اقتصاد ایران رها شده وسط گرمای کویر

محمود احمدی نژاد در دوران طلایی درآمدهای نفتی هشت سال حکومت کرد و وقتی کرسی ریاست جمهوری را تحویل می داد در آخرین گفتگوی تلویزیونی اش به دفاع از اقدامات هشت ساله پرداخت و گفت که نقاط کلیدی اقتصاد دستکاری شد و تکلیف کشور را روشن کردیم.

آقای احمدی نژاد وقتی به قدرت رسید درآمدهای نفتی کمتر از ۴۰ میلیارد دلار بود و همان زمان این نگرانی وجود داشت که او که در انتخابات ریاست جمهوری شعار عدالت می داد، درآمدهای نفتی را خرج کارهای روزمره کند.

در طول هشت سال درآمدهای نفتی به بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار رسید که در تاریخ یکصدساله نفت ایران کم سابقه بود و هیچ دولتی پیش از او چنین درآمد سرشاری نداشت.

برنامه این بود که بخشی از درآمدهای نفتی مازاد بر بودجه به حساب ذخیره ارزی واریز و برای روز مبادا ذخیره شود اما اشتهای سیری ناپذیر برای مصرف ارزهای نفتی چنان بود که دولت حساب ذخیره ارزی را قلک خود تصور می کرد و هر زمان که لازم داشت، دست در قلک می کرد و کمبودهایش را می پوشاند.

بعدها هم که مجلس صندوق توسعه ملی را جایگزین حساب ذخیره ارزی کرد به این امید که بتواند از دست اندازی دولت جلوگیری کند، شرایط اقتصادی و تحریم چنان کشور را در تنگنا قرار داده بود که برداشت هر پولی از هر جایی مجاز شده بود.

آقای احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری اش هشدارهای گاه و بیگاه اقتصاددانان را نادیده گرفت که او را از مصرف دلارهای نفتی و تبدیل آن به ریال و تزریق آن به اقتصاد کشور برحذر می داشتند. سرانجام اما همان شد که اقتصاددانان پیش بینی می کردند و برفهای تلنبار شده روی کوه با سوت تحریم ها به بهمنی سهمگین تبدیل و روی سر اقتصاد کشور آوار شد.

بازار ارز با چنان بحرانی مواجه شد که یک باره دلار یک هزار و دویست تومانی به مرز چهار هزار تومان رسید و آقای احمدی نژاد که سال ۸۸ می گفت دلار ۳۰۰ یا ۴۰۰ تومان هم نمی ارزد، قیمت دلار دولتی را به مرز ۲۵۰۰ تومان رساند.

Image caption قیمت دلار بعد از بحران ارزی از یک هزار و دویست تومان به چهار هزار تومان رسید

نقدینگی که در شروع کار دولت آقای احمدی نژاد کمتر از ۷۰ هزار میلیارد تومان بود در پایان دوره به مرز ۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسید و آتش تورم چنان زبانه کشید که تورم ده درصدی در سال ۱۳۸۴ به ۳۶ درصد افزایش یافت.

با این حجم هنگفت درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی که بالای شش درصد بود، منفی شد و آمارهای دولت آقای احمدی نژاد که با آن سعی می کرد عملکردش را موفق جلوه دهد، زیر سئوال رفت.

آمار بی آمار

آقای احمدی نژاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را که شصت سال سابقه داشت در چشم به هم زدنی تعطیل کرد تا بی دغدغه هر کاری را که به ذهنش می رسد، بدون هیچ نظارتی انجام دهد.

وی در سه سال اول ریاست جمهوری خود وقتی بودجه سالانه اش با کسری مواجه می‌شد، متمم هایی را برای تامین کسری بودجه به مجلس می فرستاد ولی بعد از آن به کلی این روش را تعطیل کرد و برای تعدی از بودجه مصوب مجلس دیگر نیازی به گرفتن مجوز ندید.

رئیس جمهوری حتی سعی کرد لوایح بودجه را آنقدر دیر به مجلس بفرستد که مجلس نتواند در متن آنها تغییری بدهد و در نتیجه، برخلاف همیشه که بودجه سالانه در اسفند سال پیش تصویب می شد، قانون بودجه در بهار همان سال بررسی و تصویب شد و مجلس برای تامین نیازهای کشور مجبور شد برای دو سه ماه اول بودجه جداگانه تصویب کند.

تفسیر دولت آقای احمد نژاد از قانون همان بود که خودش می فهمید برای همین دامنه اختلاف بین دولت و مجلس گسترده بود. بودجه دو میلیارد دلاری توسعه مترو را با وجود تصویب مجلس و تائید مجمع تشخیص مصلحت پرداخت نکرد چون می گفت قانونی نیست.

یکی از خصوصیات محمود احمدی نژاد این بود که هرگاه آمارهای رسمی باب طبعش نبود و نشان از افول اقتصادی داشت، دستور متوقف کردن انتشار آن را می داد و آمارها همان هایی می شد که تیمش گاه و بیگاه برای توجیه عملکردشان منتشر می کردند.

در نبود آمارهای رسمی، دولت شعار صفر کردن شمار بیکاران و خانه دار شدن همه ایرانیان را پیش از پایان ریاست جمهوری اش می داد اما وقتی دوره هست ساله زمامداری او به پایان رسید حتی مرکز آمار هم نمی توانست این واقعیت را پنهان کند که تنها ۵۴۰ هزار شغل در هشت سال ایجاد شده است. این در حالی بود که برخی کارشناسان اقتصادی رقم واقعی را کمتر از یکصد هزار شغل برآورد می کردند.

شعارهای بلندپروازنه اش خیلی زودتر از آنچه تصور می شد، رنگ باخت و او که روزی تحریم اقتصادی را کاغذپاره ای بیش نمی دانست، همه مشکلات را به گردن تحریم انداخت.

وقتی بحران ارزی اقتصاد کشور را به لرزه در آورد، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی به دنبال اخلاگران بازار ارز به راه افتادند و مشکل را به گردن عده ای انداختند که بازار ارز را به هم ریخته اند و این سئوال را مطرح کرد که دولت به عنوان بزرگترین عرضه کننده ارز چطور در مقابل عده ای"اخلالگر" ناتوان مانده است.

این روشی بود که دولت بارها برای بی تقصیر نشان دادن خود در پیش گرفت. مثلا وقتی که قیمت مسکن در همان سالهای اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چند برابر شد، دوباره وزارت اطلاعات به میدان آمد تا به اخلالگران بازار مسکن گوشمالی بدهد.

طرح هایی که آقای احمدی نژاد از آنها با عنوان "برای اولین بار" نام می برد، همه با چنان سرعتی به اجرا در آمدند که اکنون جلوی نتایج بسیاری از آن طرحها علامت سئوال است. طرح هایی نظیر سهام عدالت، بنگاه های زود بازده، پرداخت پول برای نوزادن، مسکن مهر و...

در فاصله ارادان تا سرخه

Image caption از ارادان زادگاه احمدی نژاد تا سرخه زادگاه حسن روحانی راهی نیست، خانه یکی مانده وسط کویر و خانه آن دیگری تکیه داده به کوه و البته کمی سرسبز

ایستادگی اش در مقابل قوای دیگر اما مثال زدنی بود، حتی وقتی پرونده فساد برخی اعضای دولت به قوه قضائیه رسید، دور اعضای دولت خط قرمز کشید و گفت که کسی نباید به آنها تعرض کند.

آقای احمدی نژاد عاشق سفر بود، نه تنها سفرهای خارجی بلکه سفرهای داخلی از نوع سفرهای استانی. خودش می گفت رکود خلبانان را هم جابه جا کرده است.

او هیچوقت قصور دولت را نپذیرفت و همیشه آمارها را به گونه ای ردیف می کرد که دولتش بالاتر از دولت های گذشته بایستد. دولتهایی که سران آنها رقیبش به حساب می آمدند و او با حمله به آنها به خصوص اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت به قدرت رسید و در تمام دوران ریاست جمهوری اش هم سعی کرد تا با مقایسه وضعیت اقتصادی کشور با دوران هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی محبوبیتش را بیشتر کند و خود را موفق تر جلوه دهد.

حالا تصویری که آقای احمدی نژاد در روزهای پایانی ریاست جمهوری اش از وضعیت اقتصادی کشور ارائه می کند، محروم از پشتوانه آماری است و بیشتر به یادداشت های روزانه ای می ماند که هر کس ممکن است در زندگی اش بنویسد.

در این دفترچه خاطرات خبری از این نیست که دولت تازه نمی تواند حتی نصف نفتی که دارد بفروشد و درآمدهایش ارزی اش را که موتور اقتصاد ایران است، آنطور که می خواهد مصرف کند.

از ارادان زادگاه احمدی نژاد تا سرخه زادگاه حسن روحانی راهی نیست، خانه یکی مانده وسط کویر و خانه آن دیگری تکیه داده به کوه و البته کمی سرسبز. کمی آنطرفتر شهمیرزاد است که با درختان گردو و بادامش شهره است و سرسبزی اش در کناره کویر مثال زدنی است.

حال و روز اقتصاد ایران این روزها به زادگاه آقای احمدی نژاد شبیه است تشنه و گرم رها شده وسط کویر؛ پرسش این است که آیا اقتصاد ایران دردولت آقای روحانی از کویر به کدام سو حرکت می کند، آیا دست کم به پایه کوه می رسد، یا همچنان وسط گرمای طاقت فرسا باقی خواهد ماند؟

مطالب مرتبط