به روز شده:  16:50 گرينويچ - چهارشنبه 13 مه 2009 - 23 اردیبهشت 1388

اقتصاد ایران: فاصله فقیر و غنی

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

تازه ترین نسخه "فلش" اینجا قابل دریافت است

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

چهار سال پیش در یک کنفرانس خبری در پارکینگ ساختمانی درغرب تهران، محمود احمدی نژاد به رای دهندگان قول داد پول نفت را بر سر سفره آنها بیاورد. او گفت ثروت را از نو توزیع خواهد کرد.

کفه ترازوی ثروت قرار بود به نفع فقرا سنگین شود. دولت آقای احمدی نژاد در این مدت پول زیادی به اشکال مختلف بین اقشار ضعیف جامعه ایران توزیع کرد، اما گویا رفاه سایه ای است که فقرا به دنبالش می دوند، ولی هیچ گاه به آن نمی رسند.

درآمدهای نفتی ایران در چهار سال گذشته در سی سال اخیر بی سابقه بوده است. گزارش های رسمی نشان می دهد ایران در این مدت بالغ بر ۲۱۲ میلیارد دلار نفت فروخته است. سوال اینجاست: این ثروت اکنون بر سرکدام سفره است؟

بخشی از این دلارهای نفتی به اقتصاد ایران تزریق شد، اما آن طور که کارشناسان می گویند بدون حساب و کتاب. مشکل هم گویا همین جاست: حجم نقدینگی طی چهار سال از ۶۰ میلیارد دلار به ۱۶۰ میلیارد دلار رسید.

میلیون ها میلیون وام کم بهره برای جوانان، برای ازدواج، مسکن و کمک خرید همه داستان نیست. بخش دیگری از دلارهای نفتی در رقم های کلان به طرح های صنعتی و آنچه که بنگاه های زودبازده خوانده می شد رسید.

بر اساس گزارش ها بسیاری از این طرح ها هیچ گاه اجرایی نشد، و نزدیک به 40 درصد وام های یاد شده از بازار واسطه گری سر درآورد. اکنون وام گرفتگان ۳۸ میلیارد دلار به بانک ها بدهکارند و رقبتی هم به بازپرداخت این پول ها ندارند.

تبلیغات انتخاباتی

احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی از آوردن پول نفت به سفره مردم گفته بود

می گویند بیشتر این پول ها وارد بازار مسکن شد، چون سودده ترین این طرح ها هم به گرد پای سود ساختمان سازی نمی رسید.

قیمت مسکن مثل طبقات برج ها بالا رفت. تورم هم همین طور.

تورم و بی کاری، بلای جان اقتصاد ایران

در پایان دوره محمد خاتمی تورم در ایران ۱۰.۴ درصد بود. این رقم اکنون به ۲۵ درصد رسیده که در ۱۳ سال اخیر بی سابقه است.

نرخ رسمی بیکاری هم که در زمان دولت سابق به ۱۲ درصد رسیده بود، در سال های اول دولت آقای احمدی نژاد کاهش یافت ولی اکنون دوباره به بالای 12 درصد رسیده است.

در طی چهار سال، دولت آقای احمدی نژاد ۳ رییس در بانک مرکزی و دو وزیر در وزارت اقتصاد داشت.

مدیرانی که از متحدان فکری آقای احمدی نزاد محسوب می شدند، پس از چندی یا اخراج می شدند یا با دلخوری او را ترک می کردند. کارشناسان می گویند بی برنامگی و سیاست های عوام پسند، به اقتصاد ایران صدمه زده است.

بحران جهانی

اما ضربه کاری تر را بحران مالی جهانی به اقتصاد ایران زد. قیمت نفت، کالایی که منبع درآمد اصلی ایران است طی سه ماه از ۱۴۰ دلار به ۴۰ دلار سقوط کرد.

شاخص بورس تهران با افت و خیز های بسیار، اکنون حول و حوش ۸ هزار واحد است. چهار سال پیش، این رقم حدود ۱۲ هزار واحد بود. کار به جایی رسید که ارایه جذاب ترین دارایی های دولتی از جمله یک بانک بزرگ و ده ها شرکت صنعتی و معدنی در بورس، مشتری چندانی در بخش خصوصی پیدا نکرد.

مسئولان ایرانی اول هرگونه تاثیر بحران جهانی اقتصاد را بر کشور خود انکار کردند. بعد هم گفتند که با نفت هشت دلاری هم می توانند ایران را اداره کنند. اما طولی نکشید که واقعیت چهره خود را نشان داد.

شاخص بورس تهران با افت و خیز های بسیار، اکنون حول و حوش ۸ هزار واحد است. چهار سال پیش، این رقم حدود ۱۲ هزار واحد بود.

کار به جایی رسید که عرضه جذاب ترین دارایی های دولتی از جمله یک بانک بزرگ و ده ها شرکت صنعتی و معدنی در بورس، مشتری چندانی در بخش خصوصی پیدا نکرد.

سال گذشته دولت نتوانست حتی نیمی از درآمدهای پیش بینی شده از منبع خصوصی سازی را محقق کند.

علی رغم همه آن درآمدهای کلان نفتی که یا باید در طرح های عمرانی سرمایه گذاری می شد یا به صندوق ذخیره ارزی می رفت، حال دولت می گوید امسال حداقل ۱۱ میلیارد دلار کسری بودجه دارد. البته کارشناسان این رقم را خیلی بیشتر تخمین می زنند.

کاهش درآمدهای نفتی، کسری بودجه، خصوصی سازی بی رمق، افزایش بیکاری و کاهش تولید داخلی بر اقتصاد ایران سایه افکنده است.

شاید درس اقتصادی در وضع موجود این باشد که توزیع پول لزوما به توزیع ثروت نمی انجامد.


BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.