نسخه بانک مرکزی ایران؛ کور می‌کند، شفا نمی‌دهد

محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ایران حق نشر عکس BBC World Service

بانک مرکزی ایران به بانک های دولتی و خصوصی دستور داده است که ارز مردم را با "احراز هویت و ثبت دقیق و کامل اطلاعات متقاضی" فروشنده ارز به نرخ بازار فرعی خریداری یا برای آنها حساب سپرده ارزی باز کنند.

نرخ دلار در بازار فرعی اکنون ۱۴۰۰ تومان و در بازار آزاد حدود ۱۸۰۰ تومان است و در نتیجه، ظاهرا بانک مرکزی انتظار دارد فروشندگان ارز، آن را ۴۰۰ تومان زیر قیمت بازار آزاد به بانک ها بفروشند.

این تصمیم بانک مرکزی به منزله اقدام برای حل مشکل بزرگتری است که بانک مرکزی خود عامل ایجاد آن بوده است. بانک مرکزی اعلام کرده که خرید و فروش ارز غیرقانونی است و هر کس که ارز بدون سند و مدرک داشته باشد، مجرم است.

یک هفته پیش بانک مرکزی برای کنترل قیمت ارز برنامه برخورد با فروشندگان ارز را به اجرا گذاشت و اعلام کرد که هر کسی "در فرودسی و هر جای دیگر" دلار بدون سند و مدرک خرید و فروش کند، مجرم است.

مشکلی که این تصمیم در پی داشت این بود که بسیاری از مردم که ارز خریده بودند و سند و مدرکی هم برای خرید خود نداشتند، و با تصمیم بانک مرکزی قادر به فروش آن هم به صورت قانونی نبودند.

حالا بانک مرکزی به دنبال آن است که این گروه از مردم را که ارز در اختیار دارند، تشویق کند ارزهای خود را به قیمتی ۴۰۰ تومان کمتر از نرخ بازار به بانک ها بفروشند.

این پرسش مطرح است که آیا این برنامه بانک مرکزی عملی است و آیا دارندگان دلار و دیگر ارزهای معتبر حاضر می شوند دلارهای خود را به قیمت های بسیار پائین تر از نرخ بازار آزاد به بانک ها بفروشند؟ به گفته کارشناسان، در شرایط حاضر، چنین واکنشی محتمل نیست.

این وضعیت می تواند نشانه آن باشد که بانک مرکزی بدون در نظر گرفتن عواقب کار، تصمیماتی گرفته و به اجرا می گذارد که تبعاتی پیش بینی نشده را به دنبال دارد و سپس برای رفع این مشکلات، مقررات جدیدی را وضع و اعلام کرده و وضعیت را پیچیده تر می کند.

چنین رویکردی این شبهه را ایجاد می کند که اقدامات بانک مرکزی ایران بیش از آنکه تصمیمی برنامه ریزی شده برای کنترل بازار ارز باشد شده باشد، واکنشی انفعالی به آشفتگی بازار ارز است.

در چند هفته ای که از بحران بازار ارز می گذرد، بانک مرکزی و دولت ایران طرحهای متعددی را به اجرا گذاشته اند که همه آنها برخلاف نتیجه مورد نظر مجریان این برنامه ها، به آشفتگی بیشتر بازار دامن زده است.

بعد از افزایش شدید قیمت ارز در بازار آزاد، بانک مرکزی ابتدا قیمت ارز را بالا برد و بعد هم نرخ ارز مسافری را افزایش داد و در قدم بعدی میزان ارز مسافری را از دو هزاردلار به یک هزار دلار کاهش داد.

چند روز بعد هم وزارت صنعت و معدن و تجارت اعلام کرد که تعدادی از کالاهای وارداتی از فهرست واردات حذف شده اند و به این ترتیب، ارز دولتی به آنها تعلق نمی گیرد.

حق نشر عکس Isna
Image caption بانک مرکزی صرافی ها را ملزم کرده که فقط ارز به قیمت ۱۴۰۰ تومان خرید و فروش کنند برای همین هم صرافی ها می گویند ارز نمی فروشند.

کمی بعدتر هم بانک مرکزی محدودیت فروش ارز را به اجرا گذاشت با این هدف که التهاب بازار را کاهش دهد. آخرین تیر ترکش بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز و طلا قاچاق اعلام کردن ارز بود که به جای مهار نرخ، بازار را آشفته تر کرد.

دولت و بانک مرکزی چه پاسخی دارند

شرایط کنونی به ویژه برخی از سیاست ها و اظهارنظرهای اقتصادی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری، را با پرسش مواجه می کند. آقای احمدی نژاد گفته بود که دلار نهصدتومان هم نمی ارزد اما در حال حاضر، ارزش پول آمریکا در برابر پول ملی جمهوری اسلامی تقریبا به دوبرابر میزان مورد نظر آقای احمدی نژاد رسیده است.

همچنین، محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی، با این انتقاد مواجه شده است که بعد از ده سال از زمان ثبیت نرخ ارز، برنامه ارز چند نرخی را دوباره به اجرا گذاشته و بعد با قاچاق اعلام کردن خرید و فروش ارز، سعی کرده است بازار ارز را با توسل به نفرات نیروی انتظامی آرام کند.

همچنین، این سئوال از شورای پول و اعتبار مطرح است که به چه دلیل در اوایل امسال نرخ سود سپرده های بانکی را کم کرد و به این ترتیب، انگیزه ای برای خروج سپرده ها از بانک ها و افزایش نقدینگی سرگردان شد و حال در شرایطی که این نقدینگی به بحران بازار ارز کمک می کند، در صدد افزایش نرخ سود سپرده ها برآمده و از نرخ سود ۲۱ درصدی سخن می گوید.

در همانحال، حتی این راه حل نیز از حد پیشنهاد فراتر نرفته و آقای احمدی نژاد، در مقام رئیس شورای پول و اعتبار، مصوبه شورا برای افزایش نرخ سود سپرده ها را تائید نکرده و در نتیجه این سئوال را مطرح کرده است که آیا همچنان بر این نظر است که این شورا زائد است و مصوباتش خلاف؟

برخی کارشناسان وضعیت فعلی بازار ارز را به سیلی تشبیه می کنند که آمده و الان دیگر سیل بند به کاری نمی آید و باید به فکر ترمیم خرابی ها بود و کوشید تا آسیب ها به حداقل کاهش پیدا کند.

کارشناسان بر این باورند که این بحران تا حدود زیادی حاصل علائم غلطی است که بانک مرکزی به بازار داد که به جای کنترل بازار ازر و طلا، آن را ملتهب تر کرد.

دلایل بروز این مشکل کم نیست، هم نقدینگی زیاد شده و هم تحریم ها بیشتر. بانک مرکزی از سوی آمریکا و بریتانیا تحریم شده اند و حالا بحث تحریم خرید نفت ایران در میان است.

انتقال پول فروش نفت به دولت ایران مدتهاست به خنس خورده و ایران ناچار شده است با واسطه پولهایش را بگیرد و اگر این وضع به همین روال پیش برود، ممکن است در آینده نزدیک، تنها راه برای دولت ایران، صرف درآمد حاصل از فروش نفت، برای خرید کالاهای ضروری از خارج باشد.

این تصویر می تواند برای دولتمردان جمهوری اسلامی نگران کننده و هشدار دهنده باشد. حتی اگر دولت و مقامات سیاسی تحریم را نعمت تلقی کنند، نمی توانند آشفتگی اقتصادی و ناتوانی در کنترل اوضاع را انکار نمایند.

در چنین شرایطی کمتر کسی باور می کند که دولت و بانک مرکزی بخواهند همه تقصیرها را به گردن خارجی ها و تحریم های بین المللی بیندازند، و خود را موفق ترین دولت در تاریخ ایران معرفی کنند.

مطالب مرتبط