صندلی لرزان وزارت نفت ایران؛ دعوا برسر شخص، پول یا قدرت

وزارت نفت ایران که تا پیش از دولت احمدی نژاد در طول بیست و هفت سال فقط با پنج وزیر اداره شده بود در دولت محمود احمدی نژاد چهار وزیر و سه سرپرست داشت که یکی از آنها خودش بود و سه نفر نیز نتوانستند رای اعتماد مجلس را برای وزارت نفت کسب کنند.

اگر دوره کوتاه علی اکبر معین فر که در دولت موقت و وزارت یک ماهه محمد جواد تندگویان را که در جاده اهواز به ماهشهر به دست نیروهای عراقی اسیر شد، نادیده بگیریم سه نفر برای دوره های طولانی وزیر نفت بودند و این وزارتخانه یکی از با ثبات ترین وزارتخانه های کشور بود.

محمد غرضی نامزد انتخابات اخیر ریاست جمهوری از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ وزیر نفت بود و بعد از وی غلامرضا آقازاده دوازده سال وزیر نفت بود و بعد از آن نوبت بیژن نامدار زنگنه رسید که هشت سال در دولت محمد خاتمی وزیر نفت بود.

صندلی وزارت نفت اما در دولت محمود احمدی نژاد به یک صندلی لرزان تبدیل شد به خصوص که آقای احمدی نژاد شعار توزیع پول نفت و آوردن آن برسر سفره مردم را می داد و می گفت مافیای نفتی را نابود خواهد کرد.

در همان اولین دور انتخاب وزرا، کشتی وزارت نفت چنان به گل نشست که در طول هشت سال هیچگاه نتوانست به ثبات گذشته باز گردد.

آغاز بی ثباتی در وزارت نفت

Image caption وزارت نفت پس از انقلاب ایران تشکیل شد

علی سعیدلو اولین وزیر پیشنهادی آقای احمدی نژاد که در شهرداری تهران معاون مالی و اداری وی بود، با مخالفت نمایندگان رو به رو شد که معتقد بودند وی تجربه ای در زمینه نفت ندارد و نمی تواند مهمترین وزارتخانه اقتصادی کشور را اداره کند.

از جمله دلایلی که باعث شد نمایندگان مجلس به علی سعیدلو برای تصدی وزارت نفت رأی اعتماد ندهند این بود که او سابقه کار در وزارت نفت و تخصص در زمینه نفت ندارد، "ساده ‌زیست" نیست و سطح زندگی اش "از حد معمول بالاتر است.

بعد از آن صادق محصولی یار غار آقای احمدی نژاد به عنوان وزیر به مجلس پیشنهاد شد، اما مجلس چنان از در مخالفت با آقای محصولی در آمد که وی حتی حاضر نشد خود را به محک رای نمایندگان بگذارد و پیش از جلسه رای گیری انصراف داد.

آقای محصولی که بعدها به وزارت کشور هم رسید، جزو فرماندهان سپاه پاسداران بود که آشنایی وی با آقای احمدی نژاد به دهه اول انقلاب بر می گشت. اما در سالهای دهه هفتاد چنان ثروتمند شده بود که برخی از وی به عنوان "سردار میلیاردر" نام می بردند.

برخی ثروت وی را همان موقع ۱۶۰ میلیارد تومان اعلام کرده بودند که آقای محصولی در واکنش به این خبر گفت: "بنده به نمایندگان نیز گفتم ثروت من حتی اگر ۱۶۰ میلیارد دلار هم باشد، باز هم از طریق فعالیت در امور ساخت و ساز به دست آمده است. در هیچ جا ردپایی از رشوه یا معامله با دولت مشاهده نمی شود."

بعد از آن نوبت به یکی دیگر از معتمدان آقای احمدی نژاد رسید، محسن تسلطی. آقای تسلطی اگر چه همچون دو وزیر پیشنهادی قبلی در حلقه یاران نزدیک آقای احمدی نژاد نبود ولی مانند آنها هم با صنعت نفت بیگانه نبود. آقای تسلطی سالها در بخش های پتروشیمی کار کرده بود و آقای احمدی نژاد امیدوار بود که وی بتواند رای اعتماد مجلس را به دست آورد اما نتیجه رای گیری خلاف آن را ثابت کرد.

نمایندگان مجلس معتقد بودند که آقای تسلطی در رشته معماری تحصیل کرده و تخصص وی با اداره وزارت نفت که شامل اکتشاف، حفاری، استخراج، تولید و بازاریابی است هماهنگی ندارد و وی بیشتر چهره ای سیاسی است و آگاهی لازم را در زمینه روابط پیچیده بین المللی نظیر اوپک را ندارد. داشتن تابعیت یا گرین کارت آمریکا نیز از جمله انتقادهای مجلس بود.

فشار بر وزیر برای تغییرات

Image caption غلامحسین نوذری مدتی سرپرست وزارت نفت بود و بعد از آن به وزارت رسید

بعد از سه بار تلاش ناموفق سر انجام نوبت به کاظم وزیری هامانه رسید که سه دهه در صنعت نفت ایران کار کرده بود و در این مدت سرپرست این وزارتخانه بود، او همانطور که پیش بینی می شد توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد.

از همان ابتدا پیدا بود که آقای احمدی نژاد از سر ناچاری آقای وزیری هامانه را به عنوان وزیر نفت معرفی کرده و دوران وزارتش بیست ماه بیشتر دوام نیاورد و از کار برکنار شد.

آقای احمدی نژاد در پی مافیای نفتی بود و برای تغییراتی در ترکیب مدیران وزارت نفت و جایگزینی آنها با چهره های نزدیک به خودش به وزیری هامانه فشار می آورد اما وزیری هامانه می گفت که مافیای نفتی نمی شناسد و حاضر به تغییرات گسترده مدیریتی هم نیست.

وزیری هامانه به روزنامه شرق گفته که "اوایل سال ۸۶، یک روز آقای احمدی نژاد به طور ناگهانی و بدون هیچ مقدمه ای به من دستور داد که برای ایشان (علی کردان) حکم قائم مقامی بزنم... اما در نهایت گفتم این کار را خیانت می دانم و زیربار آن نمی روم. "

آنطور که آقای هامانه می گوید: "به من می گفتند که می ترسی آقای کردان جای تو را بگیرد و بعد تصمیم به حذف من گرفتند و با آقای نوذری به تفاهم رسیدند و ایشان هم بلافاصله بعد از ۲۴ساعت حکم قائم مقامی آقای کردان را صادر کرد. نتایجش را هم بالاخره کشور و صنعت نفت دید."

نقش آقای کردان بعدها در قرارداد واردات گاز از ترکمنستان و صادرات گاز به امارات موسوم به قرارداد کرسنت بسیار پررنگ بود به گونه ای که وقتی مدتی کوتاهی هم که وی وزیر کشور شد، همچنان با مدیران شرکت کرسنت در ارتباط بود و ماجرای برملا شدن ملاقاتش با مدیر کرسنت به همراه محمدرضا رحیمی در وزارت کشور جنجال آفرید.

با کنار گذاشته شدن وزیری هامانه، نوبت به غلامحسین نوذری رسید که وی نیز در میان نفتی ها شناخته شده بود، او مدتی سرپرست این وزارتخانه بود و بعد از آن به وزارت رسید. دوره وزارت او با پایان دولت اول احمدی نژاد تمام شد و آقای احمدی نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری مسعود میرکاظمی را که در دولت اولش وزیر بازرگانی بود به ساختمان وزارت نفت برد.

وزیر همراه احمدی نژاد

Image caption رستم قاسمی دومین عضو سپاه پاسداران بود که پا به وزارت نفت گذاشت

آقای میرکاظمی با برکناری گسترده مدیران نفتی نشان داد که سعی می کند خواسته های رئیس جمهور را برآورده کند اما وقتی آقای احمدی نژاد هیات ویژه نفت تشکیل داد که در آن حلقه یارانش نظیر اسفندیار رحیم مشایی و محمدرضا رحیمی معاونش همه کار بودند، ساز مخالف کوک کرد چون می گفت که اختیاراتش را محدود می کند.

محمدرضا نعمت زاده و اکبر ترکان دو چهره مطرح در دولت آقای روحانی از جمله کسانی بود که در این دوره از وزارت نفت کنار گذاشته شدند.

همراهی آقای میرکاظمی ادامه داشت تا آنکه دولت تصمیم به ادغام وزارت نفت و نیرو گرفت و اعلام کرد که مجید نامجو وزیر وقت نیرو به عنوان نامزد وزارت به مجلس معرفی خواهد شد، به این ترتیب خود به خود آقای میرکاظمی کنار گذاشته شد.

هر چند مخالفت مجلس اصل ادغام دو وزارتخانه نفت و نیرو را منتفی کرد اما آقای میرکاظمی بدون برگزاری جلسه معارفه از حلقه وزرا حذف شد.

در این زمان آقای احمدی نژاد اعلام کرد که خودش سرپرست وزارت نفت است اما این کار با مخالفت نمایندگان مجلس مواجه شد که معتقد بودند، این کار غیرقانونی و نقض قانون اساسی است. کمیسیون انرژی مجلس در گزارشی با ابراز تاسف از این اقدام نوشت ایران بعد از ۳۲ سال به ریاست سازمان اوپک رسیده و این کار منافع جمهوری اسلامی را در جهان تضعیف خواهد کرد.

Image caption در پی اعمال تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا درآمد ایران از صادرات نفت بشدت کاهش یافت

مخالفت تند مجلس، آقای احمدی نژاد را ناچار به عقب نشینی کرد و محمد علی آبادی یار دیرین خود را که بارها تلاش کرده بود او را وارد وزارت نفت کند، به سرپرستی وزارت نفت منصوب کرد.

آقای احمدی نژاد می دانست که نمایندگان به وزارت آقای علی آبادی رای نخواهند داد چون در سال ۸۸ به نامزدی آقای علی آبادی در وزارت نیرو رای نداده بودند.

با این پیش زمینه آقای احمدی نژاد دوباره سراغ یک فرمانده سابق سپاه رفت که ده سالی را به عنوان مدیر در بزرگترین مرکز اقتصادی سپاه در قرار گاه سازندگی خاتم الانبیاء فعالیت می کرد.

رستم قاسمی بعد از میرکاظمی دومین عضو سپاه پاسداران بود که پا به وزارت نفت گذاشت و تا پایان دولت آقای احمدی نژاد به کارش ادامه داد.

اما در این مدت فضا چنان برای وزارت نفت تنگ شده بود که پروژه های نفت به خاطر تحریم ها راکد بود و وزارت نفت دیگر نمی توانست حتی نیمی از نفت تولیدی اش را بفروشد.

کارنامه آقای احمدی نژاد این بود که چهار وزیر برای این وزارتخانه گذاشت، که سه نفرشان را برکنار کرد، سه سرپرست گذاشت که یکی از آنها خودش بود. سه نفر را هم به مجلس معرفی کرد که مجلس با وزیر شدن آنها مخالفت کرد.

نامزد پر سرو صدای وزارت نفت

انتقاد اصلی این دوره متوجه بیژن نامدار زنگنه نامزد وزارت نفت شده است. آقای زنگنه که از وی به عنوان "شیخ الوزرا" نام برده می شود ۲۲ سال در جمهوری اسلامی وزیر بوده که هشت سال آن در دولت محمد خاتمی در وزارت نفت سپری شده است.

امضای قرارداد جنجالی صادرات گاز به اماراتموسوم به کرسنت، یکی از مهمترین انتقادهایی است که به دوره وزارت آقای زنگنه در دولت اصلاحات وارد می شود. اجرای این قرارداد در زمانی که دولت آقای احمدی نژاد شروع به کار کرد، با سخنان محمدرضا رحیمی رئیس وقت دیوان محاسبات که بعدها به معاون اولی آقای احمدی نژاد رسید، و آن را "قراردادی ننگین" می دانست، متوقف شد.

پرونده این قرارداد اکنون دادگاه در دادگاه بین المللی لاهه در دست بررسی است و گفته می شود شرکت کرسنت تقاضای بین چهار تا شش میلیارد دلار خسارت کرده است.

موافقان آقای زنگنه که عمدتا از بدنه وزارت نفت هستند، وی را مدیر موفقی می دانند که در دوره وزارتش در وزارت نیرو، بزرگترین شرکت ساخت نیروگاه یعنی مپنا را پایه گذاشت و به دوران قطع برق بعد از جنگ هشت ساله پایان داد و در دوره وزارتش در نفت نیز بزرگترین پروژه نفتی ایران را در عسلویه و پارس جنوبی بنیان گذاشت.

سوای این مسائل، اکنون تولید نفت ایران به شدت کاهش پیدا کرده که بخشی از آن مربوط به قدیمی بودن چاه های نفت است و بخشی دیگر هم مربوط به تحریم هاست.

نفت موتور محرک اقتصاد ایران است و در سالهای گذشته ایران سالانه نزدیک به یکصد میلیارد دلار از محل صادرات نفت درآمد داشته ولی با شروع تحریم های بین المللی هم صادراتش به نصف کاهش پیدا کرده و هم قادر نیست پول نفت فروخته شده را منتقل کند.

در چنین شرایطی حسن روحانی می گوید که وقتی از آقای زنگنه برای پذیرفتن وزارت نفت دعوت کرده او دو نفر دیگر را معرفی کرده اما وقتی آقای روحانی به آن دو نفر مراجعه کرده هر دوی آنها آقای زنگنه را بهترین فرد برای این سمت معرفی کرده اند.

آقای زنگنه در روزهای پایانی وزارتش در زمانی که آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شده بود در انتقاد از شعارهای وی گفته بود "برخی به نفت فحش می دهند و می خواهند فقر توزیع کنند."

آقای زنگنه شعار توزیع درآمد نفت در سر سفره ایرانیان "عوامفریبانه و زیانبار"دانسته و گفته بود که محافظه کاران تندرو می خواهند با متوقف ساختن توسعه های اقتصادی و سیاسی هشت سال اخیر (دوره اصلاحات)، ایران را به انزوای بین المللی بکشانند.

مطالب مرتبط