نامزدهای ریاست جمهوری برنامه اقتصادی ندارند؟

Image caption نامزدهای انتخابات در سه دهه گذشته فقط شعار اقتصادی داده اند به امید این که با این شعارها و وعده ها، امتیاز بیشتری برای پوشیدن قبای صدارت به دست آورند.

نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری اولویت اصلی خود را حل مشکلات اقتصادی اعلام کرده اند، اما تا کنون هیچکدام برنامه روشنی را برای حل این مشکلات ارائه نکرده است.

تمام نامزدها در سخنرانی ها و میتنگ های انتخابات عملکرد دولت محمود احمدی نژاد در بخش اقتصادی را زیر سئوال برده اند و با انتقاد از روش و عملکرد وی، وعده داده اند که به سرعت اقتصاد کشور را متحول خواهند کرد.

اقتصاد ایران اکنون با دشواری های فراوانی رو به روست و این دست نامزدها را برای انتقاد باز گذاشته است اما کمتر نامزدی به روشنی می داند که برای حل مشکلاتی نظیر تورم و بیکاری چه کاری باید انجام شود؟ فعلا همه با صدای بلند شعار مبارزه با تورم و بیکاری سر می دهند.

در سی و چند سال گذشته همواره نامزدهای انتخابات با وعده اصلاح اقتصادی و بهبود شرایط زندگی وارد کارزار انتخاباتی شده اند هر چند هیچوقت برنامه روشن و مشخصی برای حل آن نداشته اند.

دهه اول انقلاب ایران درگیر مشکلات و درگیری های داخلی، تحریم و جنگ هشت ساله با عراق بود و بعد از پایان جنگ هم، هیچیک از سه نفری که انتخابات ریاست جمهوری را بردند، برنامه اقتصادی روشنی نداشت و فقط از کلیاتی حرف می زد که به مذاق رای دهندگان خوش می آمد.

نه اکبر هاشمی رفسنجانی که پیروزی اش در سال ۱۳۶۸ از پیش روشن بود برنامه ای اقتصادی روشنی داشت و نه محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد که تا روزهای آخر کسی تصور پیروزی شان را در انتخابات نمی کرد.

هر سه نفر وقتی پا به کاخ ریاست جمهوری گذاشتند، با انبوهی از مشکلات اقتصادی مواجه بودند که پیش از ورود به کاخ ریاست جمهوری برای آن چاره ای نیاندیشیده بودند و برای حل آن برنامه ای روشن نداشتند.

بنابر این تعجبی ندارد که هشت نامزد انتخابات ریاست جمهوری این دوره همان راه اسلاف خود را در پیش بگیرند و همه چیز را به وقتی موکول کنند که از دروازه خیابان پاستور گذشته اند و آنوقت به فکر چاره بیافتند.

مشکلاتی متفاوت با گذشته

در عین حال، مشکلات اقتصادی ایران تفاوت های بنیادی با دوره های گذشته دارد و اکنون همزمان گرفتار فشارهای داخلی و خارجی توانفرسایی است.

تورم به بالای ۳۱ درصد رسیده است و نشانه ای از کنترل آن به چشم نمی خورد و بانک مرکزی می گوید که بضاعتش برای متوقف کردن تورم همین قدر بوده است.

نقدینگی که در شروع دولت محمود احمدی نژاد کمتر از ۷۰ هزار میلیارد تومان بود اکنون به مرز ۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است و ناتوانی در کنترل این حجم عظیمی نقدینگی تهدیدی برای اقتصاد ایران به حساب می آید.

Image caption نه اکبر هاشمی رفسنجانی که پیروزی اش در سال ۱۳۶۸ از پیش روشن بود برنامه ای اقتصادی روشنی داشت و نه محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد که تا روزهای آخر کسی تصور پیروزی شان را در انتخابات نمی کرد.

این حجم عظیم نقدینگی به جای این که اعتمادبخش باشد، همواره تهدید کننده بوده چنانکه هر وقت این نقدینگی مثلا به سمت بازار مسکن یا ارز سرازیر شده به هرج و مرج در آن بازار منجر شده است.

بیکاری همچنان معضل اصلی ایران است و حدود چهار میلیون نفر در ایران بیکارند و برآوردها نشان می دهد که سالانه بیشتر از ۸۰۰ هزار نفر وارد بازار کار می شوند و بخش عمده ای از کسانی که در انفجار جمعیتی دهه اول انقلاب متولد شده اند، اکنون در پی یافتن شغل هستند.

رکود اقتصادی از یک سو و اجرای بخش اول برنامه حذف یارانه ها، فشار مضاعفی بر بخش تولید وارد کرده و این بخش برای سرپا ماندن ناچار به کاهش تولید و کاهش نیروی انسانی شده است. ظرفیت تولید در یک سال گذشته افت شدیدی پیدا کرده است. نمونه بحرانی بودن بخش تولید، صنعت خودروسازی ایران است که در یک سال گذشته تولیدش نصف شده است و از بالای یک میلیون و ۳۰۰ هزار دستگاه به حدود ۶۰۰ هزار دستگاه رسیده است.

در کنار این مسائل، تحریم های بین المللی، یکجانبه و چندجانبه، ایران را با مشکل فروش نفت و انتقال درآمدهای نفتی به داخل مواجه کرده است و این کشور اکنون برای تامین نیازهای داخلی در مواردی به مبادله پایاپای نفت و کالا روی آورده است.

در پی بحران ارزی سال گذشته ارزش ریال به شدت سقوط کرده و تورم فزاینده نیز باعث شده که هر روز ریال ارزش خود را بیشتر از دست بدهد و از ارزش سرمایه خانوارهای ایرانی به شدت کاسته شود.

دولت مبالغ هنگفتی به بانک مرکزی و بانکها بدهکار است و از طرف دیگر بخش زیادی از منابع بانک ها در اختیار کسانی است که آن را پس نمی دهند. گزارشها نشان می دهد که بانکها حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان وام داده اند اما به دلایل مختلف قادر به پس گرفتن آنها نیستند.

زخم کهنه بخش مسکن نیز نه تنها با طرح مسکن مهر دولت احمدی نژاد بهبود نیافته که دوباره بازار مسکن تبدار شده است. خصوصی سازی هشت سال گذشته به "خصولتی" سازی ( خصوصی – دولتی) تبدیل شده و شرکت های بزرگ دولتی در اختیار نهادهای عمومی وابسته به حکومت قرار گرفته است که هیچ نظارتی بر آنها نیست.

چرخ صنعت نفت ایران که موتور محرک اقتصاد ایران به شمار می آید، به خاطر نبود سرمایه گذار خارجی و عدم دسترسی به تکنولوژی مناسب، به دشواری می چرخد و به دلیل افزایش تحریم ها و کمبود منابع مالی بخشی از طرح های توسعه متوقف شده با به کندی پیش می رود.

بی برنامگی نامزدهای ریاست جمهوری سه ده اخیر کمابیش ادامه داشته ولی هر کدام که به ریاست جمهوری رسیده اند، برنامه هایی را برای بهبود وضع اقتصادی اجرا کرده اند. دولت آقای هاشمی رفسنجانی چراغ خصوصی سازی را روشن کرد و برنامه تعدیل اقتصادی را به اجرا گذاشت و دولت محمد خاتمی با هموار کردن زمینه سرمایه گذاری خارجی و اجرای طرح توسعه پارس جنوبی، سیاست تثبیت نرخ ارز اجرا کرد که تا یک سال پیش در زمان بروز بحران ارزی هم ادامه داشت. دولت آقای احمدی نژاد نیز ابتدا برای آنچه توسعه عدالت می خواند به توزیع سهام عدالت پرداخت و طرح بنگاههای زود بازده را ظاهرا برای حل معضل بیکاری و مسکن مهر را برای کنترل قیمت مسکن به اجرا گذاشت و برنامه حذف یارانه ها را برای کاهش مصرف انرژی اجرا کرد.

عملکرد اقتصادی دولت های پیشین تاثیر غیرقابل انکاری بر برنامه های دولت آینده دارند ولی نامزدهای انتخابات در سه دهه اخیر همواره شعار اقتصادی داده اند ولی پیش از رفتن به کاخ ریاست جمهوری برنامه ای روشن و دقیقی برای بخش اقتصادی کشور نداشتند.

به نظر می رسد این در همچنان بر همان پاشنه می گردد و نامزدهای انتخابات همچون سه دهه گذشته چشم به شعارها و وعده های کلی بسته اند بلکه با این شعارها و وعده ها، امتیاز بیشتری برای پوشیدن قبای ریاست به دست آورند.

مطالب مرتبط