بانک مرکزی نمی‌تواند بازار ارز را کنترل کند یا نمی‌خواهد؟

احمدی نژاد و بهمنی حق نشر عکس BBC World Service

نزدیک به ده روز بعد از طوفانی شدن بازار ارز ایران و افزایش نرخ برابری ارزهای عمده در مقابل ریال، این پرسش برای بسیاری پیش آمده که چرا بانک مرکزی ایران و دولت هیچ اقدامی برای کنترل بازار انجام نمی دهند و ریال ایران در تب داغ بازار در حال آب شدن است.

آیا دولت و بانک مرکزی برخلاف آنچه می گویند، برنامه ای برای مقابله با بحران ارز ندارند یا آنطور که محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی می گوید این بانک برنامه هایی برای کنترل قیمت ارز دارد اما "به صلاح نیست" آن را اعلام کند.

ارزش دلار در بازار در سال جاری پنجاه درصد افزایش قیمت پیدا کرده که به معنی تنزل قابل توجهی در ارزش پول ملی جمهوری اسلامی است.

تا همین چند ماه پیش بانک مرکزی که یکی از بزرگترین وظایفش حفظ ارزش پول ملی است، می کوشید با ایجاد ثبات در بازار ارز، مانع از کاهش ارزش ریال شود اما در حال حاضر، مانند سایر مسئولین دولتی، در برابر سقوط ارزش ریال سکوت کرده و از اظهارنظر مشخص خودداری ورزیده است.

آیا سکوت دولت به معنی آن است که از این افزایش شدید بهای ارز خارجی خرسند است چون به این ترتیب، می تواند دلارهای نفتی را با قیمتی بسیار بالاتر از آنچه در بودجه پیش بینی شده بفروشد و زخم های کسری بودجه اش را با این پولها پانسمان کند؟

برخی کارشناسان می گویند که دولت برای تامین کسری بودجه سال جاری فقط در بخش یارانه ها به چنین پولهایی احتیاج دارد و حالا که می تواند هر دلار موجود خود را به جای مثلا یک هزارتومان در بازار به قیمت یک هزار و ششصد تومان بفروشند، چرا از این طریق، به کسب درآمد بیشتر مبادرت نکند؟

به خصوص که دولت به شدت از سوی مجلس و دیگر نهادهای نظارتی تحت فشار است که چرا ۱۵ هزار میلیارد تومان از پول بخش های دیگر را برای پرداخت یارانه نقدی هزینه کرده است و اکنون در ماههای پایانی سال بیش از هر وقت دیگری با مشکل تامین پول برای پرداخت یارانه های نقدی مواجه است.

این مشکل و مشکلات دیگری در بخش بودجه به خصوص پرداخت های پایان سال همواره دردسر آفرین بوده و در چنین وضعیتی، حتی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری هم ناگزیر شده حرف قبلی خود را فراموش کند که یکبار گفته بود ۹۰۰ تومان هم برای هر دلار بالاست و باید قیمت دلار پائین تر بیاید.

بانک مرکزی نخواستن یا نتوانستن

بانک مرکزی بزرگترین عرضه کننده ارز در بازار است و به همین دلیل هم نقشی انکار ناپذیر در تنظیم بازار ارز دارد اما در هفته گذشته هیچ اثری از این نقش ویژه دیده نشده است.

آیا بانک مرکزی نمی تواند تنش در بازار را کنترل کند یا نمی خواهد؟

با وجود نیازهای دولت و شرایط سیاسی و اقتصادی فعلی در داخل و خارج از ایران، بعید به نظر می رسد که بانک مرکزی و دولت بخواهند هزینه های سنگین افزایش قیمت ارز را در شرایطی که حلقه تحریم روز به روز تنگ تر می شود، بپذیرند.

بنابر این، پذیرفتن این نظر که بانک مرکزی نمی خواهد بازار را مهار کند، به خصوص با پیامدهای تورمی این افزایش قیمت، چندان منطقی به نظر نمی رسد و باید در پی دلایل ناتوانی بانک مرکزی در کنترل بازار ارز گشت.

شباهت های این روزها با دوران پرتلاطم بازار ارز در اوایل دهه هفتاد خورشیدی بسیار زیاد است اما نکته مهمی که این دوره را با آن زمان متفاوت می کند، قیمت بالای نفت در بازارهای جهانی و درآمد سرشار نفت است که دست دولت را برای هر کاری باز گذاشته است.

حق نشر عکس Mehr
Image caption ارزش دلار در بازار در سال جاری پنجاه درصد افزایش قیمت پیدا کرده و این به معنی از دست رفتن بیش از پیش ارزش ریال است.

حجم نقدینگی که شش سال و نیم پیش وقتی آقای احمدنژاد به قدرت رسید، حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان بود اکنون حدود چهارو نیم برابر شده است و این ۳۵۰ هزار میلیارد تومان مثل سیل به هر سمتی سرازیر می شود، خسارت فراوانی به جای می گذارد.

دولت برای کنترل این نقدینگی برنامه ای نداشته و حتی با کاهش سود سپرده های بانکی، صاحبان سرمایه ها را سرگردان تر و حتی تشویق کرده که از پولهایشان در بازار طلا و ارز استفاده کنند. در چنین شرایطی طبیعی است که سپرده گذاران حاضر نباشند پولشان را به بانک بدهند و سودی ۱۲ درصدی بگیرند در حالی که تورم ۲۰ درصد است.

علاوه براین، تیم آقای احمدی نژاد توزیع یارانه های نقدی را یکی از موفقیت های خود می داند در حالی که توزیع ۴۰ هزار میلیارد تومان پول نقد بین مردم، هم حجم نقدینگی را به شدت افزایش داده و هم آتش تورم را گذاخته تر کرده است.

در کنار این عوامل ریز و درشت، تحریم های بین المللی به خصوص تحریم بانک مرکزی ایران از سوی بریتانیا و آمریکا، بازار ارز را که از اول سال ناآرام بود، چنان به هم ریخته که حالا همه آرزوی بازگشت به همان دوران ناآرام چند هفته پیش را دارند.

در این آشفته بازار، شایعه استعفای محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی هم منتشر شده است که برخلاف پیشینیانش، طهماسب مظاهری و ابراهیم شیبانی، مدیری گوش به فرمان به حساب می آید و دستورات دولت آقای احمدی نژاد را مو به مو اجرا می کرده است.

در خبرها آمده است که آقای بهمنی حالا برای ادامه کار شرط گذاشته، و گفته است دیگر حاضر به اجرای مو به موی خواسته های دولت نیست.

در چنین صورتی، دولت آقای احمدی نژاد ناچار است در این آشفته بازار ارز، با رئیس کل بانک مرکزی هم چانه بزند و یا خواسته هایش را بپذیرد یا استعفایش را.

اگر دولت شروط رئیس کل بانک مرکزی را بپذیرد ولی نتیجه آن، مهار بازار ارز نباشد، فشار بر دولت بیشتر می شود.

در مقابل، اگر دولت درخواست استعفای آقای بهمنی را بپذیرد، شاید بتواند خود را برای مدتی از زیر فشار خارج کند و در عین حال مسئولیت بحران کنونی را به گردن رئیس کل بانک مرکزی بیندازد.

مطالب مرتبط