پایان رویای یورو؟

یورو و دلار
Image caption بدنبال بحران مالی برخی کشورهای اروپایی نظیر یونان ارزش یورو به شدت افت کرده است

با ادامه بحران مالی منطقه یورو، دیوید شوکمن، خبرنگار پیشین بی بی سی در اروپا، روزهای شاد ظهور یورو را به یاد می آورد:

یادآوری مکالمه ای خاص در یک تاکسی آنهم 22 سال پیش در آلمان شاید عجیب باشد.

اما ژوئن 1988 در هانوور بود که برای اولین بار متوجه شدم ایده ای که بسیار دور بنظر می رسید شاید به نتیجه ای برسد.

من نشست سران در اروپا را گزارش می کردم. مارگارت تاچر که نخست وزیر بریتانیا بود در این اجلاس حضور داشت و خوشحال نبود.

او در حین مصاحبه مثل اشعه لیزر به من خیره شد و چشم انداز هر نوع اتحاد اقتصادی و مالی را به کلی رد کرد.

در بریتانیا چنین ایده ای حتی قابل بحث نبود. این موضوع را با یک روزنامه نگار فرانسوی که با من در تاکسی بود مطرح کردم.

او به شدت طرفدار ایجاد یک واحد پولی جدید در اروپا بود. همان حرفهایی که دیگران می گفتند را تکرار کرد: این چیزی است ما باید و خواهیم داشت.

نگاهش تمسخر و تحکم داشت.

اما او درست می گفت. سه سال بعد پیمان ماستریخت برنامه نظام ارزی واحد را تنظیم کرد.

و بعد در اول مارس 1998 ضرب الاجل ارسال درخواستها برای پیوستن به یورو فرا رسید و من با کمال تعجب دیدم کشورها یکی پس از دیگری مدارک خود را تسلیم کردند.

من در بروکسل مستقر و غرق در جزئیات مذاکرات بودم.

نظیر بسیاری دیگر گمان می کردم که تنها برخی کشورها حائز شرایط لازم باشند.

مقررات شدیدی وضع شده بود. کسر بودجه و بدهی ها باید کمتر از حد مشخصی می بود.

اما درخواست ایتالیا که بدهی اش بسیار بیشتر از حد تعیین شده بود، مورد قبول واقع شد.

بلژیک، اسپانیا و پرتغال هم همین وضعیت را داشتند، اما با ورود همگی به نحوی موافقت شد.

فرانسه متهم بود که برای احراز شرایط عضویت، آمارهای خود را دستکاری کرده و حتی آلمان که مهد ثبات محسوب می شود بدلیل نقل و انتقالات مشکوک ذخایر طلایش به چالش طلبیده شد.

تنها یونان بود که نتوانست از این سد بگذرد، اما حتی این کشور نیز 18 ماه بعد پذیرفته شد.

به یکی از کمیسرهای مسئول این بررسی ها گفتم که قوانین بطور جدی اجرا نشده است.

او گفت: "نه، اصلا." اگر بدهی های کشوری بیش از حد مجاز بوده اما این بدهی ها در حال کاهش بوده، درخواست آن کشور پذیرفته شده است.

و در این میان هسته های اختلافاتی که امروز می بینیم کاشته شد. این کشورها نه فقط یک ارز واحد، بلکه سیاستهای مالی واحدی نیز می بایست اتخاذ می کردند.

برای نمونه منطقه یورو باید از یک نرخ بهره تبعیت می کرد. اما از طرف دیگر نرخی که برای آلمان مناسب بود، برای پرتغال احتمالا مضر بود.

اتفاقا هنگامیکه درخواست پرتغال پذیرفته شد، من در لیسبون بودم و رعب و وحشتی که برخی از یورو داشتند را حس کردم.

در کوچه های گلی یک محله فقیر، کشیشی با کنار زدن آشغالها راه را برای بردن من به کلیسا باز می کرد.

فقر شدیدی اینجا حاکم بود. گویی در کشوری در حال توسعه بودیم.

این کشیش نگران بود که پیوستن به یورو ممکن بود شکاف فقیر و غنی را افزایش دهد و شرایط زندگی را وخیم تر کند.

اما در مقابل آلمانی ها چند ماه پیش از شروع کار یورو از از دست رفتن دویچه مارک ابراز ناراحتی و حتی عصبانیت می کردند.

از نگاه آنها نماد موفقیت بعد از جنگ اکنون در خدمت کشورهای ولخرج مدیترانه بود. نگرانی ای که امروز بسیار بلندتر به گوش می رسد.

رویای ثبات

در بریتانیا که هنوز در حال بررسی پیوستن به یورو بود، نگرانی از مالیات های جدید مطرح بود.

همه اینها برای مردم شگفت انگیز بود. اما واقعیت این است که چهارچوب این ایده از مدتها قبل تنظیم شده بود.

من آن را در یک بعد از ظهر بارانی و در یک کتابفروشی دست دوم در بروکسل پیدا کردم.

نام آن "ساخت اروپا" بود و در دهه 1960 توسط اولین رئیس کمیسیون اروپا، والتر هالستین، نوشته شد.

از نگاه او هدف بسی فراتر از یک واحد پول مشترک بود.

مقصد نهایی یک اتحاد سیاسی بود که به جای یک بازی مخوف بدنبال بهبود کیفیت زندگی شهروندان منطقه ای بود که روزگاری از جنگ آسیب دیده بود.

از این منظر یورو نخستین پله اروپایی صلح جو بود.

آقای هالستین در 1999 و در شب سال نو درگذشت، اما او اگر زنده می ماند از دیدن بالونهای آبی و طلایی (رنگ های اتحادیه اروپا) که آسمان خاکستری بروکسل را فرا گرفته بود لذت می برد.

یک صفحه الکترونیکی نرخ ارزهای خارجی در مقابل یورو را نشان می داد.

شامپاینها باز شد. و عالی ترین مقام کمیسیون اروپا در حالیکه احساساتی شده بود به من گفت که هرگز ایمان به این پروژه را از دست نداد.

اما آن روز سوالهای بسیاری گم شد: "اگر یونان به ورطه سقوط اقتصادی بیافتد چه می شود؟ آلمانی ها چقدر بخشنده هستند؟"

و از همه مهمتر اینکه: "چگونه می توانید یک واحد پولی مشترک داشته باشید اما هر کشوری امور مالیش را خود اداره کند؟"

این سوالها امروز دوباره مطرح شده است. یورو در زندگی کوتاه خود توفانهای زیادی را پشت سر گذاشته تا بتواند به یک واحد پولی پر معامله در دنیا تبدیل شود. اما هرگز با چنین چالش دشواری روبرو نشده است.

و من از خود می پرسم آیا همکار فرانسوی من آن روز در تاکسی هیچ فکر می کند کار به اینجا بکشد.

مطالب مرتبط