مرکل در کنار هیتلر: چرا آلمان‌ها آزرده‌اند؟

آنگلا مرکل

شهروندان آلمان آزرده‌خاطرند، چرا که احساس می‌کنند کشورشان پولی را که با زحمت زیاد به دست آورده، با سخاوت فراوان به مردمی می‌بخشد که اجازه داده اند اوضاع مالی‌شان رو به ورشکستگی برود.

استدلال رایج در آلمان این است که مالیات‌دهندگان آلمانی با کمک‌هایشان به کشورهایی که به اندازه آنها سختکوش نیستند، یاری می‌رسانند، و در عوض هیچ چیز گیرشان نمی‌آید، البته بجز ناشکری و توهین.

نگاه برخی آلمانی‌ها به کل ماجرا چنین است. از سوی دیگر، در خارج از این کشور، برداشت عمومی اصلا این طور نیست، و حتی می‌توان گفت کاملا برعکس است. بجای تشکر از کمک‌های مالی، با آلمانی‌ها با سردی و ناسپاسی برخورد می‌شود، و دلیلش هم قیود و الزاماتی است که همراه این کمک‌ها به کشورهای دریافت‌کننده تحمیل می‌شود.

Image caption هیتلر و مرکل در کنار هم: پلاکاردی در یک تظاهرات در مادرید

واکنش‌های خشمگینانه و توهین‌آمیز کم نیستند. چندی پیش، روزنامه اسپانیایی ال پاییس مطلبی را منتشر کرد که در آن گفته شده بود آنگلا مرکل، صدر اعظم محافظه‌کار آلمان، "مثل هیتلر به بقیه قاره اروپا اعلان جنگ داد". البته این روزنامه بعدا بابت چاپ این مطلب عذرخواهی کرد.

در اعتراضات به برنامه‌های ریاضت اقتصادی در جنوب رشته کوه‌های آلپ، مرتبا پلاکاردهایی با نقش صلیب شکسته و عکس‌هایی از سیاست‌مداران آلمانی دیده می‌شود که در آنها برایشان سبیل هیتلری کشیده اند.

روزنامه دیلی میل بریتانیا درباره ماجرای کمک مالی به قبرس نوشت که این قضیه به صورت "یکی از ناخوشایندترین و غیراخلاقی‌ترین شکل‌ها در دوران مدرن" مدیریت شد. در مطلب این روزنامه اقدامات آلمان به رفتار تبهکاران عادی تشبیه شد، چرا که در ابتدا تصمم گرفته شد که دارایی‌های سپرده‌گذاران هدف قرار گیرد. به نوشته این روزنامه "کسانی که در خیابان اموال بانوان پیر را می‌دزدند، یا به خودروی حامل پول حمله می‌کنند، دزد خوانده می‌شوند."

روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف تلویحا به ایجاد امپراتوری جدید آلمان و "حاکم مطلق" شدن این کشور اشاره کرد. به نوشته این روزنامه، نحوه برخورد آلمان با بحران مالی قبرس "کاملا شبیه یک امپراتوری بزرگ" بود. این روزنامه نوشت: "قدرت امروز در دست آلمانی‌هاست. به اندازه کافی دروغ شنیده ایم. آلمانی‌ها با تکبر به قبرسی‌ها می‌گویند دیگر ساکت شوید و کاری که ما می‌گوییم را انجام بدهید!" برخی آلمانی‌ها از شنیدن این حرف‌ها شگفت‌زده می‌شوند. آنها همگی به استفاده از نمادهای حزب نازی اعتراض می‌کنند. هرچه که باشد، نمایش این نمادها – از صلیب شکسته گرفته تا سلام هیتلری – در آلمان غیرقانونی است.

ناراحت‌کننده

همیشه بسیاری از گردشگران از سراسر آلمان در کنار دروازه براندنبورگ برلین جمع حضور دارند. وقتی بی‌بی‌سی از این گردشگران درباره این واکنش‌ها سوال کرد، خیلی‌هایشان گفتند که از دیدن تصاویر چنین نمادهایی در خیابان‌های نیکوزیا (پایتخت قبرس)، مادرید یا آتن عصبانی شدند.

یک زن جوان اهل ایالت باواریا گفت: "دیدن اینکه یونانی‌ها سلام هیتلری را تقلید می‌کنند، خوشحال‌کننده نیست. این کار در آلمان ممنوع است، و باید در دیگر کشورها هم ممنوع باشد. ما واقعا شگفت‌زده هستیم. آنها پول زیادی از آلمان می‌گیرند، پس چرا ما را دوست ندارند؟"

یک مرد میانسال گفت: "هیچ خوب نیست که مردم آدولف هیتلر و آنگلا مرکل را یکی بدانند. ما در سال ۲۰۱۳ زندگی می‌کنیم، نه سال ۱۹۴۵."

یک مرد مسن هم گفت که نمی‌تواند درک کند چرا آلمان به‌خاطر اینکه سعی در کمک دارد، سرزنش می‌شود: "ناراحت‌کننده است، چون ما فکر می‌کنیم داریم به آنها پول می‌دهیم و کمکشان می‌کنیم. ما واقعا دلیلش را نمی‌فهمیم."

این احساس دلخوری در آلمان عمومیت دارد. یان شفر، دبیر سرویس اقتصادی روزنامه بیلد (پرطرفدارترین روزنامه آلمان)، به بی‌بی‌سی گفت که مقایسه آلمان امروز با حکومت این کشور در دوران نازی‌ها نفرت‌انگیز است: "برای حل مشکلات امروزتان نمی‌توانید ۷۰ سال به عقب برگردید. به نظر من و خانواده‌ام این کارها ابلهانه بود. به این عکس‌ها که نگاه می‌کنم، فقط می‌توانم بخندم. خیلی احمقانه هستند. جدا خیلی احمقانه هستند."

Image caption ملی‌گرایان یونانی می‌گویند که آلمان سیاست‌های مورد نظرش را به کشورشان و قبرس تحمیل می‌کند

او در آخر عصبانیتش این را هم اضافه کرد که آلمانی‌ها ممکن است دیگر تمایلی به نجات دیگر کشورها از خطر ورشکستگی نشان ندهند، چون در موارد قبلی نمک‌نشناسی دیده اند. او گفت: "هرچه معترضان بیشتر خانم مرکل را با آدولف هیتلر مقایسه کنند، مردم آلمان عصبانی‌تر می‌شوند و ممکن است بگویند: ‘مالیات‌‌های ما در آلمان به‌خاطر نجات کشورهای دیگر از ورشکستگی بالاتر رفته، پس چرا از دست ما عصبانی هستید و صدر اعظم ما را با آدولف هیتلر مقایسه می‌کنید؟’ این مقایسه کاملا غلط است. ما به شما کمک می‌کنیم، پس چرا داد و فریاد راه انداخته اید و علیه ما تظاهرات می‌کنید؟"

این احساس بی‌عدالتی هنوز در آلمان شکل مشخصی به‌خود نگرفته، ولی وقتی با شهروندان عادی آلمان صحبت می‌کنید، این حس در دلشان وجود دارد.

بهای سیاسی

برخی سیاست‌مداران از این واکنش‌ها ناراحت هستند. مثلا گیدو وستروله، وزیر امور خارجه آلمان، بعد از حصول توافق بر سر کمک مالی به قبرس گفت که این قضیه را می‌شد جور دیگری حل و فصل کرد. او از "شعارهای گوش‌خراشی که فضای عمومی و رسانه‌ها را پر کرده بود" ابراز تأسف کرد، و گفت که این شعارها "اکثرا غیرمنصفانه و آزاردهنده" بودند.

بخشی از دشواری کار در آلمان به این خاطر است که این کشور امسال انتخابات عمومی را در پیش دارد، و هیچ سیاست‌مداری نمی‌خواهد اینطور جلوه کند که پول مالیات‌دهندگان – که اکثرا همان رأی‌دهندگان هم هستند – را به‌راحتی خرج می‌کند.

به‌همین خاطر هم وقتی ولفگانگ شویبله، وزیر دارایی آلمان، در یک شبکه تلویزیونی داخلی حضور پیدا کرد، حرف‌هایی زد که احتمالا در داخل آلمان بیشتر از آن استقبال می‌شد تا در خارج این کشور.

او کسانی که از آلمان گلایه می‌کنند را به بچه‌هایی تشبیه کرد که در امتحانات نتایج چندان خوبی نمی‌گیرند: "درست مثل دوران مدرسه است؛ وقتی کسی نمرات خوبی می‌گیرد، آنهایی که وضع بدتری دارند، قدری حسودی می‌کنند."

آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان هم در جلسه‌ای با نمایندگان مجلس هم‌حزبی خودش (حزب دموکرات مسیحی) گفت که مدل تجاری قبرس شکست‌خورده است.

این حرف در آن جلسه خصوصی با استقبال مواجه شد، اما در خارج از مرزهای آلمان به آن واکنش‌های منفی نشان داده شد (از جمله در لوگزامبورگ، که وزیر خارجه آن، آلمان را به "تکاپو برای تسلط بر دیگران" متهم کرد).

به موازات رشد قدرت اقتصادی آلمان، در داخل این کشور بعضی‌ها نسبت به خطرات کاهش محبوبیت این کشور در خارج آگاهند.

روزنامه پرتیراژ زود دویچه سایتونگ نوشت: "مواظب باشید! اگر کشور بخواهد همینطور به رفتار سرد و بی‌عاطفه‌اش ادامه دهد، هزینه سیاسی بسیار سنگینی خواهد پرداخت."

اما گرفتن مواضع سختگیرانه، با وجود هزینه‌های خارجی، در داخل آلمان مزیت‌هایی دارد. بنا بر اکثر نظرسنجی‌ها، دو سوم آلمانی‌ها به واحد پول اروپایی (یورو) علاقمند هستند.

البته نوعی احساس دلتنگی برای مارک آلمان (دویچه مارک) وجود دارد، اما اکثریت مردم طرفدار بازگشت به آن نیستند. حتی رهبران یک حزب مخالف نهادهای اروپایی هم این مسأله را قبول دارند.

پروفسور برند لوکه، استاد اقتصاد در هامبورگ و بنیان‌گذار حزب "آلترناتیو فور دویچلاند" (بدیلی برای آلمان)، حدس می‌زند که حدود ۲۵ درصد آلمانی‌ها به یکی از احزاب ضد اروپا رأی خواهند داد. او به بی‌بی‌سی گفت: "حزب من برای انحلال حوزه یورو مبارزه می‌کند."

او علاوه بر مظنونان همیشگی (ایتالیا، اسپانیا، یونان و پرتغال)، فرانسه را هم در ردیف کشورهایی می‌داند که نمی‌توانند با آلمان پول واحدی داشته باشند، و می‌گوید: "ما شاهد پرداخت‌های روزافزون به کشورهای جنوب اروپا هستیم، و می‌بینیم که مشکل این کشورها نه تنها در حال حل شدن نیست، که با گذشت زمان شدیدتر هم می‌شود." این احساس در آلمان بسیار رایج است، اما معنایش این نیست که آلمانی‌ها در انتخابات سراسری سپتامبر آینده (شهریور ۱۳۹۲) به‌صورت دست‌جمعی به این حزب جدیدالتأسیس رأی خواهند داد.

چالش پیش‌روی مرکل

Image caption شاید آلمان مجبور باشد به محبوب نبودن عادت کند

هیچکس انتظار ندارد که این حزب در بوندس‌تاگ (مجلس سفلای پارلمان آلمان) کرسی‌های زیادی بدست بیاورد. حتی شاید حداقل آرای لازم برای فرستادن نماینده به مجلس را هم بدست نیاورد. اما این حزب ممکن است بخشی از آرای حزب دموکرات مسیحی خانم مرکل و متحدانش در دولت را بخود جلب کند، و به این ترتیب کار احزاب عمده مخالف، یعنی سوسیال دموکرات‌ها و سبزها را برای رسیدن به قدرت آسان‌تر کند.

البته خانم مرکل از نظر محبوبیت یک سر و گردن از بقیه سیاست‌مداران آلمانی بالاتر است، و صحنه سیاسی آلمان را در کنترل خود دارد. اما او کار سختی در پیش دارد ، چرا که خیلی‌ها از آنچه قدر ناشناسی دیگر کشورها نسبت به آلمان می‌دانند، خسته و ناراحت هستند، و بسیاری دیگر هم کاملا به یورو و تلاش‌های آلمان برای حفظ آن پایبند هستند، و خانم مرکل در میان این دو گروه جای مانور محدودی دارد.

اما پشت همه اینها سوال بزرگتری وجود دارد: آیا یک غول اقتصادی می‌تواند همچنان وزن سیاسی بالنسبه کمی داشته باشد؟ اگر پاسخ این سوال منفی است، چنین قدرتی چطور باید با دلخوری‌ها و ناخشنودی‌ها رفتار کند؟ شاید آلمان مجبور باشد به محبوب نبودن عادت کند.

مطالب مرتبط