افغانستان در جریان پانزده سال گذشته، می‌تواند روحی تازه به روند انکشافی کشور بخشیده و متشبثین اقتصادی را به آینده‌ سرمایه‌گذاری در افغانستان امیدوار سازد.