رکود چه شکلی است؟

در پاسخ به این سوال که رکود اقتصادی اخیر جهان چقدر بد بوده است، جواب های مختلفی می شنویم. یک پاسخ این است که "این بدترین رکود از زمان رکود اقتصادی دهه سی میلادی تا کنون است." و یک پاسخ هم این است که "راستش را بخواهید، خیلی هم بد نبوده."

این دو پاسخ کاملاًً با هم در تضاد است. چطور می شود پاسخ این سوال هم "بدترین رکود در بیشتر از هفتاد سال" باشد و هم " شاید خیلی هم بد نباشد."؟

شاید من از منابع عجیبی برای یافتن پاسخ این سوال استفاده کردم و فقط یکی از این دو پاسخ درست است. اما آنچه که در رکود اخیر واضح بود، کاهش سطح درآمد ناخالص داخلی یا GDP بود. رکود به طور رسمی در اقتصاد با تغییرات درآمد ناخالص داخلی تعریف می شود.

شاید این پاسخ های متضاد بیانگر این نکته باشد که تنها استفاده از این شاخص، همه آن اطلاعاتی را که ما برای تشخیص میزان بدی یک رکود لازم داریم به ما نمی دهد.

اما اگر این شاخص به تنهایی کافی نیست، باید دنبال چه شاخص های دیگری باشیم؟ و این شاخص های دیگر را باید چطور در کنار هم قرار دهیم تا تصویری بهتر به ما بدهد؟

یکی از این راه ها استفاده از "نمودار تارعنکبوتی رکود" است.

روش کار این نمودار چنین است (برای اعداد به جدول زیر مراجعه کنید): هر چه اندازه خط ها در این شبکه کوچکتر باشد، فشار رکود کمتر است و هر چه فاصله نقاط شکل در هر محور شبکه از مرکز بیشتر باشد، خسارت رکود اقتصادی بیشتر می شود.

این نمودار ترکیبی از شاخص های مختلف است. هر ترکیبی که به این ترتیب ترسیم شود اشکالات خود را هم دارد. یکی از اشکال ها این است که هر کدام از این شاخص ها چقدر "بد" هستند؟ آیا بدهی معوق شرکت ها به بدی بیکاری است؟ آیا بیکاری به بدی کاهش سطح درآمد ناخالص ملی است؟ مثلاً در این نمودار، من برای اینکه شاخص مصادره املاک توسط بانک، خود را نشان دهد، ناچار شدم مقیاس آن را در نمودار تغییر دهم.

مسئله دیگر این است که پیدا کردن شاخص های یکسانی که بشود اطلاعات مربوط به آن را برای ده ها سال پیدا کرد، کار آسانی نیست. انتخاب اطلاعات مربوط به چنین شاخص هایی هم مشکل است. آیا باید اوج میزان بیکاری را در نظر گرفت یا طول مدتی که بیکاری افزایش پیدا کرده است؟ آیا باید اطلاعات مربوط به بانک ها را هم به نوعی در این ارزیابی ها در نظر داشت؟ اصلاً اطلاعات چه دوره زمانی را باید انتخاب کرد؟

من برای این نمودار، نقطه اوج نرخ بیکاری هنگام رکود و بعد از آن در نظر گرفتم. اما در دهه هشتاد، این اطلاعات تا چند سال بعد از اینکه اقتصاد دوباره شروع به رشد کرد موجود نبود. در علم اقتصاد، بیکاری به عنوان یک شاخص تاخیری شناخته می شود، به این معنی که شاخص بیکاری بعد از ایجاد یک تحول در اقتصاد، تغییر می‌کند، البته برخی اقتصاد‌دان چنین تعریفی برای بیکاری را مورد شک قرار داده‌اند. تعیین نقطه‌ای که رکود اقتصادی، و همه تاثیرات منفی آن، به پایان رسیده است هم خود مسئله ای مورد بحث است.

سوال دیگر این است که آیا باید برای بررسی آسیب های رکود از شاخص های اجتماعی هم استفاده کرد یا نه؟ مثلاً آیا باید میزان اضطراب را هم در این نمودار قرار داد؟

یکی از مزایای استفاده از نمودار رکود این است که اگر فکر کنید لازم است شاخصی برای تعریف بیشتر موضوع لازم است، می‌توان آن را به راحتی اضافه کرد. شاید حتی بشود این نمودار را طوری ساخت که بشود همزمان چندین متغیر را برای بررسی انتخاب کرد.

در عین حال که یافتن پاسخ برای سوال‌هایی که در این مقاله عنوان شد می تواند بسیار سرگرم کننده باشد، اما تهیه و بررسی این اطلاعات کاری بسیار جدی است.

برای اینکه بدانیم نظرمان درباره رکود چیست، یک راه، استفاده از این نمودار است که به شکلی بصری، ساده و سریع تصویری از متغیرهای مختلف اقتصادی به ما می دهد و به ما کمک می کند تا روندی را بررسی کنیم.

مثلاً با نگاهی به این تصاویر، می شود فهمید که تاثیر رکود در دهه پیش بر شاخص های کلان اقتصاد نظیر درآمد ناخالص داخلی و استقراض دولتی زیاد بوده اما بر شاخص های خرد مانند درآمد خانوار ها تاثیر زیادی نداشته است.

بررسی رکود با این روش سوال مهم دیگری را هم پیش می کشد. اینکه وقتی که ما می گوییم وضع اقتصاد خراب است، واقعاً نگران خرابی کدام بخش اقتصاد هستیم؟

اطلاعات نمودار تارعنکبوتی رکود
کاهش درآمد ناخالص داخلی 4.6 2.5 6.4
بیکاری 11.9 10.7 8
استقراض بخش عمومی 4.8 7.7 11
مصادره املاک 2 4 5 * 2
کاهش درآمد خانوار 0.5 1.7- 1 -
ورشکستگی شرکت ها 1.25 3.85 2.1

شاخص ها استفاده شده: درصد تغییرات درآمد ناخالص داخلی از بالاترین تا پایینترین؛ حداکثر تعداد خانه هایی که بانک به عنوان بدهی معوق وام مسکن ضبط کرده است به نسبت وام های مسکن اعطا شده؛ حداکثر نرخ بیکاری در پایان سه ماه؛ حداکثر شرکت های ورشکسته در هر سال به نسبت شرکت های ثبت شده فعال، حداکثر استقراض بخش عمومی به نسبت درآمد ناخالص داخلی؛ بیشترین کاهش درآمد سرانه واقعی در هر سال

مطالب مرتبط