دلیل افزایش شاخص بورس تهران چیست؟

به روز شده:  17:48 گرينويچ - سه شنبه 23 اکتبر 2012 - 02 آبان 1391

شاخص بورس سهام تهران در روزهای اخیر رشد چشمگیری داشته

بازار دچار گیجی شده، عده‌ای می‌پرسند که اگر نرخ دلار به اندازه زیاد و کافی افزایش یافته، حالا که قیمت سهام و شاخص بورس بالا رفته بهتر نیست که پول خود را در خرید سهام و دارایی های دیگر سرمایه‌گذاری کنیم که ضرر نکنیم؟

عده ای که اخیرا دلار را بین ۳۵۰۰ تومان تا ۴۰۰۰ تومان خریده‌اند نگران هستند مبادا قیمتش پایین بیاید و ضرر کنند. آنها می‌پرسند قیمت‌ها تا کجا بالا می‌رود؟ و بهتر است حالا در کجا سرمایه گذاری کنیم؟

برخی بازاریان در برابر کاهش ۶۰۰ تومانی نرخ دلار، در روز سه شنبه ۲ آبان، نگرانند که نکند قیمتش باز هم پایین بیاید.

یک تصور این است که شاید ایران در حال مذاکره باشد و شاید مذاکرات قرار است مسیری متفاوت با گذشته داشته باشد، پس بهتر است که بخشی از دلار خود را بفروشیم.

اما عده‌‌ای دیگر می‌گویند که این کاهش مقطعی است و نرخ دلار دوباره بالا خواهد رفت، زیرا اتفاق جدید و مهمی نیفتاده است.

عده‌ای از کارشناسان معتقدند که به دلیل انباشته شدن تورم انتظاری در بازار ارز و رشد نقدینگی و تورم در ۱۲ سال اخیر، رشد نرخ دلار و ارز فعلی، تاحدودی طبیعی است. اما تاحدودی هم تحت تاثیر تحریم‌های نفتی و بانکی و جو روانی و هجوم نقدینگی سرگردان با هدف کسب سود، حفظ قدرت خرید و ارزش پول قرار دارد.

صاحب نظران معتقدند که با توجه به تورم ۱۲سال اخیر و تثبیت نرخ دلار بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ تومان برای حدود ۱۲ سال، اکنون باید نرخ دلار حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان باشد و بیش از این تحت تاثیر جو روانی، تقاضای کاذب و هجوم نقدینگی سرگردان است.

اما قیمت واقعی دلار را هرچه ارزیابی کنیم، نکته‌ای که حایز اهمیت است اثر رشد نرخ دلار بر کل اقتصاد، قیمت کالاها و خدمات، دارایی‌ها و سرمایه‌ها، نرخ سهام، نرخ مسکن و اجاره است.

عده‌ای از اقتصاددانان می‌گویند با احتساب درآمد نفت و صادرات غیرنفتی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد، یعنی حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی، اگر تولید ناخالص را حدود ۵۰۰ میلیارد دلار فرض کنیم اثر نرخ ارز بر اقتصاد حداکثر باید ۳۰ درصد باشد و اگر طبق تئوری برابری قدرت خرید، تولید ناخالص داخلی ایران را حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیارد دلار فرض کنیم اثر نوسانات نرخ دلار براقتصاد باید بین ۱۵ تا ۲۰ درصد اعلام شود.

براین اساس، اثر نرخ ارز بر تورم و قیمت کالاها، دارایی‌ها و سرمایه، نباید بیش از ۲۰ درصد ارزیابی شود و مردم و سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی باید مراقب رشد حباب‌گونه قیمت‌ها باشند، زیرا بعد از مدتی مانند تغییرات روزهای اخیر نرخ دلار و ارز، ممکن است درخرید سهام و سایر دارایی‌ها متضرر شوند.

از آن جا که نرخ دلار برای مدت طولانی ثابت بوده و در یک سال اخیر حدود ۲۰۰۰ تومان افزایش یافته این میزان تغییر، موجب رشد قیمت کالاها، دارایی‌ها و سرمایه‌ها شده و هر چه شرکتی کالای خارجی بیشتری داشته باشد ارزش دارایی‌ها و قیمت سهام بالاتری خواهد داشت.

به عنوان مثال، در بازار خودرو، قیمت تمام شده خودرو به خاطر رشد قیمت مواد اولیه، فلزات، قطعات، رشد نرخ ارز و قطعاتی که از خارج وارد می‌شود حدود ۶۰ تا ۱۰۰ درصد بالا رفته است. یعنی بخشی از این رشد هزینه‌ها متاثراز نرخ ارز و بخشی متاثر از رشد هزینه مواد اولیه و تولید است و همه این افزایش متاثر از نرخ ارز نیست و باید اثرتورم انباشته و نقدینگی و تثبیت قیمت ها را بیش از نرخ ارز بدانیم.

اما نرخ ارز و دلار نیز به خاطر تثبیت ۱۲ ساله نرخ آن و افزایش یکباره و ۲۰۰۰ تومانی آن به اندازه خود بر قیمت‌ها اثر دارد.

به عبارت دیگر پس از تثبیت نرخ خودرو در سال‌های اخیر حالا خودروسازان اعلام کرده‌اند که قیمت خودرو باید بالا برود و برخی نیز گفته‌اند که قیمت خودرو در بازار آزاد کمتر از قیمت تمام شده آن است و در حال حاضر خودروسازان زیان می‌دهند و باید قیمت محصولات آنها بیش از این افزایش یابد و یا از تسهیلات ارزان قیمت حدود ۲ هزار میلیارد تومانی برای رفع مشکل خود برخوردار شوند.

"بالارفتن ارزش ماشین آلاتی است که از خارج وارد شده یا مواد اولیه و تکنولوژی وابسته به خارج کشور باعث شده که ارزش دارایی‌ها بیش از قبل ارزیابی شود و شرکت‌ها و کارخانه‌ها اکنون متوجه شده‌اند که ماشین‌آلات آنها در برابر ریال از ارزش بیشتری برخوردار است"

گفته می‌شود خودرویی که الان در بازار ۲۴ میلیون تومان فروش می‌رود در واقع با ۳۰ میلیون تومان هزینه تولید داشته است.

در بورس نیز شاخص کل به خاطر بالاتر رفتن ارزش دارایی‌های شرکت‌ها، و ضرورت ارزیابی مجدد دارایی‌های آنها افزایش یافته و دریکی دوماه اخیر تغییر اساسی در تولید یا صادرات اتفاق نیفتاده و هجوم نقدینگی نیز به اندازه‌ای نبوده که این شاخص و قیمت سهام را در این حد افزایش دهد.

همچنین بالارفتن ارزش ماشین آلاتی است که از خارج وارد شده یا مواد اولیه و تکنولوژی وابسته به خارج کشور باعث شده که ارزش دارایی‌ها بیش از قبل ارزیابی شود و شرکت‌ها و کارخانه‌ها اکنون متوجه شده‌اند که ماشین‌آلات آنها در برابر ریال از ارزش بیشتری برخوردار است.

به عبارت دیگر، اگر چه میزان تولید و صادرات آنها افزایش نداشته و یا در مواردی کاهش نیز داشته است اما به خاطر افزایش ارزش ریالی ماشین آلات، تکنولوژی و مواد اولیه موجود ارزش این سرمایه و دارایی بیش از زمانی است که نرخ دلار ۱۲۰۰ تومان بوده است.

از سوی دیگر، نقدینگی موجود کشور که از ۶۸ هزار میلیارد تومان در سال ۸۳به بیش از ۴۰۰ هزار میلیارد تومان در سال جاری رسیده، فشار تقاضا را افزایش داده و به نسبتی که کالاهای خارجی و دلار در اقتصاد اثر دارند، باعث افزایش ارزش کالاها و دارایی‌هایی می شود که خارجی است یا باید از خارج وارد شود.

از این رو هر شرکتی که کالای خارجی، مواد اولیه وارداتی، ماشین آلات و تکنولوژی ومشاوره خارجی بیشتری دارد، به همان میزان با رشد ارزش دارایی ها وسرمایه خود مواجه شده است.

به این ترتیب قیمت سهام برخی کارخانه‌ها و شرکت‌ها، بدون آن که افزایش تولید قابل توجه یا رشد صادراتی زیادی داشته باشند با رشد ارزش دارایی بالا رفته است.

البته سهامداران و سرمایه گذاران باید توجه داشته باشند که این رشد قیمت سهام باید متناسب با واقعیت ها و ارزش ذاتی سهام شرکت ها باشد و به یک رشد حبابی قیمت سهام تبدیل نشود زیرا اگر نرخ دلار کاهش نسبی داشته باشد یا وضعیت تحریم‌ها و درامد نفتی و ارزی ایران تغییر کند، باعث کاهش ارزش این سهام خواهدشد.

برخی کارشناسان با نگرانی از احتمال بروز این پدیده در سایر بخش های اقتصاد، معتقدند که اگرصاحبان نقدینگی و حجم پول سرگردان موجود، احساس کنند که نرخ رشد دلار و سهام، جذاب نیست در آن صورت متوجه بخش‌های سنتی مانند مسکن و اجاره و زمین می شود ودر آن صورت، مشکل افراد کم درآمد و متوسط که پول کافی ندارند، بیشتر می‌شود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.